رشته تحصیلی: مهندسی برق-قدرت
رتبه در آزمون: رتبه 1 در آزمون مدیریت اجرایی رتبه 2 مدیریت شهری
دانشگاه محل تحصیل كارشناسی: دانشگاه شهید باهنر كرمان
دانشگاه محل تحصیل كارشناسی ارشد: دانشكده مدیریت دانشگاه تهران
مصطفی فروغی نعمتاللهی؛ رتبه 1 مدیریت اجرایی
چون درس خواندن برایم لذت بخش بود، سختیهایش را تحمل میکردم.
اگر منتظرید همه شرایط مهیا شود تا شما بتوانید در آزمون كارشناسی ارشد
شركت كنید، توصیه میكنیم حتما این مصاحبه را بخوانید. چون مصطفی فروغی
نعمتاللهی از آن آدمهایی كه هم سربازی رفته، هم كار كرده و هم رتبه 1
كنكور مدیریت اجرایی شده. رشته كارشناسی مصطفی مهندسی برق گرایش قدرت
بوده اما تصمیم گرفته برای كارشناسی ارشد اجرایی بخواند. لیسانسش را در
دانشگاه شهید باهنر كرمان گرفته و حالا دانشجوی مدیریت اجرایی دانشكده
مدیریت دانشگاه تهران است. ما كه توی دلمان كلی به این جوان احسنت گفتیم.
به پشتكار و تلاشش.
از كی تصمیم گرفتی برای ارشد درس بخوانی؟
از همان سالی كه ارشد این رشته برگزار شد تصمیم گرفتم كه برای این رشته
درس بخوانم. سوالهای آزمونش را هم گرفتم. تقریبا یكسال قبل از كنكور
سراسری بود كه تصمیم جدی گرفتم برای خواندن. اوایل برای علاقهام
میخواندم اما وقتی دیدم كه در این درسها استعداد دارم تصمیم گرفتم برای
كنكور بخوانم. تقریبا شهریور ماه بود كه تصمیمام برای كنكوری خواندن جدی
شد. مهرماه دیگر برنامهریزی كردم و جدی شروع كردم به خواندن.
توی این مدت برنامهتفریحی هم داشتی؟
(خنده) دو شیف كار میكردم، هم سرباز بودم و هم برای خودم كار میكردم.
برای همین زمانی برای تفریح نبود. اما خوب سفر هم رفتم.
حالا با توجه به اینكه اینقدر برنامهتان پر بود مفید روزی چند ساعت
درس میخواندید؟
راستش برنامهریزی كردن برایم خیلی مشكل بود چون قسمت اعظم كارم همان
سربازی بود و برنامهام دست خودم نبود. بعضی وقتها یك هفته كار داشتیم.
زمانهایی هم بود كه 1 هفته مرخصی تشویقی میگرفتم. اما خوب یك اتفاق
خیلی خوب برایم افتاد. سربازی من قرار بود دقیقا روز كنكور ارشد تمام شود
اما به دلایلی 2 ماه از سربازی من كم شد. من هم این 2 ماه، تمام كارهایم
را كنار گذاشتم و تمام وقت درس خواندم. توی این دو ماه حداكثر روزی 8
ساعت درس میخواندم. قبل از این دو ماه، برنامهام این طور منظم نبود.
اما خوب سعی میكردم هر روز چند صفحه هم كه شده بخوانم.
بیشتر از چه جور منابعی برای كنكور استفاده کردی؟
من شروعم با منابع پایه بود. كتابهایی كه در دانشگاه برای رشته مدیریت
تدریس میشد. چون علاقهمند بودم، زود هم پیش میرفتم. منابع اصلی را كه
بعضا قطور هم بودند میگرفتم و میخواندم. وقتی خوب روی منابع مسلط شدم،
شروع كردم تست زدن. به نظرم اگر كسی پایهاش قوی باشد، میتواند خوب تست
بزند. تست و نكته به تنهایی جوابگو نیست. حتما باید پایه را قوی كرد.
برای كسانی كه میخواهند كنكور بدهند چه پیشنهادی داری؟
به نظر من علاقه سرچشمه همه موفقیتهاست. من رشته لیسانسم را دوست
نداشتم. میخواندم، نمره هم میگرفتم اما نه از درس خواندن لذت میبردم
نه از زندگی به آن سبك. خیلی هم شرایط سختی بود. چون با سختی قبول شده
بودم. اولش هم علاقهمند بودم به این رشته اما خوب، شناختی از آن نداشتم
وقتی وارد آن شدم دیدم چیز متفاوتی است. به همین خاطر به نظرم
علاقهداشتن خیلی مهم است. دوم اینكه به نتیجه گرفتن ایمان داشته باشی.
ایمان به این كه از تمام ساعاتی كه تو مشغول درس خواندنی و دیگران
خوابند، حتما نتیجه خواهی گرفت. این رفتن، مدام رفتن و نایستادن هم خیلی
مهم است. اتفاقهای مختلفی میافتاد اما هیچكدام باعث نمیشد كه من از
هدفم منصرف شوم. چون درس خواندن برایم لذت بخش بود، سختیهایش را هم تحمل
میكردم.