Fwd:

2 views
Skip to first unread message

Habibe Habibi

unread,
Sep 13, 2011, 8:12:16 AM9/13/11
to azadeh...@gmail.com, farsierfan


سلام
صعب بودن راهی که حضرت علامه طی کرده اند نشانه ی این نیست که امثال ما نمی تواینیم به اندازه خود از آن بهره ببریم و آن را طی کنیم
خود ایشان می فرمایند:«به حقیقت برسیدم ولی از راه مجاز» یعنی راه مطالعه فکری از طریق فلسفه و عرفان نظری خود به نوعی راه مجاز است که حتی گاهی ممکن است خود حجاب شود. به قول یکی از عرفاء راه فکری مثل حرکت مورچه است در یک بیابان و راه دل همانند حرکت شتر. اما به خاطر تاریک بودن این راه، اگر کسی بخواهد به درستی این راه را طی کند، چاره ای جز طی کردن راه فلسفه قبل از سلوک الی الله نیست چرا که اگر صرفاً از راه دل که نزدیکترین راه است، سفر الی الله را طی کنیم، انواع شبهات، شکها، وسوسه ها کج فهمی ها و هجوم اوهام و خیالات به سراغ فرد می آید و او را ساقط می کند. چه بسیار کسانی که بی همرهی مرشد کامل این راه را رفته اند و در میانه راه حتی چیزهایی دیده و چشیده اند اما سقوط کرده اند و راه را عوضی ادامه داده اند و سر از خانقاه ها در آورده اند و فرقه ها ساخته اند.
اصلا مفهوم ولایت همین است. یعنی انسان باید فقط خود را تحویل انسان کامل و ولی خدا بدهد نه هر کسی که آمد و ادعای عرفان کرد ولو اینکه سهمی از عرفان هم داشته باشد. در عرفان اسلامی می خوانیم که هر کسی فقط می تواند به رب خود دعوت کند. در عرفان حرف بر سر این است که رب هر موجودی به فراخور سعه ی وجودی آن شخص است. یعنی اگر انسان کامل نباشد، رب مقید دارد نه رب مطلق. رب مطلق که همان رب العالمین است رب پیامبر است. یعنی سعه ی وجودی پیامبر که تمام ماسوی الله را دربرگرفته و با صادر اول متحد شده است، بالاترین سعه ی وجودی است. عبد الهو، جان پیامبر است. لذا در نماز می گوئیم اشهد ان محمدا عبدهو ورسولهو. این فقط جان انسان کاملی چون پیامبر است که خدایش مقام اعلای هو است و بقیه موجودات فقط به میزان سعه ی وجودی خود از آن هو بهره وجودی دارند.

در اینکه راه های رسیدن به خدا به تعداد افراد انسان است، شکی نیست. به قول حضرت علامه، هر موجودی، یک کانال وجودی به دریای بیکران وجود صمدی خداوند است
ما مسلمانان حرفمان این است که درست است که مدعیان دعوت به خدا فراوانند، به عدد نفوس خلایق، اما ما به دنبال پیامبر اسلام حرکت می کنیم و رب او را می خواهیم طلب کنیم و برسیم که رب مطلق است نه رب افراد ناقص دیگر را. بعد از پیامبر هم مقام ولایت معصوم به تبع پیامبر دارای چنین جایگاهی است و در زمان غیبت نیز باید از طریق علماء ربانی راه طی کرده، به جان امام معصوم متصل شویم.
مخلص کلام اینکه موضوع اصلی کتب عرفان اسلامی دو بخش اصلی دارد نه یک بخش. کتبی همانند تمهیدالقواعد و فصوص الحکم و ... تنها از توحید صحبت نمی کنند بلکه از انسان کامل و مشخصات آن نیز حرف می زنند. یعنی 1- توحید چیست؟ 2- موحد واقعی کیست؟
بسیاری از مکاتب در دنیا هستند که عرفان دارند و تعلیماتی دارند، مناسکی دارند و ... اما حرف ما این است که ما می خواهیم فقط از کانال وجودی انسان کامل به دریای بینهایت وجود خدا برسیم. این شاهراه و بزرگراه است
حالا سؤال بنده این است، من و شما بهتر است از کانال وجودی فردی چون علامه روحی فداه که به مقام فناء فی الله رسیده و همه ی راه را به طور کامل طی کرده به امام زمان متصل و از آنجا به رب العالمین برسیم یا از کانال وجودی فردی همانند جناب طاهری؟ البته این انتخاب شماست و شما آزادید اما ببین تفاوت ره از کجا تا به کجاست؟
شما کتب شریف حضرت علامه را مطالعه بفرمائید  بعد می بینید که خود ایشان دست شما را خواهد گرفت
در همین ماه رمضان اخیر، حضرت استاد صمدی آملی فرمودند یکی از مسلمانان خارج کشور جایی بنده را دید و گفت من کتابی از حضرت علامه را مطالعه می کردم در خارج کشور. ذکری از آن خواندم و مشغول ذکر بودم، ناگهان دیدم حضرت علامه وارد اتاق شدند و فرمودند این ذکر را اینطوری نباید بگویید. به قول استاد صمدی، اینها اطباء دوارند. می گردند در عالم هر کسی که به واقع تشنه باشد و به حقیقت بگوید خدایا من آمدم، دستش را می گیرند
در روایات آمده است که حول محور و مرکز امام زمان، چهار نفر از اوتادند، در مدار بعد چهل نفر از ابدال اند، در مرتبه ی بعد هفتاد نفر از نجبا هستند و در سطح بعد سیصد و شصت نفر از صلحا حضور دارند. اینها طالبان واقعی رسیدن به توحید کامل از طریق انسان کامل را تنها نخواهند گزارد. شک نکنید
به اعتقاد استاد صمدی آملی، حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله، سرسلسله ی اوتاد در زمان حاضرند
در ضمن اگر در مورد اساتید جناب طاهری هم اطلاعاتی داشتید، بنده را بی خبر نگذارید چون بنده حقیر هم با بی سوادی خود قادرم کتابهایی مثل فصوص الحکم، مصباح الانس، اسفار اربعه، فتوحات مکیه و ... را بردارم و مفاهیمی قشنگ تر از آنچه جناب طاهری ارائه داده اند، به نام خود منتشر کنم و نام آن را مثلاً عرفان فضایی بگذارم! اما این کجا و آن که خود مفاهیم را بعد از درک فکری، چشیده و علاوه بر دانایی به دارایی رسیده کجا؟

یا علی
التماس دعا




 

2011/9/13 Azadeh Omrani <azadeh...@gmail.com>
سلام
هيچ كدام از ما به سطح كمالات حضرت علامه حسن زاده آملی شك نداريم. و اذعان داريم كه ايشان آن را از شاگردي اساتيد بلند مرتبه تري فرا گرفته اند. اما آيا تنها راه رسيدن به كمال فقط همان است؟  اگر چنين باشد كه بايد در عدالت پروردگار شك كرد. چون من مطمئنم به شخصه امكان و توان رسيدن به حتي بخشي از آن مراتب را از آن روش سخت و صعب ندارم. و آيا اين يعني كه من محكومم كه هرگز طعم شيرين شناخت پروردگارم را به طريقي سهل تر نچشم؟
در حاليكه روایتی از پیامبر اسلام داریم که:الطرق الي الله بعدد انفاس الخلايق

در بحث ما نميگنجد اما بحث كوچك اين مطلب را مطالعه بفرماييد جهت يارآوري برخي احاديث و آيات بد نيست:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=6775

استاد طاهري نه پيامبرند و نه هيچگاه در هيچ يك از مقالات و كتابهايشان ادعايي كرده اند.
 و جان كلام آن ايميل من اين بود كه"و من به تو توصیه می کنم که اول قدم، بیرون آمدن از حجاب ضخیم انکار است که مانع هر رشد و هر قدم مثبت است. این قدم کمال نیست، لکن راهگشای به سوی کمال است"
تنها اميدمان اينست كه دست از انكار و پوشاندن حق برداريد كه پوشاندن حق معناي صريح كفر است
من شما را به تحقيق بي طرفانه دعوت ميكنم و اميد دارم كه آگاه شويد

2011/9/13 Habibe Habibi <farsi...@gmail.com>
سلام
جملات شریف و دقیقی از حضرت امام ارسال کردید اما
کاش به این جمله توجه بیشتری می کردید
من نمی خواهم تطهیر مدعیان را بکنم که :« ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد»
عارف واقعی فردی چون حضرت علامه حسن زاده آملی است که حدود شصت و پنج سال در محضر اساتید بزرگی از جمله علامه طباطبائی، آیت الله رفیعی قزوینی، علامه شعرانی، آیت الله محمد حسن الهی، آیت الله الهی قمشه ای و ... زانو زده، شبانه روز جان به لب آورده و کسب علم کرده و مراتب اعلای علم و عمل را به نحو اکمل طی کرده
علومی از قبیل فقه، اصول، فلسفه، عرفان نظری، عرفان عملی، ریاضیات، نجوم، طب، علوم غریبه، ارثماطیقی، علم حروف، علم اعداد، زبر و بینات و .... وقتی چنین فردی با کتابهای شریفش حضور دارد، چطور به دنبال کسی می روید که معلوم نیست کی و کجا استاد دیده و کسب علم کرده؟ با چه عقلی عمر و زندگی خود را در اختیار چنین فردی می گذارید؟
شاید نعوذ بالله ایشان پیامبرند که بدون هیچ استادی به ایشان وحی شده است؟
به قول حضرت علامه در الهی نامه شان که خدایا چرا آنان که چشیده اند ساکتند و آنان که نرسیده و نچشیده اند های و هوی دارند (نقل به مضمون)
توصیه می کنم بیشتر تحقیق کنید

2011/9/13 Azadeh Omrani <azadeh...@gmail.com>

Subject: گوشه هایی از کتاب ((ره عشق)) امام خمینی رحمه الله علیه در وبلاگ همه با هم

 
یکشنبه 15 خرداد1390 :: 1:59 :: : همه با هم
- آنان که انکار مقامات عارفان و منازل سالکان کنند ، چون خودخواه و خودپسند هستند هر چه را ندانستند حمل به جهل خود نکنند و انکار آن کنند تا به خودخواهی و خودبینیشان خدشه وارد نشود (مادر بتها بت نفس شماست) تا این بت بزرگ و شیطان قوی از میان برداشته نشود راهی به سوی او جل و علا نیست و هیهات که این بت شکسته و این شیطان رام گردد.

- این کمال انقطاع ، خروج از منزل خود و خودی و هر چه و هر کس و پیوستن به اوست و گسستن از غیر ، و هبه ای الهی است به اولیای خلص پس از صعق حاصل از جلال که دنبال گوشه چشم نشان دادن او است.

- در رفع حجب کوش نه در جمع کتب ، گیرم کتب عرفانی و فلسفی را از بازار به منزل و از محلی به محلی انتقال دادی یا آنکه نفس خود را انبار الفاظ و اصطلاحات کردی و در مجالس آنچه در چنته داشتی عرضه کردی و حضار را فرفته معلومات خود کردی ......آیا با این محموله های بسیار به حجب افزودی یا از حجب کاستی؟ . . . کوشش و مجاهده کن که انگیزه ،الهی و برای دوست باشد.

- سعی کن اگر اهلش نیستی و نشدی، انکار مقامات عارفین و صالحین را نکنی و معاندت با آنان را از وظایف دینی نشمری، بسیاری از آنچه آنان گفته اند در قرآن کریم به طور رمز و سربسته، و در ادعیه و مناجات اهل عصمت بازتر، آمده است و چون ما جاهلان از آنها محرومیم با آن به معارضه برخاستیم.

گویند صدر المتالّهین دید در جوار حضرت معصومه سلام الله علیها شخصی او را لعن می کند، پرسید : چرا صدر را لعن می کنی ؟ جواب داد: او قائل به وحدت واجب الوجود است، گفت : پس او را لعن کن! این امر اگر قصه هم باشد حکایت از یک واقعیت دارد. واقعیت دردناکی که من خود قصه هایی را دیده یا شنیده ام که در زمان ما بوده است. من نمی خواهم تطهیر مدعیان را بکنم که :« ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد» می خواهم اصل معنی و معنویت را انکار نکنی، همان معنویتی که کتاب و سنّت نیز از آن یاد کرده اند و مخالفان آن یا آنها را نادیده گرفته و یا به توجیه عامیانه پرداخته اند. و من به تو توصیه می کنم که اول قدم، بیرون آمدن از حجاب ضخیم انکار است که مانع هر رشد و هر قدم مثبت است. این قدم کمال نیست، لکن راهگشای به سوی کمال است چنانچه «یقظه» را که در منازل سالکان اول منزل محسوب شده است از منازل نتوان شمرد، بلکه مقدمه و راهگشای منازل سالکین است. در هر صورت با رو انکار نتوان راهی به سوی معرفت یافت
 





Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages