نام كتاب : ده گفتار شهيد استاد مرتضي مطهري صفحه ي 23
0 views
Skip to first unread message
روح الله محمّدزاده به نیابت از شهید مرتضی مطهّری
unread,
May 13, 2013, 3:19:18 PM5/13/13
Reply to author
Sign in to reply to author
Forward
Sign in to forward
Delete
You do not have permission to delete messages in this group
Copy link
Report message
Show original message
Either email addresses are anonymous for this group or you need the view member email addresses permission to view the original message
to ensha...@googlegroups.com
دست نظر رشتهكش دل بود . ولی آيا راه چاره اينست كه چشم را از بين ببريم ؟ يا اينكه راه بهتری هست و آن اينكه در دل قوتی و نيروئی به وجود بياوريم كه چشم نتواند دل را به دنبال خود بكشاند . اگر بنا باشد برای آزادی و رهائی دل از چشم خنجری بسازيم نيشش زفولاد ، يك خنجر ديگر هم برای گوش بايد تهيه كنيم زيرا هر چه را هم گوش میشنود دل ياد میكند و همچنين است ذائقه و لامسه و شامه . آنوقت انسان درست مصداق همان شير بیدم و سر و اشكمی است كه مولوی داستانش را آورده است .
اجبار عملی
در كتب اخلاقی گاهی از دستهای از قدما ياد میكنند كه برای آنكه زياد حرف نزنند و سخن لغو يا حرام به زبان نياورند ، سنگريزه در دهان خود میگذاشتند كه نتوانند حرف بزنند ، يعنی اجبار عملی برای خود درست میكردند . معمولا ديده میشود كه از اين طرز عمل به عنوان نمونه كامل تقوا نام برده میشود ، در صورتی كه اجبار عملی به وجود آوردن برای پرهيز از گناه و آنگاه ترك كردن گناه كمالی محسوب نمیشود . اگر توفيق چنين كاری پيدا كنيم و از اين راه مرتكب گناه نشويم البته از گناه پرهيز كردهايم اما نفس ما همان اژدها است كه بوده است فقط از غم بیآلتی افسرده است . آنوقت كمال محسوب میشود كه انسان بدون اجبار عملی و با داشتن اسباب و آلات كار از گناه و معصيت پرهيز كند . اينگونه اجتنابها و پهلو تهی كردنها اگر كمال محسوب شود از جنبه مقدميتی است كه در مراحل اوليه برای پيدا شدن ملكه تقوا ممكن است داشته باشد ، زيرا