
پناه می برم به خدا از پناه بردن به دشمنان خدا
پناه می برم به خدا از اسلام اصلاح شده !
پناه میبرم به خدا از ادعای تخصص در کاری که در آن تخصصی ندارم
پناه می برم به خدا از این که جایزه نوبل ببرم !
پناه می برم به خدا از این که فوتبالیست بشم !
پناه می برم به خدا از برنده ی جایزه ی اسکار شدن !
پناه می برم به خدا از این که بازیگر بشم !
پناه می برم به خدا از این که بزرگ خاندان بشم و حرف مزخرف تحویل کوچک تر ها بدهم !
پناه می برم به خدا از این که قاضی بشم !
پناه می برم به خدا از این که افتخار کنم به اینکه رفیقم ، هم محله ایم ، هم کلاسیم ، استادم ، پدرم و... بزرگ و دانشمند باشند و من به صرف انتساب به آن ها احساس بزرگی و دانشمندی کنم !
پناه می برم به خدا از کلنجار رفتن با کسی که در راه اثبات باطلش به هر حیله و سفسطه ای متوسل می شود
پناه می برم به خدا از نقاب اسلام داشتن و درد اسلام نداشتن
پناه می برم به خدا از دروغ هایی که به کوروش و زردشت می بندند ! پناه می برم به خدا از اس ام اس های کوروشی که اگر جمع آوری شوند 2-3 جلد کتاب نفیس می شود چاپ کرد !
پناه می برم به خدا از این که ایرانی بودن را مساوی با تاخته ی جدا بافته بودن بدانم ، و هر قوم غیر فارسی را مسخره کنم و فحش دهم ، پناه می برم به خدا از این که حرفی را که می شنوم اول بررسی کنم و ببینم از یک ایرانی است یا از یک عرب ، اگر از ایرانی بود و باطل ، بپذیرم ولی اگر از عرب بود و حق ، رد کنم !
پناه می برم به خدا از فکر فلاسفه ای که روشنفکران تاریک دل به آن ها دل بسته اند !
پناه می برم به خدا از این که از علمای واقعی و با تقوا جدا شوم
پناه می برم به خدا از این که الگویم یک فوتبالیست یا بازیگر باشد و یا آنقدر چهره اش در تاریخ مبهم باشد که نتوانم درست او را بشناسم و فقط طبق حرف هایی که به او منتسب است از او پیروی کنم ، و هرجا آن الگوی مبهم سکوت کرده بود خودم چیزی به او بچسبانم و در همان 2-3 جلد نفیس چاپ کنم !
پناه می برم به خدا از غیرتی که با منطق و استدلال حاصل نشده باشد
پناه می برم به خدا از دباغ شدن ، مخمل باف شدن ، خاتم ساز شدن ، میر شدن ، دچار کرب و کبر شدن ، و این که اهل پهلوانی نباشم و بهرمانی باشم !
پناه می برم به خدا از خندیدن به روی دشمن و اخم به دوست
پناه به خدا می برم از نفهمی نوع دوم ، نوع اولش دوران خردی و کودکی است و نوع دومش دوران بزرگسالی است و کودنی !
پناه می برم به خدا از این که در این دوره آخر الزمان مشی استاد سودازده هم تغییر کند و به جای اشارات مبهم ، کلمات صریح ایراد کند !
[وبلاگ اشارات مبهم – سودازده]
سوال هفته
عکس فوق در کدام مجتمع تولیدی و در چه تاریخی گرفته شده است؟

برگرفته از عصر ایران کد خبر: ۸۵۸۷۰