عاقبت مردمان ایران! از آقای دکتر گلمرادی ساکن هایدلبرگ، آلمان فدرال - افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج

1,173 views
Skip to first unread message

Not Clergy-Not Military

unread,
Mar 23, 2012, 6:02:56 AM3/23/12
to
افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج


من سال گذشته (اواخر 2009) شماره حساب ولیست اسامی برخی ازگردانندگان درجه یک جمهوری اسلامی را تحت یک مقاله "افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج" منتشر نمودم که امروز هنوز بخشی از آن مقاله در سایت زیر مانده است.
search in www.bing.com

اخیرا لیست دیگری به دستم رسیده که اسامی جدیدی در آن هست و برخی از اسامی لیست قبل رانیز همراه دارد. لذا لازم دانستم برای یادآوری مجدد این مقاله و مطلب جدید را بنویسم. این بار روی سخنم، مستقیم با سران مسلمان این رژیم است که اگر صحت ندارد، درباره آن موضع بگیرند و اگر واقعیت دارد، شهامت نشان دهند و با مردمان ملتهای ایران این حقیقت تلخ را درمیان بگذارند و باصطلاح ارادت و بندگی خود به اسلام را ثابت کنند! آیا این دزدیهارا اسلام به آنها یادداده است؟ اگر پاسخ مثبت است، آیا اسلام بغیر از دروغ و دزدی و نیرنگ راه دیگری به باور مندان خود نشان نمی دهد؟!

حدود 32 سال پیش هنگامی که کارمندان شریف بانک ملی ایران لیست دزدیهای سران رژیم شاه را بیرون دادند که پولهای مردم را بحساب خود به بانکهای خارجی منتقل کرده بودند، بنده هیچ تعجب نکردم، زیرا پنجاه سال رژیم دیکتاتوری پهلوی این نوکران و بادمجانهای دور قاب را طوری تربیت کرده بود که هر کدام فقط به فکر آینده خود بودند وهیچکسی از اینها، گرچه همه پستها و مقامهای کلیدی داشتند، دلش بحال مردم و مملکت نسوخته بود. آخرین نفر این لیست که من اورا به دلیل آشنائی از نزدیک زمان رئیس سازمان آب وبرق خوزستان بودنش و بعدها وزیر آب و برق ایران شدن تقریبا از نزدیک می شناختم و هیچ باورم نمی شد که او نیز دزد و از آن تیپ آدمهای دست بگیر روی کلاهت باد نبرد، باشد. زیرا همین دکتر وحیدی یک انسان متواضع و بظاهر متین و افتاده بود، تا جائی که با من درجه دار آن زمان ارتش دست می داد و تقریبا دوست شده بود. یادم هست او همزمان رهبر حزب رستاخیز شاهی در خوزستان بود. روزی یکی از خدمه اش اعلامیه ای حزبی روی تابلو کلاس انگلیسی من چسبانده بود. چون خانه من و دفتر حزبی ایشان در یک طبقه ساختمان فتحی در اهواز بود. من دوستانه به او شکایت بردم که خدمتکار حزب با اعلامیه حزبی تابلو کلاس انگلیسی مرا پوشانده است. ایشان ضمن عذر خواهی ازمن، دستور داد یک تابلو فلزی بالبه و پشت چوبی که بیش ازپنجاه تومان آن زمان قیمتش بود، برایم درست کنند و بر سر در خانه آویزان کردند. در هر صورت او کمترین مبلغ را به بانکهای خارجی واریز کرده بود. من عین جمله ای را که درباره او در مقاله سال پیش نوشته ام، در اینجا می آورم: "لیستی که در اوایل انقلاب از خروج پول ازایران توسط سران نظامی ونوکران سیاسی مملکتی در رژیم محمدرضا شاه بیرون داده شد که از صدها میلیون دلار آغاز شده بود و کمترین آنها معادل سیزده میلیون وهفتصد هزار مارک متعلق به دکتر ایرج وحیدی وزیر آب و برق ایران، ختم می شد، نمونه ای از دزدیهای هزار فامیل در رژیم دیکتاتوری شاه بود". خوب درآن لیست دکتر وحیدی که نجیب ترین آنها بود، کمترین دزدی را کرده بود. بنابراین آنها در آن اواخر عمر رژیم پی برده بودند که دیگر باید زندگی بعد از مرگ رژیم شاه را تأمین نمود. بهمین دلیل برای خانواده خود بدون در نظر گرفتن اخلاق و انسانیت مملکت را غارت کردند و پولهایشان را منتقل بانکهای خارجی نمودند و مردم عادی مانند بنده هیچ انتظاری هم از آنها نداشتیم و چه بسا خودرا مقصر می دانستیم که اجازه داده بودیم چنین رژیمی با این طرز تفکر ارتجاعی "دست بگیر روی کلاهت باد نبرد"، برما حاکمیت کند. حالا ازخود می پرسیم؛ اکنون دیگر چرا؟ مگر این ها ادعا نمی کنند که "حکومت عدل علی" بر جامعه حاکم است؟ پس دلیل این دزدی و بی اعتمادی به "بانکهای اسلامی" ایران چیست؟ که کمترین رقم پول دزدی این آقایان خادمین"روحانیون" یعنی عیسی کلانتری با حدود پنج میلیون دلار و فرهاد دانشجو با حدود هشت میلیون دلار هستند. در این رابطه نمایندگان واقعی مردمان ملتهای ایران از سران رژیم که اگر واقا خود دزد نیستند، قاطعانه می خواهند که این اسامی را زیر فشار بگیرند که حداقل 90 درصد پولهای خود را یابهتر است بگوئیم پولهای غارت شده ازصندوق مردم را به ایران برگردانند وآن ده درصد دیگر زهرمار خودشان بشود. در غیر آنصورت از همه مشاغل و پستهای مهم دولتی بر کنار و محاکمه شوند. البته این انتظار را همه ما از مسلمانان معتقد داریم، نه مسلمانان خادم پول و دزدی!

روزی یکی ازپناه جویان برای راهنمائی به من مراجعه کرد و بعد از گرفتن راهنمائی در باره کار پناهندگی اش، به من گفت: یک هم اطاقی مسلمان دارد که اگر سرش برود نمازش نمی رود. نیمی ازاطاق مشترکمان، انباری از ضبط سوت، واکمن ها، گوشی های متفاوت، هندی و دیگر وسایل الکترونیک است و همه را او از فروشگاه به قول خودش کافران، بدون پرداخت پول آورده است. جالب است که او درست جلو این وسایل دزدی جانمازش را پهن می کند و نماز می خواند. وقتی من از او می پرسم: آیا نماز خواندن با این دزدی های او می تواند انطباق داشته باشد و آیا این نماز باطل نیست؟ با خنده می گوید: رهبران دینی ما خودشان می گویند که هرچه از مال کافر غارت کنید حلال است و نمازرا باطل نمی کند. اینهاکه کافر هستند! من می گویم: آخر، همین کافرها مارا پناه داده اند و ما نان اینها را می خوریم. در پاسخ باخنده می گوید: ما اینجا آمده ایم که اینهارا مسلمان کنیم. خوب همین جنایتکاران اسلامی که اینگونه برای مردم عادی موعظه می کنند، پولهای مردم مسلمان و غیر مسلمان را می دزدند و در بانکهای همین کافران که باید مسلمان شوند، به امانت می سپارند!!

این لیست دیگر از سران رژیم اسلامی، نه فقط مرا بلکه بسیاری ازدیگر هموطنان را شکه نموده است، رژیمی که همه کمونیستهای صادق، یا به قول این حضرات بی خدایان و سوسیال دمکراتها و حتا لیبرالهارا از دم تیغ گذراند، زندانی کرد و فراری داد و خودرا مسلمان ناب محمدی می داند، مرتکب کثیف ترین کار یعنی انتقال پول باد آورده مملکت به حساب بانکی های شخصی خود خارج ازکشور منتقل نموده است. در این لیست هر کدام از سران رژیم اسلامی هرچه توانسته اند از ثروت مملکت به حساب خود دربانکهای خارجی انبار کرده اند. دقیق همان کاری که در اواخر حکومت شاه، فرصت طلبان و "با خدایان لیبرال" یا به قول همین رژیم اسلامی "بهائیان" از دین بریده و مرتد انجام داده اند، اکنون این اسلامیان مؤمن زیرنام حکومت عدل علی انجام می دهند. این است که آدم از خود می پرسد؛ عاقبت کی اکثر این مردمان ملتهای ایران از خواب بیدار می شوند و می فهمند که اینها از رژیم شاه بدتر اند؟! من بیش ازاین نمی نویسم و مایلم مقاله سال گذشته را باهمان لیست چند سال پیش در اینجا ضمیمه کنم و از همه سایتها تقاضا دارم آن را بدون وقفه منتشر نمایند. بگذارید خوانندگان جوان شما برای والدین محترم و باورمند خود بخوانند و توضیح دهند که اینها چگونه سر مردم زیر نام اسلام کلاه می گذارند.

 

سوم دی ماه:انتشار ليستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور توسط سی.ان.ان، شنبه ۰۴ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۳۹

گزارش دریافتی: شبکه تلويزيونی C.N.N شب گذشته در گزارشی که روی سايت اين شبکه قرار دارد، اعلام داشت که توسط يکی از کارکنان ايرانی بانک های کشور مالزی در جريان ليستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی درخارج از کشور دست يافته است. اين شبکه تلويزيونی مدعی شد که کارمند ايرانی بانک های مالزی بدليل علاقه ای که به جنبش سبز در ايران دارد، اين ليست را برای انتشار در اختيار C.N.N گذاشته است. C.N.N ضمن تشکر از اين فرد ايرانی که نام وی را اعلام نکرده است، ليست مورد بحث را انتشار داده است که به شرح زير است: 
1ـ غلام حسين الهام:25 ميليون دلار در دوبي، 13 ميليون دلار درترکيه، 17 ميليون دلار درسوئيس، 0.7 ميليون دلار در بيروت 
2 ـ س. ح. پناهی: 11 ميليون دلار در بانک اسلامی شريعت، 4 ميليون ايورو در مالزی 
3 ـ مسعود کاظمی: 45 ميليون دلار در آلمان، 4.2 ميليون دلار در دوبی 
4ـ علی هاشمی بهراميان:5.2 ميليون دلاردر کويت،11 ميليون ايورو در بلژيک، 23 ميليون دلار در دوبی و مبلغی نامشخص در الناخال کمپانی 
5 ـ محمد محمدی:12 ميليون دلار در دوبي، 17 ميليون دلار در کويت، 8 ميليون ايورو درترکيه 
6 ـ مهدی احمدی نژاد:18 ميليون ايورو در بلژيک،45 ميليون ايورو در سوئيس،44 ميليون دلار دربانک اسلامی شريعت 
7ـ نازيه خامنه ا ی:7 ميليون دلار در ترکيه،56 ميليون ايورو در آلمان،122 ميليون پوند درگريت انگليس 
8 ـ صادق محصولی:14 ميليون ايورو در امارات متحده عربي، 24 ميليون دلار در ترکيه، 3 ميليون ايورو درمالزی 
9 ـ مجتبی خامنه ای: 1 بيليون پوند در گرين انگليس( احتمالا بلوکه شده است)، 2.2 بيليون ايورو در آلمان، 766 ميليون دلار در قطر. مبلغی نامشخص در بانک سوئيس 
10 ـ حسين معادی خواه 15 ميليون دلار در کويت، 45 ميليون ايورو در استراليا، 7 ميليون دلار در امارات متحده عربی 
11 ـ عيسی کلانتری :3.2 ميليون ايورو در بلژيک، 1.2 ميليون دلار در ايتاليا 
12 ـ حسين طائب: 122 ميليون دلار در امارات عربي، 42 ميليون ايورو در ايتاليا 
13 ـ مسعود حجاريان کاشانی 92 ميليون دلاردر استراليا،13.7 ميليون دلاردر قطر 
14 ـ سردار احمد وحيدی: 32 ميليون دلار در امارات متحده عربي،65 ميليون دلار در ترکيه، 122 ميليون دلار در آلمان( احتمالا بلوکه شده) 
15 ـ عباس کدخدائی: 2.5 ميليون دلارايتاليا،7.1 ميليون دلاردر کويت، 3.2 ميليون دلار دوبی 
16 ـ مجتبی مصباح يزدی:184 ميليون دلار در دوبي، 221 ميليون دلار الناخال کمپانی 
55 ميليون ايورو در اسپانيا 
17 ـ علی مصباح يزدی : 45 ميليون دلار امارات متحده عربي، 17 ميليون دلار در ترکيه، 65 ميليون پوند دربانک انگليس،75 ميليون دلار در افريقای جنوبی ، 110ميليون ايورو آلمان 
18 ـ حسين فيروز آبادی:320 ميليون دلار در مالزي، 65 ميليون دلار در ايالات متحده عربي، 103 ميليون دلار در کويت، 17 ميليون دلارترکيه،... 
19 ـ پرويز فاتح 16 ميليون دلار ترکيه، 5.2 ميليون ايورو در ترکيه، 22 ميليون دلار سوئيس 
20 ـ حسين شاجونی:66.5 ميليون دلار در دوبي، 39 ميليون دلار در کويت، 11.2 ميليون دلار در بيروت 8 ميليون دلار مالزی 
21: حبيب الله عسگراولادی: 172 ميليون دلار در بلژيک،120 ميليون ايورو در آلمان، 420 ميليون دلار درالناخال کمپاني، 42 ميليون دلار در ترکيه، 219 ميليون دلار در مالزی 
22 ـ حسين جنتی:228 ميليون دلار دوبي، مبلغی نا مشخص در بانک سوئيس و مبلغی نا مشخص دربانکی در ترکيه 200 ميليون دلار در مالزي، 150 ميليارد دلار درژاپن 32 ميليون دلار در مالزی 
23ـ سکينه خامنه ای 25 ميليون دلار در مالزي، 14 ميليارد دلاردر قطر، 112 ميليون دلار در دوبی 
24ـ اسفنديار رحيم مشايی: 5.2 ميليون دلار در آلمان 32 ميليون دلار درايتاليا، 41 ميليون دلار دردوبی 
25 ـ ح. محمدی اقائی: 48.4 ميليون دلار در دوبي، 2.4 ميليون دلار دربيروت،56 ميليون ايورو در اسپانيا 
26 ـ علی اکبر ولايتی:244 ميليون ايورو در المان، 6 ميليون ايورو در استراليا 56 ميليون دلار در مالزی 
27 ـ محمد محمدی ريشهری:241 ميليون دلار الناخال کمپانی و 121 ميليون دلار دردوبي، 48 ميليون دلار درآلمان، 43 ميليون دلار درايتاليا 
28ـ محسن هاشمی بهرامانی: 35 ميليون دلار در ايلات متحده عربي، 56 ميليون دلار در بلژيک 
29 ـ محسن هاشمی ثمره: 11 ميليون دلار در قطر، 5.9 ميليون دلار درمالزی 
30 ـ علی لاريجانی:185 ميليون ايورو در استراليا،16 ميليون ايورو در امارات متحده عربي، 112 ميليون ايورو در مالزی 
31 ـ عباس آخوندی:9 ميليون دلار در امارات متحده عربي، 502 ميليون دلار در بانک بيروت 
32 ـ محسن رفيق دوست، 129 ميليون دلار در بلژيک، 44 ميليون دلار درکويت، 92 ميليون دلاردر کويت 
33ـ حميد حسينی:30 ميليون دلارمالزي، 82 ميليون ايورو در اسپانيا 
34 ـ محمد حسينی:14 ميليون دلار در ايالات متحده عربي، 7 ميليون دلار در کويت، 3 ميليون دلار درترکيه، 11 ميليون پوند در.... 
35 ـ محمود حسينی: 3.2 ميليون دلار درترکيه، 11.4 ميليون دلار در کويت 
36 ـ مجتبی هاشمی ثمره:28 ميليون دلار در اسپانيا، 76 ميليون دلار در ايالات متحده عربي، 124 ميليون دلار در مالزی 
37 ـ کامران دانشجو: 76 ميليون يورو در استراليا، 7.2 ميليون دلار در مالزی 
38 ـ احمد رضا رادان: 98 ميليون دلار در ايالات متحده عربي، 65 ميليون دلار در کويت، 121 ميليون دلار در افريقای جنوبی 
39 ـ يدالئه جوانی:22 ميليون دلار در ايلات متحده عربي،5 ميليون دلار درهند،23 ميليون دلار در پرتقال 
40 ـ غلام رضا فياض: 65 ميليون دلار در مالزي، 40.9 ميليون دلار در کويت 
41 ـ رضا فياض: 23 ميليون دلار در ايالات متحده عربي،17 ميليون دلار در ترکيه، 7 ميليون دلار در ايتاليا 
42 ـ علی مباشری: 12 ميليون دلار در بلژيک، 19 ميليون دلار در مالزي، 42 ميليون دلار در کويت 
43 ـ محمد نقدی:142 ميليون ايورو در ايالات متحده عربي،24 ميليون دلار در ايالات متحده عربي،66 ميليون دلار در مالزی 
44 ـ فرهاد دانشجو : 2.3 ميليون دلار در ايالات متحده عربي، 5.6 ميليون دلار در ترکيه 
45 ـ خسرو دانشجو:11 ميليون دلار در ترکيه، 7 ميليون دلار در جمهوری چک 
46 ـ حميدی حسينی:4.2 ميليون در مالزي، 28 ميليون در ايالات متحده عربی 
47 ـ محمد باقری خرازی:120ميليون دلار در لبنان،86 ميليون دلار در ايالات متحده عربي،42 ميليون دلار در برکلی بانک آفريقای جنوبی 
48 ـ مهدی هاشمی ثمره:5.7 ميليون دلار در ترکيه، 44 ميليون دلار در کويت 
49 ـ حميد رسائی: 62 ميليون دلار در مجارستان،32 ميليون ايورو در آلمان، 18 ميليون پوند در انگليس، 14 ميليون دلار در امارات متحده عربی 
50 حسين موسوی اردبيلی: 21 ميليون دلار در کويت، 110 ميليون دلار در ايالات متحده عربي،32 ميليون دلار در مالزی 
51ـ علی مبشری: 7 ميليون ايورو در استراليا،22.4 ميليون دلار در ايالات متحده عربی 
52 ـ حسين شريعتمداری:225 ميليون دلار در ايالات متحده عربي،54 ميليون دلاردرآلاناخل کمپاني، 65 ميليون ايورو در«ح.س. ب. س» بانک انگليس 
53 ـ حسين شاهمرادی:56 ميليون دلار در ايالات متحده عربي، 64 ميليون دلار در مالزي،7 ميليون دلار درهند 
54 ـ کامران دانشجو: 24 ميليون دلار در ژاپن، 43 ميليون دلار در مالزی 
55ـ داوود احمدی نژاد 55 ميليون دلار در ايالات متحده عربي،48 ميليون ايورو در ايالات متحده عربي، 8 ميليون دلار در بانک پترزبورگ روسيه 
56 ـ عبدالئه عراقی: 84 ميليون دلار در ايالات متحده عربي، 127 ميليون دلار در لبنان، 67 ميليون دلار درمالزی ،مبلغی نا مشخص در بانک سوئيس 
57 ـ بهاالدين حسينی هاشمی: 45 ميليون دلار در ايالات متحده عربي،80 ميليون دلار در مالزی 
58 ـ محی الدين فاضل هرندی:52 ميليون دلاردرعمان، 45 ميليون دلار در عربستان سعودی 
59 ـ احمد جنتی: 450 ميليون ايورو در بلژيک، 143 ميليون دلار در الناخل کمپاني، 124 ميليون دلار در ايالات متخده عربي،267 ميليون دلار در مالزي،118 ميليون دلار در آفريقای جنوبی و مبلغی نامشخص در بانک سوئيس 
60 ـ علی جنتی:35 ميليون دلار در ايلات متحده عربي،155 ميليون دلار در ترکيه، 55 ميليون دلار در آلمان ، مبلغ نا مشخص در بانک سوئيس 
61 ـمرتضی رفيق دوست: 120 ميليون ايورو در آلمان، مبلغی نا مشخص در بانک سوئد 
63 ـ م. ح.پارسا:43 ميليون دلار در ترکيه،12 ميليون دلار در مالزي، 
64 ـ فاطمه عسگر اولادی: 43 ميليون دلار در قطر،16 ميليون دلار در ترکيه 
65 ـ علی اکبر محتشمی: 125 ميليون دلار در شارجه، 85 ميليون دلار در کويت، 200 ميليون دلار در مالزي، مبلغ نامشخص در بانک سوئيس 
66 ـ ياسر بهرامانی هاشمی: 22 ميليون ايورو در آلمان، 12 ميليون ايورو در استراليا، 14 ميليون دلار در ايالات متحده عربی 
67 ـ غلام علی حداد عادل:12 ميليون دلار در ترکيه، 2.4 ميليون دلار در مالزي، 43 ميليون دلار در ايالات متحده عربی


افشای حساب بانکی های

سران جمهوری اسلامی ایران در خارج

سران فعلی رژیم ایران بمراتب از رژیم گذشته بد تر اند، زیرا اینها زیر نام اسلام ناب محمدی و با نظارت صاحب زمان مملکت را غارت می کنند و از نظر اقتصادی مردم را به خاک سیاه نشانده اند و از نظر اجتماعی، جامعه را به قرون وسطا بر گردانده اند. این است بیلانس 30 سال حاکمیت بعد از انقلاب. اکنون هم یواش یواش دارد رو می شود که علاوه بر ذخیره آن ویلاهای رؤیائی بامسجد و محراب و مناره های متعدد در شمال ونکوور کانادا، متعلق به خانواده هاشمی رفسنجانی، پولهای از راه "حلال" به دست آمده نیز، سر از بانکهای خارج ازایران در می آورند. این کارها همه زیر نظر خود صاحب زمان انجام گرفته و می گیرد!!

معمولا درسیستمهای خودکامه و دیکتاتوری اعتماد بین مردمان ملتهای یک سر زمین با حاکمان از بین می رود. به دلیل اینکه اغلب در چنین سیستمهائی رهبران مملکت نه بخاطر خدمت به کشور و مردم و به جا گذاشتن نام نیک در تاریخ، بلکه با هدف پر کردن جیبهای خود قدرت را غصب می کنند. همان کاری که رضا خان بعد از قاجاریه کرد. نخست او با نیرنگ و استفاده از موقعیت ضعیف آن وقت ایران و بکار گیری تدابیر وهوشش، توانست نظرخارجیان رابخود جلب کند و به قدرت برسد. دوم و در مرحله آغازین کوشید زیرنام خدمت به مملکت به ظاهر گامهائی بر دارد و چون گامها ازبنیاد کج برداشته شد، نتیجه اش را دیدیم. سوم باوصف آنکه بی سواد بود و ژاندارمی صفر، اما قادرشد سران نالایق مملکت و نوکرصفت نیمه انگلیسی را زیر فرمان خود بیاورد. به قول حسین مکی، یک سیاستمدار خانه زاد، خاندان پهلوی: "رضا شاه با دستهای قوی و خشن خود تاج را ازروی دست تیمور تاش برگرفت و بر تارک خود گذارد و شمشیر نادررا بکمر بست آنگاه سوار برکالسکه سلطنتی شده، در خیا بانهای بیرق زده تهران مشغول گردش شد و ازکنار پاسگاههائی گذشت که مدتها تک و تنها سرپا ایستاده، درآنجا قراول میداد واکنون باجلال و جبروت شرقی و صدها درباری متملق و چاپلوس رعایای خویش را تماشا می کرد". تاریخ 20 ساله، جلد 4، صفحه 50. چهارم با غصب املاک سران عشایر و گرفتن ثروت و زمینهای مرغوب در کشور از متمولین، خود را به جائی رساند که هنگام ترک ایران ثروتمند ترین پادشاه قاره آسیا بود. بازحسین مکی دررابطه باچگونگی کسب ثروت رضاخان می نویسد: "پس از تاجگذاری، رضاشاهی که از میان توده مردم برخاسته بود، میان مردم بزرگ شده بود، بکلی از مردم جدا شد و بیشتر ازپادشاه های سابق ایران دستگاه جاه و جلال برای خود فراهم ساخت و بر تر از همه خودش و همکارانش دست تعدی و تطاول به اموال عمومی و خصوصی گشودند و غالبا همین که ثروت نزدیکانش بحد نصاب می رسید رضاشاه همه آن یا قسمت عمده اش را ضبط می کرد". همانجا و همان صفحه 50. اما او هنوز یاد نگرفته بود همانند جانشینانش، بخش بزرگی از این ثروت را نقدینه کند و به بانکهای خارج از ایران بسپارد آن کاری که بعدها به عنوان مثال پسرش، محمد رضا شاه و دیگر سران کشور، برای "تأمین" آینده زن و فرزندان و ازترس وقوع حادثه ای ناگهانی که خود به خوبی می دانستند هرآن امکان داشت دامان آنها را بگیرد که گرفت، هرچه نقدینگی از هر راهی که به دست آورده بودند به بانکهای خارجی سپردند و در مملکت بظاهر فقط آن خانه و وسایل اولیه ای که برای زندگی مرفه، نیاز بود، داشتند! امروزه نیز سران رژیم، مانند رفسنجانی و خامنه ای و امثال با پیروی از همین تئوری، چنین ادعا می کنند. چند سال پیش بود که در برنامه از کجا آورده ای؟ رفسنجانی ادعا کرد که این باغهای پسته را قبل از انقلاب هم داشته است و یک وجب به آن ها هم اضافه نشده. او راست می گفت. یک وجب به باغهای پسته اش اضافه نشده ولی میلیونها دلار کانادا از پول مملکت خرج ویلاهای متعدد بنام خودش یا دخترانش در شمال ونکوور کانادا کرده است. بهر حال او نمی تواند بگوید که این پول ها را از طریق روضه خوانی و از راه "حلال" کسب کرده است!

متأسفانه این مثل صحت دارد که گویند: در باره وقوع اتفاقات مهم در مملکت فقط در یک دوره کوتاه از آن حرف می زنند و بعداز مدتی از اذهان عمومی زدوده می شود و بتاریخ می سپرند. بازهم با تأسف باید گفت که: مردم زود از یاد می برند حقکشی و سرکوبهارا. زود ازخاطره ها می زدایند که دررژیمهای دیکتاتوری گذشته چه رشوه خواریها و چه دزدیها و کلاهبرداریهائی انجام می گرفته و رسانه های داخل هم اجازه نداشتند در این باره بنویسند و اگر مردم هم سر زبانی از آنها باخبر می شدند، اکثرا جرأت نمی کردند چیزی بگویند. آن تعداد معدودی هم که در روز نامه های خارج چنین وقایعی را می خواندند و اعتراض می کردند، با زندان سر و کار داشتند و در زندانها و در زیر شکنجه و تهدید بزودی مطلب را ازیادشان می بردند و یا بطور خودکار فراموش می کردند که آن را یادآوری کرده و به نسل بعدی منتقل کنند. اکنون به همان روال و بدتر از آن هم آن جنایات و دزدیها که در زمانهای رضاشاه و محمد رضا شاه انجام می گرفت و تقریبا بیشترآن به فراموشی سپرده شده، انجام می گیرد. البته هیچ تعجبی ندارد وموضوع نیز باید کاملا طبیعی باشد، زیرا وضع اسفباری که این ملایان با افکار قرون وسطائی جمهوری اسلامی و خدمه خرافه پرور، در این مدت کوتاه سی سال بوجود آورده اند، همه را به سوی بد، بهتر ازبدتر می کشاند. یعنی مردم را بسوی مستبدی بهتر ازخود اینان سوق می دهد.

سران رژیم جمهوری اسلامی بنا به افشاگری برخی از نیروهای فعال ضد این رژیم قرون وسطائی بی توجه به تبلیغات مشمئز کننده "حکومت عدل علی" خودشان، همان کاری را می کنند که سران مملکت در رژیم شاهنشاهی کردند. بطوری که ارقام در این افشاگری نشان می دهد، هر کدام از ملاها در حد دست رسی خود توانسته اند بدون "ترس ازآتش دوزخ" که خود بخوبی می دانند وجود ندارد، مبالغی سرسام آور به بانکهای خارجی سپرده اند. می گویم سرسام آور که واقعا اگر این مبالغ به تومان بی ارزش ایران هم می بود، برای من نوعی، سر سام آور است. لیستی که در اوایل انقلاب از خروج پول از ایران توسط سران نظامی و نوکران سیاسی مملکتی در رژیم محمد رضا شاه بیرون داده شد که از صدها میلیون دلار آغاز شده بود و کمترین آنها معادل سیزده میلیون و هفتصد هزار مارک متعلق به دکتر ایرج وحیدی وزیر آب و برق ایران، ختم می شد، نمونه ای از دزدیهای هزار فامیل در رژیم دیکتاتوری شاه بود. آن طور که گویند در میان جنرالهای شاه، ارتشبد غلامعلی اویسی با 120 میلیون دلار در خارج رکورد نظامیان ایران زمان شاه را شکسته بود. البته در آن لیست منتشر شده زیرنام اویسی فقط معادل چهل میلیون مارک قید شده بود. جالب است که در باره دزدیهای پیشین اویسی، یکی از دوستان صمیمی و همکلاسی سویس شاه، ارتشبد حسين فردوست، در خاطرات خود درباره او می نويسد: "اويسی از آغاز افسر كم سوادی بود و تا پايان نيز معلومات نظامی كمتر از متوسط داشت و مطلقاً اهل مطالعه نبود. حتی در دور‌ه‌ دانشكده‌ افسري در هيچ يك از دروس و تمرينات شركت نمي‌كرد و در طول دو سال دانشكده انباردار گروهان بود. ولی او توانست با زدو بند و نزديك كردن خود به محمد رضا ترقی كند و به مشاغل مهم برسد. اويسی از همان زمان دانشكده افسري ادعای دیانت داشت، ولی به هیچوجه چنین نبود و از هیچ کاری براي بستن بار خود كوتاهي ‌نکرد. زماني كه فرمانده ژاندارمري بود، سهم خود را از ترياك‌هاي وارده از افغانستان و تركيه بر می‌داشت و زنش در كرمان تشكيلات سازماندهی فرم ترياك در خانه داشت. او ترياك‌های مكشوفه را نيز بلند می كرد و می ‌فروخت. گاه روزنامه‌ها می نوشتند كه مثلاً در زيرسازی يك نفتكش يك تن ترياك كشف شده است. قاعدتاً بايد اين ترياكهای مكشوفه به سازمانی خاص در دادگستری تحويل می ‌شد، ولی اويسی آن را عوض می ‌كرد و به جايش ماده‌اي كه مخلوطی ازچند گياه است تحويل می ‌داد كه رنگ و بوی ترياك داشت. باید بگویم که تریاکهای موجود در دادگستری تریاک نبود و 3/2 آن از همین مخلوطی بود که یک کیلوی آن یک ریال هم ارزش ندارد. اويسی از اين طريق طی چند سالی كه در ژاندار مري بود حداقل 5 ميليارد تومان دزديد و همه را دلار كرد و به خارج برد". (بادلار 7تومان آن زمان، حدودا می شد 714.300.000 دلار). نگاه کنید به خاطرات حسین فردوست، جلد اول، صفحه 265، چاپ اول، تهران 1369. قابل ذکر است من به مطالبی که در داخل ایران جمهوری اسلامی منتشر شود زیاد اعتماد نمی کنم، اما به دلیل اینکه از منابع دیگر درباره رشوه خواری کلان و دزدی اویسی در حیطه فرماندهی اش از دیگر همقطارانش (بدلیل نظامی بودنم در زمان شاه) زیاد شنیده بودم، لذا این بیانات فردوست را نزدیک به حقیقت می دانم.

این فقط یک نمونه از دزدیهای مقامات بالای رژیم شاه بود و برای جلوگیری از طول کلام از آوردن نام چهل نفر از 177 نفر افشاء شده، توسط کارمندان بانک ملی که من در اختیار دارم، خودداری می کنیم. بخشی ازآنچه که فردوست در رابطه با کثافتکاریها و دزدی ها و ریزه کاری های مخفی سران رژیم گفته است واقعا می تواند نزدیک به حقیقت باشد، زیرا بدلیل شغل معاونت ساواک، بیشتر گفته هایش را به پرونده های سری ساواک حواله می دهد و آنها هنوز هم موجودند.

و اما رژیم اسلامی و تا دندان مسلح به آئین محمدی همان کاری را که خلفشان در عالم بی دینی یا کم توجهی به دین می کردند، اکنون خود در عالم دین داری و هر روزه درانتظار ظهور صاحب زمان نشستن و شیره برسر مردم مالیدن، می کنند. اخیرا لیستی بیرون داده شده با استناد بشماره حساب بانکی و کشور خارجی و غیره که سران جمهوری اسلامی با نام، دلارهای خودرا یا بهتر بگویم ثروت مملکت را دزدیده و برای روز مبادا ذخیره کرده اند، در اینجا برخی ازاین نامها بامبالغ سپرده شده به بانکهای خارجی، برای اطلاع هموطنان می آوریم و خود ببینند که چرا مردم جان برلبشان رسیده و بد بهتراز بدتررا آرزو می کنند؟!

1- رهبر جمهوری اسلامی (ولی فقیه) سید علی خامنه ای، در بانک "اشپار کاسه" در فرانکفورت آلمان، بشماره حساب بانکی 234075617، مبلغ 112 میلیون و صدهزار مارک ازسال 1997 تاکنون. درکرنر بانک ژنو درسویس بشماره حساب بانکی 217824، مبلغ 97 میلیون دلار آمریکائی و در کانتوناله بانک لوزان در سویس بشماره حساب بانکی 71713، مبلغ 73 میلیون و دویست هزار دلار آمریکائی.

2- علی اکبر هاشمی رفسنجانی، در یونیون بانک سویس، در ژنو، بشماره حساب 223870390، مبلغ 532 و نیم میلیون فرانک سویسی و در بانک سوسایتی جنرال زوریخ در سویس بشماره حساب بانکی 30064183 مبلغ 477 میلیون و دویست هزار مارک از سال 1997 و در بانک اشپارکاسه سیبورگ آلمان بشماره حساب 2957132 مبلغ 238 میلیون و دویست هزار مارک از سال 1997 میلادی ببعد.

3- محمد علی تسخیری در بانک سوسایتی جنرال در ژنو (زوریخ) سویس بشماره حساب بانکی 500032654، مبلغ 280 میلون و هفتصد هزار مارک آلمانی از 1997 و در بانک میدلند لندن در انگلیس بشماره حساب بانکی 150270- 832، مبلغ 12 میلیون ودویست هزار پوند انگلیسی و در بانک درسدنر دوسلدورف آلمان بشماره حساب بانکی 8354783، مبلغ 48 میلیون و سیصد هزار مارک آلمانی از سال 1997

4- محمد گلپایگانی، کریدیت بانک سویس در ژنو بشماره حساب بانکی "سی ای او 7680"، مبلغ 85 میلیون و هفتصدهزار فرانک سویسی.

5- بیژن نامدار زنگنه، یونیون بانک سویس در ژنو بشماره حساب بانکی 314380320، مبلغ 141 میلیون و صدهزار دلار آمریکائی.

6-  حبیب الله عسکر اولادی، کرنر بانک ژنو در سویس بشماره حساب بانکی "3983 بی اچ کا"، مبلغ 180 میلیون دلار آمریکائی.

7- احمد جنتی، میدلند بانک لندن در انگلستان بشماره حساب بانکی 92114016، مبلغ 54 میلیون ودویست هزار پوند انگلیسی.

8- عبدالله ناطق نوری، یونیون بانک سویس، ژنو، بشماره حساب بانکی"210212032 ای ان دی"، مبلغ 123 میلیون و نهصد هزار دلار آمریکائی و در دویچه بانک هامبورگ درآلمان، بشماره حساب بانکی 03223486، مبلغ 64 میلیون و صدهزار مارک آنمانی.

9- محسن رفیق دوست، یونیون بانک سویس، ژنو بشماره حساب بانکی 2183130687، مبلغ 122 میلیون و هفتصد هزار دلار آمریکائی.

10- محسن هاشمی بهرمانی (بحرمانی)، دویچه بانک مونیخ 3/ در آلمان به شماره حساب بانکی 1732736، مبلغ 370 میلیون و هفتصد هزار مارک آلمانی از سال1997 و درکریدیت بانک ژنو سویس، بشماره حساب بانکی"اف سی 928530"، مبلغ 178 میلیون و دویست هزار دلار آمریکائی.

11- عباس واعظ-طبسی، کرنر بانک ژنو در سویس بشماره حساب بانکی اف آ اچ 7272، مبلغ 97 میلیون و دویست هزار فرانک سویس و دربانک اشپارکاسه هامبورگ آلمان بشماره حساب بانکی "72251660دی اف اچ"، مبلغ 216 میلیون وهفتصد هزار دلار آمریکائی.

12- حسین شریعتمداری، میدلند بانک لندن، انگلستان، بشماره حساب بانکی 34414011، 37 میلیون و هشتصدهزار پوند انگلیسی.

13- محسن رضائی، یونیون بانک سویس، ژنو بشماره حساب بانکی 442760430، مبلغ 78 میلیون و دویست هزار دلار آمریکائی و در کریت بانک ژنو در سویس بشماره حساب بانکی "7967 اف آ اچ" 52 میلیون و هفتصد هزار فرانک سویس.

14- مسعود موحدیان، کامرس بانک کلن در آلمان، بشماره حساب 3528817، مبلغ 287 میلیون و هشتصد هزار مارک آلمانی از 1997میلادی.

15- کمال خرازی، کرنر بانک ژنو درسویس، بشماره حساب بانکی "4567 آ ام اف"، مبلغ 18 میلیون و دویست هزار دلار آمریکائی.

16- علی رضا معییری، در بانک سوسایتی جنرال ژنو در سویس بشماره حساب بانکی 50024814، مبلغ 12 میلیون و ششصد هزار دلار آمریکائی.

17- حسین کردی، کرنر بانک ژنو در سویس، بشماره حساب بانکی 14710025، مبلغ 14 میلیون و هفتصد هزار دلار آمریکائی.

18- عباسعلی فروغی در کرنر بانک ژنو در سویس، بشماره حساب بانکی 12930034، 10 میلیون و هفتصد هزار دلار آمریکائی.

19- محمد هاشمی بهرمانی (بحرمانی)، دویچه بانک مونیخ در آلمان، بشماره حساب بانکی 1734726، مبلغ 177 میلیون و دویست هزار مارک آلمانی از 1997.

همانگونه که در پیش ذکر شد، این ارقام اگر به تومان بی ارزش (یعنی 1300 تومان برابر یک یورو اروپانی) هم باشد برای من و میلیونها ایرانی ارقام نجومی هستند. دراینجا لایق ذکر است، بدانگونه که منبع زیر به زبان انگلیسی به ما می گوید، گویا این لیست اسامی در سال 1997 توسط کار مندان با شهامت بانکها در ایران بیرون داده شده و بدست دانشجویانی افتاده است. جالب است مقایسه دو لیست زمان شاه و خمینی که یکی اوایل انقلاب منتشر شد و یکی اکنون می خوانیم، هر دو از طرف آن کارمندان محترم و با شهامت بانکی بیرون داده شده که به منافع مردم اندیشیده و می اندیشند. هموطنان عزیز، این طور معلوم است که آخر های عمر رژیم رسیده و اینها با این وضع اقتصادی وحشت ناک که بوجود آورده اند، دیگر قادر به اداره کشور و حکومت کردن نیستند. بهمین دلیل بوحشت افتاده اند و کوشش می کنند تمام ندانم کاریهای اقتصادی را بگردن یک دیگر بیاندازند ودارند برای شانه خالی کردن از زیر بارسنگین تورم و بیکاری و اعتیاد و نپرداختن حقوق چند ماهه کار گران وغیره، آخرین اسلحه را یعنی حضور صاحب زمان و"ماهیچ کاره ایم، اوست که حکومت می کند"، بکار گیرند. در اینجا برای نشان دادن وضع اسفبار مملکت رجوع می کنیم به چند روزنامه و خبرهای مندرجه در آنها. اکثر این خبرها از روزنامه های اینترنتی گرفته شده اند:

"گزارشی در باره فقر و تورم و گرانی افسارگسیخته در ایران آفتاب یزد، یک شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۷، درباره فقر در ایران، نوشت: عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس با بيان اين كه طبق استانداردهای سازمان ملل افراد زير خط فقر شديد بايد حداقل روزی ۲ دلار درآمـد داشـتـه بـاشـند، گفت: افراد تحت پوشش كميته ‌امداد و بهزيستي به طور متوسط، ماهانه ۳۷ هزار تومان مستمری دريـافـت مـی كـنـنـد كـه روزی ۱۲۰۰ تـومان می شود. ثروتی در گفتگو با فارس اظهار داشت: در حال حاضر ۶ ميليون نفر از افراد تحت پوشش كميته امداد امام (ره) و سازمان بهزيستی به طور متوسط ماهانه ۳۷ هزار تومان دريافت می ‌كنند يعنی درآمدی نصف خط فقر شديد دارند. اگر اين افراد برای زنده ماندن نيازمند درآمد ۲ دلار در روز باشند بايد ماهانه ۶۰ هزار تومان مستمری دريافت كنند. وی تصريح كرد: علاوه بر اين ۶ ميليون نفری كه تـحـت پـوشـش نـهـادهـای حـمـايـتـی هستند ۶ ميليون نفر ديگر نيز پشت نوبت دريافت حمايت های سازمان هستند كه در مجموع ۱۲ ميليون نفر می شوند. از سوی ديگر بر اساس تورم‌ های موجود ۲ ميليون نفر زير خط فقر شديد رفته ‌اند كه در كل تعداد افراد زير خط فقر شديد در كشور ۱۴ ميليون نفر می ‌شود". این ارقام و اطلاعات از وضع غم انگیز بیش از 20 درصد شهروندان کشور، از دهان برخی از گردانندگان رژیم در آمده است. در روزنامه های دیگری و از جمله در رابطه با وضع اجتماعی مردمان ملتهای ایران و اظهارات مشمئز کننده و احمقانه یک امام جمعه، می خوانیم:

"دستگیری فعالین جنبش زنان بنا به نوشته رزونامه اعتماد، یک شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷، امام جمعه مشهد در خطبه های نماز جمعه این شهر، با کلمات رکیکی خطاب به فعالین کمپین یک میلیون امضا، گفت: «من نمی دانم چرا یک عده خود فروخته و سست عنصر اصرار دارند که ما از خدا و امام زمان صحبت نکنیم. کشور ما کشور امام زمان است. ما شکست های خود را به امام زمان نسبت ندادیم بلکه پیروزی های خود را مدیون ایشان می دانیم.» احمد علم الهدی در ادامه با هرزه و خود فروخته خواندن زنانی که برای تغییر برخی از قوانین تلاش می کنند، خواستار بر خورد با آنان شد. به گزارش ایسنا، وی گفت: «بعضی از عناصر هرزه و خودفروخته ورق پاره ای را در دست گرفته بودند و برای لغو قوانین کشور و لغو حجاب در کشور تلاش می کردند، این ها جریاناتی است که عناصر خودفروخته و جاسوسان استکبار به راه انداخته اند و این کار جریانات جاسوسی بوده است.» وی افزود: «باید با این جریانات برخورد کرد. این ها قضایایی نیست که ما در برابر آن کوتاه بیاییم.»" در ادامه در مورد اعتیاد می خوانیم:

"اعتیاد در آماری که به تازگی از سوی مسئولين استان مرکزی ارائه شده، عنوان شده است که در سال گذشته بيش از ۶ هزار زن معتاد و ۷۲ دختر فراری دراستان مرکزی دستگير شده اند. جواهری، معـاون امـور بـانـوان استانداری مرکزی، در همين زمينه گفت: بيش از ۶ هزار معتاد زن پارسال در استان مرکزی دستگير شده اند که ميانگين سنی آنان بين ۱۸ تا ۲۵ سال است. وی افزود: ۳۰ درصد معتادان دختر و ۷۰ درصد آنان را زنان تشکيل می دهد. جواهری، با اشاره به تخلفات زنان استان در پارسال افزود: در اين مدت ۷۲ مورد دستگيری دختر فراری، ۳۸ مورد جرائم جنسی، ۳۱۸ مورد نزاع دسته جمعی، ۳۲ مورد قتل، ۲۱ مورد خودکشی موفق و هزار و ۴۰۷ مورد خودکشی ناموفق در استان به ثبت رسيده است لازم به ذکر است اين تنها مربوط به آمار رسمی ثبت شده برای يک استان می باشد که توسط مسئولين ارائه می شود که بی گمان آمار واقعی و ثبت نشده بسيار بيش از اين می باشد. (خبرنامه دانشجویی امیرکبیر، ۷ خرداد ۱۳۸۷)

كراك ايرانی با آنچه در جهان به‌ عنوان كراك شناخته می ‌شود متفاوت است، كراك واقعی از كوكائين ساخته می‌شود، اما آنچه در ايران به ‌عنوان كراك وجود دارد، هروئين خالص و فشرده است. «اعتياد به كراك در حال حاضر ۲۶ درصد از معتادان كشور را شامل می‌شود.» هومن نارنجی ها، مديركل فرهنگی و پيشگيری ستاد مبارزه با مواد‌ مخدر كشور در حالی اين خبر را اعلام می ‌كند كه تنها حدود ۳ سال از ورود اين ماده به بازار می گذرد جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد‌ مخدر در اين‌ باره می ‌گويد: «بيش از ۲۵ درصد معتادان كشور كراك ايرانی مصرف می كنند.» (روزنامه همشهری، ۱۸ تیر ماه  ۱۳۸۷) خبرگزاری حکومتی فارس، ۱ مرداد ۱۳۸۷، نوشت: فرمانده انتظامی شهرستان دامغان گفت از ابتدای امسال تاكنون ۴۷ هزار نفر از عاملان توزيع مواد مخدر و عاملان مصرف درشهرستان دامغان دستگير شدند. این آمار در این شهرستان کوچک قبل از هر چیز ابعاد گسترده فاجعه انسانی را نشان می دهد. در واقع صدها هزار نفر در آن جا معتاد هستند که فقط ۴۷ هزار نفر از عاملان توزیع آن دستگیر شده اند؟!"

"ورزشکاران ایران در المپیک سال 87 بيست و نهمين دوره بازی‌ های المپيک، با حضور بيش از ۱۱ هزار ورزشکار در ۲۸ رشته ورزشی، از نيمه مرداد 87 به مدت ۱۶ روز در پکن، پايتخت چين برگزار شد. کشورهای چين، ميزبان بازی ‌ها با ۵۱ مدال طلا، آمريکا با ۳۶ مدال طلا و روسيه با ۲۳ مدال طلا به ترتيب در جايگاه ‌های اول تا سوم اين بازی‌ها قرار گرفتند.

ورزشکاران ايرانی، در دوره ‌ای که به گفته کارشناسان از جمله بدترين دوره‌ های حضور ايران در المپيک بود در جايگاه ۵۱ مسابقات قرار گرفتند.

تيم ورزشکاران ايران تنها دو مدال، يک مدال طلا و يک مدال برنز گرفتند. مدال طلا را هادی ساعی تکواندوکار ايرانی که در المپيک چهار سال پيش هم برنده مدال طلا شده بود، کسب کرد و مراد محمدی کشتی گير ايرانی برنده مدال برنز بود.

علی کفاشيان، ریيس کميته بين ‌المللی المپيک، ضعف در تدارکات و بخش ‌های فنی را عامل ناکامی ورزشی ايران برشمرد. مجلس شورای اسلامی هم ناکامی کاروان ورزشی ايران را بررسی کرد و در گزارش خود مديريت ورزشی کشور را مقصر شناخت اما هیچ تغییری در این عرصه پدید نیامد. عرصه ورزش ایران نیز هم چون عرصه های دیگر، از ضربات مخرب حکومت اسلاکمی مصون نمانده است".

اگر امروز جهان پهلوان، تختی نامدار زنده بود، بحال ورزش ایران می گریست. رژیم جمهوری اسلامی برای کاروان حج و شبهای آشورا و تاسوآ برنامه ریزی دقیق می کند و پول می ریزد، اما برای ورزش، سلامتی و افتخار جوانان و جامعه نه! بله مطرح کردن امام زمان برای عوامفریبی و ترویج خرافات وسیله ای بسیار خوب و راحت است و هیچ کسی هم نمی تواند، به آن اعتراض کرده و یا آن را غیر واقعی بداند و مسخره کند. در این باره می خوانیم:

"تبلیغ خرافات غلامحسين الهام، وزير دادگسترى و سخنگوى دولت طى مقاله اى که در شماره ۱۹ هفته نامه همت (هفته سوم تيرماه ۸۷)، به چاپ رساند، خاطرات تازه ‌اى را از ریيس‌ جمهور نقل کرد و نسبت به برخى از اخبار رايج در محافل سياسى واکنش نشان داد. الهام، پس از ذکر برخى خاطرات خود از همراهى با ریيس جمهور، نوشته است: امام عصر را حاضر و ناظر بر امور عالم مى ‌داند، او معتقد نيست که دوران غيبت و انتظار ظهور به معناى عدم حضور و عدمِ ولايت امام عصر عجل‌ الله تعالى فرجه الشريف باشد. حکومت حقه از آن اوست. هر حکومتى اگر متصل به او نباشد غاصب است، مشروعيت نظام جمهورى اسلامى از اين اعتقاد است که در اصل پنجم قانون اساسى هم ذکر شده است. بنابراين کار کردن در اين حکومت و به اعتبار اين اتصال، مشروعيت دارد. «ولى فقيه» به نيابت عام از امام عصر عجل ‌الله تعالى فرجه الشريف، اساس مشروعيت تصرفات حکومتى است. او استمرار هستى را به خاطر وجود امام زمان عجل ‌الله تعالى فرجه الشريف مى ‌داند، و بايد اين پاسخ‌ گويى در برابر امام، اساس حرکت حکومت در همه عرصه‌ هاى فرهنگی، سياسی، اقتصادى و … باشد و جهان به اين نقطه خواهد رسيد و عالَم در ظل حکومت انسان کامل به تعالى و ارزش و کمال خواهد رسيد.

الهام در ادامه اين مطلب نوشته است: احمدى ‌نژاد، در استان هاى مختلف که برخى از آن ها را خودم حضور داشته ‌ام، در کرمان، مشهد، قم و … در جمع علماى بلاد، عقايد خود را نسبت به مهدويت،‌ نگاه به دين و حکومت دينى صريح ابراز کرده است... به يکى از بزرگان عرض کردم آيا شما در اين مبانى اشکالى مى بينيد؟ نه تنها هر گونه اشکال را نفى کرد، که مويد همه اين اعتقادات هم بود. در محضر بزرگانى هم چون آيت الله بهجت (دامت برکاته) و هم آياتى چون آيت الله جوادى آملى و … اظهار عقيده کرده است و همه اين بزرگان دعا کرده‌اند و تاييد. او امام زمان را نيازمند سفره غذاى دولت - که وجودى ندارد - نمى‌ داند تا ظرف غذا براى او تهيه کند. و محدوده وجود و حضور پربرکت امام را در حد يک سجاده دفتر دولت نمى داند که سجاده بياندازد و دامنه تصرف او را در عصر غيبت در حد اقامه نماز جماعت، و حد يک «امام جماعت» محل کار خود بداند. او را امام همه عالم مى ‌داند و قدرت تصرف ولايى او را در اين حد تنزل نداده و خود را هم هرگز در حد ارتباط با آن وجود مبارک بالا نبرده است".

"احمدی نژاد، رییس جمهور حکومت اسلامی، از سخنان فروردین ماه ۱۳۸۷ خود در مشهد، در مقابل منتقدانش دفاع کرده است. آن سخنرانی معروفی که وی در فروردین ماه در جمع طلاب و روحانیون مشهد کرده بود روز دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ از تلویزیون دولتی ایران پخش شد. وی در سخنرانی خود در مشهد، قسم خورد که دست امام مهدی را در همه امور می بیند و گفت هدف او نیز فراهم کردن زمینه برای ظهور امام دوازدهم شیعیان است. او حتا از «موفقیت» سخنرانی در دانشگاه کلمبیای نیویورک، علی رغم آنچه مانع تراشی سیاستمداران آمریکایی خواند، سخن گفت و تاکید کرد که به جز با یاری امام زمان ممکن نبوده است.

وی ادعا کرد که با مدیریت امام زمان ۵۰۰ میلیون نفر سخنان او را از تلویزیون دیده اند. احمدی نژاد، گفت: «من در این دو سال و نیم - البته در تمام دوران انقلاب - به شما عرض کنم ما دست این مدیریت الهی را هر روز داریم می بینیم. خدا خود شاهد است که ما می بینیم. اغراق نمی گویم. ندیده را خدمتتان عرض نمی کنم. درست مثل همان چیزی که شما خدا را در عالم می بینید.»"

خوانندگان محترم به احتمال زیاد بگویند: افراط این مرد که رئیس جمهور ایران می نامندش به حد دیوانگی رسیده. اما متأسفانه این طور نیست، بلکه او شنوندگانش را ساده و دیوانه می پندارد. او می داند که قسم خوردنش دروغ محض است و هر آنچه می گوید یک مشت اراجیف بیش نیست. او خوب می داند، این مدیریت تکنولوژی مدرن است که باصطلاح پانصد میلیون سخنان اورا می شنوند و حتا قیافه اش را می بینند، نه مدیریت امام زمان! این حضرت امام زمان بزرگوار اگر این توانائی را داشت، چرا 1200 سال پیش چنین اعجازی نمی کرد؟! چرا اکنون وضع اقتصاد حتا معتقدان بخودش را رو براه نمی کند؟! حالا من نوعی بجهنم! متمنی است به این جمله "ناب" امام جمعه قم، خوب توجه فرمائید:

"ما به هيچ وجه علم سكولار نداريم و علم يا الهي و يا الحادي است. این آيت الله جوادي آملي تاكيد كرد: فلسفه ما الهي و قرآن ما الهي است و بنابراين خلقت شناسي ما نه الحادي و نه سكولار خواهد بود".

تأسف بار است، واقعا تأسف بار. اکنون کسانی برجامعه ایران چند ملیتی با فرهنگی غنی و سابقه تاریخی چند هزار ساله حکومت می کنند و امکان دارند این چرندیات را تحویل مردم بدهند، که روزی این کشور، برای دیگران الگوی فرهنگی بوده است.

من بعنوان یک کرد ایرانی دلسوز برای آینده مملکت، باید بگویم و اخطاری دوستانه به همه نیروهای اپوزیسیون بدهم. شما فعالان کشور باید بدانید تا زمانی که تفرقه و چند دستگی میان نیروهای مردمی درخارج وداخل وجود دارد، احمدی نژاد، آیت الله آملی و بقیه گردانندگان جمهوری اسلامی به راحتی می توانند به خرافات و عوامفریبی ادامه دهند، اگرچه وضع اقتصادی مملکت بمراتب بدتراز امروزهم بشود، این رژیم می تواند تا زمانی که دمکراتهای ایران متحد نشده اند، خود را بر اریکه ی قدرت نگهدارد. پس سرنگونی رژیم قرون وسطائی جمهوری اسلامی با اتحاد همه نیروهای دمکرات و آزادی خواه خارج و داخل کشور گره خورده است.

با آرزوی اتحاد همه نیروهای مبارز و شناسائی حقوق انسانی و رعایت الفبای دمکراسی از طرف همه احزاب و سازمانهای اپوزیسیون خارج از کشور.

هایدلبرگ، آلمان فدرال، 12 آوریل 2009             دکتر گلمراد مرادی


 

Foreign bank accounts of Iranian leaders

Jan 7, 2009 at 9:11 AM
 

This was re- posted on daneshjoo.org

Interesting, although I am not sure if it’s true.Supposedly in August Bank employees in Iran sent this partial list outside f the country, if it’s true, it’s sad that our people don’t have safe water or enough food and the oil money is being hoarded by these supposed men of Islam....What do u guys think??On August 2000, a group of Iranian banks employees revealed the financial frauds of most Islamic republic's regime leaders and published part of their assets in foreign banks. Based on this report sent to outside Iran, which made start indirectly a series of Public statements printed in many Iranian and Foreign Newspapers, Millions of dollars of Public funds have been transferred during the last 15 years while the Islamic leader (on this list) is asking for an investigation on Official corruption and his regime for more loans to supposedly help the Iranian economy.

Already and based on a scandal which shook the regime in 1997, Morteza Rafighdoost, brother of Mohsen Rafighdoost head of the Janbazan Foundation was indicted in connection with a Financial fraud of over 100 BILLIONS of Tomans (3 BILLIONS of US Dollars in official exchange rate and as most malversations were done based on Official rates which is a privilege of Governmental foundations). Irony is that Mohsen Rafighdoost still at the head of the Foundation nowadays.


The partial list was as follow:

1) Ali Khamenei 
- Sparkasse Bank (Frankfurt/Germany) Acct. # 234075617: DM 112.1 Millions
- Corner Bank (Geneve/CH) Acct. # 217824: US$ 97 Millions 
- Banque Cantonale (Lausanne/CH) Acct. # 71713: US$ 73.2 Millions 
2) Ali Akbar Hashemi Rasfandjani
- Union Bank Suisse (Geneve/CH) Acct.# 223870390: SF 532.5 Millions
- Societe Generale (Zurich/CH) Acct.# 30064183: DM 477.2 Millions
- Sparkasse (Ciborg/Germany) Acct. # 2957132: DM 238.2 Millions

3) Mohammad Ali Tasskhiri
- Societe Generale (Geneve/Ch) Acct.# 500032654: DM 280.7 Millions
- Midland Bank (London/UK) Acct.# 832-150270: BP 12.2 Millions
- Dressdner bank (Dusserdolf/Germany) Acct.# 8354783: DM 48.3 Millions

4) Mohammad Golpayegani
- Credit Bank Suisse (Geneve/CH) Acct.# CEO7680: SF 85.7 Millions

5) Bijan Namdar Zangene 
- Union Bank Suisse (Geneve/CH) Acct.# 314380320: US$ 141.7 Millions

6) Habibollah Asgar Aladi
- Corner Bank (Geneve/CH) Acct. # 3983BHK: US$ 180 Millions

7) Ahmad Jannati
- Midland Bank (London/UK) Acct.# 92114016: BP 54.2 Millions

8) Abdollah Nategh Nouri
- Union Banque Suisse (Geneve/CH) Acct.# 2102120321ND: USD 123.9 Millions
- Deutsh bank (Hamburg/Germany) Acct.# 03223486: DM 64.1 Millions 
9) Mohsen Rafighdoost:
- Union Banque Suisse (Geneve/CH) Acct.# 2183130687: USD 122.7 Millions

10) Mohsen Hashemi Bahremani
- Deutsh bank (Munchen 3/Germany) Acct.# 1732736: DM 370.7 Millions
- Credit Bank (Geneve/CH) Acct.# 928530FC: USD 178.2 Millions

11) Abbas Vaez-Tabassi
- Corner Bank (Geneve/CH) Acct.# FAH7272: SF 97.2 Millions 
- Sparkasse (Hamburg/Germany) Acct #. DFH72251660: USD 216.7 Millions

12) Hossein Shariatmadari
- Midland Bank (London/UK) Acct.# 34414011: BP 37.8 Millions

13) Mohsen Rezai
- Union Banque Suisse (Geneve/CH) Acct.# 442760430: USD 78.2 Millions
- Credit Bank (Geneve/CH) Acct.# FAH7967: SF 52.7 Millions

14) Massood Movahedian
- Commerz Bank (Koln/Germany) Acct.# 3528817: DM 287.8 Millions

15) Kamal Kharrazi
- Corner Bank (Geneve/CH) Acct.# AMF4567: USD 18.2 Millions

16) Ali-Reza Mo-ayeri
- Societe Generale (Geneve/CH) Acct.# 50024814: USD12.6 Millions

17) Hossein Kordi
- Corner Bank (Geneve/CH) Acct.#14710025: USD 14.7 Millions

18) Abbas-Ali Forooghi
- Corner Bank (Geneve/CH) Acct.# 12930034: USD 10.7 Millions

19) Mohammad Hashemi Bahremani
- Deutsh Bank (Munich 3/Germany) Acct.# 1734726: DM 177.2 Millions
عاقبت مردمان ایران! از آقای دکتر گلمرادی ساکن هایدلبرگ، آلمان فدرال - افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج.rtf

Not Clergy-Not Military

unread,
Mar 23, 2012, 6:06:24 AM3/23/12
to
افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج


من سال گذشته (اواخر 2009) شماره حساب ولیست اسامی برخی ازگردانندگان درجه یک جمهوری اسلامی را تحت یک مقاله "افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج" منتشر نمودم که امروز هنوز بخشی از آن مقاله در سایت زیر مانده است.
search in www.bing.com

اخیرا لیست دیگری به دستم رسیده که اسامی جدیدی در آن هست و برخی از اسامی لیست قبل رانیز همراه دارد. لذا لازم دانستم برای یادآوری مجدد این مقاله و مطلب جدید را بنویسم. این بار روی سخنم، مستقیم با سران مسلمان این رژیم است که اگر صحت ندارد، درباره آن موضع بگیرند و اگر واقعیت دارد، شهامت نشان دهند و با مردمان ملتهای ایران این حقیقت تلخ را درمیان بگذارند و باصطلاح ارادت و بندگی خود به اسلام را ثابت کنند! آیا این دزدیهارا اسلام به آنها یادداده است؟ اگر پاسخ مثبت است، آیا اسلام بغیر از دروغ و دزدی و نیرنگ راه دیگری به باور مندان خود نشان نمی دهد؟!

حدود 32 سال پیش هنگامی که کارمندان شریف بانک ملی ایران لیست دزدیهای سران رژیم شاه را بیرون دادند که پولهای مردم را بحساب خود به بانکهای خارجی منتقل کرده بودند، بنده هیچ تعجب نکردم، زیرا پنجاه سال رژیم دیکتاتوری پهلوی این نوکران و بادمجانهای دور قاب را طوری تربیت کرده بود که هر کدام فقط به فکر آینده خود بودند وهیچکسی از اینها، گرچه همه پستها و مقامهای کلیدی داشتند، دلش بحال مردم و مملکت نسوخته بود. آخرین نفر این لیست که من اورا به دلیل آشنائی از نزدیک زمان رئیس سازمان آب وبرق خوزستان بودنش و بعدها وزیر آب و برق ایران شدن تقریبا از نزدیک می شناختم و هیچ باورم نمی شد که او نیز دزد و از آن تیپ آدمهای دست بگیر روی کلاهت باد نبرد، باشد. زیرا همین دکتر وحیدی یک انسان متواضع و بظاهر متین و افتاده بود، تا جائی که با من درجه دار آن زمان ارتش دست می داد و تقریبا دوست شده بود. یادم هست او همزمان رهبر حزب رستاخیز شاهی در خوزستان بود. روزی یکی از خدمه اش اعلامیه ای حزبی روی تابلو کلاس انگلیسی من چسبانده بود. چون خانه من و دفتر حزبی ایشان در یک طبقه ساختمان فتحی در اهواز بود. من دوستانه به او شکایت بردم که خدمتکار حزب با اعلامیه حزبی تابلو کلاس انگلیسی مرا پوشانده است. ایشان ضمن عذر خواهی ازمن، دستور داد یک تابلو فلزی بالبه و پشت چوبی که بیش ازپنجاه تومان آن زمان قیمتش بود، برایم درست کنند و بر سر در خانه آویزان کردند. در هر صورت او کمترین مبلغ را به بانکهای خارجی واریز کرده بود. من عین جمله ای را که درباره او در مقاله سال پیش نوشته ام، در اینجا می آورم: "لیستی که در اوایل انقلاب از خروج پول ازایران توسط سران نظامی ونوکران سیاسی مملکتی در رژیم محمدرضا شاه بیرون داده شد که از صدها میلیون دلار آغاز شده بود و کمترین آنها معادل سیزده میلیون وهفتصد هزار مارک متعلق به دکتر ایرج وحیدی وزیر آب و برق ایران، ختم می شد، نمونه ای از دزدیهای هزار فامیل در رژیم دیکتاتوری شاه بود". خوب درآن لیست دکتر وحیدی که نجیب ترین آنها بود، کمترین دزدی را کرده بود. بنابراین آنها در آن اواخر عمر رژیم پی برده بودند که دیگر باید زندگی بعد از مرگ رژیم شاه را تأمین نمود. بهمین دلیل برای خانواده خود بدون در نظر گرفتن اخلاق و انسانیت مملکت را غارت کردند و پولهایشان را منتقل بانکهای خارجی نمودند و مردم عادی مانند بنده هیچ انتظاری هم از آنها نداشتیم و چه بسا خودرا مقصر می دانستیم که اجازه داده بودیم چنین رژیمی با این طرز تفکر ارتجاعی "دست بگیر روی کلاهت باد نبرد"، برما حاکمیت کند. حالا ازخود می پرسیم؛ اکنون دیگر چرا؟ مگر این ها ادعا نمی کنند که "حکومت عدل علی" بر جامعه حاکم است؟ پس دلیل این دزدی و بی اعتمادی به "بانکهای اسلامی" ایران چیست؟ که کمترین رقم پول دزدی این آقایان خادمین"روحانیون" یعنی عیسی کلانتری با حدود پنج میلیون دلار و فرهاد دانشجو با حدود هشت میلیون دلار هستند. در این رابطه نمایندگان واقعی مردمان ملتهای ایران از سران رژیم که اگر واقا خود دزد نیستند، قاطعانه می خواهند که این اسامی را زیر فشار بگیرند که حداقل 90 درصد پولهای خود را یابهتر است بگوئیم پولهای غارت شده ازصندوق مردم را به ایران برگردانند وآن ده درصد دیگر زهرمار خودشان بشود. در غیر آنصورت از همه مشاغل و پستهای مهم دولتی بر کنار و محاکمه شوند. البته این انتظار را همه ما از مسلمانان معتقد داریم، نه مسلمانان خادم پول و دزدی!

روزی یکی ازپناه جویان برای راهنمائی به من مراجعه کرد و بعد از گرفتن راهنمائی در باره کار پناهندگی اش، به من گفت: یک هم اطاقی مسلمان دارد که اگر سرش برود نمازش نمی رود. نیمی ازاطاق مشترکمان، انباری از ضبط سوت، واکمن ها، گوشی های متفاوت، هندی و دیگر وسایل الکترونیک است و همه را او از فروشگاه به قول خودش کافران، بدون پرداخت پول آورده است. جالب است که او درست جلو این وسایل دزدی جانمازش را پهن می کند و نماز می خواند. وقتی من از او می پرسم: آیا نماز خواندن با این دزدی های او می تواند انطباق داشته باشد و آیا این نماز باطل نیست؟ با خنده می گوید: رهبران دینی ما خودشان می گویند که هرچه از مال کافر غارت کنید حلال است و نمازرا باطل نمی کند. اینهاکه کافر هستند! من می گویم: آخر، همین کافرها مارا پناه داده اند و ما نان اینها را می خوریم. در پاسخ باخنده می گوید: ما اینجا آمده ایم که اینهارا مسلمان کنیم. خوب همین جنایتکاران اسلامی که اینگونه برای مردم عادی موعظه می کنند، پولهای مردم مسلمان و غیر مسلمان را می دزدند و در بانکهای همین کافران که باید مسلمان شوند، به امانت می سپارند!!

این لیست دیگر از سران رژیم اسلامی، نه فقط مرا بلکه بسیاری ازدیگر هموطنان را شکه نموده است، رژیمی که همه کمونیستهای صادق، یا به قول این حضرات بی خدایان و سوسیال دمکراتها و حتا لیبرالهارا از دم تیغ گذراند، زندانی کرد و فراری داد و خودرا مسلمان ناب محمدی می داند، مرتکب کثیف ترین کار یعنی انتقال پول باد آورده مملکت به حساب بانکی های شخصی خود خارج ازکشور منتقل نموده است. در این لیست هر کدام از سران رژیم اسلامی هرچه توانسته اند از ثروت مملکت به حساب خود دربانکهای خارجی انبار کرده اند. دقیق همان کاری که در اواخر حکومت شاه، فرصت طلبان و "با خدایان لیبرال" یا به قول همین رژیم اسلامی "بهائیان" از دین بریده و مرتد انجام داده اند، اکنون این اسلامیان مؤمن زیرنام حکومت عدل علی انجام می دهند. این است که آدم از خود می پرسد؛ عاقبت کی اکثر این مردمان ملتهای ایران از خواب بیدار می شوند و می فهمند که اینها از رژیم شاه بدتر اند؟! من بیش ازاین نمی نویسم و مایلم مقاله سال گذشته را باهمان لیست چند سال پیش در اینجا ضمیمه کنم و از همه سایتها تقاضا دارم آن را بدون وقفه منتشر نمایند. بگذارید خوانندگان جوان شما برای والدین محترم و باورمند خود بخوانند و توضیح دهند که اینها چگونه سر مردم زیر نام اسلام کلاه می گذارند.
ادامه ایمیل و لیست اسامی در فایل پیوست ضمیمه شده است .
عاقبت مردمان ایران! از آقای دکتر گلمرادی ساکن هایدلبرگ، آلمان فدرال - افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج.rtf

Not Clergy-Not Military

unread,
Mar 23, 2012, 6:08:08 AM3/23/12
to
افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج

عاقبت مردمان ایران! از آقای دکتر گلمرادی ساکن هایدلبرگ، آلمان فدرال - افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج.rtf

Not Clergy-Not Military

unread,
Mar 23, 2012, 6:10:06 AM3/23/12
to
افشای حساب بانکی های

سران جمهوری اسلامی ایران در خارج

عاقبت مردمان ایران! از آقای دکتر گلمرادی ساکن هایدلبرگ، آلمان فدرال - افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج.rtf

Not Clergy-Not Military

unread,
Mar 23, 2012, 6:11:24 AM3/23/12
to
 افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج

عاقبت مردمان ایران! از آقای دکتر گلمرادی ساکن هایدلبرگ، آلمان فدرال - افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج.rtf
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages