با او
طبعاً اين نظر و حکم علی المبنا درست بوده و اشکال بِنائي نمي توان گرفت. ولی آنچه در اینجا قابل طرح است، اشکالات مبنایی است به ساختار علم فقه، که نه وحی منزل است و نه مولَّف به دست معصومين
چه بسا با مراجعه به سیر تطوّر فقه از گزاره هاي منفصل فقهی در عصر معصومین تا تالیف و تشکیل ساختار علم فقه، بتوان انتقاداتي سازنده به ساختار موجود از منابع فقه تا روش اصولی بيان کرد، که اگر مبناي اصولی يا حتي مبناي رجالي یا میزان پایبندي به قوانين اصول در مقام بيان فتوا و ارائه ي نظر فقهي، و همينطور کمّ و کیف تاثیر زمان و مکان و تغيیر ماهیت موضوعات فقهي و تغییر ماهيت جامعه و فعل و فاعل افعال، بتوان به نتایجي دیگر رسيد
برای دفع تکفير مقدّر، :) معروض می شود که این نکات وطرح سوالات، در مقام نظر است و نگارنده و ديگران در مقام عمل، تا قبل از فعليت ملکه ي اجتهاد، ملزم به تبعيت از همين مبنا هستند
پيوسته متعادل و متعالي