پناه خواهی استاد سودازده !

1 view
Skip to first unread message

arzan group

unread,
Jan 8, 2013, 8:08:29 AM1/8/13
to

 

 

پناه خواهی استاد سودازده !



پناه می برم به خدا از پناه بردن به دشمنان خدا

پناه می برم به خدا از اسلام اصلاح شده !

پناه میبرم به خدا از ادعای تخصص در کاری که در آن تخصصی ندارم

پناه می برم به خدا از این که جایزه نوبل ببرم !

پناه می برم به خدا از این که فوتبالیست بشم !

پناه می برم به خدا از برنده ی جایزه ی اسکار شدن !

پناه می برم به خدا از این که بازیگر بشم !

پناه می برم به خدا از این که بزرگ خاندان بشم و حرف مزخرف تحویل کوچک تر ها بدهم !

پناه می برم به خدا از این که قاضی بشم !

پناه می برم به خدا از این که افتخار کنم به اینکه رفیقم ، هم محله ایم ، هم کلاسیم ، استادم ، پدرم و... بزرگ و دانشمند باشند و من به صرف انتساب به آن ها احساس بزرگی و دانشمندی کنم !

پناه می برم به خدا از کلنجار رفتن با کسی که در راه اثبات باطلش به هر حیله و سفسطه ای متوسل می شود

پناه می برم به خدا از نقاب اسلام داشتن و درد اسلام نداشتن

پناه می برم به خدا از دروغ هایی که به کوروش و زردشت می بندند ! پناه می برم به خدا از اس ام اس های کوروشی که اگر جمع آوری شوند 2-3 جلد کتاب نفیس می شود چاپ کرد !

پناه می برم به خدا از این که ایرانی بودن را مساوی با تاخته ی جدا بافته بودن بدانم ، و هر قوم غیر فارسی را مسخره کنم و فحش دهم ، پناه می برم به خدا از این که حرفی را که می شنوم اول بررسی کنم و ببینم از یک ایرانی است یا از یک عرب ، اگر از ایرانی بود و باطل ، بپذیرم ولی اگر از عرب بود و حق ، رد کنم !

پناه می برم به خدا از فکر فلاسفه ای که روشنفکران تاریک دل به آن ها دل بسته اند !

پناه می برم به خدا از این که از علمای واقعی و با تقوا جدا شوم

پناه می برم به خدا از این که الگویم یک فوتبالیست یا بازیگر باشد و یا آنقدر چهره اش در تاریخ مبهم باشد که نتوانم درست او را بشناسم و فقط طبق حرف هایی که به او منتسب است از او پیروی کنم ، و هرجا آن الگوی مبهم سکوت کرده بود خودم چیزی به او بچسبانم و در همان 2-3 جلد نفیس چاپ کنم !

پناه می برم به خدا از غیرتی که با منطق و استدلال حاصل نشده باشد

پناه می برم به خدا از دباغ شدن ، مخمل باف شدن ، خاتم ساز شدن ، میر شدن ، دچار کرب و کبر شدن ، و این که اهل پهلوانی نباشم و بهرمانی باشم !

پناه می برم به خدا از خندیدن به روی دشمن و اخم به دوست

پناه به خدا می برم از نفهمی نوع دوم ، نوع اولش دوران خردی و کودکی است و نوع دومش دوران بزرگسالی است و کودنی !

پناه می برم به خدا از این که در این دوره آخر الزمان مشی استاد سودازده هم تغییر کند و به جای اشارات مبهم ، کلمات صریح ایراد کند !


[وبلاگ اشارات مبهم – سودازده]

 

 

سوال هفته

عکس فوق در کدام مجتمع تولیدی و در چه تاریخی گرفته شده است؟

 


برگرفته از عصر ایران  کد خبر: ۸۵۸۷۰

 

پارمیکس به هیچ سازمان دولتی و غیر دولتی تعلق ندارد و نیز وابسته به هیچ حزب یا گروه یا جریان  سیاسی نمی باشد
در آخر ما سیاسی نیستیم لطفا گیر الکی ندید
اگر شما هم نوشته های جالب داریند برای ما بفرستید
با تشکر

 

 

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages