گزارش روز سه‌شنبه ۰۷ مهر ۱۳۸۸

1 view
Skip to first unread message

noreply....@khabar.com

unread,
Sep 29, 2009, 3:07:38 AM9/29/09
to gozars...@googlegroups.com


  
daily news روزنامه الکترونیکی درصندق پستی شما
    امروز سه‌شنبه ۰۷ مهر ۱۳۸۸ سال اول, شماره ۱۲۹ , نسخه آزمایشی
    هرکه ناموخت ازگذشت روزگار      هيچ ناموزد ز هيچ آمــــــــوزگار
     

 
گزارش - نامه به هاشمي رفسنجاني در انتقاد از مجلس خبرگان

نامه به هاشمي رفسنجاني در انتقاد از مجلس خبرگان

مهدي کروبي -

مهدي کروبي، دبيرکل حزب اعتماد ملي در نامه‌اي به اکبر هاشمي رفسنجاني، رييس مجلس خبرگان رهبري به روند برگزاري اجلاس چهارم مجلس خبرگان اعتراض کرد. اين دومين نامه اعتراضي کروبي به هاشمي رفسنجاني است و او در اين نامه نوشت آنچه که بايد در مجلس خبرگان گفته نشده است و اين نهاد وظيفه خود را که نظارت بر عملکرد رهبري است، انجام نداده است. متن اين نامه را بخوانيد.

جناب آيت الله هاشمي رفسنجاني
رياست محترم مجلس خبرگان رهبري
با سلام

اين دومين نامه اي است که پس از شبه انتخابات رياست جمهوري اخير به شما مي نويسم. نامه اول را پس ازآن به شما نوشتم که اخباري بسيار ناگوار و تکان دهنده از درون بازداشتگاهها به گوش من رسيد و بر خود ديدم که از شما بخواهم بنا بر جايگاه حقوقي خود به اين اتفاقات رسيدگي کنيد و نگذاريد در جمهوري اسلامي تعرض به جان و مال و ناموس مردم تبديل به امري معمول و عادي شود. متاسفانه اما آن نامه اثري در مسئولان نکرد و ديديد که بي توجهي و بي حرمتي به حقوق مردم، چه آتشي به خرمن اعتماد زد و چه آبرويي از نظام ما زايل کرد. البته صلاح مملکت خويش مسئولين دانند. با اين حال اگر آن نامه سرانجامي پيدا نکرد با خود گفتم که شايد رسيدگي به آن نامه از دايره اختيارات شما خارج بوده است.

اکنون اما اين نامه دوم را از آن روي به شما مي نويسم که ديدم اجلاسيه مجلس خبرگان رهبري برگزار شد و آنچه در اين مجلس بايد مطرح مي شد، مطرح نشد و آنچه بايد توسط اعضاي آن مجلس مورد کنکاش قرار مي گرفت، مورد کنکاش قرار نگرفت؛ و در يک کلام مجلس خبرگان که ممتاز ترين نهاد نظارتي در نظام جمهوري اسلامي بايد باشد به نهادي بي اثر تبديل شد؛ و ماحصل اين اجلاس صرفا چند سخنراني و صدور بيانيه اي بود که بدون برگزاري اجلاس وجمع شدن اعضاي محترم آن مجلس و زحمت بردن بسيار، هم مي شد آن را انجام داد.

اينچنين بود که تصميم گرفتم اين نامه را به شما بنويسم و رشادت ها و دليري هاي حضرت امام خميني و نيروهاي انقلابي در عصر ستمشاهي را يادآوري کنم و تاکيدي که امام و شاگردان او همچون من و شما بر مقابله با ظلم و جور داشتيم را به خاطر شما بياورم، و توضيح دهم که فلسفه وجودي مجلس خبرگان رهبري و مسئوليت اعضاي آن چه بود، تا بعد شما خود داوري کنيد که در شرايط خطير کنوني چه مسئوليتي بر عهده شما بوده و هست و شما تا چه حد جايگاه صندلي اي که بر آن تکيه زده ايد را حفظ کرده و به چه ميزان در جايگاه رياست مجلس خبرگان، حافظ انقلابي بوده ايد که اصلي ترين هدف آن مقابله با بي عدالتي وتضييع حقوق مردم بوده است.

جناب آقاي هاشمي

امام خميني در شرايطي سخت و خطير و در تاريکي استبداد پهلوي، براي دفاع از اسلام و آزادي مردم از استبداد و استعمار، پنجه در پنجه نظامي انداخت که مستظهر به حمايت خارجي و تا بن دندان مسلح بود و خون جوانان را به ارزاني در خيابانها مي ريخت. شما که يکي از شاگردان امام و در رکاب ايشان بوديد مي دانيد که اگر نبود اعتقادي الهي و عزمي راسخ، مقابله با قدرت مطلقه شاه و استبداد شاهنشاهي و آن فداکاري ها و جانفشاني ها ميسر نمي شد. حتما به خاطر داريد که در آن شرايط هولناک و در راه مبارزه با جور و استبداد، ابتدا تعداد همراهان همدل در صنف روحانيت بسيار کم بود. هنگامه خطر کردن بود و زمانه زندان و شکنجه و بگير و ببند و تبعيد و دربدري و آوارگي. نه احتمالي قوي به پيروزي بود و نه برنامه اي براي تقسيم غنايم. ايمان و باور قلبي به اسلام و عدالت و مردم در دلهاي ما حاکم بود و شوق قدم زدن در بيابان به قصد کعبه. آن رشادت ها و فداکاري ها به رهبري حضرت امام به انقلابي اسلامي و ضد استبدادي منجر شد که ما امروز وارثان آن هستيم و عدالت خواهي آن به مرزهاي کشور نيز محدود نميشد و هدفي جهاني داشت از جمله در سرزمين فلسطين و قدس شريف.

جناب آقاي هاشمي

من در مقام يکي از شاگردان مکتب امام خود را مديون ايشان و رهبري شجاعانه شان مي دانم و با خود عهد کرده ام که تا پايان عمر در رکاب آن انديشه و حافظ آن ميراث گرانقدر اسلامي و ضد استبدادي باشم. چه باک که در اين مسير در نظام جمهوري اسلامي دفتر شخصي و دفتر حزبي مهدي کروبي را پلمپ کنند و روزنامه اش را توقيف و يارانش را نيز در بند سازند. چه باک که جريده هايي دهان دريده به اسم ايران و وطن، از زمين و کيهان بر من بتازند و بيت المال را خرج فحاشي خود کنند و از اين راه مواجب بگيرند و رسانه ملي را نيز تبديل به يک توپخانه حزبي و سياسي عليه اينجانب سازند و نماز مقدس جمعه را هم به مقاصد سياسي خود بيالايند و به مرکزي براي حمله به ياران امام راحل مبدل کنند. من اما تحمل تمام اين مصائب را براي خود شيرين ساخته ام با يادآوري آنکه چگونه طوفان هاي سهمگين و فراز ونشيب هاي دوران سخت پيش از انقلاب و پس از آن سپري شد و چگونه عزم و اراده بي نظير امام و پايداري همراهان پولادين قدم، قساوت و شقاوت ساواک و دژخيمان پهلوي را به لذت پيروزي خون بر شمشير و غلبه حق بر باطل مبدل ساخت. کام من چنان از آن پيروزي ها شيرين است که تلخي برخي مصائب گذرا اثري بر من نداشته و نخواهد داشت.

نيک مي دانم که شما نيز در اين مسير در رکاب حضرت امام تمام آن مصائب و سختي ها را تجربه کرده ايد و برخلاف عده اي ديگر، مي دانيد که نظام جمهوري اسلامي متکي بر سرمايه اي بسيار گرانبها و رشادت هايي بس فراوان است. شما سي سال در خدمت اين نظام بوده ايد و ميدانيد که اين نظام چه مصائب و مراحل پرخطري را در مبارزه با گروههاي التقاطي و الحادي پشت سرگذاشته است و چه هزينه هايي براي اعتلاي نظام اسلامي و برقراري حاکميت جمهور پرداخت شده است. وا اسفا اما که امروز دستاورد ما از آن همه رشادت و مقابله با استبداد و عدالتخواهي چيست و به کجا رسيده ايم؟

مي بينم که اجلاس خبرگان برگزار مي شود و شما نه سخني در انتقاد از شرايط حاکم بر کشور بر زبان مي آوريد و نه انتقادي را بنا به وظيفه خود منتقل مي کنيد و از همه عجيب تر در اختتاميه مجلسي بدين اهميت در زمانه اي بدين حد خطير غايب مي شويد. از خود مي پرسم آيا اين همان اکبر هاشمي است با همان روحيه اي که قبل و بعد از انقلاب در او سراغ داشتيم؟ به ياد مي آورم که شما .......چگونه با رشادت در حضور امام نيز هر گاه که مطلبي را لازم مي ديديد هرچند که برخلاف نظر امام بود بر زبان مي آورديد. به ياد دارم جلسه اي را که در حضور حضرت امام بوديم و ايشان وصيتنامه خود را به ما ابلاغ کردند و نظر خواستند و همه سخن در تاييد گفتند اما شما نکته اي را که داشتيد در خود فرونبرديد و بر زبان آورديد و امام نيز با بزرگواري سخن شما را پذيرفتند و بدان عمل کردند.

جناب آقاي هاشمي

شما با راي مردم و نمايندگان آنها در مجلس خبرگان در راس نهادي قرار گرفته ايد که حساس ترين و پراهميت ترين نهاد در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است. نهادي که مطابق اصل ۱۰۸ قانون اساسي عهده دار معماري و نظارت بر راس هرم قدرت در ساختار حکومتي ايران است و مسئول انتخاب و تعيين رهبري و نظارت برعملکرد آن و سازمانهاي تابعه اش. اين حقوق و اختيارات را نيز هيچ فردي به آن مجلس نداده است که بخواهد از آن مجلس پس بگيرد و وديعه اي نيست که هر وقت پسنديدند از آن مجلس بستانند. حق آن مجلس در انتخاب و نظارت و مراقبت بر رهبري برآمده از قانون اساسي است و مستظهر به راي ملت ايران. اين مجلس از چنان جايگاهي برخوردار است که هيچ نهادي حق قانونگذاري در خصوص آن را نيز ندارد و اعضاي اين مجلس خود حق تعيين شرايط کاري و نظارتي براي خود را دارند.

اجلاس خبرگاني با چنين جايگاهي منحصر به فرد، در شرايط خطير کنوني برگزار شد و پرسش من از شما به عنوان رئيس اين مجلس است که آيا اين مجلس بر اساس و ظيفه خود در اين اجلاس عمل کرده است؟ آيا آن نطق هاي پيش از دستور و آن گزارش و بيانيه اي که صادر شد به واقع پاسخگوي پرسش ها و ابهامات جامعه امروز ايران بود؟ اگر جناب آيت الله دستغيب با آن سوابق درخشان و پايگاه عميق مردمي که دارند نيز در آن مجلس سخني را از سر دلسوزي گفتند چنان با ايشان برخورد شد و از ضرورت طرد و حذف و تنبيه ايشان سخن به ميان آمد که گويي در آن مجلس جز به تمجيد و تجليل نبايد سخن گفت و هيچ خبره اي حق انتقاد از شرايط کشور را ندارد و دهان آن خبره اي که از هفت خوان شوراي نگهبان گذشته و توانسته به مجلس خبرگان راه يابد را بايد با خاک پر کرد تا مبادا جز به مداحي و تجليل از شرايط موجود سخني بگويد! به راستي که ما به کجا مي رويم؟ و اگر قرار بر اين بود و هدف مقدس همه ما در مبارزه با استبداد و استعمار رسيدن به چنين نقطه اي بود چه احتياجي بود به مجلس خبرگان؟ اگر قرار بر اين است که در مجلس خبرگان هيچ خبره اي جز به تاييد سخن نگويد آيا بهتر آن نيست که اجلاس سالانه اي هم برگزار نکند؟ به راستي ديگر چه احتياجي است به هزينه کردن از بيت المال و داشتن ساختمان و دفتر و کارمند واين همه هزينه کردن. آيا بهتر نيست چنين مجلسي را بگذاريد فقط براي روز مبادا که خداي نکرده اتفاقي براي مقام رهبري رخ دهد؟

اجلاسيه مجلس خبرگان برگزار شد و توقع آن بود که نمايندگان مردم در اين مجلس نگاهي موشکافانه به آنچه روز انتخابات ۲۲ خرداد رخ داد و حوادث و بحران هاي قبل و پس از آن داشته باشند. گمان اما نمي کردم که در اين اجلاس، خبرگان ملت، بحران مبتلا به کشور را "فتنه" بخوانند و چنين به اميد پاک کردن صورت مساله ، سر خويش را به زير برف کنند. به راستي جنابعالي که قبل از انتخابات "آتشفشان" خشم مردم را روشن ديده و آن را اعلام عمومي کرده بوديد چگونه تاييد فرموديد که تصاعد اين آتشفشان را امواج فتنه بخوانند و چنين بي دغدغه از کنار شرايط خطير مترتب بر کشور بگذرند؟

در عجبم که با قانون اساسي، اين ميراث گرانبهاي امام و خونبهاي شهيدان و ثمره تلاش و پايمردي رهروان انقلاب، و با يکي از اصلي ترين پايه هاي آن که همانا مجلس خبرگان رهبري است چه رفتاري مي شود! و عظمت اين مجلس و جايگاهي که مي تواند در حفظ و سلامت نظام جمهوري اسلامي و احقاق حقوق مردم داشته باشد، چه سرنوشتي پيدا کرده است!

رياست محترم مجلس خبرگان رهبري

امام اگر اين مجلس را مايه تقويت رهبري مي دانستند منظورشان نه فقط قدرداني و تاييد محسنات که نقد ايرادها از طريق اعمال و انجام وظيفه نظارتي نيز بود. متاسفانه اما جايگاه اين مجلس در سالهاي گذشته بدانجا رسيد که نمايندگان ادوار آن همچون آيات عظام رحمت الله عليهم احسان بخش و جمي و عبايي خراساني و خلخالي و آيت الله عباسي فر را قلع و قمع کردند و تيغ نظارت استصوابي بر گردن آنها نهادند و کسي هم دم بر نياورد که اين چه بلايي است که بر سر خبرگان ملت اين نظام مي آورند و مگر آنها چه گناهي کرده بودند که مستحق حذف قرار گرفتند. نتيجه آن سکوت ها است که امروز عده اي به خود جرات مي دهند به محض شنيدن صدايي ناخوشايند از يک نماينده، فرياد اخراج و حذف او را سر دهند.

غافل از آنکه چنين اختناق و سختگيري هايي آن هم در حق يک نماينده مجلس خبرگان با هيچ عقل سليمي قابل توجيه نيست. چگونه مي توان براي مردم توجيه کرد خفه کردن و بستن دهان يک نماينده مجلس خبرگان را که وظيفه اي سنگين برعهده او گذاشته شده است صرفا بدان دليل که حرفي ناخوشايند عده اي زده است؟ اين دم خروس چيزي نيست که بتوان به راحتي از عهده پنهان کردنش برآمد؟ و بايد که مقام رهبري خود وارد عمل شوند و در برابر اين بي حرمتي ها در حق يک نماينده مجلس خبرگان بايستند و ممانعت به عمل آورند. و به راستي آيا مجلسي با اين ترکيب که تحقير عضو آن نيز چنين رايج و ممکن است چگونه مي تواند در هنگامه اي سخت و در روز مبادا، تصميمي شايسته و بايسته براي کشور و ملت بگيرد؟

جناب آقاي هاشمي

پاسخ شما چيست به مردمي که از وظايف مجلس تحت رياست شما در شرايطي چنين خطير پرسش مي کنند؟ آيا اگر مجلس خبرگان در اجلاس خود نگاهي گذرا به آنچه که در چهار سال گذشته بر اين مملکت رفته است مي انداخت نمي توانست بسيار بهتر زمينه هاي پيدايش بحراني که بر مملکت حاکم است - و شما البته فتنه اش خوانده ايد- را دريابد؟ شما در سخنراني هاي قبل و بعد از انتخابات خود بارها به بحران هاي اقتصادي و به هم خوردن سند چشم انداز در کشور و انحراف از آن اشاره کرده ايد ولي آيا پرداختن به اين بحران ها نبايد جايي در مجلس خبرگان پيدا مي کرد؟

آيا در وظيفه شما در مجلس خبرگان نيست که رسيدگي کنيد به آنچه که به نام خصوصي سازي و انجام اصل ۴۴ قانون اساسي انجام مي شود و نهادهاي تحت نظارت رهبري همچون سپاه و ستاد اجراي فرمان امام (که بنا به فرماني که امام به بنده و آيت الله حسن صانعي دادند قرار بود حداکثر طي دو سال کليه اموال توقيفي اش يا رفع توقيف و يا با بررسي دقيق در صورت نامشروع بودن مصادره شود و اين ستاد به کار خود پايان دهد؛ ستادي که نوه گرامي حضرت امام نيز بارها گله کرده و درخواست داشته اند که در صورت تعطيل نکردن آن حداقل لفظ "امام" را از عنوان آن بردارند) سهام يک وزارتخانه دولتي را در نيمي از يک ساعت به نام خود مي کنند و به نام خصوصي سازي حماسه اي ديگر در ادامه و تکميل حماسه انتخابات رياست جمهوري اخير مي آفرينند؟ به راستي تا چه حد در اين اجلاس به سياست خارجي بدون طرح و برنامه اي که موجب وهن نظام ما در مجامع بين المللي شده است پرداخته شد؟

آيا مشکلات اجتماعي حاکم شده بر کشور و امنيتي کردن فضاي سياسي جامعه و دانشگاه ها و مراکز مختلف کشور از هيچ اهميتي براي بررسي برخوردار نبود که اعضاي آن مجلس توجهي بدان نکردند؟ به راستي تا چه حد در اين اجلاس به عملکرد برخي سازمانهاي تحت نظارت رهبري که نظارت عاليه بر آنها بر عهده شما در مجلس خبرگان است رسيدگي شد؟ آيا مروري نکرديد بر انچه در رسانه به اصطلاح ملي ما مي گذرد و افتي که مخاطبان اين رسانه پيدا کرده اند؟ آيا صحبتي در اين خصوص شد که چرا سه کانديداي به ظاهر ناکام شبه انتخابات اخير را در قوطي مي کنند و ياران آنها را در سلول انفرادي مي اندازند و آنها صرفا در گذر از سلول هاي انفرادي است که مي توانند راهي به آن رسانه ملي آن هم براي پخش اعترافات پيدا کنند و با اين حال درهاي اين رسانه اما به روي حاميان کانديداي پيروزخوانده و دادستان محترم کشور باز است که بيايند و سخنان خود را يکسويه عليه کانديداهاي ديگر مطرح کنند و بروند؟ آيا شما بر اين نکات واقف نبوديد؟

واقف بوديد و اگر در اين اجلاس به آنها اشارتي نشد آيا اين بدان مفهوم نيست که روحيه عدالت خواهي و رشادت انقلابي از ميان ما رخت بربسته و زايل شده است؟ و امروز به راستي چه پاسخي داريد در برابر آنهايي که مدعي اند اين مجلس وظيفه نظارتي خود را فراموش کرده و به نهادي بي اثر و تبليغاتي مبدل شده است؟ آيا جاي آن نبود که اعضاي اين مجلس سه کانديداي معترض به نتيجه انتخابات را که همگي از سرمايه ها و خدمتگزاران اين نظام بوده اند فرا مي خواند و سخن آنها را مي شنيد و پس از آن مبادرت به صدور بيانيه خود مي ورزيدند؟

جناب آقاي هاشمي

بر خود مي بينم که بخشي از تعبير حضرت امام در خصوص جايگاه مجلس خبرگان را براي شما و ديگران يادآور شوم که فرمودند:«اکنون شما اي فقهاي شوراي خبرگان و اي برگزيدگان ملت ستمديده در طول تاريخ شاهنشاهي و ستمشاهي، مسئوليتي را قبول فرموديد که در راس همه مسئوليت هاست، و آغاز به کاري کرديد که سرنوشت اسلام و ملت رنج ديده و شهيد داده و داغ ديده در گرو آن است. تاريخ و نسل هاي آينده درباره شما و ملت قضاوت خواهند کرد و اولياء بزرگ خدا ناظر آرا و اعمال شما مي باشند: والله من ورائهم مُحيط و رقيب. کوچکترين سهل انگاري و مسامحه و کوچکترين اعمال نظرهاي شخصي و خداي نخواسته تبعيت از هواي نفساني که ممکن است اين عمل شريف را به انحراف کشاند بزرگترين فاجعه تاريخ را بوجود خواهد آورد».

و به راستي چه نسبتي است ميان عملکرد کنوني اين مجلس با انچه امام در خصوص جايگاه آن مجلس بر زبان آورده اند و اختياري که قانون اساسي و تدوين کنندگان آن بنا به راي مردم به اين مجلس و نمايند گان آن اعطا کرده است؟ چه جاي انکار است که مجلسي چنان مهم در زمانه اي چنين خطير به نهادي بي اثر مبدل شده است. و من مهدي کروبي امروز اين نامه را به شما نوشتم و از باب تذکر و يادآوري اين نکات را بازگو کردم تا به وجدان خويش در برابر امام راحل، انقلاب و مردم شريف ايران عمل کرده و نشان داده باشم که آنچه بر آن مجلس مي رود نه به نفع نظام است و نه به نفع مردم و نه تضمين کننده جمهوريت و اسلاميتي که بيش از ۹۸ درصد مردم در فروردين ۱۳۵۸ به آن راي دادند.

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته
مهدي کروبي

بیشتر....
 



 
ساير رسانه‌ها - متن کامل بيانيه شماره 13 ميرحسين موسوي
موج سبز آزادي -

بسم الله الرحمن الرحيم

راهپيمايي روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون ترديد يک نقطه عطف محسوب مي‌شود. نتايجي بسيار مبارک از آنچه در اين مناسبت اتفاق افتاد انتظار مي‌رود که مختص به يک سليقه و يک گرايش نيست، بلکه فضلي عام و دستاوردي براي تمام کساني است که در اين سرزمين ريشه دارند، حتي اگر برخي از آنها به خاطر پيشداوري‌هاي نادرست اينک و امروز نتوانند اين نعمت و رحمت را لمس کنند.

اين برکت، ميوه دورانديشي‌هاي امام بود. او بارها به ما مي‌گفت بنيان‌هاي درست را چنان بگذاريد که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شايد ما نتوانسته باشيم حق اين رهنمود را به درستي ادا کنيم، ولي او خود در سيره‌اش اين‌گونه عمل مي‌کرد؛ تمامي ستون‌هاي جمهوري اسلامي را بر پايه‌هايي از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندين سنت و ميعاد براي حضور عملي آنان در صحنه قرار داد، تا كسي قادر نباشد اين شالوده را ديگرگون كند.

روز قدس از جمله اين ميعادهاست. با چنين سنتي نمي‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنين دعوتي نمي‌توان بدون تامين و ترويج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او اين مناسبت را نه فقط مختص به فلسطين، که روز مستضعفين و اسلام ناميد تا کمترين شائبه‌اي باقي نگذارد. اينک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز براي پر کردن مستمر صحنه از حضورهاي ميليوني مردم معلوم مي‌شود.

سي سال پيش از اين امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هايشان بر روي درد مشترکي که تمامي آنان را مي‌آزرد همصدا شوند. چقدر اين پيام با سخن امروز ما نزديک است؛ اسلام نگفته است براي آن که وحدت پيدا کنيم بايد مثل هم بينديشيم. آن وحدتي که ما بدان دعوت شده‌ايم در عين قبول تفاوت‌هاست و قدس روزي است كه مسلمانان بايد با تحمل تنوع در ديدگاه‌هاي خود درمان دردهاي مشترك‌شان را دنبال کنند. از اين روست که اگر اين مناسبت به يک پسند سياسي تعلق يابد سال به سال شکوه خود را از دست مي‌دهد؛ آثاري که برايش آرزو شده است باقي نمي‌گذارد و ديگر نمي‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.

آرمان اين روز آن است که رنگ‌هاي گوناگون را آميخته با يکديگر به صحنه بياورد. روز قدس امسال ما اين گونه نبود، اما براي چنين چيزي بود. اتفاقا اينجانب آخرين جمعه از رمضان امسال را در ميان کساني حاضر شدم که جمعي از آنان با مشت‌هاي گره کرده به پيشوازم آمده بودند و برايم آرزوي مرگ داشتند. در مسير پرهياهويي که بايکديگر همراه شده بوديم سيمايشان را مرور مي‌کردم و مي‌ديدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و مي ديدم پيروزي ما آن چيزي نيست که در آن کسي شکست بخورد. همه بايد با هم کامياب شويم، اگرچه برخي مژده اين کاميابي را ديرتر درک کنند.

از قضا آنها که از رخدادهاي قدس امسال احساس شکست ‌مي‌کردند بيشترين بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترين شکل دريافتند که سه ماه خشونت بي‌سابقه کمترين اثري در حضور مردم به جاي نگذاشته ، بلکه آن را فراگيرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه ديگر که ميقات بهمن فرا برسد، آنان بي‌نتيجه و پرخطا بودن سياست‌هاي خود را ملاقات نمي‌کردند و زماني با هزينه‌هاي سنگين عملکرد خود روبرو مي‌شدند که براي چاره‌ کردن بسيار دير بود.

خشونت چاره ساز نيست. ادخلوا في السلم کافه؛ همگي در مسالمت وارد شويد. خشم مرکبي است که سوار خود را به زمين مي‌زند. درمقابل رفتارهاي زشت امنيتي و تحريک‌هاي مدوام تبليغاتي مردم حق دارند عصباني شوند، اگرچه اين حقانيت تغييري در تبعات خشم آنان ايجاد نمي‌کند. ما به اندازه‌اي که از خود صبر و خرد نشان بدهيم از کوشش‌هايمان نتيجه مي‌گيريم و اگر به سوي تندروي‌هاي بي‌‌دليل بلغزيم چه بسا که حاصل يک هفته و يک ماه تلاش را در يک روز و يک صحنه جا بگذاريم. مردم ما از آن رو خود را شايسته رفتارهايي مناسب‌تر از سوي حاکمان مي‌بينند که هوشيار و خردمندند،‌ و خردمند کسي است که نه فقط ميان خوب و بد، بلکه ميان خوب و خوبتر و بد و بدتر تميز بدهد.

خوبتر از نتايجي که در روز قدس به دست آورديم هنوز وجود دارد، کما اين که بدتر از وضعيتي که از آن رنج مي‌بريم و بدان اعتراض مي‌کنيم نيز هست. در پيش‌رو و در شرايط تاريخي ما تصوير روشني از نتايج رفتارهاي ساختارشکنانه نيست. همان‌گونه كه در نامه فرستاده شده براي تمامي مراجع تقليد به عرض رسيد افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوي سرزمين ما هستند که هرگز نبايد آنها را از نظر دور کنيم. البته اين عبرت‌ها ما را از استيفاي حقوقمان منصرف نمي‌کنند، زيرا ما آن صبوري و دانايي را داريم که بدون پرداختن چنين هزينه‌‌هاي سنگيني سرنوشت خود را بهبود ببخشيم.

آن چيزي که مي‌تواند اين هدف بزرگ را محقق کند پايبندي به شعارهاي زريني است که انتخاب کرده‌ايم. هيچ كلمه‌اي که دوستي و برادري ميان مردم را تحت تاثير قرار دهد به بازسازي هويت و وحدت ملي ما نمي‌انجامد. ما اسلام رحماني را درمان دردهاي خود مي‌دانيم و آن چيزي را که اينک به نام دين از سوي بخشي از حاکميت معرفي مي‌شود پوستيني وارونه مي‌بينيم.

ما خواستار اجراي بدون تنازل قانون اساسي و بازگشت جمهوري اسلامي به اصالت اخلاقي نخستينش هستيم. ما جمهوري اسلامي نه يک کلمه کم نه يک کلمه زياد را مي‌خواهيم، و آناني را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب مي‌شناسيم که با بهانه و بي‌بهانه از موازين اسلامي عدول مي‌کنند و بنا بر اميال شخصي به تعطيل اصول قانون اساسي دست مي‌زنند.

فضاي سياسي امروز كشور آن چيزي نيست كه سي سال پيش از اين ايرانيان آرزويش را داشتند. مردم اينك از خود مي‌پرسند چه چيز ما را از رسيدن به آرمان‌هايمان بازداشت و به شرايط فعلي رساند. اين سوالي اساسي است كه جا دارد درباره كوشش‌هاي امروز و فرداي‌ ما نيز پرسيده شود. ما چه بايد بكنيم تا سي سال بعد از نو با همين پرسش روبرو نشويم؟

ما تنها در صورتي به اين اطمينان مي‌رسيم که دستاوردهاي سياسي - اجتماعي خود را به زندگي‌هاي روزمره‌مان متکي کنيم. در طول يك قرن گذشته مردم ما از اين قبيل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکي به مبارزه بوده است؛ تا فضاي جهاد و تلاش وجود داشت اين دستاوردها زنده بود و همين كه مردم خسته مي‌شدند يا تصور مي‌كردند بايد به خانه‌هايشان بازگردند محصول از ميان مي‌رفت. مبارزه امري مقدس است، اما دائمي نيست. آنچه دائمي است زندگي است.

اين درسي است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختيم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌هاي جنگ حاضر مي‌شدند؛ گروه نخست ايام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسيد وقت زندگي كردن رسيده است؛ وقت آن كه پول روي پول بگذارند و برج روي برج بسازند. و گروه دوم كه براي معنويتي سرشارتر به جبهه مي‌رفتند. آنها براي ايثار کردن عازم جبهه نمي‌شدند؛ مي‌رفتند تا از فضاي نوراني‌ آنجا بهره‌مند شوند.

شايد براي کساني که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم اين کلمات آسان نباشد، اما واقعيت دارد. نه آن که ايثار نمي‌کردند؛ نامدارترين قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهايي که به دست مي‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگي مي‌کنند. آنها سال‌هاي جنگ را زندگي کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌اي آرام براي پاسداري از حياتي، يا لااقل خاطره حياتي که چشيده بودند. اگر آنها نبودند ما نمي‌توانستيم هشت سال با دستان خالي بايستيم.

در زمان انتخابات وقتي گروهي از آنان مرا مفتخر کردند و کميته ايثارگران را به عنوان يکي از فعال‌ترين بخش‌هاي ستاد اينجانب شکل دادند احساس سربلندي مي‌کردم و چون مي‌گفتند به اميد تجديد نورانيت ايام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگين‌تر مي‌ديدم. بعيد مي‌دانم کسي در ميان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزي قرار دارند که همه ما را به يکديگر پيوند داده است.

به تاسي از آنان ما نيز بايد راه سبز اميد را زندگي کنيم؛ در اين صورت همان معجزه‌اي که آنان آفريدند در انتظار ما نيز هست. اهميت روز قدس امسال در اين بود که نشان داد حيات جديدي که مردم انتخاب کرده‌اند امري گذرا و موقتي نيست. اگر همه در خانه‌هايمان نشسته بوديم و در عين حال اين پيام با همين صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هيچ کمتر نبود.

راه سبز را زندگي کردن يعني هر روز و همزمان که در خانه‌هايمان و سرکارمان و در کوچه و خيابان و بر سر معيشت‌هاي روزمره خود هستيم اين پيام با غيرقابل انکارترين ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ايراني بودن و اين زماني بودن ما تکرار مي‌شود.
وقتي که سخن از تقويت شبکه‌هاي اجتماعي و يا زندگي کردن راه سبز مي‌شود بلافاصله مي‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستيد. سخن از آن نيست شبکه‌هاي اجتماعي که وجود ندارند را شکل دهيم و قدرتمند کنيم؛ سخن از آن است كه قدرت مردم در شبکه‌هاي اجتماعي است که به صورت طبيعي و به هدايتي فطري درميانشان شکل گرفته است. بايد اهميت آنها را درک کنيم.

روز قدس امسال نشان داد اين شبکه همچون نوزادي که به راه افتاده باشد با سرعتي باورنکردني در حال رشد است؛ به زودي سخن گفتن را هم آغاز مي‌کند و به زودي بالغ مي‌شود و همگان را به تحسين و احترام نسبت به خود وا مي‌دارد. آن وظيفه‌اي كه بر عهده ما قرار دارد آن است كه با تكثير انديشه‌هايي كه در حوالي آن شكل مي‌گيرد و با تذكر دائمي اهميت اين پديده مبارك از آن پرستاري کنيم.

به همين ترتيب اگر گفته مي‌‌شود راه سبز را بايد زندگي کرد سخني پيچيده و تازه‌اي و دعوت به امري ناشناخته نيست. بلکه توجه دادن به همان چيزي است که داريد تجربه مي‌کنيد، و اين که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهاي پيشين، آغاز نوعي از زندگي است. در همصدايي‌ها و پيوندها و چشم‌پوشي‌ها و يکرنگي‌ها و هوشمندي‌ها و سرزندگي‌هايي که ادامه اين مسير مستلزم آن است حظي وجود دارد که زندگي را سرشارتر مي‌کند.

علاوه بر آن در دانايي ملت ما قدرتي هست که او را از تحمل بسياري رنج‌ها بي‌نياز مي‌کند. مردم ما براي استيفاي حقوق خود از پرداختن هزينه مضايقه ندارند، زيرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عين حال اگر براي نتايجي که از حرکات اجتماعي خود به دست مي‌آوريم دوام مي‌خواهيم بايد شجاعت و فراست را به هم بياميزيم.

اينک بر اثر سياست خارجي غلط و ماجراجويانه دولتي که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هايي قرار گرفته است که بيشترين خسارت آن را قشرهاي محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پيش مي‌رفتيم شايد ساده‌انگارانه تصور مي‌كرديم كه اين يک امتياز براي راه سبز ماست، اما زماني که مي‌خواهيم مسير سبز را زندگي کنيم چنين نيست.

اينجا کشور ماست و اين زندگاني ماست و اين ما هستيم که بايد نسبت به چنين مشکلاتي نگران باشيم و حساسيت نشان دهيم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهاي رسمي منتشر شده از سوي مراجع رسمي همين دولت ده‌ها ميليارد دلار از درآمدهاي ارزي کشور را ظرف سال‌هاي گذشته مفقود اعلام مي‌کنند و و مراجعي که بايد درمقابل اين امر واکنش دهند بي‌تفاوت نسبت به حجم اين ارقام که مي‌تواند چند ارتش را تجهيز کند در گيرودار يارکشي‌هاي سياسي افتاده‌اند.

از کداميک از آنان انتظار داريم به رنج‌هايي که بر اثر رفتارهايشان بر مردم تحميل مي‌شود اهميت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگي در اين خاک و بوم را مختل مي‌کند حساسيت نشان ندهيم ديگري نشان نخواهد داد؛ كما اين‌كه اقتصاددانان ما بيمناك از آن كه سرنوشتي شبيه به معترضين نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندان‌ها داشته باشند در اعتراض خود كاملا تنها هستند. زماني مفقود شدن بيست هزار دلار درخزانه كشور براي ساقط كردن يك دولت كافي بود. اما اينك فريادهاي اخطار نسبت به گم شدن چنين ارقام گزافي كمترين واكنشي بر نمي‌انگيزد.

اخيرا گروهي از اساتيد ايراني مقيم خارج در نامه‌اي ضمن تشريح برداشت خود از راه سبز اميد هر چيزي که منافع ملت ايران را تامين کند هدف اين جنبش معرفي کرده بودند. بر اين اساس آنان توصيه مي‌كردند که با سپاسگزاري از حمايت ملت‌هاي ديگر ظرف اين چندماه از آنها بخواهيم در هيچ تحريمي بر عليه ايران شرکت نکنند. اينجانب نظر آنان را پسنديدم و بر آن صحه گذاشتم، زيرا اين نه تحريم يک دولت،‌ بلکه تحميل رنج‌هاي بسيار بر مردمي است که مصيبت دولتمردان ماليخوليازده برايشان کافي است. راه سبز را زندگي کردن به اين معناست و ما با اعمال هرگونه تحريمي بر عليه ملت خود مخالفيم.

اين يک نمونه است. کسي به کساني که اين خواسته را با ما در ميان مي‌گذارند از ضرورت زندگي کردن راه سبز نگفته بود. ما بقي ما نيز از اين ضرورت آگاه باشيم يا نباشيم به هدايتي فطري در همين مسير هستيم، لذا ضرورت ندارد که اين شيوه را به يکديگر تلقين کنيم؛ تنها کافي است از آن آگاه باشيم و پرستاري کنيم.

زندگي ادامه دارد و افراد موقتي هستند. هر جمعي و جماعتي كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پيوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمي براي به تني يا افرادي از همراهان عادي خود امتيازات بي‌دليل قائل شدند سرانجام تشخيص عقلاني خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.

مردمي كه مي‌خواهند سرپاي خود بايستند و حياتي كريمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستين قدم‌هايي كه به ناكامي‌‌شان مي‌انجامد بابيشترين دقت‌ها پيشگيري كنند. تولد اينجانب نه هفتم مهر كه روز آشنايي با شماست. حتي اگر روز هفتم مهر به دنيا آمده بودم نيز جا نداشت حركت شما به كيش شخصيت آلوده شود. اميدوارم اين كلمات مرا صميمانه و از سر نگراني و نه يک شكسته‌ نفسي بي‌حقيقت و تعارف‌ گونه تلقي كنيد.

برادر شما - مير حسين موسوي

بیشتر....
 
گزارش - بازار برنج همچنان در دست دلالان است
بازار برنج همچنان در دست دلالان است

مردمک -

صداوسيما که تا چند ماه پيش به‌طور گسترده از شبکه‌هاي خود برنج خارجي تبليغ مي‌کرد، به تازگي اين نوع تبليغات را متوقف کرده است.

گفته مي‌شود ايران واردات برنج از هند را به‌دليل وجود سم «آرسنيک» محدود کرده و رييس مرکز تحقيقات کشاورزي پنجاب هند نيز وجود اين سم در مناطق کشت برنج در اين منطقه را تاييد کرده است.

چند روز پيش برخي دستگاه‌هاي دولتي ايران روي برنج‌هاي وارداتي از ايالت پنجاب هند آزمايش‌هايي را انجام دادند که نشان مي‌دهد ميزان آرسنيک و كادميوم در اين برنج‌ها بالاتر از حد استاندارد است.

با انتشار خبر آلودگي اين نوع برنج و کاهش کيفيت برنج غيرايراني، بازار برنج داخلي رونق گرفت و بار ديگر قيمت برنج ايراني در مدت زمان کوتاهي افزايش يافت.

گزارش‌ها از بازار برنج در ايران حکايت از آن دارد که برنج هاشمي از مرغوب‌ترين انواع برنج ايراني، در يکي از شهرهاي استان مازندران از کيلويي هزار و 800 تا دو هزارتومان به دو هزار و 600 تا دو هزار و 700 تومان و در يکي از شهرهاي استان گيلان از کيلويي هزار و 700 تومان به دو هزار و 100 تومان افزايش يافته است.

از سوي ديگر، قيمت برنج‌هاي وارداتي نيز در اين دو استان از بيش از دو هزار و 400 تومان به کمتر از هزار و 700 تومان کاهش يافته است.

آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد که در سال 87، يک ميليون و 382 هزار تن برنج به ارزش 790 ميليون دلار وارد کشور شده، در حالي که اين رقم در سال 86، يک ميليون و 66 هزار تن بوده است.

گفتني است در سه ماه نخست سال جاري 368 هزار تن برنج به ارزش 310 ميليون دلار وارد کشور شده است.

اين در حالي است که به‌دليل واردات فراوان، در سال‌هاي گذشته مقدار بسيار زيادي از برنج داخلي کشور در انبارها خاک خورده و برنج‌کاران کشور نيز بدترين وضعيت اقتصادي و معيشتي را سپري کردند.

کارشناسان براين باورند سوءاستفاده‌چياني که امروز از فرصت رونق بازار برنج داخلي بهره‌برداري مي‌کنند، پيش‌تر با سوءاستفاده از کم‌توجهي مسئولان، مقادير زيادي برنج غيرايراني را به کشور وارد کردند و با تبليغ گسترده در رسانه‌ها، ذائقه مردم را به سمت اين نوع برنج‌ها سوق داده و توليد داخلي را متضرر کردند.

علاوه بر مشکلات مربوط به سياست‌گذاري‌ها دولت، برنج‌کاران در سال‌هاي گذشته با مشکلات کم‌آبي و خشکسالي نيز مواجه بودند که حمايت نکردن مسئولان از آنها، موجب تشديد مشکلات آنها شد.

بیشتر....
 
Testa något nytt!

 
موسوي: خشم مرکبي است که سوار خود را به زمين مي‌زند
ميرحسين موسوي در بيانيه‌اي تازه، سبزها را به پرهيز از خشونت دعوت کرده است. او در عين حال مي‌گويد، روز قدس امسال نشان داد، «سه ماه خشونت بي‌سابقه کمترين اثري در حضور مردم به جاي نگذاشته، بلکه آن را فراگيرتر کرده است». بیشتر....
 
پولانسکي و پرونده‌ي "خطاي جواني"
رومن پولانسکي به خاطر جرمي که بيش از سي سال از تاريخ آن گذشته، در زوريخ بازداشت شده است. سويس قصد دارد سينماگر نامي را به آمريکا تحويل دهد، اما وکلاي مدافع پولانسکي خواستار آزادي او با قيد ضمانت شده‌اند. بیشتر....
 


 
رنگ و بوي اسلام در پارلمان بلژيک
مهينور ازدمير اولين نماينده زن پارلمان در اتحاديه‌ي اروپاست که روسري به سر دارد. اين دختر ۲۶ ساله¬‌ي مسلمان به عنوان نماينده¬‌ي حزب دمکرات مسيحي بلژيک به پارلمان اين کشور راه يافته و جوان‌ترين نماينده‌ است. بیشتر....
 
انرژي‌هاي تجديدپذير، راه نجات از بن‌بست هسته‌اي ايران؟
مؤسسه‌ي ووپرتال آلمان معتقد است، به جاي تلاش براي وادار کردن ايران به دوري از انرژي اتمي بايد جمهوري اسلامي را به استفاده از منابع تجديدپذير تشويق کرد. اما ظرفيت‌هاي استفاده از اين منابع در ايران چيست؟ بیشتر....
 


 
جايگاه صنعتي فارس مناسب نيست
بيش از 5/6 درصد جمعيت کل کشور در استان فارس جاي دارد ولي همچنان جزو استان ;هاي محروم کشور هستيم ..... D ( سه شنبه 07 مهر 1388 ) بیشتر....
 
نبود مديريت واحد ريشه مشکلات فرهنگي است
غلام مهدي حقدل ;، از فعالان سياسي و اجتماعي و البته فرهنگي استان است. با رييس کميسيون فرهنگي شوراي دوم شيراز از ..... D ( سه شنبه 07 مهر 1388 ) بیشتر....
 
نمي ;توان برابر تکثر رسانه ;ها ايستاد
با حرفه ;اي و شبه ;بومي ; شدن شبکه ;هاي ماهواره ;اي، همواره اين خطر حس مي ;شود که اين شبکه ;ها بر فرهنگ ايراني از ..... D ( سه شنبه 07 مهر 1388 ) بیشتر....



وضعیت آب و هوا  
Tehran
دما 27
رطوبت 16
باد 11.27
Kermanshah
دما 20
رطوبت 35
باد 11.27
Ahwaz
دما 33
رطوبت 17
باد 14.48
Mashhad
دما 26
رطوبت 23
باد 0
Tabriz
دما 11
رطوبت 58
باد 8.05
Shiraz
دما 25
رطوبت 24
باد 0
Zahedan
دما 31
رطوبت 16
باد 8.05
Gorgan
دما 25
رطوبت 65
باد 0

آخرین وضعیت آب و هوای کشور
http://weather.yahoo.com/Iran/IRXX/regional.html  



 


 
واکنش جهاني به آزمايشهاي موشکي جمهوري اسلامي ايران
کاخ سفيد آزمايشهاي موشکي که پيش از ملاقات سران گروه ۵+۱ با نمايندگان ايران صورت گرفت را "تحريک آميز" خواند، رابرت گيبز گفت آنها مي توانند به همان راهي که اکنون مي روند ادامه دهند و يا مي توانند در راستاي اعتماد سازي در دنيا قدم گذارند بیشتر....

 

بیشتر....

 

بیشتر....

 

بیشتر....

گزارش روز هر روز در صندق پستی الکترونیکی شما!

همیشه با آخرین خبرهای روز از وقایع اتفاقیه در کشور عزیزمان ایران

آدرس شبکه جهانی گزارش روز www.gozareshrooz.com 
 

تماس با گزارش روز khorda...@gmail.com  |   میخواهم مشترک شوم / حذف اشتراک

   
گزارش روز ابزاریست برای خبر رسانی برای هموطنان عزیز که به ایران میاندیشن
   گزیده آخرین خبرهای روز بر گرفته از معتبرترین سایتهای خبری برروی شبکه جهانی اینترنت



Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages