بخش سوم گزارش ازجلسهً(28 دسامبر) هالند

1 view
Skip to first unread message

pors...@gmail.com

unread,
Feb 3, 2009, 5:38:17 PM2/3/09
to فریاد آزادی
بخش سوم گزارش ازجلسهً(28 دسامبر) هالند
نوشته ً : جلیل پرشور

فشردهً سخـنرانیها و وضع عمومی جلسهً
تجلیل از(80 مین) سالگرد تولدشادروان
ببرک کارمل

نسبت عدم تما س به مطالب اساسی سخنان تعدادی از سخنوران درآن جلسه
دریگانه گزارش رسمی یکی ازسایتها ،ضرورت آن احساس گردید که به این
کمبود برای آن رسیده گی شود تا رفقاودوستان محترمیکه درآن جلسه حضور
نداشتند و ازنحوهً برخورد ونظریات رفقای سهم گرفته در ابراز نظرهای آن
جلسه درمورد متن صحبت ها و اهداف آنها گزارش ومعلوما تی برای شان ارائه
نشده است ؛ باخبر گرد ند .
ازآنجاییکه متن سخنان کتبی وشفاهی تعدادی ازرفقا به طورهمه جانبه درآن
سایت گزارش ونشر شده است ، ضرورتی به تکرارمندرجات آن صحبتها برای
جلوگیری ازمکرر نویسی بیفایده ، وجود ندارد . لذا ، دراین نوشته پیرامون
اهداف ، نظریات وپیشنهادات رفقایی تماس گرفته میشود که درمورد سخنان
ونظریات شان تماس کمتر گرفته شده است . علاوتا ً ، درحدود لازم به بخشهای
ازصحبت های تماس گرفته خواهد شد که درمواردی علائم استفهام از آن
( گپها ) به هوا پراگنده شد .
کمیت جلسه ومشارکت شخصیتهای مختلف درآن به خاطری دلچسپ وطرف توجه بود که
تعدادی ازرفقا وافراد مهم دیروزکه دردوران رهبری آن زنده یاد با ایشان
ناسازگاری ومخالفت های شدیدعلنی ومخفی داشتند،نیز درجلسه شرکت نموده
بودند.این حرکت ماهرانه به یاد ما آن ضرب المثل وطنی را میدهد که
میگویند :( ماعجب مردم زنده کُـش ومرده پرورهستیم ) .وقتی آن بزرگوار
زنده بود وبی هراس علیه دشمنان داخلی وخارجی وطن مبارزه میکرد ؛برعلیه
اوشان تعدادی متحد گردیده وزمینهً تبعید ش را با همسویی وهمکاری با فاسد
ترین حلقه ًرهبری حزبی ودولتی شوروی وقت ، مساعد ساختند ووقتی بعد سقوط
سوال برانگیزودراماتیک حاکمیت ، ایشان ترک وطن نکرده ودربحرانی ترین وخطر
ناکترین اوضاع درداخل وطن باقیماندند ، هیچ کدام این همراهان نیم قرنه ،
نه تنهادرکنار ایشان باقی نماندند ؛ بلکه تا آخرین لحظه زنده گی ناشی
ازرنج وبیماری آن بزرگمرد،حداقل احوال «رهبرشان» رانگرفتند؛ اما، حال که
سالها ازجاودانه شدن ایشان سپری گردید ه است وتعدادی مطمین ازعدم برگشت
ایشان شده اند ، 80مین سال تولد ش را طوری بدون آماده گی قبلی وبه صورت
عجولانه طرف تجلیل قرارمیدهند که قریب است تحقق بزرگترین آرمان مشترک
رفقا ونتیجهً تلاشها واحساس مسوولیت حلقات مسوول احزاب نهضت فراگیرومتحد
ملی ، یعنی رفتن به سوی وحدت مجدد حزبی، زیر سوال برود وکم رنگ شود.
جای تعجب اینست که همین رفقا وافراد گوش به فرمان شان ، همیشه رفقایی را
که از واقعیتها سخن میزنند ؛ طرف انتقاد وملامتی قرار داده میگویند که
فلان رفقا، درحق رفقا ی بزرگ ورهبران بدگویی میکنند وتخریبکاری
مینمایند . آنها، هیچ فکر نمیکنند که همین رفقای گرامی طرف انتقاد قرار
گرفته خود درحق رهبرورهبران شان که خود ، آنها را انتخاب ، رکلام وبرای
شان کمپاین میکردند ودرمواقع استقبال ومشایعت شان هلهله وهورا سرداده و
( کف ) میزدند وبه وسیله ً آن رهبران مطرح وحمایت بیدریغ شدند، چه
کرد ند . ؟ شا ید این نوع برخوردهای انتقاد رفقا از پیش کسوتان، ناشی از
ساری بودن این مرض رهبرستیزی دربین ما باشد که ما از بزرگان خود به ارث
برده ایم نه کدام قصد وهدف دیگر. مردمان خوب ما میگویند :
( ازمکافات عمل غافل مشو** گندم از گندم بروید ، جو زجو) ویا اینکه :
( هرچی کشت کنی ، آن را حاصل گیری !) .
به عقیدهً من ، این نوع گله گذاریها راه حل دایمی واساسی دارد وباییست به
ابراز نظرهر روزه وتکرار این مکررات ، پایان داده شود . این هدف نیز بدون
برداشتن گام های مشترک عملی ، بازگو نمودن اهداف ونیات شخصی وجمعی
سیاسی ، بریدن از تمام روابط حزبی غیر سالم وضد دموکراتیک وقایل شدن
ارجحیت به ضوابط واصول قبول شدهً تشکیلاتی در احزاب مدرن وسرانجام پا
ماندن ولگد مال کردن تمام اقدامات مخفی وعلنی قدیمی مضر ثابت شده به حال
افراد وتشکلات خودی وآغاز یک فصل جدید درشیوه های برخورد سیاسی بدون
تبعیض وعقده دربرابر تمام رفقا ازطرف قدمه های بالایی حزبی دیروز، برای
تحقق اهداف مطروحه درشرایط فعلی ، امکان پذیر نمیباشد .
هرگز، نمیتوان از شخصیت های تاکنون اثرگذار (بادرجات متفاوت) وصاحب
صلاحیت دیروز درعرصهً مبارزه ً سیاسی، برای ادای نقش فعال وموًثر به سان
دیروز درتحقق اهداف امروز انتظاری به سان پار وپرارداشت ؛ مگرآنکه
ایشان ،اولا ً در بین خودشان مصالحه کنند ، متحد شوند ویا دربین افراد
داوطلب وآمادهً مشارکت درمبارزه وفداکاری درراه وطن وآرمانهای بزرگ
انسانی با شیوه ها ی سالم وقبول نورمهای کاملا ًدموکراتیک مبارزه
وهمکاری سیاسی ( وداع با مرکزیتهای خشک )و شخصیت های محترمیکه باثر
کبرسن ،خسته گی سیاسی وجسمانی وسایرعوامل دیگر ، نمیخواهند ویا نمیتوانند
نقش فعال ومتحرک را که نیاز جدی مبارزهً فعال است داشته باشند، ویا
تغییری دراعتقادات وباورهای بعضیها نسبت به عقاید سیاسی ایکه خود سالها
مبلغ ومروج آن بود ند ولی اکنون به برکت دانش و فهم گسترده و جهان شمول
(!) شان به بطلان خط فکری دیروز که نه تنها تختهً پرش شهرت وقدرت وحتی
شخصیت شدن همهً ما بود، پیدا کرده و اعتقاد درونی (!)، منفعت جویانه ویا
مصلحتی پیدا کرده اند ومیخواهند بقیه ًعمررا درآرامش به سرببرند که دراین
زمینه نیزهیچ کسی نباید حق مخالفتداشته باشد ، فرق قایل گردند . این کار
باعث حل بسا مشکلات وسوً تفاهمات گردیده وباعث شناخت همراهان نبردها
وتلاشهای بعدی وآن رفقای وداع کردهً ما خواهد شد که ما اخلاقاً حرمت مان
را به سان گذشته نسبت به این شخصیت ها نیز به پاس مبارزات طولانی ،زحمات
وفداکاریهای قبلی شان حفظ خواهیم کرد . اما، این نیز حق همه اعضای حزب
دیروز ومبارزین حزبی وغیر حزبی وحدت طلب وتاکنون بی تفاوت نسبت به وحدت
مجدد است که بفهمند که کیها ازبین پیشقراولان دیروز ،آنها را درشرایط
جدید فعالیت های سیاسی ، صادقانه وبدون هرنوع تبعیض ومداخلات بیمورد
بحران آفرین ، کمک وهمراهی میکنند .
شایددرنزد رفقا سوال پیدا شود که چرا درهرمساًله وهرنوشته،ازجمله دراین
گزارش جلسهً(28دسامبر) درهالند ، من درمورد رهبران وپیش کسوتان ، وظایف
ومکلفیت های سیاسی واخلاقی شان درشرایط فعلی وبرجسته شدن نقش وجایگاه
کنونی شخصیت شان درمبارزه ومقاومت علیه دیو های سیه درون ارتجاع چند
سرداخلی وخارجی، بنابرانتظاراتی که ازایشان وجود دارد وبراساس دانش
سیاسی ،تجربهً حزبی و ادعاهای قبلی وامروزی خود شان دراین زمینه چیزهایی
را می نویسم . این تماس گرفتن های من درمورد این نوع مسایل بنابر
ناگزیری تاهنوز موجود درساحهً فعالیتهای سیاسی وتشکیلاتی دیرینه وجدا ً
صدمه دیدهً مشترک مان است ؛ نه بروفق تفنن وجمله پردازیهای بیجا .!
رفقای عزیز !
ما، با چنین امیدها وانتظارات درهر جلسه اشتراک میکنیم وازاین ناحیه به
سان همیشه ( سردردی) نصیب ما میگردد وبس . باید به انواع (دردسر) ها برای
اندیشیدن وعمل کردن سالم ، به موقع ومفید خاتمه داده شود .
اما، درمورد جلسه ً هالند ، به صورت خاص باید گفته شود که: سخنان
آغازین ، انانس رئیس جلسه ( رفیق طلا پامیر)ومحتوای صحبت ایشان ، سخنا
ن درج شده دربیانیه های کتبی وشفاهی رفقا: سرخابی وسادات ، روًسای
شوراهای اروپایی نهضت فراگیرترقی ود موکراسی وحزب متحد ملی که هر سه تن
شان مطابق تفاهم قبلی مسوولین اروپایی دوحزب درمحلی که میتوان آن را
جایگاه هیت رئیسهً گردهمآیی قیمت داد ،اخذ موقع نموده بودند ، همه مشحون
ازحرمت گذاری نسبت به شادروان رفیق ببرک کارمل ، شخصیت ، دانش وجایگاه
اجتماعی ایشان واز ضرورت تاً مین وحدت مجدد حزبی، تفاهم رفیقانه وناگزیری
برای تداوم پروسهً تلاشهای وحدتخواهی بود . این رفقا که قبلاً نیز گامهای
استواری را درحل پرابلمهای کشت شده دربرابر وحدت رفقا برداشته بودند
درابراز نظرهای شان دراین زمینه مصرانه پا میفشردند.
رفیق نورالحق علومی ، رئیس حزب متحد ملی ،هنگام ابرازنظرشفاهی پیرامون
گرامیداشت (80 مین) سالگرد تولد زنده یاد رفیق ببرک کارمل ،قبلا ًرهبر
حزبی ودولتی افغانستان یادآورشد که: «ما به رفیق ببرک کارملبه صفت رهبر
مان ارزش قایل بودیم وهستیم. ما، سالها درکنار رفیق کارمل قرارداشتیم وتا
زنده باشیم ،احترام شان را به خواهیم آورد ». رفیق علومی اضافه کرد که:
«وحدت را باید برای آن تاًمین کنیم که وطن به ما وشما واتحادماضرورت دارد
و مردم بالای ما حساب میکنند . وضع وطن روز بروز بدترشده میرود ومداخلات
خارجیها نیز قطع نمیگردد . وحدت خانوادهً مشترک ما ، ضامن پیروزی های
ماست .»
رئیس حزب متحد ملی افغانستان درجریان صحبت از اوضاع داخل کشوردربسا موارد
ضروری معلومات مفید ارائه کرد .من به حیث شنونده احساس کردم که در بازگو
کردن حقایق مربوط به پیشرفت پروسهً وحدت درداخل وطن ، بین ایشان ورفقای
محترم نهضت فراگیر وشخص رفیق شیرمحمدبزرگر ، رئیس شورای موًسسان نهضت
فراگیر ترقی ودموکراسی افغانستان، اعتماد متقابل وگرمی رفیقانهً روابط
وجود دارد که میتواند مایهً دلگرمی همه حزبیهای صادق ووحدت طلب باشد .
قابل یادآوری میدانم که درتبارزدادن دوستی ومحبت نسبت به حزب دیروز ،
وحدت مجدد رفقا واحتـرام به شخص رفیق ببرک کارمل فقید، موضعگیری رفیق
علومی ، واضح وطوری روشن بود که مجالی برای سوً تعبیر های قبلا ًپلان شده
به وسیلهً افراد مغرض باقی نمی ماند تا از آن به حیث وسیله یی برای کند
ساختن پروسهً وحدت مجدد حزبی ویا نامبرده رادرناگزیری قراردادن ،استفاده
کنند.
رفیق علومی ، درجریان صحبت ازدولت آقای کرزی انتقاد نموده وازظلم
وبیعدالتی دروطن ، ازمداخلات پاکستان وکشتار غیر نظامیها درجنگ وسایر
موارد یادآوری کرده ومعلومات داد که طرف استقبال نیز قرار گرفت .
قابل یاد آوریست که رفیق محترم سلطانعلی کشتمند نیز طی ارسال پیامی ، (80
مین ) سالگرد تولد رفیق ببرک کارمل را به خانوادهً آن زنده یاد وبه سایر
رفقا تبریک گفته بودند. آن پیام از طرف رفیق اسدالله کشتمند ، برادر
ایشان به خوانش گرفته شد .
ایکاش شخص رفیق کشتمند درآن جلسه ً شکوهمند ،حضور پیدا میکرد
وازسایرشخصیتهای کلیدی حزبی ودولتی دیروز نیز بدون تعصب غرض اشتراک در آن
جلسه وابراز نظر درمورد هدف آن ،دعوت صورت میگرفت .
بعد ا ً رفقا : شفیق الله توده یی ، حبیب منگل وداوود رزمیار با تفسیر
صحبت کرده وهرکدام شان خاطرات ، برداشتها ، نحوهً شناخت ودرجه ًتقارب شان
را ازشادروان رفیق ببرک کارمل ،عقایدوباور های ایشان ، بیان کردند.
درصحبتهای ا ین رفقا ، بیشتر درمورد سالگرد تولد رفیق فقید ببرک کارمل
صحبت شد. ( متن صحبتهای این رفقا قبلاً درمشعل اقبال نشر یافته است وضرور
به تکرار نیست)
اما، رفیق شفیق الله توده یی( قبلاً رئیس شورای اروپایی نهضت)که سخنرانی
شان چند مرتبه طویل ترازرئیس فعلی شورای اروپایی نهضت رفیق ( سرخابی)
بود ؛ دربخشی از صحبت های شان گفتند که : ( همین اکنون ، رفقا از
پاکستان ، افغانستان وسایر کشورها ) با ایشان تماس گرفته ودرمورد وحدت
وسایرمسایل سوال می کنند.(شاید آن رفقای محترم خبر ندارند که دررهبری
شورای اروپایی رفیق دیگری به جای توده یی صاحب انتخاب گردیده است) به
هرصورت وظیفه ًرفقایی که همیشه ازنظم ودیسیپلین به خاطر (سیطرهً خودشان
بالای وضع ورفقا ) خوش شان می آید وحمایت میکنند اینست که برای این رفقای
مراجعه کننده تفهیم گردد که بایدحتما ً با آدرس جدید برای آن تماس بگیرند
که مراعات نمودن «صلاحیت شخصیتهای انتخاب شده از طرف انتخاب کننده ها » ،
نه تنها امریست ضروری ، بلکه مکلفیت اخلاقی وتاًمین دیسیپلین تشکیلاتی
دراحزاب میباشد.
محترم ( توده یی ) درمورد تا مین وحدت مجدد رفقا ، با اینکه موافقت
خودرا ابراز کرد ، گفت کـه : ( هنوز راه درازی برای رسیدن به وحدت
درپیش داریم ). ولی از این راه های باریک وتاریک (؟؟)در مسیروحدت صحبت
نکرد. تاجاییکه من برداشت کردم این جملهً کوتاه (هنوز راه درازی درپیش
داریم ) هم سوال برانگیز بود و هم تشویش آور. این جمله درحالی در آن
گردهمآیی مهم بیان گردید که رفقا ازپیشرفتهای سریع و عمیق درامروحدت مجدد
رفقا درداخل وطن که نه تنها صفوف اصلی این احزاب شامل گفتگوهای وحدت ،
بلکه رهبران ومسوولین ارشد هر دو حزب با هم برادر، یکجا باسایر رفقا
وتحول طلبان درآنجا زنده گی وفعالیت میکنند؛ بلکه سخن از تفاهمات
وتقاربهایی میزنند که جدا ً امیدوار کننده است .
بروز دادن درازی راه رسیدن به وحدت از طرف توده یی صاحب درآن جلسه وبعد
این همه امیدواریها وتلاشها درداخل وخارج درحالی به اطلاع رفقا رسانیده
شد که فقط چند لحظه قبل ، رئیس ومسوول اولی واصلی شورای اروپایی نهضت
فراگیرترقی افغانستان،رفـیق احمد شاه سرخابی دربیانیه کتبی شان که بدون
شک ازملاحظه شد وتوافق دسته جمعی شورای اجرائیهً اروپایی نهضت ، گذشته
وبرخوردار گردیده است ؛ مژدهً تحقق وحدت مجدد رفقا را درنزدیکترین زمان
ممکن خبر داد ومتذکر شد که گام های اساسی دراین زمینه برداشته شده
وموانع جدی درزمینه وجود ندارد .!!

من باور کامل دارم که سخنان مسوولینی که نظر وعمل شان دراثر مشوره با
سایرین شکل بگیرد وبا خودمحوری ضرب نخورده باشد ومسولانه درمحضرجمع غفیری
ازرفقا ابراز گردد؛ نه تنها تحقق می یابد، بلکه نسبت به سخنان افراد
دیگری که نقطه نظرات شخصی خودشان را همیشه بیان میکنند، قابل اطمینان تر
است .ازاین رو ما امید خودرا خدشه دار نمی سازیم .

.((رفقا ما برای سعادت و خوشبختي مردم که هدف ماست از هيچ کاری دريغ
نخواهيم کرد.زيرا حزب وسيله است،نه هدف.
بعضاً رفقا از مشکلات در اين پروسه شاکي مي باشند.در اين رابطه مي خواهم
ابراز دارم که اگر خانهء ما سوخت،ديوارهای آن پخته شد،اگر حاکميت ما سقوط
کرد،اما تجربه ما افزايش يافت.يعني تجربه ما افزون شدخوشبختانه امروز
هرکادر ديروز ما صلاحيت رهبری را دارد،پس بايد برمشکلات غلبه حاصل
نمود.اين امر ما را معتقد به تصميم گيری خلاق،توأم با خردورزی،دلسوزی به
امر سازمان و دقت لازم در تمام موارد سازماني ما مي سازد.)) ازبیانیهً
محترم ( شفیق الله توده یی)کاپی شده ازسایت (مشعل)

شاید درسخنان توده یی صاحب معانی عمیقی نهفته باشد که من بنابر عدم
توانایی، آن را دریافته نتوانم ولی باعقل قاصر خود اینقدر اضافه میکنم که
ایکاش پخته گی دیوارهای ما که متاًسفانه آن دیوارهانیز باقی نمانده است ،
به قیمت سوختن اصل خانه که همهً ما ومردمان زحمتکش رادرخود جمع کرده
بود ؛ عملی نمی شد. ایکاش ما هرگزصاحب صلاحیت رهبری نمی شدیم وکسب تجربهً
ما به قیمت سقوط حاکمیت مردم هرگز ( افزون ) نمیگشت . این همه افراد
دارای صلاحیت رهبری شده وآنهم با آن قیمت گزاف که (توده یی ) صاحب به آن
اشاره کرده است، درشرایط بیوطنی وفلاکتبار دور ازمیهن ، به درد کدام مردم
وسرزمین خواهیم خورد وچه دردی رادوا خواهیم کرد؟ جز ًافتیدن به جان هم ،
درخود فرو رفتن وهمه دنیا را باچشمان کم بین خود دیدن وخودرا بهر قیمت
بالای سایرینی که ازما درهراستقامت ، با صلاحیت تر ومسحق ترند ، بانیرنگ
تحمیل کردن وتشدید تا حال کشنده وروز افزون اختلافات سیاسی وشخصی
براساس تجاربی که( بعد سقوط دولت وبه قیمت خیلی گران وابدا ًغیر قابل
جبران) پیدا کرده ایم کدام حاصل دیگری داریم . آیا ،این نوع تحلیلها هم
ناشی از پخته گی وکسب تجارب ماست ؟؟؟!!! آیا، واقعا ً ماازشکستها
وحوادث ،چیزهای مفید آموخته ایم ؟!
آیا ، 14 سال حاکمیت خود برای هرکدام ما عالمی ازتجربه واندوخته های
سیاسی ، اداری واجتماعی نداده بود که باردیگر خواستیم به آن قیمت صاحب
(تجربه) ای شویم.؟ من امیدوارم این نوع تحلیلها صرف برای دادن روحیه وتا
ًمین حداقل آرامش به رفقا وهمفکران ماباشد، نه برای توجیه سقوط حاکمیت
وارایه ًدلایل غیر قابل قبول به رفقا ومردم وطن که باراصلی سقوط را متحمل
گردیدند.
باید ، سوال شود که این کدام عقل وتجربه است که درحالیکه (دیوار های
خانهً مشترک مان پخته شده است ) خود هنوز خام باقی مانده ایم وحداقل جاه
طلبیها وخودخواهیهای شخصی وفرکسیونی خودرا قربان تامین وحدت رفقا که زنده
گی وپیروزی ما ونجات وطن به آن وابسته است ، ساخته نمیتوانیم. آیا ،
مردم ورفقا به سخنان ما اعتماد خواهند کرد. آیا ، تحت فشار قرار دادن
رفقای مرکز درطول این مدت غرض عدم توافق با وحدت تشکیلاتی باسایر رفقا
ودرراًس حزب متحد ملی وگروگان گیری رفقا به خاطر حداقل کمک های مالی
دراین زمینه ناشی از پخته گی مانیست ؟ و....
رفیق توده یی :(رفقا ميدانند که در سالهای اخير زنده گي رفيق کارمل من
افتخار آنرا داشتم تا با ايشان بوده و از مکتب بزرگ دانش و تجربه رفيق
کارمل قطراتي را مستفيد شوم.واقعاً خاطرات فراموش ناشدني بيشماری از
ايشان بجا مانده است که تنها به يکي آن اکتفا مي کنم.
وقتي طالبان به طرف کابل پيشروی داشتند،انجنيراحمد معاون جنبش شمال ضمن
مصاحبه با راديو بي بي سي در برابر پرسشي که واکنش انها در برابر پيشروی
طالبان به سوی شمال چيست گفت،که انها سالنگ را مسدود و موجوديت افغانستان
شمالي را اعلام خواهند کرد.وقتي رفيق کارمل اين خبر را شنيد از خشم و
اندوه مو بر اندامش ايستاد.سراپايش را تأثر و اندوه فرا گرفته بود. بمن
هدايت داد تا آماده گي برای ترک حيرتان داشته باشيم.زيرا در صورت همچو
اقدامامي به گفته رفيق کارمل ماندن در آنجا بزرگ ترين خيانت و گناه تلقي
مي گرديد.
رفقا،کادرهای محلي وقتي خبر شدند،آمده و با گريه و عذرخواهي از اينکه
مردم شمال باعث سراسيمه گي رفيق کارمل شده، بجای آنکه خدمتي را به رفيق
کارمل انجام دهند،و همچو ضربه بزرگ را بر روان وی وارد آورده اند،پوزش مي
خواستند.تا اينکه فردا شب سخنگوی جنبش شمال اين ادعا را رد و آنرا نظر
انجنير احمد دانست،نه فيصله رهبری جنبش.باور کنيد رفيق کارمل وقتي اين
خبر را شنيد،از خوشي به کالا نمي گنجيد.گويي دوباره به دنيا آمده باشد.
( کاپی شده از سایت مشعل)
این موضوع را موشگافی کردن ،وقت کافی میخواهد. اما، آنچه به طور عاجل
باید به آن اشاره شود اینست که :
طرح شمال وجنوب وشرق وغرب دروطن واحد ، بدون شک تخطی از نورمها وقواعد
ساده وابتدایی وطن پرستیست . اما ، ناگزیری ها را نمیتوان مردود دانست ،
به شرط آنکه از این نوع اقدامات به حیث اهداف تاکتیکی وغرض نجات کل وطن
ازدست اشغالگران وعمال خارجی استفاده شود ، طوریکه دردوران تسلط فاشیزم
دراروپا عملی گردید .
من، هرگز با طرحها ودیدگاهای آقای انجینر درمورد جدا کردن شمال ازپیکر
وطن موافق بوده نمیتوانم. اما، طالبان مناطق اشغال شده به همکاری پاکستان
ونیروهای اجیر بنیاد گرای خارجی را، نه برای درکنترول نگهداشتن خودشان
بلکه برای حکمفرمایی جواسیس وعمال مذهبی- نظامی بنیادگرای پاکستانی
والقاعده ، ازوجود مخالفین شان با قساوت پاکسازی میکردند.
ازاین گذشته اگر اقوام وگروه های سیاسی ، قومی ومذهبی سایر مناطق وطن به
آن رهبر علاقه مند بقا دروطن وخواهان جان دادن درسرزمین آبایی شان ،
امکانات حد اقل زنده ماندن را میسر میکردند ، شاید رفیق کارمل درریگهای
داغ وسوزان حیرتان مجبور نمیشد که تمام عمر باقی ماندهً شان را درآن جا
سپری کنند وحتی از پیدا کردن چند متر زمین در قبرستان پدری شان ویا
خوابید درپهلوی هزاران جگر گوشه گان نامراد حزبی وغیر حزبی ، محروم
شوند .
ما ، باید حقایق را بگوییم .این گروه ها وسازمانهای حاکم درشمال ودرراس
جنبش ملی – اسلامی افغانستان بود که علی الرغم کل بی توجهی هایشان
نسبت به زنده گی وسرنوشت رفیق ببرک کارمل ، به ایشان حق بقا وزنده گی
درحیرتان را درشرایطی امکان پذیر ساختند که بنیادگراهای افغانستان درمرکز
وولایات جنوب وغرب کشور، نه تنها مخالف بقای ایشان دروطن بودند بلکه نه
تنها گروهای افراطی که حتی نیروهای معتدل وگویا دموکرات شان مثل ( آقایون
مجددی وگیلانی) اجازهً برگشت جنازهً ایشانرا به داخل کشورنمیدادند وبا
به خاک سپردن شان درشهرک حیرتان مخالفت میکردند.
رفقاییکه درمعیت تابوت به داخل وطن آمدند وشاهد مارش عظیم شهریان حیرتان
واشتراک وسیع بزرگان وموسفیدان شمال وهزاران رفیق ازسراسر وطن درمراسم
خاک سپاری رفیق ببرک کارمل ، بودند ؛ به چشم سر مشاهده کردند که حتی بعضی
ازحلقات تنظیمی جهادی شمال درپهلوی معاونین جنبش درمراسم تدفین وتکفین
اشتراک کرده بودند که شادروان رفیق بریالی ، درصحبت کوتاه شان درسر قبر،
از جنبش ملی به خاطر مساعدت درامر برگشت جنازه ومراسم تکفین اظهار تشکر
کرد .
لذا، مو ، راست شدن دراندام رفیق کارمل را بااینکه خودشان میدانستند ،
برای این با نگرانی به خونش نگرفتم که شخص ایشان درجواب تحلیل رفیقی که
گفت: ( پدر تشویش نداشته باشیم .( میگویند دربین طالبها افراد روشنفکر
نیز وجود دارد ) ، گفتند که اگر من( ببرک کارمل) نیز ازطریق پاکستان وبه
زور پاکستان به وطن غرض کسب قدرت وارد شوم، شما بالای من هم اعتماد نکنید
ومرا دشمن وطن تان بدانید وشعار مرگ بر کارمل را سردهید. این اظهار نظر
نه تنها عمق شناخت رفیق کارمل از دسائس شیطانی پاکستان را به ما
میفهماند ، بلکه عمق نفرت ایشان از عمال پاکستانی را متبارز میسازد.
بنا ً ، درشرایط حاکمیت طالبان که حتی بر مجسمه های گلین بامیان رحم
نکردند وباعث شهادت المناک رفیق داکتر نجیب الله وبرادر جوان شان وهزاران
هموطن بیگناه دیگر ما شدند، چه امید دیگری برای آن رفیق زنده یاد باقی
مانده بود که به قول معروف از (زیر چکک به زیر ناوه) میخزیدند.
اما، درمورد حکومت ویا جمهوریت شمال ویا انتقال مقر ریاست جمهوری
افغانستان از کابل به مزارشریف دردوران ( شهید داکتر نجیب الله ) بابت
پرابلمها ومشکلات آن وقت باید گفته شود که سخنان انجینر احمد برای بار
اول مطرح نشده است. این موضوع را اگر افراد کلیدی وسفر کرده از کابل به
سوی مزار ، توضیح ندادند ، من درحد معلومات ناچیزم ، چیزی خواهم نوشت.
دراین موارد درنوشته های بعدی بیشتر روشنی خواهم انداخت .

سخنران دیگرآن محفل ، رفیق داوود عزیزی قبلا ً افسر بلند پایهً اردوی ملی
افغانستان بود که بمناسبت سالگرد تولد رفیق ببرک کارمل فقید ، سخنان خوب
گفت وبیانیهً مهیج داد. رفیق نامبرده درمورد ضرورت تاً مین وحدت پافشاری
نموده وهیچ دلیلی را برای قبول موانع موجه ندانست.
رفیق عزیزی ،بقایای هیت رهبری حزبی دیروز را طرف خطاب قرارداده گفت که:
اگر با این بی تفاوتی برخورد کنید ونسبت به امر وحدت مجدد رفقا نقش تان
را مسوولانه ادا نکنید، تاریخ ونسل بعدی شما را هر گز نخواهد
بخشید.سخنان رفیق عزیزی مورد استقبال گرم رفقای حاضر درمحفل قرار گرفت .
درآن جلسه ً شکوهمند به اثر تقاضای تعدادی ازرفقا وعلاقه مندی خودم ،
نوبت به ابراز درد دل کردن گرفتم واین موقع به من لطف شد. من ، سخنانم را
نه باگفتن تبریک به مناسبت (80 مین ) سالگرد تولد زنده یاد رفیق ببرک
کارمل که هرگز درزنده گی شان علاقه ای به این مناسبتها نداشتند ، بلکه به
خاطرمرگ نابهنگام شان آغاز کردم وبه همه رفقا واعضای خانوادهً محترم شان
به مناسبت مرگ زود رس ایشان، شهادت ومرگ سایر رهبران ، همه شهدای دوران
حاکمیت وکلیه انسانهاییکه درراه تامین عدالت وآزادی وطن ، جانهای شرین
شان را قربان کرده اند ، تسلیت گفتم .
این مطالب شامل سخنان من بود که درذهنم باقی مانده وبه شما نقل میکنم.
رفقای عزیز! ( خواهش می کنم تا این گردهمآیی بزرگ وبا عظمت واین مناسبت
باارزش را به جلسهً سراسری تا ًمین کننده گان وحدت مجدد حزبی تبدیل
نمایید. ارزش دادن به رهبران واقعی ودرراس رفیق شادروان ببرک کارمل، جزً
خصلتهای نیک وطنی وحزبی ما میباشد وباید بزرگان مان را فراموش نکنیم.
اما ، برای رسیدن به اهداف شخصی وسیاسی محدود از قبر رهبران برای خود
( بلنداژ ) نسازیم .
حال که به برکت درک واحساس مسوولیت رهبری های حزب نهضت فراگیر ترقی
ودموکراسی وحزب متحد ملی واقدام شجاعانهً مسوولین اروپایی این دوحزب ،
اسناد معتبروحدت به امضا رسیده است ؛ما وظیفه داریم که ازموقع استفادهً
لازم نموده وبه افتخار این مناسبت باارزشی که دورهم جمع شده ایم ، این
امکان را میسر سازیم که نه به حیث اعضای دوحزب، بلکه به صفت فرزندان حزب
واحد ازتالار خا رج شویم وبه تمام دوریها وچند رنگیها خاتمه دهیم .
باید توجه داشته باشیم که اگر به ادعای خود مبنی بر حرمت گذاری به رفیق
ببرک کارمل صادق هستیم باید ( وحدت مجددحزبی ) را به این محفل تحفه بدهیم
وبه این وسیله روح تمام رفته گان وجستجوگران وحدت صادقانهً حزبی را که
آرمان شان برآورده نشده چشم از جهان بستند، شاد سازیم. گفتنی است که تحفه
قرض داده نمیشود؛ باید آنرا همین اکنون ودرهمین تالار تقدیم
نماییم ،وگرنه دروغ میگوییم .
اکنون با ابراز تمام احترام واخلاص به رهبران دیروز حزبی وازجمله شماهای
که دراین تالار تشریف دارید ، ازنام کادرها وصفوف حزبی ، خطاب کرده
میگویم :
رفقای محترم !
چرا به ندا ها وفریادهای ما جواب نمیدهید ؟ چرا دین تان را برای متحد شدن
دوبارهً رفقای تان که بخش اساسی تشکلات امروزی شان محصول زحمات دیروزی
خودشماست واکنون بابت اشتباهات سران حزبی ( تیت وپراگنده ) شده اند
ودرانواع دردها ورنجهای بی اتفاقی میسوزند ،ادا نمیکنید.؟
چرا ، اولا ً دربین خود تان مصالحه وآشتی نمیکنید؟ آخر، چه مشکلی دارید
که حل نمیگردد.؟شما خود میدانید که صفوف برای تاًمین وتطبیق اوامر شما،
چندین دهه بدون کوچک ترین سوال عمل کرده وخم به ابرو نیاورده است. هزاران
تن ازبهترین فرزندان حزب ووطن درراه آنچه دساتیر ، آرمانها واحکام شما
بود ، قربانی شدند .آیا ، لازم است برای تعین سرنوشت این رفقا که تعین
سرنوشت خود شما و مردمان زحمت کش وطن میباشد ، بیشتر ازین تماشاچی باقی
بمانید .؟
من، به نماینده گی از کادرها وصفوف فداکار حزبی وازجملهً رفقای حاضر
دراین جلسه به شما رهبران محترم میگویم که ما 40 سال فرمانبردار شما
بودیم. اکنون ودرهمین تالارازنام این رفقا ، به شما هدایت داده میشود که
خودرا باپروسهً مبارزات وحدت طلبانه ورفتن به داخل وطن همنوا وآماده
سازید وازمخالفت علنی ومخفی با جریان وحدت طلبی رفقا ودررا ًس احزاب شامل
گفتگوهای وحدت،خودداری کنید ؛ درغیر آن به مشکلات وواکنشهای شد ید مواجه
خواهید شد .
به این مناسبت به شما اعلام میگردد که فعالیتهای وحدت طلبانهً موجود را
به حیث قیام مهار ناپذیر صفوف حزبی تلقی نموده ودرامر کمک به این پروسه
آنچه را درتوان دارید به حکم مصالح مردم ووطن وبه خاطر جمع شدن رفقای
دیرینهً راه وعقیدهً تان ،دریغ نکنید . (اخذ تایید رفقای جلسه وبلند شدن
صدای توافق شان با سخنان )
ادامه دارد....

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages