بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر همه دوستان گرامی
استاد مسلم، جناب آقای دکتر ابراهیمی دینانی، در برنامه ی معرفت که اکنون روزهای جمعه ساعت 19 از شبکه 4 پخش می شود، برای توضیح این روایت که خداوند متعال از بس که ظاهر است، باطن است و از بس که آشکار است، مخفی ست مثالی زیبا و استوار زدند که بد نیست با هم مرور کنیم
همانگونه که می دانیم همه ی عالم ماده با نور روشن است و بواسطه ی نور است که می توانیم آن را مشاهده کنیم
طوری که اگر نور نبود، تاریکی و ظلمت مطلق حکم فرما می شد و ابداً چیزی قابل رؤیت نبود. با همه ی اینها آیا می توان خود نور را دید و آن را به خودی خود مشاهده کرد؟ پاسخ منفی ست! اگر فضای جو زمین نورانی دیده می شود، به دلیل انعکاس نور از طریق عناصر جو است. در خلأ اگر نوری از جایی به جایی تابیده شود و ناظر به آن نگاه کند، جز تاریکی نخواهد دید! تاریکی فضای خارج از جو زمین، شاهدی ست بر این مدعا
خداوند متعال نیز که وجود همه ی عالم، دم به دم قائم به وجود اوست، در حالی که همه ی شئون مخلوقات را از نور وجود خود، هستی می بخشد، پیدای ناپیداست، لطیف مطلق
است و هرگز نه با چشم سر و نا با چشم دل، با تمام حقیقت ذاتش قابل مشاهده نیست (ما عرفناک حق معرفتک). به عبارت دیگر تا انانیت انسان باقیست و برای خود شخصیتی قائل است، به میزانی که برای خود منیت فرض کرده، از خداوند متعال فاصله دارد. تنها در صورتی می تواند حقیقت وجود را آنگونه که هست مشاهده کند که هیچ انانیتی برایش نماند یعنی به موت حقیقی نائل شود و بدیهی ست که وقتی واقعاً بمیرد و فانی در وجود لایتناهی خدا شود، دیگر نیست تا چیزی ببیند، آنجا همه اوست
در این مقام است که عارف می گوید:
همه از دست رفت و هو شده است أنا و أنت و
هو، هو شده است
حواسمان باشد که حتی اگر همه ی عالم کافر شوند و فسق و فجور عالم را فرابگیرد، حقیقت عوض نخواهد شد (کی شود دریا ز پوز سگ نجس!؟). همه در محضر حقیقت عالمیم و به عبارت بهتر، همه محضر حقیقت عالمیم.
شاید یکی از بطون معانی آیه نور که خداوند متعال خود را به نور تشبیه کرده است، همین شباهت باشد
خداوند نور (نور وجود) آسمانها (عوالم بالا) و زمین (عالم ماده) است. مَثَل نور (وجود)او همانند مشکات (عالم ماده) است که در آن، مصباح (چراغ نور وجود الهی) ست. این مصباح در زجاجه (عوالم بالا) است که به تعبیر علامه طباطبائی، شاید بدین معنا باشد
که چون هر عالم نسبت به عالم بالا معلول است و نسبت به عالم پائین تر علت و تدبیر طبق آیه ای دیگر، از آسمانها به سمت زمین است، فیض این نور وجود از عوالم بالا به صورت سلسله مراتب به عوالم پائین می رسد که در اینجا نورِ چراغ ابتدا از زجاجه عبور می کند و سپس به مشکات می رسد.
باید دانست که این نور مادی نیست که جهت داشته باشد (لا شرقیه و لا غربیه) و فراگیر و بینهایت است. جالب اینجاست که هر چراغی به واسطه آتش، روغنش تمام می شود و خاموش می شود اما در اینجا گفته شده که این چراغ بدون آتش نور می دهد که شاید معنی آن همان جاودانگی وجود حق متعال باشد (و
هو حی لا یموت). آیه را در زیر ملاحظه بفرمائید. در ضمن دوستان اگر اشتباهی در تعابیر بنده ملاحظه فرمودند حتماً تذکر دهند
سوره مبارکه نور
|
خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى
و آن چراغ در شيشهاى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته زيتونى
كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مىشود نزديك است كه روغنش هر چند بدان آتشى
نرسيده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است خدا هر كه را بخواهد با نور خويش
هدايت مىكند و اين مثلها را خدا براى مردم مىزند و خدا به هر چيزى داناست
(35) |
|
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ
فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ
دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا
غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى
نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ
لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿35﴾ |
التماس دعا