مسابقه برای کم کردن ارزش پول؟
من قصد پیشبینی آینده دلارو یورو و طلا را ندارم و نمیخواهم توصیه خرید
یا فروش آنها را بکنم ولی بد نیست به نکات زیر در مورد دلار، یورو و طلا
توجه کنیم وخصوصا رابطه پیشرفت تکنولوژی و مواد خام در آخر مقاله را در
نظر بگیریم.
دلار: مدتیست که که بانک مرکزی آمریکا سعی میکند نرخ بهره را پائین نگه
دارد تا به اقتصاد آمریکا رونق ببخشد و بانکها را به وام دادن تشویق
کند. برای اینکار از حدود سال 2007 بطور مرتب پول به بازار تزریق کرده
است. در اوائل این دوره چون بانکها به پس گرفتن وامهایشان اطمینان
زیادی نداشتند از وام دادن (بطور نسبی) خودداری کردند. وام ندادن بانکها
باعث شد که با وجود تزریق زیاد پول، حجم نقدینگی خیلی بالا نرود. انتظار
میرود که وقتی که رونق اقتصادی به آمریکا برگردد و بانکها با اطمینان
خاطر شروع به وام دادن بکنند، حجم نقدینگی با سرعت زیادی بالا برود.
البته بانک مرکزی آمریکا گفته است که قادر خواهد بود با بالا بردن نرخ
بهره و ابزارهای دیگر، نقدینگی اضافی را از بازار جمع کند و جلوی تورم
غیر قابل کنترل را بگیرد. این در حالیست که بسیاری از مفسران فکر میکنند
که بانک مرکزی آمریکا نخواهد توانست با سرعت کافی نقدینگی اضافه را از
بازار جمع کند و نتیجتا تورم در آمریکا با نرخ بالا در آینده نزدیک
اجتناب ناپذیر است. هر چند من شخصا معتقد هستم بانک مرکزی آمریکا فرصت
زیادی داشته تا ابزارهای مالی جدید خود را آزمایش کند و احتمالا خواهد
توانست از عهده جمع کردن نقدینگی به موقع از بازار برآید. در مورد وضعیت
اقتصادی، تجربه نشان داده که قابلیت جابجائی نیروی کار، مهاجرت متخصصین،
روحیه خودساختگی، مالیات کمتر و عدم علاقه به مداخلات دولتی در امور کسب
و کار، اقتصاد آمریکا را نسبت به اروپا و ژاپن انعطاف پذیرتر میکند و
احتمالا با فشار موجود برای کم کردن بودجه دولتی و پائین آمدن مالیات ها،
شاهد تظاهراتی از قبیل یونان نخواهیم بود. بخوانید رونق اقتصادی آمریکا
زودتر صورت خواهد گرفت و برای جمع کردن نقدینگی بهره ها بالا خواهد رفت
و تقاضا برای دلار زیاد خواهد شد.
یورو: ما همین چند وقت پیش شاهد بحران پولی یونان و ایرلند به علت کسری
بودجه آنها و عدم توانائیشان در گرفتن وام های جدید بودیم که نهایتا
اروپا مجبور شد از ذخیره مخصوص کمکی خود استفاده کند و پول در اختیار این
دو دولت بگذارد. الان هم بازار سرمایه بسیار نگران کشور پرتغال است که
این نگرانی را میتوان براحتی از دو برابر بودن نرخ بهره وام به پرتغال در
مقایسه با وام به آلمان مشاهده کرد. هم اکنون صحبت از بالا بردن ذخیره
کمکی اروپا در میان است که نشانه نگرانیهای بیشتر در عدم توانائیهای دولت
های مذکور و دیگر دولت ها در کم کردن کسری بودجه خود و عدم اعتماد بازار
سرمایه به ارائه وام به این دولتهاست. همچنین نگرانی زیادی در عدم
توانائی اسپانیا و ایتالیا در کنترل کسری بودجه خود و توانائی در گرفتن
وامهای جدید وجود دارد. هم اکنون هم نگرانی هائی در مورد بازگشت وام
هائی که بانکهای فرانسوی به یونان داده اند وجود دارد. البته باید گفت
که اقتصاد اسپانیا در اندازه ایست که ذخیره کمکی اروپا کفایت نخواهد کرد
و احتمالا آلمان و فرانسه هم حاضر نخواهند شد که با بستن مالیات بیشتر به
مردم خود به کمک اسپانیا بیایند، تا چه برسد به این که به کمک ایتالیا
بیایند که در اقتصاد اروپا حجم بزرگی را اشغال میکند. برای خروج اروپا
از بحران مالی فعلی، همفکری و تعامل بین کشورهائ اروپائی لازم است، در
حالی که از نظر فرهنگی و اخلاقیات بسیار با هم متفاوت هستند. علاوه بر
این کلا اروپائی ها به نقش دولت بسیار اهمیت میدهند و انتظار دارند که
دولت ها مستقیما مشکلات مردم را حل کنند. این مسئله باعث میشود که
مالیات ها بیشتر باشد و کسب و کار ها از انعطاف کمتری برخوردار باشند.
بخوانید رونق اقتصادی اروپا با تاخیر صورت خواهد گرفت، و تقاضا برای یورو
زیادتر نخواهد شد.
طلا: مدتهاست که اقتصاددانان و سرمایه گذارانی همچون "وارِن بافِت" به
طلا با دید تحقیر نگاه میکنند و سرمایه گذاری در طلا را در بهترین شرایط
معادل پول زیر متکا و بدون استفاده گذاشتن میدانند. شاید هم که اینطور
باشد ولی قبل از آنکه طلاهای خود را بفروشید این سئوال ها را از خود
بکنید:
آیا برای پول نقد خود، چه به ریال، چه به دلار و یا یورو فکر بهتری
دارید؟
الان مرتب صحبت ار این میشود که بانک مرکزی چین در حال خرید طلاست و مردم
خود را تشویق میکند که مقداری از سرمایه خود را بصورت طلا نگهداری کنند.
مسلما چین نگران کم ارزش شدن دلارهای هنگفت خود است که به صورت یک
تریلیون دلار اوراق قرضه آمریکا و در مجموع حدود سه تریلیون دلاراست.
سیستم پولی آمریکا میتواند ارزش دلار را پائین بیاورد تا هم اثرات کسری
بودجه خود را کم کند و هم قابلیت رقابت صادراتی بهتری داشته باشد..
در سالهای 1980 ارزش واقعی هر اونس طلا با در نظر گرفتن تورم چیزی حدود
2300 دلار بوده است ( 850 دلار در سال 1981). البته باید بگویم که بعد
از آنکه دولتها تصمیم گرفتند که ارزش پول خود را شناور کنند و ارزش پول
کاغذی را از طلا جدا کردند، طلا به شدت سقوط کرد. امروزه میزان دادوستد
در دنیا به حدی بالاست که فعلا نمیتوان به دوره قابلیت جایگزینی پول
کاغذی با طلا بازگشت. بنظر میرسد علت بالا رفتن قیمت طلا در سالهای اخیر
به خاطر نگرانی مردم از بی ارزش شدن پولهای کاغذی و عدم اطمینان برای
سرمایه گذاری در شرکتها و نداشتن آلترناتیو بهتربوده باشد. این را در
نظر داشته باشید که در دوران شکوفائی اقتصادی آمریکا و جهان در سالهای
1995 تا 2000، قیمت طلا در هر اونس حدود 250$ بود. بنابراین میتوان
انتظار داشت که با شروع مجدد پیشرفت اقتصادی، قیمت طلا سیر نزولی خود را
شروع کند. هر چند که میتوان انتظار پائین آمدن قیمت طلا از سقف 1800 دلار
را داشت، ولی تا وقتی از خروج اروپا از بحران اطمینان حاصل نکرده اید
برای به کلی کنار گذاشتن طلا عجله نکنید.
رایطه پیشرفت تکنولوژی، هند، چین و مواد خام
چیزی که با اطمینان خاطر میتوان گفت اینست که پیشرفتهای تکنولوژیک باعث
ارزان شدن شدید قیمت ارتباطات و دسترسی مردم در کشورهای فقیرتر به دانش و
خواستن زندگی بهتر شده است. در عین حال خواستن زندگی بهتر به معنی مصرف
بیشتر با الگوهای مصرف کشورهای صنعتی شده است. مصرف بیشتر یعنی تقاضای
بیشتر برای اتوموبیل های بیشتر، خانه های بزرگتر، اسباب های لوکس تر،
مواد غدائی متنوع تر و غیره. همه اینها به معنی تقاضای بیشتر برای مواد
خام است. با صنعتی شدن چین و هند که در اثر پیشرفت های تکنولوژی خصوصا
در زمینه ارتباطات به وجود امده و با محدود بودن منابع قابل دسترس، باید
منتظر بالا رفتن قیمت واقعی مواد خام باشیم. با توجه به نگرانی های چین
از پائین آمدن ارزش دلار و عدم توانائی در جذب دلارهای صادراتی در صنایع
داخلی، احتمالا سعی در خرید هر جه بیشتر منابع مواد خام در کشورهای جهان
سوم خواهد کرد. چین با توان هدایت سه تریلیون دلار رزرو به سوی منابع
خام میتواند در نوسان قیمت های مواد خام بسیار اثر گذار باشد و به همین
دلیل مجبور است خرید های خود را با دقت و با تمنینه انجام بدهد. از طرف
دیگر بالا رفتن قیمت مواد خام به گرانتر شدن هزینه های شرکتهائی که
ورودیشان مواد خام است منجر میشود از قبیل اتوموبیل سازی ها، لوازم خانگی
و غیره. من شخصا اعتقاد دارم که آینده متعلق به شرکتهای پیشرفته
تکنولوژی خواهد بود، چون از یک طرف به قیمت مواد خام وابسته نیستند، و از
طرف دیگر با بالا رفتن قیمت مواد خام، تقاضا برای بهبود بهره وری بالا
میرود که فقط شرکتهای تکنولوژی پیشرفته از عهده جواب این تقاضا بر می
آیند.
مرتضی بینا
Mortez...@Alumni.Rice.Edu