چرا لبنان پيوسته مورد تهاجم قرار می گيرد؟
لبنان را سرزمين آب وآفتاب می نامند، اين کشور با طبيعت بسيار زيبا،
مردمی زحمت کش ووطن پرست ، احزاب گوناگون چپی وراستی ترقيخواه ، دموکرات
ومذهبی، سطح عالی تعليم وتربيه ًعصری ، داشتن شعرا، نويسنده گان وپرآوازه
ترين آواز خوانان واهل طرب ، رقص وترانه های حماسی مشهوردرسطح منطقه و
جهان، سرزمين انواع ميوه ها وترکاری باب ،عروس قبلی شرقميانه ومحل
استراحت واستحما م بحری صد ها هزار عرب وعجم ، محبوب دوستان وخار چشم
دشمنا ن ، در راس اسراييل ويارانش می باشد.
لبنان امروزی ، جزی از شام بزرگ ديروز است که استعمارانگليس و فرانسه ،
يکی بعد ديگری قبل جنگ جهانی دوم بر آن کشور مسلط بودند وسرحدات آنرا با
جمهوری عربی سوريه اين تنهً اصلی شام بزرگ ويکی از مراکز قديمی تمدن
شرقميانه وهمچنان با کشور جديد اً ساخته شده(اسراييل)درسرزمين فلسطين، خط
کشی نمودند.قابل ذکر است که شام بزرگ وقديمی ،شامل سوريه،لبنان ،
فلسطين ،اردن وفلسيطن ديروز بود که دمشق مرکز وپايتخت آن وبزرگترين مرکز
علم وفرهنگ منطقه بود.
باتقسيم خاک فلسطين بدومنطقهً فلسطينی واسراييلی ،مهندسين پروژه ازهمان
آغاز کار ، متوجه تمام انکشافات نظامی ، اقتصادی وسياسی آيندهً منطقه
بودند واز ين رو تقسيمات قلمرو فلسطين را طوری نقشه کردند که هر بيننده
ًنقشه، تعجب می کند که آن چه نوع تقسيمات بود که حتا ساحل غربی دريای
اردن که قلمرو اصلی فلسطين است با نوارغزه مقرفعلی خودمختاری(بنام) حکومت
فلسطين همسرحد نيست وباشنده گان دومنطقه بايد ازمعبری عبورکنند که
بوسيلهً اردوی اسراييل کنترول میگردد وبرای فلسطينی ها اين عساکر
اسراييلی اند که اجازهً عبور ومرور می دهند.
باثرآن تقسيم ارتباط فلسطينیها را درشمال با برادران هم تاريخ ، همزبان
وهم دين لبنانی شان قطع کردند وشمال فلسطين رانيز در اختيار يهوديان قرار
دادند طوريکه سرحدات ديگری درجنوب وشرق غرض همسرحد شدن اسراييل با سوريه،
اردن مصر مزز طولانی در بحيرهً مديترانه ودريای سرخ بوجود آوردند تا در
آينده از يکطرف برای اسراييل مشکلی از لحاظ محدود بودن سرحدات بوجود
نيايد وتجارت واقتصاد آن بدون مشکل رونق يابد واز سوی ديگر با قوتمند شدن
اسراييل ،بساده گی بتوانند هر کشور عربی ايرا که از اوامر استعمار سرکشی
کند ، بخوبی بوسيلهً ژاندارم جديد بنماينده گی از آنها، گوشمالی دهد.
پرابلم سرحدی لبنان با اسراييل در آن وقت قصداً ايجاد گرديد زيرا قسمتی
از منطقهً شبعا که بشکل مثلث قرار دارد در غرب سوريه ، جنوب لبنان وشمال
اسراييل طوری تقسيم گرديده است که باعث درد سروجنگهای فعلی وسابقه گرديده
وهنوز در اختيار اسراييل قرار دارد. لبنانیها که ادعای مالکيت برآن
منطقهً کوچک را دارند خواهان خروج سربازان اسراييلی از آن جابوده ولی
اسراييل بعد جنگ 1967 آنرا در اشغال خود دارد. بعضی از اشخاص وارد به
جغرافيای منطقه ،مقامات استعماری قديم ولبنانی های مخالف مقاومت در برابر
اسراييل می گويند که منطقهً شبعا مربوط سوريه است نه مربوط به لبنان
وبرای اينکه سوريه نمی خواهد خودش در جنگ عليه اسراييل شرکت کند ،از طريق
لبنان وفشار جامعهً جهانی به نفع لبنان می خواهد ،سرزمين مذکور را آزاد
سازد . اين در حاليست که دولت سوريه رسماً پذيرفته است که منطقهً مورد
منازعه جز قلمرو لبنان است.
حل اين مشکل بدست سازمان ملل متحد ،دولتهای امريکا وانگليس بحيث مدافعين
سرسخت اسراييل و دولت فرانسه است که در زمان اشغال گری آن کشوردر لبنان ،
نقشه های سرحدی وکليه اسناد مربوط به تقسيمات جغرافيايیِ منطقه را باخود
برده واکنون در وزارت خارجهً آن کشورموجود است ودرطول سالهای خونين گذشته
با وجود ريختن اشکهای تمساحی برنعش های هزاران لبنانی بی دفاع ومظلوم
قربانی شده بدست دژخيمان اسراييلی ، دين ومسووليت اخلاقی وبين المللی
خودرا تا حال انجام نداده وآن نقشه هارا تحويل مراجع تصميم گيرندهً بين
المللی ومنطقوی ننموده است. اين مشکل ، يکی اززخم های خونين آن منطقه است
که جهات معلوم ومجهول اسلامی ، عربی ،مسيحی ويهودی ذينفع جهان ، هرچند
سال بعد، آن راتازه میکنند ودرآتش سوزندهً جنگ وتجاوزاسراييل که تر وخشک
ونظامی وملکی وشيعه وسنی ومسيحی را درلبنان فرق نمیگذارد، برای خود غذا
های هوسانه ، و کباب شامی از خون وگوشت هزاران طفل معصوم وزن ومرد بی
گناه لبنانی تهيه میکنند .
دشمنی بالبنان از اين جهت نيز صورت میگرفت که لبنان سالها قبل ،دارای
نظام دموکراتيک بود ودرآن گروه های مختلفهً مذهبی قومی ،سياسی طوری شکل
گرفته وباهم زنده گی داشتند که بابرخورداری از تهذيب وفرهنگ سياسی عالی،
يگديگر خودرا نه تنها تحمل ،بلکه پذيرفته بودند ونمونهً خوبی از زنده گی
مشترک وباهمی را ، دريک کشورعربی دارای اديان اسلامی ومسيحی ، بااکثريت
عرب مسلمان( شيعهً جعفری وسنی حنفی) واقليت مسيحی (عرب وارمنی) طوايف
مسلمان دُرزی، قفقازی ، کرد، ترک وتعدادی ازخانواده های شيعهً علوی،مسيحی
يزيدی وعربی سايردول عربی بشمول صدهاهزارمهاجررانده شدهً فلسطينی ازوطن
شان بدست اسراييل، بوجود آورده و به همسايگان ودول عربی ، اسلامی
ومنطقه ، عرضه کرده بود.
دردموکراسی ديروزلبنان،آزادی بيان و فعاليتهای سياسی ازعمق وپهنا
برخوردار بود ه وطرف حمايت دولت قرار داشت، واز همين سبب هزاران فعال
سياسی واعضای رهبری، احزاب چپی( کمونيستها ، سوسياليستها ، نيروهای
راديکال قومگرای عرّب گروه های فلسطينی وتمام افراد سياسی ترقی خواه
وانقلابی ومذهبی تحول طلب يا مخالف زمامداران عرب ومنطقه از جمله ترکها،
کردهاوعربهای طرف تعقيب حکومت های استبدادی) در لبنان پناه يافته بودند
وفعاليت میکردند وازمصوونيت ،امنيت واحترام برخورداربودند. اين وضعيت به
هيچ وجه برای اسراييل وحکومتهای خودکامهً عرب وحتا ارتجاع جهانی ، نه
تنها قابل تحمل نبود بلکه دوام آن را به ضرر خود می دانستند. ازينرو در
خرابی اوضاع لبنان وبه خاک وخون کشيده شدن آن سرزمين افسانه ها وقصه ها،
ارتجاع عرب کمتراز رژيم خون ريزاسراييلی نقش ايفا ننموده وزحمت نکشيده
است.
لذا اگر گفته شود که بسياری ازکشورهای عربی،اسراييل ، ايران وقدرتهای
مخفی کارآن سوی مديترانه،بارها،به انواع نيرنگها ومداخلات مخفی وعلنی،
تلاش کرده اند که پرابلمهای خودرا به لبنان صادرکنند وبقيمت رنج وعذاب
مردم وتخريب آن کشور،به اهداف خود برسند،ادعای بی مورد نخواهد بود.
لبنان واقعا ًبه قربانی ای شباهت دارد که بعد حلال شدن در ميدان ويا
قربان گاه گذاشته شده وتصفيه کننده گان حسابهای سياسی واقتصادی مداخله
گر ،هرکدام راه خودرا می گيرند ومی روندوقربانی را بحالت نيمه جان رها می
کنند تا باهر عضو زخمی وشکستهً خود ، بسازد ،بسوزد ودرد طولانی ورنج بی
پايان را سالها تحمل کند وبه برکت صبر وتحمل ومقامت وبازسازی ودوباره بپا
بايستد ،صحت وسلامتی ونشاط دوباره پيدا کند وباز حسودان بجان او حمله
کنند وخورد وخميرش بسازند. اين سناريو تا حال چندين بار تکرار شده واگر
مشکلات منطقه بصورت اساسی حل نگردد ،زخم اصلی وخونين شرق ميانه يعنی
فلسطين شفا نيابد واين مادر مشکلات عديدهً شرقميانه وجهان اسلام بصورت
عادلانه حل نگردد لبنان بازهم يکی از ميدانهای زور آزمايی ودويل قدرت های
منطقه وحاميان جهانی شان باقی خواهد ماند.
موجوديت صدها هزار فلسطينی در خاک لبنان، عدم امکان برگشت شان به فلسطين،
خاصتاًبنابر پافشاری اسراييل مبنی بر غير ممکن بودن بازگشت آنهاحتا در
صورت تشکيل دولت مستقل فلسطينی،يکی از عوامل بعدی بازگشت بی ثباتی در
قلمرو لبنان خواهد بود. ازينرو قوتمند شدن حزب اله در لبنان که همين
اکنون حرف اول را میزند وتصميم جنگ وصلح را بااسراييل اوست که اتخاذ می
کند نه دولت لبنان ،می تواند حمايت گر گروه های مختلفهً فلسطينی درخاک
لبنان باشد که در وجود صدها هزار فلسطينی آواره وومنتظر برگشت بوطن شان
می باشند وصدهابار طرف حملات خونين اسراييل ومتحدين فلانژيست لبنانی آن
قرار گرفته اند وهيچ نوع تضمينی برای آرامش ،امنيت وزنده گی شان وجود
ندارد.
ازين رو سرزمين لبنان در سی سال اخيرميدان کشمکشهای سياسی ،رقابت های
مذهبی ، قدرت نمايی های منطقوی، رقابت های تفکرات پان عربيزم( عراق
وسوريه ) ، شکل گيری ايدولوژی انقلاب سبز ليبيا، افشای وسيع خانوادهً
سلطنتی سعودی وامرای خليج از طرف فعالين چپ وقوم گرای عرب، اوج گيری نهضت
آزادی بخش فلسطين وقتل عام آنها درکمپهای صبرا وشتيلا وبعداً در برج
البراجنه، بوسيلهً اريل شارون اين قصاب وجلاد ملت فلسطين ولبنان که فعلاً
درحالت کومای ابدی بسرمی برد بوده وهم چنان آن کشورشاهد دفاع قهرمانانه
وحماسهً جاويدان نيروهای مقاومت فلسطين از خاک لبنان دربرابر تهاجم خونين
سال 1982 اسراييل برهبری شهيد نامی انقلاب فلسطين ياسرعرفات میباشد.
خونهای بيشمارريخته شدهً فلسطينیها ولبنانی ها درنبرد عليه اشغالگران
اسراييل ،تا هنوز سنگ بنای محکم روابط رزمی آنها را باوجود تغييرنيروهای
مقاومت هردو کشور از احزاب وگروه های چپ وقومی به نفع گروه های مذهبی
وحتا جهادی ، پابرجا باقی مانده است وازين روخشم جدی اسراييل امريکا
وانگليس ، در زمينه بيشتر از هر وقت ديگر زبانه می کشد وکسی از آتش بس
واز محکوم کردن اسراييل وتجاوزات مکرر وخونين او حمايت نمی کند.
لبنان از يک ناحيهً ديگر نيز خار چشم اسراييل است وآن داشتن سواحل
زيبا،باغهای پر ميوه ، مناظر طبيعی دلکش، آب فراوان ومحبوبيت مردم آن در
ميان مردمان اروپاست کشورهای عربی وجهان است که سالانه صدها هزار انسان
را از گوشه و کنار جهان ،برای گذشتاندن رخصتی های تابستانی ، بسوی خود می
کشاند ويک رقم درشت عوايد اسعاری را بدست می آورد . اسراييل اين ازدحام
توريستی در سواحل لبنان را تحمل نمی تواندوازينرو با ماشين خرابکار جنگی
اش چند سال يکبار محصول رنجها وزحمات لبنانی هارا با خاک يکسان می
سازد ،هزاران نفر را می کشد ، خنده را در لبنان نابود وملت را سياه پوش
می کند ودر خلال سالهاييکه بازاراده، عقل، استعداد وتوان شکست ناپذير
لبنانی ،خرابه هارا به بهشت ديگری تبديل می کند واشک وخون را از قريه ها
وشهر ها می شويد وپاک میکند، اين اسراييل است که درسواحل گرم وشرقی
مديترانه برای جلب توريست ها بی رقيب باقی میماند، چون سوريه ومنطقهً
غزه، ساحات ديگراين ساحل زيبا، باساس ادعای اسراييل وشرکای نظامی-
اقتصادی اش، مناطقيست که در آنها حاکميت ومحل تواجد نيروهای تروريستان
است .در حاليکه اسراييل خود مظهرحقيقی ظلم وتجاوز وتروريزم دولتی بوده
ودستانش نه تنها بالاتر از آرنج در خون بيگناهان آلوده است بلکه بالاتر
از زانو همين اکنون در دريای خون اطفال ، زنان ومردمان بيگناه لبنانی
وفلسطينی برای غصب زمين وقتل مزيد انسانها در حال حرکت است.
اما تجاوز فعلی اسراييل عليه لبنان ، برای اهداف عادی اقتصادی نيست بلکه
هدف بقول رهبر حزب اله لبنان ،پياده کردن بخشی از پلان شرق ميانهً بزرگ
در لبنان است . حسن نصر اله میگويد( درعقب جنگ اسراييل بوش ، چينی،
رامسفلد وکونداليزارايس قرار دارند واسراييل به حيث وسيله وآلهً بازی در
زمينه ادای نقش می کند) ، او اضافه می کند که اين اهداف به هيچ صورت تحقق
نخواهد يافت وناکام خواهد .اين درحاليست که بسياریها درلبنان وخارج از آن
حزب اله را متهم می سازند که تحت قوماندهً ايران وسوريه برای به تعويق
انداختن فيصلهً نهايی درمورد دوسيهً اتمی ايران در شورای امنيت وايجاد
مشکل در تحقيق قتل رفيق حريری که پای مسوولين سوريه در آن شامل است،دست
به اين اقدام زده است وباعث اين همه بدبختی ،خساره وتباهی گرديده است طبق
بر آورهای ابتدايی ، تاحال 5 مليارد دالر خسارهً مالی به دولت رسيده
ودرصورت توقف جنگ حداقل سه سال وقت لازم دارد تا خرابی ها ترميم گرددولی
قتل يک هزار نفر وزخمی شدن 3000 ديگر با آواره شدن وفرار يک مليون انسان
در داخل وخارج ،پربلمهايست که جامعه را بمشکلات شديد مواجه خواهد کرد.
راستی وقتی به بيتفاوتی رهبران امريکا وانگليس، بی توجهی وبی صلاحيتی
سازمان ملل متحد ، عدم احساس مسووليت زمام داران عرب ، اتحاديهً اروپا
واتحاديهً عرب نگاه می کنيم ، بايد اين سوال پيدا شود که چرا وچطور
اکثريت قاطع کشورهای تصميم گيرنده وکلان کار دنيا ، که در هر موضوع عادی
دهها اعلاميه پخش می کنند واخطار می دهند ، دراين مورد جدی ، خونين وتباه
کنندهً يک ملت ويک تمدن ، با تمام بی تفاوتی،وقت گذرانی، امروز وفردا
گفتن، تمديد وقت برای قتل وکشتار مزيد لبنانی ها عمل می کنند و سخنان گرم
وداغ شان در مورد لبنان بعد قتل حريری وبعد خروج سوری ها ، مبنی بر حمايت
از لبنان وکمک بی دريغ به آن کشور درامر رشد وانکشاف مزيد اقتصادی وثبات
سياسی، ياد شان نمی آيد ويا خودرا کر انداخته اند و وزجه ونالهً فاميلهای
بيشتر از 960 طفل وزن ومرد شهيد ، 3000زخمی ويک مليون آواره وبی خانه
وبیجا شده ً لبنانی را اصلاً نمی شنوند وبه هر چيز ديگری جز آتش بس وختم
جنگ می توانند فکر کنند. اين سياست بخوبی نشان می دهد که اين کشورها ،
منتظر پيروزی واشغال نظامی لبنان بوسيله اسراييل اند تا حزب اله از جنوب
لبنان ، بسوی مناطق شمال ترمجبوربه عقب نشينی شود وجای آن را اردوی
اسراييل بگيرد تا قوای مورد نظر ايشان در خط مرزی بين اسراييل ولبنان
جابجا گردد. از اينجا معلوم می گردد که هدف ، بزرگتر از آزاد سازی
دوسرباز اسراييلی بوده واين پلان خيلی سابق نقشه شده است .
در طی يک سال ونيم در اوضاع لبنان تغييرات جدی رونما گرديد، لبنانی های
بيشتری خواهان خروج قوای سوريه از لبنان گرديدند،وانتخابات پارلمانی
برگزار شد ،ايتلافهای جديد بوجود آمد وسوريه بعضی حاميان سنتی ، تاريخی
ومسلمان خودرا مانند حزب مترقی سوسياليست لبنان برهبری وليد جنبلاط که
زمانی پدر مبارزش مصطفی کمال جنبلاط وبعداً شخص خود او روابط نزديک ومحکم
استراتيژيک با حافظ الاسد وبعداً بشار اسد رييس جمهور فعلی سوريه داشتند
از دست داد ولی دوستان جديدی در ميان مسيحيان لبنان که قبلا ً با سوريه
شديدا ًمخالف بودندبدست آورد که ميشل عون صدر اعظم قبلی لبنان اين گروه
را رهبری میکند ودارای توان لازم سياسی ومردمی در لبنان است.ازين
رومتحدين فعلی سوريه در لبنان را گروه قوتمند وبی رقيب نظامی وتنظيمی حزب
اله ، حرکت امل ،حزب بعث لبنان، گروه ميشل عون مسيحی وبعضی از گروهای
کوچک قومی سياسی ومذهبی مسلمان ومسيحی ، تعدادی از سنی مذهبان دارای خط
فکری جهادی گونه(با مجاهدين وطن ما مقايسه نمی شوند) تعدادی از رهبران
حکومتهای قبلی مثل خانوادهً سليمان فرانجيه رييس جمهور سابقهً لبنان ،
عمر کرامی صدراعظم قبلی لبنان وتعدادی از گروه های مطرح وصاحب قدرت وسيع
سياسی وتشکيلاتی فلسطينی تشکيل می دهند.
مرگ رفيق حريری صدراعظم سنی مذهب لبنان( در لبنان به اساس قانون اساسی آن
کشورکه تا حال نافذ است،رييس جمهور از ميان مسيحيان مارونی ، صدر اعظم ،
ازميان سنیها ورييس پارلمان از بين شيعه ها تعين می گردند ) وضع آن کشور
را کاملاً دگر گون ساخت، انتخابات پارلمانی درلبنان آغاز گرديد و
امريکا ، اسراييل ،فرانسه ودرمجموع غرب ، از مرگ حريری بمثابهً پيراهن
(عثمان) حد اکثر استفاده را نموده وسوريه را متهم به قتل حريری نمودند
ونه تنها خودشان بلکه مردم لبنان را که از مرگ حريری بخشم وغضب غيرقابل
کنترول آمده بودند بطور دقيق سازماندهی نموده ومسالهً اخراج قوای سوريه
را در ذهن وضمير مردم به حيث خواست اساسی وعمدهً لبنانی ها مطرح وعملی
کردند. سوريه در زير فشار غربی، اصرار مردم لبنان و پشتيبانی وسيع عربی
از پلان خروج قوای آن کشور ، قوای نظامی خودرا از لبنان خارج کرد وآن روز
بمثابهً روز آزادی وختم اشغال لبنان ازطرف وسايل ارتباط جمعی غربی
وبعداً لبنانی مسما گرديد و لبنان خاصتا ًبيروت شاهد جشن وپايکوبی بزرگی
بود که ده ها هزار انسان باشعارها وبيرقهای لبنان ،لبان پرخنده وچهره های
شاد وخندان با اميد به آينده ً بهتر تر ، يکديگر را می بوسيدند ، تبريکی
می دادند و کف می زدند. قابل ياد آوريست که لبنان هرگز جشن وشادی ای به
آن وسعت ،کميت وگرمی را در سابق بخود نديده بود ولی افسوس...!
افسوس برای آنکه ملتها ومردمان بسياری از آيندهً تاريکی که در راه است
کمتر خبر می شوند وعلت آن در رقم يافتن وتعين سر نوشت شان بدست ديگران
ودر آنسوی اوقيانوس ها ويا در مراکز مهم استخباراتی قدرت های جبار است.
قدرتهاييکه جهان امروز را بوسيله ً شرکتهای چند مليتی وبانکهاوبازار بورس
کنترول ومسير می دهندوزنده گی را آنقدر پرزرق وبرق ونمايشی وبغرنج وپر از
مشغوليت ساخته اند که کمتر کسی به اسير بودن ووابسته بودن خودش ووطنش پی
می برد وفکر می کند که در اوج آزادی ودر بلندای دموکراسی وبا حقوقی برابر
با ساير ملتها وانسانهای جوامع متمدن بسر می برد (!) ولی چنين نيست.
مردم لبنان نژ از اين قاعده مستثنی نبودند ونيستند ، زيرا بزودترين فرصت
دزدان خنده وانتقام گيرنده گان مستی ومدهوشی با تمام توان ، بجان ومال
شان حمله کردند وفرقی بين بشر وحجر ننمودند وهمه را با خاک سياه يکسان
نمودند وده ها هزار خانه وتعمير ،باغ وتفريحگاه وفابريکه وسرک ، پل
وشفاخانه را بخاکستر مبدل ساختند وخاک را باخون انسان ، باخون اطفال
وزنان رنگ کردند .
اگر قضاوت سالم صورت گيرد آيا اختطاف دوسرباز اسراييلی ،ايجاب می کرد که
يک ملت را بخاطر آنها ،شايد بخاطر آنهاييکه ده ها لبنانی وفلسطينی را
کشته باشند، نابود کنند واين عمل ضد قانونی ومخالف تمام نورمها وقواعد
جهانی را بقول آقايون بوش وبلير ، دفاع از خود وانمود وقيمت دهند وقانونی
بدانند.! دراين صورت وحشت چيست وتجاوز کدام است وقاتل واشغال گر به کيها
گفته می شود ؟ اين چه نوع عدل وانصاف ودموکراسی وحقوق انسان است که ملتی
با وجود نداشتن کمترين اسلحهً مدافعهً هوايی ،اردوی مجهز وعدم توان
وقدرت جنگی وعلاقمندی به آن،بيشتر از سه ونيم هفته است که در زير باران
طيارات اف 16 کشتی های جنگی ، راکتهای جداً مخرب وبمبهای هوشمند 5000
کيلويی جديداًتحفه داده شدهً امريکا ، قرار دارد ، فغان می کشد ، بجای
اشک خون می ريزد ،قطعات فرزندان وجگر گوشه های شان را که بوی گرفته اززير
خاک خانه های منهدم شده باثر دوام بمباردها وحملات توپچی اسراييل بيرون
آورده نمی توانند و توان دفن دسته جمعی قربانيان خودرا نسبت دوام
بمباردهای بدون وقفهض طيارات اساييلی وکشتیهای آن ندارند.آيا تمدن وفرهنگ
معاصريکه برای پيروزی آن در چندين منطقهً جهان همين اکنون جنگ جريان دارد
همين است که در لبنان دارد پيروز ساخته می شود؟.
آيا مرگ حريری ، يک پلان بود؟ آيا خارج ساختن اردوی سوريه درعقب خود
اهداف بزرگ تری داشت که اکنون درصدد تحقق آن برآمده اند؟ آيا با خارج
ساختن قوای سوريه يک امکان بزرگ تدافعی را از لبنان گرفتند ولبنان را
تنها ساختند و....تا دربرابر تهاجم از قبل پلان شدهً اسراييل خورد وخمير
شود واقتصاد و گروه های مخالف اسراييل ودر مجموع مقاومت لبنان درهم
کوبيده شود. در غيرآن چه دليلی برای حمله به لبنان وجود داشت ؟ آيا نمیشد
آن مسالهً ساده وعادی را از طريق مذاکره ودريک زمان حتا طولانی تر حل می
کردند ، در حاليکه صدها لبنانی ده هاسال را در زندان های اسراييلی ،
ازجمله در زندان خيام واقع در جنوب لبنان در هنگامی که در تحت اشغال 20
سالهً آن کشورقرارداشت بسر برده وهمين اکنون سمير قنطارباتعدادی از
اسيران لبنانی 27 سال است که بعد اسارت، در زندان اسراييل بسر می
برندوبيشتر از 400 اسير ديگر لبنان ،قبلا ً در سال 2000 يا يک گروه اسرای
اسراييلی مبادله گرديده بودند .
معلوم می شود که نويسنده گان اصلی سناريو،که در قتلهای فجيع تر رهبران
دولتی وحکومتی قبلی لبنان ، کاملا ً خاموش بودند اين بار مرگ صدراعظم
راتختهً خيزووسيلهً تحقق اهداف ديرينهً شان در لبنان دانسته وسوريه را
عامل قتل معرفی کردند وکميته های تحت فرمان شان بطورعاجل تحقيقاتی را
درلبنان آغاز وخواهان تحقيق ازمقامات امنيتی ، رييس جمهورلبنان ودوستان
مختلفهً سوريه در لبنان گرديد وکسانی را تحت توقيف قرار دادند ودر انکشاف
تحقيقات، رهبران سوريه بشمول رييس جمهور آن کشور را متهم به دست داشتن در
قتل نمودند ومیخواستند که تمام نيروهای مقاومت لبنانی ،رهبران دولتی
طرفدار سوريه ودولت سوريه رادر اين دوسيه بپيچانند وبدنام کنند وبپای ميز
محاکمه بکشانند . البته قابل ياد آوريست که به پارهً از اهداف خود
درزمينه رسيدند ولی دوسيهً مورد نظر مراحل نهايی خودرا مطابق ميل وضرورت
طرفهای بيرونی وداخلی طی وتکميل کرده نتوانست وافشاگری های صورت گرفت که
پرده ازمداخلهً شبکه های استخبارات خارجی ،توزيع پول ودادن وعده های
رنگارنگ به افراد شاهد، مشکلاتی برای کميتهً تحقيق قبلی بوجود آورد وباعث
استعفای رييس قبلی تحقيق آن گرديد.
امروز بعد 23 روز بمبارد ونابود سازی وحشيانهً لبنان ، درامريکا، لندن ،
تل ابيب وبعضی پايتختهای تصميم گيرنده در مسايل بزرگ جهانی ، پلان تطبيق
نقشهً شرق ميانه ً بزرگ مطرح می گردد واز قراين معلوم می شود که لبنان به
حيث قربانی اول اين هدف انتخاب گرديده است ، جنگ وخون ريزی در لبنان وعدم
دلسوزی حکومتهای عربی وغربی نسبت بمردم وسرزمين لبنان حکايت گر آنست که
در پلان شرق ميانهً جديد ، سناريوی لبنان در ده ها کشور ديگر بايد تطبيق
گردد تا از بطن دولتهای بزرگ ودر حال قوی شدن وبزرگ شدن شرق ميانه ،
چندين کشورجديد ، از وجود اقوام ومليت های غير عربی ، غير فارسی وغير
ترکی بوجود آيند ،شکل گيرند ، برسميت شناخته شوند وحمايت گردند تا بساده
گی اسراييل وحاميان نفت خوار شان اين مجموعه های کوچک را اداره ، کنترول
ورهبری نموده بتوانند. بگمان اغلب لبنان گوسفندقربانی اين خيرات بزرگ
است.!
از آنجاييکه فلسطينی هابرای آزادی سرزمين شان ولبنانی هاهمچنان برای اين
هدف وآزادی اسيران شان می جنگند وقربانی می دهند ،احتمال پيروزی اسراييل
برهردو نيروی مقاومت ازآن جهت ضعيف است که اسلحهً پيشرفته وتخنيک عالی
جنگی اسراييل وامريکا دربرابرارادهً شکست ناپذيردوملت می جنگد ويا اسلحه
دربرابرايمان به آزادی ووکرامت انسانی میجنگد وهرگز پيروز نمی شود. چون
اين دونيروی عظيم مقاومت ، تا حال نشان داده اند که از هيچ نيرو واسلحه
ای نمی ترسند وبا کسی معامله نمی کنند وزنده گی در حقارت واسارت را برمرگ
دررفاه برده گی وبی عزتی ترجيح می دهند وبا کمال تاسف که درمحاسبات
منطقوی وعملی ساختن پروژهً شرق ميانهً بزرگ وجديد از يکطرف انتقام ايران
وسوريه ازايشان گرفته میشود وازسويی پروژه را از خاک لبنان برای آن آغاز
کرده اند که جنوب آن کشور يکی از نقاط اصلی مقاومت وپايداری در برابر
توسعه طلبی های قبلی وبعدی اسراييل است وبايد از سر راه برداشته شود.
قابل سوال است که آيا اين آرمان مشترک اسراييلی – امريکايِی بدون آزادی
اراضی شبعا ، بدون تبادلهً اسرای دوطرف ، بدون دادن تضمين به لبنانی
هامبنی برعدم تکرار حملهً اسراييل به سرزمين شان ،وبدون پرداخت غرامت
جنگی بوسيلهً اسراييل وشرکا وحل مادر پرابلمهای شرق ميانه ،جهان عرب
وجهان اسلام يعنی مشکل خون چکان فلسطين بر آورده خواهد شد؟ وآنها فرصتهای
مناسبرا برای ساختن شرق ميانهً دلخواه وطرف ضرورت شان پيدا خواهند کرد ؟
من فکرمیکنم که ، نی وهرگزنی ! برای آنکه غرب با حمايت يک جانبه از
اسراييل در تمام دوره های گذشته وفعلی مشکلات منطقه ، اعتماد خودرا نزد
اعراب از دست داده است وکسی به ساده گی بقول آنها باورنمیکند ونسبت به
اسراييل حتا نزد ارتجاعی ترين وغلام منش ترين زمامداران عرب احساس دوستی
وتعايش مشترک وجود ندارد وآنچه موجود است از ترس امريکا وماشين ويرانگر
نظامی اسراييل است که آنهم تا ابد نمی تواند ادامه پيدا کند. در اين صورت
بايد شيوه های منطقی وصلحجويانه،آميزش وهمزيستی مسالمت آميز را بدون
تهديد وشانتاژ وبدون غصب وتجاوز به حقوق همسايگان وواگذاری سرزمين
فلسطينی ها به صاحبان اصلی آن وخروج اسراييل از خاکهای اشغالی جولان
وشبعا عملی سازند نه آنکه ملتها را برای اطاعت وبرده گی تهديد ونابود
نمايند.
چقدر ظالمانه است که ملت لبنان را بمثابهً افراد دست بسته در ميدان قرار
داده وپيشرفته ترين طيارات اسراييلی در حاليکه يک فير ضد هوايی عليه شان
نسبت عدم دسترسی لبنانی ها به سلاح دافع هوا،صورت نمی گيرد ، آنها را
نشانه می گيرند وبمانند شکارچيان ماهر با حوصله ودقت ، هدف می گيرند
ونابود می کنند وبازهم می گويند که تروريستان را نابود میکنند. درحاليکه
طرفهای لبنانی وعربی ادعا می کنند که ابر قدرت جهان ،به اين وسيله، شکستش
در عراق را از طريق اسراييل در لبنان ، جبران می کند وچشم های جستجو گر
خبری را به ساحهً ديگر متوجه می سازد.
با اينکه نيروی اصلی مقاومت درلبنان حزب اله لبنان است که ازسطح عالی
تعليمات عسکری واسلحهً دفاعی قوای پياده وحمايت مالی ايران وکمکهای
لوژيستيکی سوريه وپشتيبانی بيدريغ مردم شيعهً لبنان وقسما ًساير گروه ها
برخوردار است، ولی در جنب آن ، نيروهای حرکت امل ، گروه های قومی وملی
گرای عرب وکمونيستها نيز در دفاع از وطن شان همين اکنون در دفاع از لبنان
شامل پيکار اند. بتاريخ دوم ماه اگست در جنگهای بعلبک دونفر از مبارزين
حزب کمونيست لبنان نيزدرميدان جنگ بوسيلهً اسراييل کشته شدند همچنان املی
ها ، اردوی لبنان ،فلسطينیها وسايرين هر کدام قربانی می دهند. اينکه ادعا
می گردد که جنگ تنها با حزب اله است ، حقيقت ندارد ، جنگ عليه تمام مردم
وکشور لبنان است ،زيرا همه مورد هدف ونابودی قرار گرفته اند وامريکا
وقسماً غرب در عمل نشان دادند که شعارهای دفاع از لبنان ، حمايت از حکومت
سنيوره(صدراعظم لبنان) ، اکثريت پارلمانی سعد حريری فرزند رفيق حريری،
حمايت اقتصادی وتخنيکی نا محدود از لبنان وغيره ، صرف حرف های خالی بوده
ودرعمل لبنان را بوسيلهً اسراييل نابود کردند.
اکنون که فشار کنفرانس اسلامی ، مردم عرب (نه زمام داران آنها) مردمان
صلح دوست جهان ، تعدادی از کشورهای اروپايِی واکثريت کشورهای امريکای
لاتين ، آسيا وافريقا وتعداد وسيعی از مردمان امريکا ،اروپاو واتيکان
برای قطع جنگ وآتش بس فوری بالای شورای امنيت ودولت امريکا که تا حال
باعث ناکامی کنفرانس دول 8 گانهً صنعتی ، کنفرانس روم ، جلسات شورای
امنيت، جلسهً وزرای خارجه ً اتحاديهً عرب وهر تلاش ديگر بين المللی
ومنطقوی در مورد اعلان آتش بس در منطقه گرديده است ، درحالت تشديد يافتن
است ووينزيويلا سفير خود را از تل ابيب ، برسم اعتراض عليه حملات اسراييل
به لبنان فرا خوانده ووزير خارجهً امريکا روز يکشنبه(5 اگست) را روز
احتمالی آتش بس ناميده بود ، ديده می شود که نسبت عدم پيشرفت اسراييل در
امر اشغال جنوب لبنان ونرسيدن قوای پيادهً آن کشور تانهر ( ليطانی ) که
اسراييل آن را برای ابعاد قوای حزب اله از جنوب لبنان حتمی می داند،
امريکا باز در صدد کار شکنی گرديده ووزير خارجهً آن باز ازاحتمال بتعويق
افتيد ن توافق بين المللی در مورد آتش بس سخن گفته است ، بايد اين سوال
پيدا شود که آيا امريکا وجايب ومکلفيت های اخلاقی وقانونی خودرا درقبال
جامعهً بين المللی وصلح جهانی ،مسوولانه ايفا می کند؟. آيا ملل جهان حق
سوال را در زمينه ندارند ونبايد در باورها واميدهای شان ، تغييری رونما
گردد.؟
با وجود تمام جفاها ييکه اسراييل در حق لبنان ومردم آن انجام داده است
وهمين اکنون چند نفر از اسيران لبنانی در زندانهای اسراييلی محبوس اند ،
آيا به حزب اله لازم بود که در يک لحظهً حساس تاريخی که اسراييل وحاميانش
منتظر يک فرصت برای تطبيق پلانهای دراز مدت شان در منطقه بودند ، بخاطر
تبادادلهً دوسه نفر اسير، دست به عمليات اختطاف سربازان اسراييلی از داخل
قلمرو آنکشور بزند وباعث جنگ عظيم گردد؟ بسياری از لبنانی ها وحکومات
عربی می گويند که حزب اله سخت اشتباه کرد وباعث خرابی وبربادی لبنان
گرديد. اگرچه در شرايط فعلی جنگی، لبنانیها وحدت ملی خودرا برای مقابله
با اسراييل حفظ کرده اند ونمی خواهند پلانهای تفرقه افگنانهً اسراييل را
جامهً عمل بپوشانند ولی در فردای جنگ اين کشمکش ها بروز وشدت خواهد يافت
وانگشتان انتقاد زيادی متوجه حزب اله خواهد شد، بخصوص که حزب اله در
پايان جنگ از معرکه ناکام بيرون شود وبه اسراييل مجال آن مساعد گردد که
اهدافش را در جنوب لبنان محقق سازد.
شکست حزب اله نه تنها برای خودش بلکه برای ايران وسوريه نيز قيمت تمام
خواهد شد. ازين رو نيروهای حزب اله به قيمت جان شان ،تهاجم اسراييلی هارا
هر روز عقب می زنند ، تلفات می دهند وبا دفاع ومقاومت غير قابل پيشبينی
وغير قابل باوراز مناطق شان در برابر تهاجم بيشتر از ده هزار سرباز وصدها
تانک وصدها طيارهً مجهز وجدا ًعصری اسراييلی دفاع می کنند . اين را نيز
بايد تذکر دادکه اگر حزب اله موفقانه جنگ وتجاوز را پشت سر بگذارد ، بر
نفوذ وتوان مردمی آن نه تنها در لبنان ومناطق شيعه نشين ،بلکه در بين
تمام اعراب ومسلمانان جهان ، ده ها مرتبه افزايش بعمل خواهد آمد واز
ثمرهً آن باز متحدينش مستفيد خواهند گشت. امريکا واسراييل نيز اين موضوع
را از نظر دور نداشته ومی خواهند طوری جنگ را انکشاف دهند که جنوب
لبنان ، تاعمق اقلاً ده الی پانزده کيلومتری بسوی شمال ، از وجود نيروهای
مقاومت لبنان تصفيه شود وجای آن رااولاً اردوی اسراييل وبعداً نيروهای
ناتو ويا صلح سازمان ملل متحد اشغال نمايد.
بايد اين مشکل را يا دآوری نمايم که اگر آتش بس اعلان شود وشرايط طرف
قبول لبنانی ها قرار نگيرد ، جنگ ادامه می يابد. اين شرايط عبارت اند
از : 1- خروج تمام عساکر اسراييلی از جنوب لبنان که اخيراً اشغال کرده
است .2- تبادلهً اسرا ی لبنانی خاصتاً آزادی سمير قنطار وهمراهانش با
اسرای اسراييلی .3- خروج کامل اسراييلی ها از اراضی شبعای لبنان ، 4 –
احترام وتطبيق کليه توافقات قبلی از جمله معاهدهً آرامش سرحدی سال
1949بين لبنان واسراييل .5 –عدم مداخلهً مزيد اسراييل درامور لبنان از
طريق هوا ،زمين وبحر.6- تقويه قوای موجود ملل متحد در منطقهً سرحدی بين
اسراييل ولبنان.اين در حاليست که اسراييل خواهان جابجا شدن قوای ناتو در
محل گرديده ولی حزب اله ، حرکت امل ، سايرنيروهای مقاومت ، رييس جمهور
لبنان ودولتهای سوريه وايران که همه در يک اتحاد وسيع باهم شامل اند از
طرح بقای نيروهای کلاه آبی های ملل متحد حمايت می کنند. ازين گذشته اگر
آتش بس اعلان شود وقوای بين المللی وارد منطقه گردد و اين اقدام جنبهً
عملی رابخود بگيرد شايد مدت زيادی را در بر بگيرد دراين مدت مشکل تامين
امنيت سرحد را چطورحل خواهند کرد. اين درحاليست که برای بقای قوای موجود
ملل متحد که چها ر سرباز آن در هفتهً گذشته بوسيلهً بمبارد اسراييلی ها
بقتل رسيد ، صرف يکماه ديگروقت تمديد گرديده است .
کوندا ليزا رايس وزيرخارجهً اسراييل که در سفر اخيرش به منطقه از طرف
لبنانی ها پذيرفته نشد وجواب رد گرفت ،در سفر اولی اش در منطقه در يک
مصاحبهً مطبوعاتی گفته بودکه: (جنگ لبنان به دردهای قبل از زايمان می
ماند) هدف او تولد شرق ميانهً جديد است که دردهای قبل تولد خودرا میکشد.
سوال پيدا می شود که چرا لبنان اين درد قبل از زايمان را بکشد در حاليکه
او مادر شرق ميانهً جديد نخواهد بود . درد نوزاد را بايد امريکا وانگليس
می کشيدند چون شرق ميانهً جديد را آنها میزايند نه لبنان واز طرفی من
شنيده ام که خانم کوندا ليزارايس ، اولاد ندارد،يکزن بی طفل که گاهی
زايمان را نديده است ، از کجا درد ورنج زايمان را می فهمد؟ حقا اگر او
اين درد را ولو برای يک بار چشيده بود ، آن را بالای لبنان تجربه نمیکرد
وباعث سقط صدها طفل ، قتل صدها کودک ومرگ ده ها مادر باردار نمی شد.
معلوم است که او وآنها نمی دانند که بالای مردم بی دفاع ومظلوم لبنانی
وفلسطينی چه می گذرد.!
می گويند : زبی دردان علاج درد خود خواستن بدان ماند که خار
ازپا بيرون آرد کسی با نيش عقرب ها
کلام اخير در بحث فعلی اينکه: هيچ صلحی وهيچ نوع آرامشی در شرق ميانه
بوجود نخواهد آمد الی باخروج عساکر اسراييلی از کليه مناطق اشغالی اعراب.
اسراييل هيچ وقتی خودرا نمی تواند مصوون يابد الی با برسميت شناختن حقوق
مسلم فلسطينی ها وتشکيل دولت مستقل فلسطينی مطابق اراده وخواست خودشان .
سوريه هرگز نمی تواند با اسراييل صلح کند مگر آنکه ارتفاعات جولان سوريه
را که در جنگ 1967 از طرف اسراييل اشغال گرديده است به آن کشور مسترد
گردد واسراييل حق حاکميت لبنان بر اراضی شبعا را برسميت بشناسد واز آن
منطقه خارج شود.
اسراييل هيچ وقتی نمی تواند شريک اقتصادی وتجارتی اعراب گردد تا آنکه به
جنگ وتجاوز ،جاسوسی وتخريبکاری ومداخله های آشکاروپنهان در امور کشورهای
عربی خاتمه دهد. هرگاه حالت فعلی ادامه پيدا کند ، اسراييل به سرزمينهای
عربی تعرض نمايد وباعث قتل وکشتار وخرابیهای مزيد گردد، امريکا وانگليس
وسايرين اورا حمايت بيدريغ نمايند وحکام وزمامداران عرب زير فشار امريکا
واکنشی مطابق خواست مردمان کشورهای شان ، نشان داده نتوانند، فاصله بين
حکومات ومردمان عرب روزبروز بيشتر شده می رود وکار به قيامهای ضد دولتی
کشانيده خواهد شد که به هيچ صورت به نفع اسراييل وامريکا نخواهد بود ودر
آتش ِ سوزان آن قيامها وانقلابات که بدون شک نيروهای تند رو مذهبی نقش
اساسی را خواهند داشت ، بسياری از اهداف ونيروهاييکه فعلا ً در منطقه
بالای آنها تکيه می شود نيست ونابود خواهند شد.
در اين مورد بهترين نمونه ، فلسطين است که اگر توافقات اسلو ومادريد عملی
می گرديد، اسراييل از خاکهای اشغالی بيرون می شد وعليه سازمان آزادی بخش
فلسطين ، حکومت خود گردان ، رهبری جبهات وگروه های فلسطينی وشخص ياسر
عرفات از خيانت ودسيسه کار گرفته نمی شد وده ها رهبر واعضای ارشد احزاب
فلسطينی بوسيلهً اسراييل ترور نمی گرديدند وقرار ادعای فلسطينیها به ياسر
عرفات زهر داده نمی شد، امروز مردم فلسطين به سازمان حماس رای نمی دادند
واز جنبش الفتح که بانی واساس گذار مقاومت فلسطين است سلب اعتماد نمی
کردند. اين برخورد ناسالم شامل لبنان نيز می گردد ،زيرا اقدامات سرکوب
گرانهً اسراييل در لبنان ولشکر کشیهای چندين مرتبه يی وخون ريزآن عليه
لبنان ، باعث ظهور حزب اله گرديد زيرا قبل سال 1982 آن حزب وجود خارجی
نداشت. اگر سياست فعلی دوام کند واهانت به مسلمانان واعراب بحال خود باقی
بماند ، امريکا نه تنها بصورت نهايی عراق را ازدست خواهد داد وشرق ميانهً
جديد آن تولد ناشده به سقط جنين مواجه خواهد شد،بلکه بايد منتظر قوت مند
شدن هرچه بيشتر القاعده ، حزب اله ، اخوان المسلمين ، گروه سلفيون ،انصار
القرآن ،مجاهدين ، طالبان ،سپاه صحابه لشکر رب،جيش المهدی ،احزاب اسلامی
تند رو وبنياد گرا وتقويت بيشتر خطی خواهد شد که جهاد نام گرفته است .
باکمال تاسف ، امريکا که ديروز در نبرد با چپ ونيروهای سوسياليستی جهان ،
ايجادگر وممول گروه های مذهبی تند رو بود اکنون خود باساس مثل مردمی ما
( چاه کن خودش در چاه غرق می شود) بمشکلات بزرگی مواجه گرديده است که حل
آن تدبير وعقل می خواهد نه قوه ، نه بمبارد ونه مصارف بی جا وهنگفت پولی
ونه تکيه بر افراد وگروه های مطيع وفرمانبردار . ازين رولازم است کمتر
درامورداخلی ديگران مداخله شود ،بخلقها وملل جهان اين امکان وفرصت داده
شود که خود شان بين هم از در صلح وتفاهم مقدور پيش آيند وتمام تغييرات
لازم فرهنگی وسياسی طرف ضرورت جوامع خود شان وجامعهً جهانی رابا در
نظرداشت شرايط، ظروف واعتقادات دينی وفرهنگی خودشان عملی نمايند نه از
طريق استعمال بمبهای خوشه يی، ناپالم، فاسفوری ومکروبی وشايد سر انجام
اتمی.! هر کسی حق دارد در خانهً خود طوری زنده گی کند که می خواهد واحساس
آرامش می کند، البته اين خواستن واحساس آرامش نمودن نبايد به قيمت نا
آرامی وبربادی ديگران باشد.
اعراب و کشورهای اسلامی نيز راهی ندارند ،جز آنکه موجوديت اسراييل را
کاملاًمطابق قوانين وفيصله نامه های سازمان ملل متحد برسميت بشناسند وبه
نفرت يهودی ستيزی خود خاتمه دهند ودر باورهای خود تغيير بياورند که
يهويان نيز انسانند وحق زنده گی را مانند ساير انسانهای اين کرهً خاکی
دارند وبايد ازآرامش ، صلح وامنيت برخوردار باشند ومفکوره های نابودی قوم
يهود وغرق ساختن اسراييل را به مديترانه از برنامه وپروگرام های علنی
ومخفی سياسی خود بيرون کنند. امروزبشريت بايد نسبت بهر وقت ديگرفرهنگ
تسامح ،گذشت وزيست باهمی را ازخود متبارزسازد،نفرت های نژادی ، قومی،
مذهبی خود قابل نفرت اند وبايد به حيث وسايل وعوامل زشت وبدبختی آفرين
دور انداخته شوند . آيا برای صانعين تخنيک معاصر ،برای ارتقا دهنده گان
سطح فرهنگ ودانش بشری وبرای سازنده گان پيشرفته ترين وسايل کمپيوتری
وبرقی جهان که بيرقهای وطن شان را در ساير کرات سماوی برافراشته اند جای
شرم نيست که در زمين ، مظهر تعصب،نفرت وجنگ باشند وهمه چيزها را فقط برای
خود بخواهند. !
بناً برای آنانيکه خودرا متعلق به اديان سماوی وبنده گان خدای واحد می
دانند ويکی برای نابودی ديگری ، ازتمام توان استفاده می برند شرم آور
وننگين است که به عقايد وآرمانهای دينی خودشان نيز خيانت می کنند .
يهوديان درصدراين ليست قرار دارند ونبايد به حريم کشورها، امور داخلی
دولتها ومقدسات سايراديان از جمله اسلام ومسيحيت تعرض واهانت کنند ،
طوريکه مسلمانان ومسيحييان هم چنان باييست نه تنها بين هم روابط نيک را
قايم نمايند، بلکه با پيروان آيين يهودی مناسبات نيک قايم کنند وبه اين
وسيله در پروسهً تشنج زدايی نقش موثر خودرا ايفا نمايند.
در اخير ، نه تنها برای شرق ميانهً جديد، بلکه برای جهان جديد، جهان
دارای مساوات ،برابری وبرادری، همزيستی مسالمت آميز بيِن تمام اديان ،
مذاهب ، اقوام ونژاد ها. جهانی که قانون جنگل در آن حاکم نباشد ،تمام
کشورها در ساحهً بين المللی وخاصتا ً در سازمان ملل متحد ،دارای رای واحد
وحقوق مساوی باشند وبه حق ويتوی چند کشور دارای اسلحهً اتمی خاتمه داده
شودوشورای امنيت واقعاً به محل تامين کنندهً امنيت مبدل گردد، چون فعلاً
پنج کشور اصلی صادر کنندهً تسليحات کشندهً جنگی اند که سر نوشت صلح جهانی
را تعين می کنند وهر گز بر ضد مصالح ومنافع خود رای نخواهند داد . در
چنين شرايطی سرنوشت ضعفا وغربا ومحرومان جهان ( جهان سومیها)چه می شود ؟.
ادامه دارد / 2006/08/04