سلام خدمت همه دوستان عزیز.لطفا فقط اونایی که روزه میگیرن بخونن.شما ک گنجشکی هم نمیتونی بگیری نخون آقای سالاری.
آقا چه وعضشه.شورشو درآوردی.پنجاه بار کنکور دادی.سی بار سراسری.پنجاه بار ناپیوسته.حتما میخوای پنجاه بارم ارشدی بدی؟آقا مسولین رسیدگی کنن
طبق یه حساب سرانگشتی ک من کردم،تا حالا این آقا سر جلسه کنکور پنجاه شصت نوع کیک بلعیده.دیگه مراقبا هم میشناسنش.میگن این کپک ک هنوز اینجاست؟
مسعود جون عجیجم،دانشگاه یه راه موفقیته،راه های دیگه ای هم هست باور کن.چمیدونم بنایی،نجاری،رفته گری ...کار زیاده.جون من از خیر این کنکور بگذر.
اگرم دانشگاه قبول شدی باید شیرینی بدی ها.یادت نره.همینجا جلو بچه ها ازت قول میگیرم.الان گشنمم هست...
هر کی شیرینی نده...نخندین جدی میگم.
راستی اگه کسی از آقای حسین زاده هم خبری داشت بگه.ما ک ترکیدیم از بیخبریش.آدم اینقد با مرام ندیده بودیم،ک خدا رو شکر پیدا شد...بابا یه پیامی،زنگی،تکی،توکی...
ما ک هر کار میکنیم جواب نمیده.آقای سالاری رسیدگی کن.
یه عذر خواهی خیلی خیلی بزرگ همینجا بکنم از ابوالفضل جون.باور کن این چند وقت اینقدر سرم شلوغ بود ک نشد بیام ازت سر بزنم.الانم ک زنگ میزنم خاموشی.الهی بمیرم...حتما سربازی رفتی.ولی از یه طرف خوش بحالت.من قبلا خواگاه بودم.ماه رمضون توی خوابگاه، موقع سحر که آدمو بیدار میکنن برا سحری خیلی حال میده.از اون بیشتر موقع افطاره.کلا قدر خوابگاه رو وقتی میفهمی ک دیگه خوابگاه نباشی.صبح های زود که دعا عهد رو پخش میکنن تا خواب از سرت بپره،کلی فحش میدی،ولی بعدا برات خاطره گیشه.دیت میگیره واسه همون موقعا.خلاصه نهایت استفاده رو ببر.هر موقع اینو خوندی،بگو کجا افتادی...
خلاصه خیلی دلم میخواست ببینمت قبل رفتن.اینبار اومدی حتما خبرم کن.
تو چطوری آقای زردکوهی؟فقط میای میخونی و در میری ها؟سبزواریی دیگه.چیزی نمیشه بهت گفت.
آقا از همه رفیقای گل میخوام که برای مسعود دعا کنین کنکور رتبش خوب شه.البته نه بخاطر خودش ها.بخاطر اینکه هر چی جای بهتری قبول شه،شیرینی بهتری میده.مثلا دانشگاه تهران،یعنی اینکه هممون جوجه کباب رو افتادیم.دانشگاه مشهد پیتزا رو شاخشه.بازم میگم،هر کی خسیس بازی در بیاره...
اگرم کسی حوصله کرد،برا منم دعا کنین دوستان.دست همگی درد نکنه.
هنوز چهاز ساعت ب افطاره.خدا صبر بده...
نماز روزه هاتون قبول...
--
این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «ورودیهای 89 کامپیوتر دانشکده مهندسی قائن» در Google Group ثبتنام شدهاید.
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به Computer89_Gha...@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینههای بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.
اختیار داری.هرچند میدونی من زیاد دوست ندارم ازم تعریف بشه.کلا با مقوله ی تعریف مخالفم.با مقوله ی نقد هم مخالفم.کلا مخالفم.وقتی هم همه مخالفن من موافقم.یه نوع مریضیه.
آقای سالاری بیخود خودتو لوس نکن.مرد گنده.خجالت بکش.من کجا صمیمانه نوشتم؟کم تحقیرت کردم؟کم فحشت دادم،هم آبدار بوده هم خشک.از بالا تا پایین...تو از رو نمیری؟آقا خودتو نچسبون به من.به کی بگم که دست از سر من ور داری؟اگه تا الان به یه گیاه اینقدر تیکه مینداختم فسیل میشد!!تو چیی؟
که گفتی حالت خوب میشه ها؟؟؟!می خوای ثابت کنم مریضی تو صد درجه از من بدتره؟آدمی که یه صفحه ی آچار بهش فحش بدی،بعدش بگه حالم خوبه،اون رو باید بیمارستان روانی بستری کرد.
اینا رو ول کن،چرا نمیگی از صادق چه خبری داری؟این بشر اصلا جواب نمیده!!اگه مرده به منم بگین براش یه حمد و قل هو الله احد الله الصمد لم یلد ولم ... بخونم.آقا هر کی ازش خبر داره بگه.یه گوسفندی هست اسمش صادق حسین زادست.چند وقته از گله رفته بیرون.چوپان که خواب باشه،بعضی از گوسفندا قاطی گله های دیگه میشن.نمیدونم شایدم تشکیل گله داده:-)
آقای حسین زاده،خیلی بده به آدم بگن گوسفند،صداش درد نیاد.یه چیزی بگو بابا.مثل این مسعود که اینقدر فک میزنه،یه نطقی بکن.البته من خودمم زیاد حرف میزنم.ولی بازدهی حرفای من کجا و بازدهی حرفای مسعود کجا؟بده خلاصه،از این کارا نکن.اگرم فوت کردی،یا مرحوم شدی،الفاتحه.
سلام به همه دوستان مخصوصا حمید عزیز
این شتریه که دم خونه هرکی میخوابه الانم روی من خوابیده.شتر سربازی رو میگم. فقط لامصب زانوشو گذاشته روی گُرْدَم... (اون حرکتارو گذاشتم واسه حمیدجان چون میدونم یک ساعت باخودش کلنجار میرفت تا بتونه درست بخونش)
افتادم ارتش 04بیرجند!!! آبشو که نمیشه خورد ولی خاکش خیلی گیراست... فک کنم همینجاهم دامادشم!!!! امیدوارم همتون سربازی بیافتین 04 بیرجند. یعنی پوست میکنن اینجا...
سلام
نوکرتم ابوالفضل جون.خوشحال شدم.ب هر حال سربازیه ک آدمو مرد میکنه.نگران نباش.انشالاه ترم چار همین ک تموم کردم میام پیشت.هوامو داشته باشی.شاید افتادیم جای هم.خدا رو چ دیدی.
حالا بعضیام می خوان داماد شن ولی آدرس نمیدن.اصلا مث اینکه سرنوشت ما با بیرجند گره خورده.چی میشد سرنوشت ما به پایتخت گره می خورد؟
خلاصه این شبا مارم دعا کنین دوستان.
دعا کنین ابوالفضل جونم به سلامتی سربازی رو تموم کنه
دعا کنین ایمانم داماد شه و دست از سر مجردی برداره.آقا چی می خوای از سر مجردی؟ول کن جون ما.برو قاطی مرغا:-)
راستی ابول جون گفتی همونجا میمونی!!نکنه خبراییه؟؟!!!:-);-);-)
سلام به همه دوستان مخصوصا حمید عزیز
این شتریه که دم خونه هرکی میخوابه الانم روی من خوابیده.شتر سربازی رو میگم. فقط لامصب زانوشو گذاشته روی گُرْدَم... (اون حرکتارو گذاشتم واسه حمیدجان چون میدونم یک ساعت باخودش کلنجار میرفت تا بتونه درست بخونش)
افتادم ارتش 04بیرجند!!! آبشو که نمیشه خورد ولی خاکش خیلی گیراست... فک کنم همینجاهم دامادشم!!!! امیدوارم همتون سربازی بیافتین 04 بیرجند. یعنی پوست میکنن اینجا...
--
هنوز کجاشو دیدین.ما ک چیزی نگفتیم.ولی بازم اگه ناراحت شدین ببخشید.این فحشایی هم ک میدیم بیشتر به آقای سالاریه.تقریبا نود و نه درصدش.واقعا نمونه ی یک بیرجندی سرتا پا خفن می باشد.نمونه خارجی هم نداره
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به Computer89_Gha...@googlegroups.com ارسال کنید.

سلامی دوباره به همه دوستان
فک کنم سوء تفاهم شده شهر بیرجند خودش خیلی خوبه ولی سربازها ازش خاطره خوبی ندارن. آخه سه تا پادگان داره یکی از یکی وحشتناک تر... نیستین که ببینین واسه 3روز مرخصی گریه میکنن. مخصوصا متاهل ها واقعا بهشون سخت میگذره... خدارو شکر من هیچ دلبستگی به جایی و شخصی ندارم!!! (منظورم خانواده نیست)..
ممنون از خانوم اشرفی.. من گروهان 4 گردان 1 هستم... اگه میتونین سفارش کنید.. آموزشی که 20روز دیگه تموم میشه. امتیاز و تقسیمات مهمه که بعدش کجا بیافتم..
ممنون از همه دوستان. موفق باشید
یاد بگیر آقای سالاری.شنیدم ابوالفضل اومده خونتون ازت سر بزنه.آیفونو زده،برداشتی گفتی کیه؟
گفته منم ابولی.بعدش زود گفتی اشتباه اومدین،ما اینجا مسعود سالاری نداریم
خیلی سنگدلی.آبروی بیرجندیا رو بردی