ممنون مجتبی جان...
من یه مقدار سوال رو شرح و بسط بدم
اینکه دین چه خلأی رو تو زندگیِ اینجاییِ انسان دین مدار پر میکنه که یک انسان مثلا خداناباور از داشتن اون محرومه و چه ویژگی منحصر بفردی داره نمیشه که اون رو با نگرش یا مکتب دیگه ای جایگزین کرد؟ دین قراره چه دستاورد و کارکردی تو زندگی روزمره انسان مومن داشته باشه و بازدهیش (efficiency :) ) رو بالا ببره؟
به نظر من اصلی ترین و مرکزی ترین نگرش و ایده ای که دین برای انسانها داره و نمیشه اون رو از تفکرات مادی استخراج کرد اینه که انسان ورای جهان محسوساته. این ایده، جهان بینی ای رو در اختیار انسان قرار میده که وابستگی و تملکش رو از این دنیا قطع کنه و دنیا را جزئی از وجودش ندونه. این به منزله نپرداختن به امور دنیوی نیست بلکه اهمیت در عدم وابستگی و تملک به این اموره.
و به نظرم مهمترین متد عملی ای هم که دین تبیین کرده "توکل" هستش.یعنی "ای انسان تو حواست رو بده به من، امور دنیویت با من!" خدایی را فوق امور پنداشتن و نتیجه امور را به او واگذار کردن، بار "وابستگی به نتیجه امور" را از دوش انسان سبک میکنه. و آرامش مومن (نه عدم دغدغه فکری) و ایمنی مومن در گرو این طرز نگاه هستش ونتایجی مثل لاخوف علیهم و لاهم یحزنون هم خواهد داشت و اثراتی که یوسف و مرصاد هم اشاره کردن: زندگی اخلاق مدارانه و به رنج آمدن از خسران دیگران.