Re: هزلیات حمید اکبرنژاد

4 views
Skip to first unread message

Masoud

unread,
May 4, 2014, 3:26:33 PM5/4/14
to Computer...@googlegroups.com
سلام.حیف که نميشه اون هجو رو اینجا بذارم که دیگه سمت ایمیلت نیای.
ذهن حمید اکبرنژاد به دو بخش تقسیم میشه.یک بخش پاس میده.یک بخش شوت میکنه.بخشی که پاس میده از یک سری سلولای کج و معوج،سروته و کپک زده تشکیل میشه.اون بخش دیگه خزعبلات بخش اول رو رگباری،به سمت هر جنبنده ای که تو تیررس باشه با سرعت نور شلیک میکنه.در دفترچه راهنمای این تک سلولی نادر تأکید شده که تنها راه کنترل حمیدوس خرانوس(نام علمی) ملاقات حضوری و عمل به نکات دفترچه راهنماش هست که با مجاهدت های صادیقوس گاریسوس فقید تهیه شده.

Hamidreza Akbarnezhad

unread,
May 5, 2014, 2:34:27 PM5/5/14
to Computer...@googlegroups.com

با تشکر از مسعودیوس سولاریوس
اقا ما آب حوض . شما شیر موز
آقا ما عشق و عاشقى ، شما عقل و منطق . .
آقا ما بتمرگ شما بفرما!
آقا ما یه نقطه توی فضا شما مبدا مختصات
آقا ما سلول شما ماهیچه
آقا من تک سلولی،تو کرگدن،من آب پارچ،تو نیارگارا،من بخیه تو چفیه،من واشر تو ارباب حلقه ها من چسب زخم تو باند و بتادین
من مرگ تو زهر مار.صادق به قول تو خر و تو با شخصیت.آقا ما داشتیم با آقای سالاری اس ام اس بازی میکردیم که کار به فحش و ... کشید.منم که تو این جور چیزا دستی دارم و به قول ادبیات دوم دبیرستان در موضوعات بیخودی و چرت و پرت،کباده ی فحش و فحش کشی میکشم.خلاصه داشتیم با آقای سالاری پیام میدادیم که کار ب فحش کشید.داشت رکیک میشد،گفتم بزا بقیه رو هم در جریان مراوده های روزمره ی خودم با دوستام بزارم و ادبیات رایج رو به اشتراک بگذارم:
حالا شما فرض کنید آقای سالاری به من گفته :البته ببخشید
...کصافت...روباه مکار...،با این دوتا که کاملا موافقم.آخه طفلک دیگه فحش از این قبح تر نبود؟تا حالا که فحشا بر حق بوده و درست...جلبک...این یکی خیلی حیفه واسه من.فک کنم اشتباهی فرستاده.این فحش نیست برا من.تمجید و تکریم حساب میشه.کمه کمش پنجاه سطح باید غلظت فحش رو بالاتر ببری تا مولاریتش زیاد شه.اینو میخواسته ب صادق بگی.ولی الان بهم گفت لجن معلق...کاملا مخالفم.دیگه لجن قبول.ولی معلق چرا؟مگه ماشینی چیزی از تو گودال رد شده که ما رو پرت کرده و معلق؟حالا کدوم بیرحمی از رو ما رد شده؟علت چیست و معلول؟ الم یعلم بان الله یری؟
حالا اینا به کنار هی داره همینجور فحش میده.میگه منو از گروه نترسون.من سه سال قاین درس خوندم.خب منم خوندم جییییگر.البته این جیگر با اون جیگری که خانوم رشتبرزاده تو اولین برنامه ی سی شارپ نوشت فرق داره.قشنگ یادمه اولین برناممون رو ک استاد بنایی سرکلاس گفت این بود ک یه دکمه رو بزنیم و به کاربر یه پیام بده.ایشونم فک کنم نوشته بودن : چطوری جییییگر؟ولی برنامه ی مسعودو یادم نیست.ولی فک کنم یه چیزی تو این مایه ها حتما نوشته دیگه:کاربر عزیز اینجانب عاشق نژادم و از فشردن کلید توسط شما،کمال قدردانی را دارم....داخل پرانتز باید بگم تو غلط کردی...خلاصه از این بابت گفتم جیگر ما با اون جیگر کذایی فرق داره که هم پر پر شدس هم سوختس.هم فرسودس هم دوگانس.
خب حالا برنامه رو بیخیال.تا اینجا فحشای تو بود.حالا من: بیرجندی...بیرحم...بی ادعا...بی کله...بی تربیت نیستی...بی ملاحضه هم نیستی...بی لیاقت...بی شرف رو شک داشتم بنویسم تو گروپ یا نه،ولی سن همه بالاس.بدآموزی نداره.خانوما ک همیشه بیست سالشونه و ما هم سی چهل.خلاصه من آدمی نیستم ک کسی رو تهدید کنم.ولی حواست بشه مو بچه کاشمرم یره...
نویسنده : ...
هدف : نابود کردن چهره ی مسعود سالاری.البته با اون قیافه ی شیش در چارت نیازی به صرف هزینه برای این کار نیست.ولی دیگه من زهر هفتگیم رو بهت نریزم ک آروم نمیگیرم.خیال کردی دستت بهم میرسه؟نه داداش.شتر در خاک بیند سنگ و دانه...

در 2014 5 4 23:56، "Masoud" <ashegh...@gmail.com> نوشت:
سلام.حیف که نميشه اون هجو رو اینجا بذارم که دیگه سمت ایمیلت نیای.
ذهن حمید اکبرنژاد به دو بخش تقسیم میشه.یک بخش پاس میده.یک بخش شوت میکنه.بخشی که پاس میده از یک سری سلولای کج و معوج،سروته و کپک زده تشکیل میشه.اون بخش دیگه خزعبلات بخش اول رو رگباری،به سمت هر جنبنده ای که تو تیررس  باشه با سرعت نور شلیک میکنه.در دفترچه راهنمای این تک سلولی نادر تأکید شده که تنها راه کنترل حمیدوس خرانوس(نام علمی) ملاقات حضوری و عمل به نکات دفترچه راهنماش هست که با مجاهدت های صادیقوس گاریسوس فقید تهیه شده.

--
‏شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده‌اید که در گروه Google Groups "ورودیهای 89 کامپیوتر دانشکده مهندسی قائن" مشترک شده‌اید.
برای لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل‌های آن، ایمیلی به Computer89_Gha...@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه‌های بیشتر، از https://groups.google.com/d/optout دیدن کنید.

Hamidreza Akbarnezhad

unread,
May 5, 2014, 2:37:47 PM5/5/14
to Computer...@googlegroups.com

راستی ایمان جان من ب جون مسعود نمیدونم این چیه که هرهفته هی میدی
iman kooshki added connections you may know
آقا هر چی هست دستت درد نکنه.من خوردم.بده به این مسعود گشنه

در 2014 5 5 23:04، "Hamidreza Akbarnezhad" <h.r.akb...@gmail.com> نوشت:

Masoud

unread,
May 5, 2014, 3:24:28 PM5/5/14
to Computer...@googlegroups.com
سلام بر دوستان خاموش!

خب حمید جان این که بلند میشی میای اینجا مینویسی یعنی خیلی دلت پره.جوابایی که بهت دادم اگه تو روی کوه بگم متلاشی میشه. کاش همینجوری باشه که تو دوست داری و مینویسی ولی عزیزم سعی کن با واقعیتا زندگی کنی..
رواااااانی....
اصلا برو تو صفحه اول یاهو بنویس.آره گفتم منو از رسوایی نترسون. من زندگیمو باختم.من سه سال قاین درس خوندم.بالای صد واحد برداشتم.چی میکروفن به دست شعر میخونی برا خودت؟
برو با نی نیای دانشگاه جديدت شوخی کن ماقبل تاریخ دربه در.

Hamidreza Akbarnezhad

unread,
May 5, 2014, 4:08:49 PM5/5/14
to Computer...@googlegroups.com

آقا بیخیال.حسش نیست.من یه تنه کل هشتاد و نهیا رو حریفم.ولی وقتی کسی نیست جلوت،نمیتونی کاری کنی.مثل بازی شطرنج.هر چقدر هم ک قوی باشی،اگه حریف نداشته باشی،باید حرکت اولو تو انجام بدی،مگه اینکه،مگه اینکه سیاه باشی...
تا شلوغ شدن مجدد گرپ یا خلوت شدن سر اعضای این گروپ یا هر دو،بدرود

در 2014 5 5 23:54، "Masoud" <ashegh...@gmail.com> نوشت:

iman kooshki

unread,
May 5, 2014, 5:21:54 PM5/5/14
to Computer...@googlegroups.com
حمید جون اول سلام پیامهای مارو جدی نگیر دی : جدیدا رفتیم تو فاز تبلیغات سراسری
بعدش به قول یکی از بچه ها میخوای بگی "بیرجند" اول میری دهنتون آب می
کشی بعد می گی
وگرنه می زنم سورس کدتو پیاده می کنم....نخند
البته من به بیرجندی های غیر اصیل کاری ندارما اشتباه نشه

Masoud

unread,
May 6, 2014, 6:49:55 AM5/6/14
to Computer...@googlegroups.com
سلام دادا..الهی ویروس بیفته تو سرور مغزت!فتنه گر.توپخونه گرفتن رو من.آخه تو که اینجا پات گیره باز من به تو میرسم.

Abolfazl Gholami

unread,
May 6, 2014, 10:02:58 AM5/6/14
to Computer...@googlegroups.com
اینجا چه خبره.. کاشمری تنهایی گیرآوردین...
.
.
.
کارخوبی کردین ... ادامه بدین این بشر رو له کنین چون خیلی دلم از دستش پره


2014-05-06 15:19 GMT+04:30 Masoud <ashegh...@gmail.com>:
سلام دادا..الهی ویروس بیفته تو سرور مغزت!فتنه گر.توپخونه گرفتن رو من.آخه تو که اینجا پات گیره باز من به تو میرسم.

Hamidreza Akbarnezhad

unread,
May 7, 2014, 1:45:23 PM5/7/14
to Computer...@googlegroups.com

سلام خدمت بچه های گل هم کلاسی.دلم براتون تنگ شده.
ایمان جون شرمنده.ببخشید.من با مسعود کررروکندیل بودم.راستش اصلا حواسم نبود به اون طرف قضیه.دیگه شما به بزرگواری خودتون ببخشید.در کل من هرچی فحش و فضیحت یا فضیلت میدم طرف حسابم مسعوده.
یه عذرخواهی هم از ابوالفضل جان بخاطر بدقولی کردنم.باور کن دو سه هفتس میخوام برم آرایشگاه ولی نتونستم...آقا الان منظورت از له کردن کیه؟منم یا مسعود.اگه منم که حق داری.اگرم مسعود که بازم خیلی حق داری.اگرم هر دومون که ...
حالا باز دوباره برم سراغ سوژه ی همیشگی:
اه اه اه.چ انشای مزخرفی.سلام دادا...دادا؟؟!آخه این چ انشاییه؟اینا همونایی هستن که به طرفشون میگن:عجیجم و عجقم و عژیژم.من اگه موقع ادا کردن این لغات اونجا باشم با پشت دست به حسابت میرسیدم دادا:-)
ابوالفضل جون به این بشر اعتماد نکن.میبینی که میگه پاتون اینجا گیره و ... این دراکولا فقط کافیه یه سوتی از آدم بگیره.هر چی باشه من یه سال بیشتر از شماها با این موجود سروکار داشتم.اصلا روانیه.واااالا.

در 2014 5 6 18:32، "Abolfazl Gholami" <magic...@gmail.com> نوشت:
--
‏این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «ورودیهای 89 کامپیوتر دانشکده مهندسی قائن» در Google Group ثبت‌نام شده‌اید.
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به Computer89_Gha...@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه‌های بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages