داستان کشیش و پطروس
روزی کشیشی در کلیسا مشغول عبادت بود که جوانی وارد کلیسا شد و نزد او آمد. جوان با ناراحتی گفت: پدر، خدا مرا ببخشد من دیشب گناه بزرگی مرتکب شدهام. پدر شروع به موعظه کرد و از بخشایش پروردگار گفت سپس به آن جوان گفت: چه کردی که اکنون برای بخشش اینجا آمدهای؟
جوان جواب داد: دیشب با دوستان در حال میگساری بودیم هنگامی که از خود بیخود شدیم در مستی دوستمان پطروس را از کون کردیم! پدر گفت: گناه بزرگی انجام دادهاید اما خدا شما را میبخشد اگر به صندوق کلیسا 200 دلار کمک کنید. جوان 200 دلار پرداخت و خارج شد. ساعتی بعد جوان دیگری وارد شد و این داستان را تکرار کرد او هم از دوستان پطروس بود و 200 دلار بابت گناهش پرداخت. ساعتی بعد نیز جوانی دیگر!! هنگام غروب درصندوق کلیسا 1400 دلار پول از گناه شب قبل جمع شده بود.
هنگامی که کشیش میخواست از کلیسا خارج شود جوانی با عجله خود را به او رسانید و به کشیش گفت: پدر میتوانم با شما صحبت کنم؟
کشیش بیمعطلی گفت: پسرم تو هم به پطروس تجاوز کردهای؟
جوان گفت نه! من خود پطروس هستم.
کشیش گفت: پس حتما برای توبه آمدهای؟
پطروس گفت: نه، فقط از شما سوالی دارم!! میخواستم بپرسم که در کجای کتاب مقدس نوشته شده که اگر من کون دادم، پولش را شما باید بگیرید.