گزارش جلسه نمایش و نقد فیلم "من سام هستم" ( I Am Sam)
جلسه نمایش و تحلیل فیلم من سام هستم با حضور جمعی از اعضاء بهسرا، شرکت کنندگان محترم و همچنین دو نفر از مدعوین گرامی برگزار گردید. نقد تخصصی فیلم از دو دیدگاه مختلف توسط سرکار خانم جانپولاد، مدیر و دبیر با سابقه و دلسوز بازنشسته آموزش و پرورش و جناب آقای زرین، فیلمساز و بازیگر ارزشمند تئاتر و سینمای کشور صورت گرفت.
فیلم من سام هستم، ملودرامی عاشقانه از دیاری نه چندان دور و با زبان مشترک انسان ها است ...
این فیلم سراسر از عشق حرف می زند؛ از درد مشترک و نیز آرمان مشترک نژاد بشر. از گمشده ای که بشر امروز در هر کجا به دنبال آن است، اما در هیاهو و شلوغی دوران هر چه بیشتر می گردد، کمتر می یابد و دوباره حیران و درمانده به سرمنزل اول می رسد.
فیلم را از این نقطه نظر می توان ضربه عطفی در همراهی و ملازمت حتمی و دائمی عقل و عشق دانست؛ در جایی که عقل از پس حل مسائل و دغدغه های بشر برنمی آید، نیروی با عظمت عشق فرا می رسد و ورای تمام قوانین و محدودیت ها چنان آرامشی به ارمغان می آورد که وصف ناپذیر است.
در این فیلم شاهد روابط زیبا و عاشقانه پدر و دختر هستیم و از ابتدای فیلم، وارد زندگی ساده و پرمهر آنها می شویم؛ پدری با تفاوت در نگاه و باور، که دنیای سرد و بی رحم امروز آن را ناتوانی ذهنی (!) می خواند. پدری که با قوانین و هنجارهای خشک و بی عاطفه زمانه اش غریبه است و بر اساس باور های خودش زندگی می کند، اما به یک اصل معتقد است : به هیچکس آزار نرسان ! تاکید ظریف و به جای کارگردان بر این موضوع که اختلاف چندانی میان ما و سام نیست، را در جای جای فیلم می بینیم.
بحث بر سر تفاوت هاست، حد و مرزها اعداد و ارقامی هستند قراردادی که انسانها وضع کرده و خود را در دام آن قرار داده اند. موضوعی که فیلمساز به درستی قصد بیان آن را دارد، این است که اتفاقا این افراد که ما آنها را عقب افتاده می نامیم، خصوصیات برتر و والاتری دارند، نظیر مسئولیت پذیری و نظم و شفقت و همینطور عواطف پاک و عمیق. ارزش هایی که در دنیای امروز رو به فراموشی است ...
بر اساس نظرات جناب آقای زرین، از فیلمسازان و بازیگران فعال تئاتر، در اکثر سکانس های فیلم شاهد فضاهایی سرد و بی روح عمدتا با نورپردازی آبی رنگ هستیم که نماد بی رحمی و منطق خشک دنیای مدرن است. افرادی با قومیت های مختلف و از نژادهای گوناگون که هر کدام سرگرم روزمرگی تکراری خود هستند و هیچیک قادر به درک دنیای سام نیستند، بی تفاوت از کنار او می گذرند و در هیاهوی بی عاطفگی گم می شوند. دنیای سام و دخترش اما، سرشار از شادی و فانتزی و رنگ و نور و عشق است؛ همه جا نمادی از رنگ قرمز و سبز می بینیم که بیانگر عشق و زندگی و امید است.
آقای زرین با ریزبینی و دقت مثال زدنی خود، صحنه هایی از فیلم را که مطرح کننده قدرت عشق در روابط انسان ها دارد، جمع آوری کرده و به مخاطبان نشان دادند؛ که بسیار مورد توجه آنان قرار گرفت.
لوسی دختر بچه قصه، کودکی شاد و دوست داشتنی است که جامعه صنعتی امروز در نخستین روزهای زندگی اش مادر، منبع عشق و محبت را از او می گیرد، و پدر را می بینیم که در شلوغی شهر تنها یک راه در جلویش می بیند : دخترت را به دوش بگیر و بزرگ کن. سام علیرغم تمام محدودیت ها و موانع، از بن بست های عقلانیت عبور کرده و دخترش را با تمام توان پرورش می دهد؛ دختری مهربان و با عاطفه، و البته باهوش! و حالا با ورود به مدرسه، جامعه سرد و سخت با تمام قوانین جدی اش سعی در جدا کردن او از پدر و سپردنش به والدینی عاقل دارد.
سوالی که در پایان ذهن بیننده را به خود مشغول می کند این است که برای رشد روانی یک کودک عشق والدین مهمتر است یا تدبیرشان، در مسیری که باید یکی از آنها را برگزید. که البته کارگردان فیلم با ظرافت در نهایت مسیری را روشن می کند که سم بتواند با حمایت دیگران این مسوولیت سخت را به پیش ببرد.
سرکار خانم جانپولاد، ضمن اشاره به نقش و جایگاه ویژه پدر در پرورش فرزندان، خاطرنشان کردند که عشق و محبت تاثیری بی مانند در رشد کودکان دارد که هرگز نباید از آن غافل شد. صحبت های خانم جانپولاد از جنس زندگی و برای مخاطبان بسیار دلنشین بود.
در این فیلم به درستی و با ظرافت تمام شاهد فراز و فرود و امید و ناامیدی در زندگی سام هستیم ؛ داستان همیشگی ترس و امید، موفقیت و شکست .... آنجا که قاب کج دوربین حکایت از فروپاشی سام و درد ناشی از جدا کردن دختر و پدر دارد، و در سکانس بعد شاهد تلاش دوباره و چندباره او برای رسیدن به هدف و ادامه دادن راهش هستیم. در نهایت در سکانس پایانی فیلم، دختر و پدر را در زمین سبز فوتبال می بینیم، آنجا که در نمادی سبز از زندگی، پدر و دختر به دور هم و به دور مدار سبز زمین می گردند و به دنیای ما و ضعف ها و ناتوانی های ما می خندند !
با پایان یافتن فیلم، سخن زیبای گاندی عمیقا در ذهنمان جان می گیرد :
تنها عشق پیروز می شود و باقی می ماند ....
به امید شکوفایی جوانه های عشق و محبت...
((ما شایسته داشتن روان و ایرانی سالم هستیم))
باشگاه همگانی سلامت روان آتیه