صرف يک حديث از سفره ي حضرت صادق در روز شهادت ايشان

1 view
Skip to first unread message

pooyan parvin

unread,
Sep 11, 2012, 7:53:58 PM9/11/12
to dard...@googlegroups.com
امام جعفر صادق(ع):
 
ما ابالی الی من ائتمنت خائنا او مضیعا
 «برای من فرقی ندارد که در سپردن مسؤولیت ها به خائنی اعتماد کنم یا به کسی که تخصص لازم را ندارد و [ضایع کننده است].»

 
(بحارالانوار، جلد ۷۵، صفحه ۲۵۰)
 
عکس:
مدفن ۴ امام بزرگوار شیعه؛ امام حسن مجتبی(ع)، امام زین العابدین سجاد(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) و عباس عموی پیامبر اکرم(ص)
 
 
تسلیت...
296300_379626562105715_1916571375_n.jpg

Zahra Hosseini

unread,
Sep 13, 2012, 7:01:07 AM9/13/12
to dard...@googlegroups.com
سلام و با تشکر از ارسال این حدیث
به نظر شما منظور چه بوده است؟

- نتیجه سپردن کار به کسی که تخصص ندارد مانند نتیجه عملکرد یک خائن است؟ آیا کمی مبالغه آمیز نیست؟
- آیا نتیجه جهل در مدیریت مساوی دشمنی و خیانت در مدیریت است؟
- مدیری که هر دو ویژگی- عدم تخصص و برخوردهای خائنانه- را داشته باشد چه می کند؟

2012/9/11 pooyan parvin <pooyan...@gmail.com>

pooyan parvin

unread,
Sep 13, 2012, 7:15:03 PM9/13/12
to dard...@googlegroups.com
با او
سلام و ادب، خواهش مي کنم، امیدوارم مفید باشد.
 
به نظر شما منظور چه بوده است؟

اگر اشکالی بر اصل صدور یا صحّت نقل این روایت نباشد، در مقام مفهوم آن، از سیاق اين روایت چنین به نظر می رسد که موضوع بحث، همين بحث امروزین «نسبت تخصّص و تعهّد» بوده است، حال اینکه همين بحث در آن ایام هم میان افراد مطرح بوده و حضرت نظری فرموده اند یا اینکه ایشان برای بحث امروز ما، پاسخي از سال های دور لطف نموده و هدیه فرموده اند را نمي دانم.
اما در توضیح اين مسئله باید گفت که  در بحث توانايی و تخصص و از طرفي خيانت و بی تقوایی، به حصر عقلی 4 حالت متصوّر است:
 
توانايی+عدم خيانت
عدم توانایی+عدم خیانت
توانایی+خيانت
عدم توانايي+خیانت
 
حال موضع و بيان حضرت مبتنی بر اسن است که حالت اوّل مطلوب ایشان است و باید محقّق گردد. و حال ایشان در اين حديث توضیحی در مورد نسبت و ترجیح حالات دوم و سوم می دهند و مي فرمایند که از جهتي نسبت این دو حالت برابر بوده و طبق قاعده ی «ترجيح بلا مرجّح مُحال است.» ، مرجّحی برای ترجيح یکی از آن دو (احتمالا در جایی که حالت اول قابل محقق باشد)، نيست.
اما اینکه اين دو حالت از چه حهتی نسبتی يکسان و حالتي مشابه دارند، و اینکه تکليف حالت چهارم چه می شود و... همه سوالاتی است که طبعا به هر ذهن جستجوگری متبادر مي شود که در سوالات شما هم اشاره شده که به حدّ وسع، ذیل هر سوالي نکاتی عرض می شود؛
 
 
 
- نتیجه سپردن کار به کسی که تخصص ندارد مانند نتیجه عملکرد یک خائن است؟ آیا کمی مبالغه آمیز نیست؟
ببینید همانندي، تفاوتش با یگانگی این است که یگانگی یعني تطابق کامل دو امر، ولی همانندی و شباهت و... یعنی دو امری که هم از جهتی شبیه و هم از جهتی غيرشبیه هستند. هم مابه الاشتراک دارند و هم مابه الامتیاز. حالا باید دید این حدّ مشترک و وجه شبه میان حالات دوم و سوم در این مسئبه چیست؟ و اين دو حالت از چه نظر برای حضرت حالتي برابر دارد؟
بنظر بنده اینطور مي رسد که اين جهت شباهت و همانندی، از نظر نگاه کلّی و کلان به نتيجه ی امر است. یعنی فارغ از اینکه این دو گزینه، هر دو نتایج متفاوت مثبت و منفي خواهند داشت، در یک نگاه کلان به نتيجه ي نهایي، نتیجه ي کار خراب و به ضرر آن کار و مجموعه خواهد بود.
چرا؟ چون این دو فاکتور، یعنی توانایی و تخصص از طرفی و عدم خیانت و تقوا از طرفی دیگر، در حکم علل ناقصه ای هستند که در کنار هم، علت تامه ی کمال و رسيدن به نتیجه ی مطلوب و مورد نظر هستند و نبود هر یک، منجر به عدم وصول به نتیجه ي مورد نظر می شود.
مثل اینکه در رشد يک دانه، آب و خاک و کود باشد، ولي نور خورشید نباشد. در یک پروسه ي کمالي، نبود هر يک از علل ناقصه، علت تامه را نامحقق کرده و کمال نهایي آن کار را خراب می کند.
 
 
 
- آیا نتیجه جهل در مدیریت مساوی دشمنی و خیانت در مدیریت است؟
فکر مي کنم جواب این سوال هم در پاسخ سوال قبل عرض شد، تکرار موجز آن اینکه؛ طبعا کیفیت نتایج اولیه و نزدیک این دو حالت و کیفيت اين نتایج متفاوت خواهد بود، ولی در نگاه کلان به اصل آن کار و مجموعه و هدف نهايي، چون نبود هر یک به منزله ی نقص در علت تامه و حذف یک علت ناقصه است، (یا علت معدّه) لذا نهایتا نتيجه ی نهایی مورد نظر محقق نخواهد شد و از نظر وصول به نتيجه ي مطلوب، این دو حالت همانند هم اند.
 
 
 
- مدیری که هر دو ویژگی- عدم تخصص و برخوردهای خائنانه- را داشته باشد چه می کند؟
 
امّا این سوال طبق حالات چهارگانه اي که عرض شد، به حالت چهارم مربوط می شود. اينکه چرا عموما در این بحث و خصوصا در این حدیث به این حالت اشاره ای نشده، و تکلیف آن چیست؟! باید ضمن توضيح یک نکته ی اصولي آن را توضیح داد.
 
در بحث مفهوم و منطوق در علم اصول و اقسام و نکات آن ها، يک بحثی به نام مفهوم موافق و مفهوم مخالف می شود.
منطوق، همان مفهومی است که از الفاظ صریح عبارت فهمیده بشه، و مفهوم یعنی مفهومی که در کلام نیست، ولی از آن استنباط مي شه.
آنچه ما در اینجا با آن کار داریم، مفهوم موافق است. مفهوم موافق(يا قیاس الأولويّة، یا لحن الخطاب) يعني اگر در یک عبارت، حکمِ مفهوم و منطوق آن عبارت از نظر سنخ برابر باشند، یعنی هر دو وجوب یا هر دو حرمت و...، در اینجا از حکم یکي می توان به حکم ديگري رسيد و حجت است.
مثلا گفته می شه؛ این مطلب را حتی به یک نفر هم نگو، از اين عبارت این هم فهمیده مي شه که پس: به طریق اولي به بیش از یک نفر هم نگو. یا مثال قرآنی که در اصول رايج هست و گفته می شه اين که در رابطه با والدين آمده: فلا تقل لهما اُفٍّ، که به پدر و مادر، اُف هم نگو، پس به طریق اولی یعنی آنها را فحش هم نده، کتک هم نزن و...
 
حالا در عبارت این روایت هم، گرچه ظاهر خبری دارد، ولی معنای منفی دالّ بر کراهت یا حرمت از عبارت فهمیده مي شه نسبت به دادن کار دست خائن یا ضایع کننده، به علاوه که عبارات دیگري هم حکم بر نفی این دو حالت وجود داره، حالا اگر هر یک از اين دو ويژگی تک تک مورد نفس و تقبیح واقع شد، و قبحش هم برابر دانسته شد، طبق همين نکته ي اصولي می توان گفت که؛ بودن این دو ویژگی هر دو و در کنار هم، به طریق اولی قبیح بوده و کراهت یا حرمت حالات دوم و سوم، به حالت چهارم منتقل می شود و قطعا حالت چهارم از حالات دوم و سوم بدتر است و از نتایج مخرّب این حالت، جمع نتايج مخرّب حالت دوم و سوم خواهد بود که یعنی نهايت خرابی کار و مجموعه و بطلان هدف و نتيجه ی مورد نظر.
 
گرچه اگر نخواهیم از از عبارات و به طریق اصولی و فقهی، کراهت يا حرمت حالات دوم و سوم را به حالت چهارم تعمیم دهیم، نیازی به اين بحث اصولی هم نبوده و عقل به سادگی حکم می کند که اگر دو ویژگي بد و مخرّب تک تک موجب خرابي باشد، بودن هر دو ویژگی در کتار هم، وضعیت بدتري خواهد بود.
 
 
در پايان شایسته است، از یک دقت نظر شهید چمران که اخیرا هم مکرر در نت و پیامک و... منتشر شده یاد کنیم که در باب همین موضوع گفته بودند: عدم تعهّد بد است، ولي قبول مسئولیتی بدون تخصّص، خودش از مصادیق بارز عدم تعهّد است. البته نکته ي ایشان را به بیان خودم گفتم و عین لفظ ایشان نبود. و نکته ی مهمی است که تعهد بدون تخصص در قبول یک کار ممکن نيست، ولی از آن طرفش صادق نیست، یعني تخصص بدون تعهد در قبول کاري، ممکن است. ولی از حیث نتیجه ي نهایي چنان که عرض شد و در بيان نورانی حضرت صادق اشاره شده، فرقي نیست و هر دو مخرّب است.
 
پیوسته متعادل و متعالي
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages