با سلام مجدد به دوستان عزیز برنامه های گلها امروز پنج بیت شعر از برنامه گلهای رنگارنگ شماره 195ب انتخاب شده که سرایندگان آن برایم نامعلوم هستند ، بیت آخر شبیه یکی از اشعار حفظ است
ولی در دیوانش دیده نشد . با تشکر فراوان - دربندی
گر نور ده ديده گريان مني ور داغ نه سينه سوزان مني
دوش بگو باده كجا خورده أي مست شدي باده چرا خورده أي
امروز در اين شهر چو من ياري نيست آورده به بازار خريداري نيست
دل به يار بي وفاي خويشتن دادم و ديدم سزاي خويشتن
تا كه از طارم و ميخانه نشان خواهد بود تاب ابروي تو هم قبله جان خواهد بود
زخم فرهاد و من از یک تیشه بود او به سر زد من به پای خویشتن
هرکه را یاری برای خویشتن
ما و یار بی وفای خویشتن
تا به کی در بزم خاص اغیار را
می توان دیدن به جای خویشتن
آشیانی دیدم از هم ریخته
یادم آمد از سرای خویشتن
تا زدم در کوی رسوایی قدم
سرمه کردم خاک پای خویشتن
محفلم را مطربی در کار نیست
بیخودم از ناله های خویشتن
ناصحم گوید که : ترک عشق کن
می زند حرفی برای خویشتن
تا نظر دوستان بزرگوار چه باشد
فریبا امامیان