جای همهی کسانی که نبودند خالی!
مراسم دورهم نشینی برای نقد و مرور کتاب غول و دوچرخهی احمد اکبرپور
دیشب در جمعی صمیمی در محل گالری - بوفهی فروغ برگزار شد.
در این جمع که درسا و بابا و ماماناش، یعنی همان شخصیت های داستان، حضور
داشتند، ابتدا بحث با گفتار انتقادی آقایان رنجبر و پورابراهیم آغاز شد.
بعد از یکی دو دور نقد و بررسی جدی، نوبت به «یاسمین»، دختر خردسال بابک
طیبی رسید تا با آن نگاه کودکانه در بارهی قصه حرف بزند. همین طور «شمیم
آزاد» به عنوان یک مخاطب نوجوان، نظرش را در بارهی کتاب گفت. این دو
مخاطب هدایایی از «درسا» دریافت کردند.
در ادامه آقای اکبرپور کمی به واکنشهایی که نسبت به آثارش در حیطهی
ادبیات کودک مشاهده کرده، اشاره کرد و همین طور متنی داستانگونه، سرشار
از تخیل و فانتزی ذهن خلاق کودکانه خواند. این متن را دخترش درسا نوشته
بود.
پس از این، آقای ابوتراب خسروی، داستاننویس توانا، بحثی را در انداخت و
از احمد اکبرپور در بارهی تعهد در ادبیات کودک پرس و جو کرد. این بحث
درآمد یک فتوگوی جمعی شد و نهایتا یکی چند نقد دیگر به طور مکتوب و
شفاهی نسبت به اثر مد نظر ارائه شد.
این نشست که تا نیمه شب به درازا کشید، تجربهیی متفاوت از شبهای بلند
تابستانی و همینطور شبهای آرام و کمتجرک ماه روزه، برای حاضران آفرید.
گزارشی مفصلتر و همین طور نمونهیی از نقدهای مطرحشده به زودی در
مجلهی فروغ منتشر میشود.
لازم به گفتن است که در صورت تمایل میتوانید کتاب غول و دوچرخه و دو اثر
دیگر احمد اکبرپور را از ویترین کتاب گالری - بوفهی فروغ خریداری کنید.