شبکههای اجتماعی، نان و شیر
پیشنهاد به همین سادگی و شفافیت است: «شنبه، یکشنبه و دوشنبه در اعتراض به
گرانی و تورم نان و شیر خریداری نمیکنیم. فقط سه روز با هم متحد باشیم.
برای کمک به هموطنان کم درآمد و آسیب پذیرمان. لطفا اطلاعرسانی کن هموطن…»
درست زمانی که برخی روشنفکران و فعالان سیاسی از پایان یافتن «جنبش سبز»
یا فقدان چیزی بهنام «جنبش اجتماعی» در ایران امروز سخن میگویند، زیر
پوست جامعه مدنی ایران، اعتراض مردمان تغییرخواه به شکلی جدید و متفاوت، و
البته درونزا خودنمایی میکند.
پیشنهاد واکنش مدنی و اعتراضی به «گرانی»، از همان جایی سربرمیکشد که کلیدواژهی حیاتی جنبش سبز است: «شبکههای اجتماعی».
درحالیکه برخی منتقدان جنبش سبز، میکوشند الگوهای ذهنی خود را بر وضع
اجتماعی ایران سوار کنند، واقعیت جنبش اجتماعی جدید ایران امروز را نادیده
بگیرند، خارج از متن جامعهی ایران، بلوکهای سیاسی خلق و آلترناتیوسازی
کنند، مدلهای سازماندهی قدیمی ـ ویژهی جنبشهای اجتماعی کلاسیک ـ را برای
جنبش سبز طراحی نمایند، مفهوم «شبکههای اجتماعی» را به مقولهای ژلهای و
بیصاحب و بیحاصل و انتزاعی و لوکس و مجازی فروکاهند، متکثر بودن مناسبات
کنشگران در جنبش سبز را نقی و نفی کنند، و بهفکر تعمیم «دستوری» و «از
بالا»ی جنبش سبز به بخشهای محروم و لایههای نابرخوردار جامعه بیافتند،
«شبکههای اجتماعی» حقیقی و عینی در درون ایران خود پیشقدم کنش اعتراضی
جدید شدهاند.
نکتهی قابل توجه در پیشنهاد اخیر، نسبت وثیق آن با واقعیتهای جامعهی
ایران است: به موضوعی بس ملموس و عینی (گرانی) توجه دارد؛ کنش خود را
«عقلانی» و با برآورد «هزینه ـ فایده» پیشنهاد میکند؛ و به فکر همراهی
هرچه بیشتر و گستردهتر شهروندان (لایههای اجتماعی گوناگون) است. و از
همینروست که با وجود سکوت شخصیتهای حقیقی و حقوقی سیاسی، بهشکلی تصاعدی
با اقبال ایرانیان مواجه میشود.
به شکل معناداری، مشخص نیست که این پیشنهاد دقیقا از کجا متولد شده و با چه
مکانیسمی خلق شده؛ اما آنچه مهم است اینکه از درون روابط توأم با اعتماد و
همفکری و انگیزهی مشترک معترضان به وضع موجود و برای «تغییر» خلق شده
است؛ مناسباتی که مفهوم شبکههای اجتماعی را بازخوانی میکنند و به ذهن
متبادر.
«نقزنندگان گوشهگیر» یا «مأیوسشدگان از امکان تغییر» یا «منکوب شدگان از
سرکوب» یا «تحولخواهان یکشبه» ممکن است در نتیجه/نتایج این کنش، بار
دیگر قلمفرسایی کنند؛ اما چه کسی گمان میبرد که طراحان این پیشنهاد ـ و
نیز خیل تصاعدی همدلان و همراهان و مبلغان پیشنهاد ـ دلخوش به اثرگذاری
سریع این اعتراض بر ساختارهای نظام اقتدارگرا (و حتی رفتار اقتصادی حاکمیت)
بودهاند؟ پاسخ البته منفی است؛ آنچه بس راهبردی و معنادار و
ستایشبرانگیز است، خیزش جدید و تلاش مجدد شهروندان زیر ستم و سرکوب و
خشونت حاکمیت، و در کشاکش با درد و رنج ناشی از گرانی و بحرانهای اقتصادی،
برای همیابی، اعتراض بیخشونت، تمرین مقاومت مدنی، و امیدبخشی و
شورانگیزی عاقلانه و واقعبینانه در جامعه است.
نتیجهی راهبردی اقدام مزبور قابل صرفنظر کردن نیست. معترضان (ناراضیان
اقتصادی و مخالفان سیاسی) در شکلی جدید از کنش انتقادی به وضع مستقر،
کوشیدهاند راهکاری جدید بیابند و «خود» را بیازمایند. طراحان و همگامان
پیشنهاد، این امکان را خواهند داشت که با لحاظ کردن بازخورد(فیدبک)های
اقدام، آن را در سطوحی دیگر بسط دهند یا عمق بخشند؛ و از این فراتر، در
همیابی با دیگر شهروندان (خویشان، دوستان، همکاران، هممحلهایها،
هممدرسهایها، همدانشگاهیان، همقومها و ...) شبکهای از روابط توام با
انگیزهی اقدام مشترک، اعتماد، و شور و نشاط و امید، در کنار خواست تغییر
وضع موجود، سامان دهند. و این دقیقا همان چیزی را خلق میکند که ذیل مفهوم
«شبکههای اجتماعی» میرحسین موسوی بر آن انگشت تاکید گذاشت. مقولهای که
متاسفانه برخی منتقدان و مخالفان جنبش سبز، یا برخی همراهان، در مقام نقد
یا بهکارگیری، آن را به کارویژههای شبکههای اجتماعی مجازی، تقلیل دادند.
بازخوانی مفهوم شبکههای اجتماعی
ویژگیهای شبکههای اجتماعی، و اهمیت و تأثیر آنها بر روندها و مناسبات
سیاسی-اجتماعی، نیازمند بازخوانی مکرر توسط سبزها و تغییرخواهان، و آزمون
آن در سطوح گوناگون است. در تعریفی اجمالی:
«شبکههای اجتماعی» در سامانی از روابط و نظامی از مناسبات نزدیک و
همدلانه، محقق میشوند و تاثیراتی فراتر از عمل سیاسی بهجای میگذارند.
شبکههای اجتماعی در متن و بطن فعالیتها و مناسبات خویشاوندی و تعاملهای
فامیلی، دوستانه، مذهبی، و یا جماعتی و محلی و هنری و حتی همسایگی و
همکاری و ...، نظامی از روابط را سامان میدهند که به میزان زیادی در
مقابل تهدیدها، نفوذناپذیر و مصون میماند. عضویتهای چندگانه (با
همفکران، همکاران، همقومیها، همجنسها، همسالان و...) موجب افزایش
احساس اعتماد متقابل در کنشگران میشود. وابستگیهای متعدد و گوناگون و
عضویتهای چندگانه بهمثابهی کریدوری ارزشمند و کارآ برای ارتباط و تعامل
با محیط اجتماعی ایفای نقش میکنند.
به لطف پیوندهای شکل گرفته در شبکههای اجتماعی، کنشگران مدنی، برداشتها و
نگرشهای ویژهای از جهان را در خود پرورش میدهند؛ ارزشها و هنجارهایی
مشترک مییابند؛ اطلاعات و حداقل شایستگیهای لازم را برای عمل جمعی کسب
میکنند؛ از تجربیات کسانی که قبلا درگیر بودهاند درس میآموزند؛ و نیز،
از انگیزه و فرصتهای لازم برای کنش جمعی پرخوردار میشوند. افزون بر این،
شبکههای اجتماعی با آگاهی بخشی و مطلع ساختن افراد همسو و همدل با جنبش
اجتماعی، یا بیتفاوت نسبت به آن، و نیز با افزایش انگیزه اجتماعی و اخلاقی
مشارکت، نقش ویژهای در گسترش و تعمیق و تقویت جنبشهای اجتماعی ایفا
میکنند.
شبکههای اجتماعی همچنین احتمال مشارکت در تحولات اجتماعی و کنشهای گروهی
را در افراد افزایش میدهند. در متن شبکههای اجتماعی، کنشگران کانالهای
ارتباطی جدیدی ایجاد میکنند و فضا را برای کنش مشترک، بسط و ارتقاء
میدهند. مستقل از اینها، پیوندهای شخصی کنشگران و تعاملات آزاد میان
افراد و سازمانها، جزء مهمی از ساختارهای جنبش و ایجاد شبکه اجتماعی است.
فرجام سخن
اینک، تمامی کسانی که همراه و همدل شدهاند با پیشنهاد نخریدن نان و
شیر در سه روز اول هفته، و در اعتراض به گرانی و تورم، این مفهوم بسیار مهم
(شبکههای اجتماعی) را در سطحی دیگر و در آزمون و امکانی جدید، در عمل و
در متن واقعیتهای زندگی روزمره، میآزمایند و تجربه میکنند.
درست زمانی که تمامیتخواهان با حبس رهبران جنبش و تهدید و زندان کنشگران
سیاسی و مدنی برجسته و موثر گمان کردهاند آرامش گورستانی بر جامعه حاکم
کردهاند، واقعیتهای «تغییرات ساختاری» و ریشههای حذف ناشدهی جنبش سبز ـ
بهمثابهی جنبشی اجتماعی ـ از جایی دیگر سربرمیکشد.
تمرین همگامی اعتراضی و نافرمانی مدنی، تقویت حس مهم «ما» میتوانیم توسط
هر «شهروند»، ارتقاء روابط و مناسبات اجتماعی در متن شبکههای اجتماعی
خودسامان یافته، و همسو شدن ناراضیان اقتصادی با معترضان سیاسی، آنهم سه
سال پس از کودتای انتخاباتی و با وجود سرکوبهای پیوسته و خشن، نتایج و
دستاوردهای ناچیزی برای پیشنهاد و اقدام جدید محسوب نمیشوند.
******************************************************************