در اصطلاحات رایج در کشور ما طیفی از سیاسیون و تفکر سیاسی-اجتماعی را اصولگرا می نامند
- اگرچه انسجام فکری و مرامی در کارهای سیاسی در کشور ما کم رنگ است، اما حق تغییر در دیدگاه ها و مواضع برای همه شامل جریانات سیاسی محفوظ است.
- این حق تغییر در دیدگاه ها و مواضع فکری-سیاسی نباید مساوی منفعت طلبی زودگذر و هرهری مسلک بودن شود. جناح اصولگرای فعلی که سخت طرفدار اطاعت بی چون و چرا از ولی فقیه است در ابتدای انقلاب و زمامداری رهبری اول، رویه دیگری داشت. جناح اصلاح طلب فعلی نیز در این زمینه تغییر مواضع داده است. تغییر مواضع صادقانه و شفاف بویژه وقتی که ناشی از تفکر بیشتر و استفاده از تجربیات چهل سال و بلکه قرن اخیر باشد خیلی هم خوب است و اصلا یکی از اصول عقلانی است اما نداشتن هیچ اصلی جز اصل قدرت طلبی خطرناک است.
- خاستگاه جناح اصولگرا: حوزویان سنتی (جو غالب حوزه های تشیع در قرن اخیر)، جامعه روحانیت مبارز، بازاریان سنتی-مذهبی، موتلفه به عنوان حزبی ریشه دار که در سال 1342 تاسیس شد، برخی دانشگاهیان (جو اندک)، خانواده های سنتی-مذهبی که آموزه های مذهبی-اخلاقی و تکلیف مداری برایشان در اولویت اول است، افرادی که تبعیت محض ار رهبری دوم برایشان اولویت اول است
- طی سال های اخیر و ظهور و سقوط احمدی نژاد- از معجزه هزاره سوم تا منحرف آویزان در حیاط بیمارستان برای ملاقات با بقایی- طیفی دیگر از اصولگرایان یا نواصولگرایان قدرت یافتند که سمبل آن را در جبهه پایداری می توان دید. ترویج تبعیت محض از رهبری دوم از ویژگی های اصلی آنهاست تا آنجاکه آقای مصباح مخالفت با ولی فقیه را معادل شرک می داند. گرایش و تایید و تقویت و نصب این جریان فکری-سیاسی توسط رهبری دوم نیز غیرقابل انکار است.
- قالیباف سخن از نواصولگرایی می زند؛ جوانان اصولگرا را به شورش و انداختن طرحی نو در این جریان فرا می خواند
- تتلو ملاقات انتخاباتی با رییسی می کند؛ رهبری دوم از این ملاقات حمایت می کند؛ تتلو با کلاه کج و نقش تاج به نشست اصولگرایان دعوت می شود و بر صدر می نشیند. عامه جامعه شامل خانواده های مذهبی- سنتی حتی با پرهیز از نیت خوانی، توبه وی را سخت باور می کنند. توبه کاری که بلافاصله با افراد سیاسی و مراکز قدرت حشر و نشر می کند و با بدهنی به دیگران پرخاش می کند، معلوم نیست از چه توبه کرده؛ توبه از اشعار و حرکات سطحی یا توبه از صداقت و یکرنگی
- تعدادی از امامان جمعه چون ایه الله جوادی آملی، امینی، استادی از سمت خود استعفا می دهند؛ ناطق نوری- میاندار اصولگرایان- از مراکز مرتبط با رهبری و حکومت استعفا می دهد؛ یکی دو تا از امامان جمعه متفاوت از اقایان علم الهدی و احمد خاتمی نیز استعفا می دهند.
- رویش ها و ریزش های جریان اصولگرایی- حتی با درنظر گرفتن یک طیف- این چنین است:
ریزش ها: جوادی آملی، استادی، ناطق نوری، حسن روحانی، علی لاریجانی (تا حدی)، قالیباف، علی مطهری، عماد افروغ، محمد رضا زائری،...
رویش ها: مصباح یزدی، علم الهدی، سید احمد خاتمی، رسایی، تتلو، صادق لاریجانی، سرداران، مداحان حکومتی و پرنفوذ، نیروهای حاضر در صحنه های برخورد فیزیکی
این ریزش ها و رویش ها به خودی خود، نکته منفی نیست و برای پرهیز از شخصیت پرستی نباید از رفتن و آمدن افراد و شخصیت ها نگران شد اما جذب حداکثری با تتلو و دفع حداقلی با ناطق نوری را نمی توان به راحتی توجیه کرد