درود به بهسراييان ارجمند
در قسمتهای قبلی با طرح واره، نحوه ی شکل گیری ، سبکهای مقابله ای و نحوه ی تداوم طرح واره ها تا دوران بزرگسالی و تاثیراتی را که در آینده ی زندگی فرد می گذارند، كه توسط سركار خانم راضيه موچان گردآوري شده بود، آشنا شدید. در قسمت پاياني از اين مبحث می خواهیم با هجده طرح واره ناسازگار اولیه که توسط یانگ و همکارانش در پژوهشهای علمی شناخته شده اند، آشنا شويم.
پنج حوزه ی طرح واره های ناسازگار اولیه
حوزه ی بریدگی و طرد
این انتظار می رود که نیازهای فرد به امنیت, سلامت, ثبات, حمایت, همدلی, پذیرش و احترام به شیوه ای باثبات ارضا نخواهد شد. پویایی های معمول در خانواده ی چنین افرادی شامل سردی, طرد, مضایقه, انزوا, تندخویی, غیرقابل پیش بینی بودن, یا بدرفتاری از جانب دیگران است. طرح واره های ناسازگار اولیه مرتبط با این حوزه عبارتند از:
1. رهاشدگی/ بی ثباتی: بی ثباتی یا بی اعتمادی ادراک شده درباره ی حمایت شخصی در دوران کودکی. برای مثال والدین کودک را به حال خود رها می کنند، از او غفلت می کنند، کودک مکررا گم می شود، و کودک در محیط خانواده ثبات و امنیتی احساس نمی کند.
2. بی اعتمادی/ بدرفتاری: انتظار اینکه دیگران به فرد ضربه بزنند, بدرفتاری کنند, فرد را تحقیر کنند, دروغ بگویند, دغل کار و سود جو باشند. برای مثال محیط خانواده میدان جنگ باشد و پدر و مادر مرتب در حال بحث و جنگ و جدال، دیگران به هر نحوی(جسمی، جنسی، عاطفی) از کودک سوء استفاده کنندو...
3. محرومیت هیجانی: انتظار اینکه نیاز به حمایت هیجانی فرد ارضا نخواهد شد. و کودک از عشق و محبت و حمایت و راهنمایی والدین خود محروم باشد. به عبارتی کودک دوست داشته نشود. و در آغوش گرفته نشود.
4. نقص/ شرم: احساس اینکه فرد در برخی جنبه های مهم ناقص, به درد نخور, حقیر, معیوب یا بی ارزش است. برای مثال مرتب ایراد گرفتن والدین از کودک، باعث می شود عزت نفس کودک آسیب ببیند. والدین می بایست کودک خود را بی قید و شرط دوست بدارند. و اگر کودک رفتار ناشایستی انجام داد، رفتار کودک را مورد انتقاد قرار دهند. نه خود کودک را، به این عمل جداسازی خود از رفتار می گویند.
5. انزوای اجتماعی/
بیگانگی: احساس اینکه فرد متفاوت از دیگران بوده و از هرگونه گروه اجتماعی جدا افتاده
است. برای مثال کودکانی که در دوران کودکی از هر لحاظ با هم سن و سالهای خود
متفاوت هستند. در دوران بزرگسالی افرادی منزوی و گوشه گیر می شوند و در جمع های
شلوغ پیدایشان نمی شود.
حوزه ی خودگردانی و عملکرد مختل
فرد اعتقاد راسخ دارد که نمی تواند به طور مستقل به وظیفه خود عمل کند یا در هر حال, نمی تواند موفق ظاهر شود و همین امر منجر به احساس نابسندگی در وی می شود. پویایی های متعارف در خانواده ی چنین افرادی شامل حمایت افراطی والدین, گرفتاری و شکست در فعالیت مستقل است. تمامی این عوامل منجر به کاهش اعتماد به نفس فرد می شود.
طرح واره های ناسازگار اولیه مرتبط با این حوزه عبارتند از:
6. وابستگی/ بی کفایتی: ناتوانی در انجام توانمندانه وظایف بدون یاری طلبی افراطی از طرف دیگران. برای مثال والدین نمی گذارند و اجازه نمی دهند کودک هیچ کاری را به تنهایی انجام دهد و حمایت بیش از حد از کودک به عمل می آورند. به عبارتی کودک را در پر قو بزرگ می کنند.
7. حساسیت, آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری: ترس افراطی از اینکه فاجعه ای در راه است. برای مثال ممکن است برای کودک در دوران کودکی حوادث ناگوار مثل تصادف، بیماری و ... پیش بیاید. یا در خانواده، یکی از اعضای خانواده همیشه بیمار باشد.
8. خویشتن تحول نیافته/ گرفتار: درگیری شدی هیجانی که به قیمت عدم رشد شخصی تمام می شود. والدین اجازه نمی دهند کودک از نظر شخصیتی رشد کند. و این فرد در دوران بزرگسالی فرد وابسته ای می شود گویی که خودش هیچ هویت مستقلی ندارد و هویت او همچون ستاره ی دنباله ای داری در امتداد هویت والدینش است.
9. شکست: باور به
اینکه فرد محکوم به شکست است یا تقدیرش چنین است که شکست بخورد. چنین فردی باور
دارد که همیشه شکست می خورد و در هیچ کاری موفق نمی شود. برای مثال در دوران کودکی
کودک بابت نمره ی 19 سرزنش می شده، و تشویق نم یشده. چنین رفتاری باعث می شود طرح
واره ی شکست در ذهن کودک شکل بگیرد. لازمه ی موفقیت های بزرگ، تشویق موفقیت های
کوچک کودک است.
حوزه ی محدودیت های مختل
این حوزه در اصل به توصیف افرادی می پردازد که در تعیین مرزهای درونی, عملکرد مسئولانه, یا فعالیت منسجم برای دستیابی به اهداف بلند مدت ضعف و ناتوانی نشان می دهند. پویایی های متعارف اولیه در خانواده این افراد شامل آسان گیری, ارضا افراطی نیازها, و نبود مرزبندی است.
طرح واره های ناسازگار اولیه مرتبط با این حوزه عبارتند از:
10. استحقاق/ بزرگ منشی: این باور که فرد برتر از دیگران است و باید از حقوق خاصی برخوردار باشد. برای مثال والدین نیازهای کودک را بیش از حد ارضا کرده اند. و کودک هرچه، هر زمان خواسته برایش فراهم شده.
11. خویشتن داری/ خود
انظباطی ناکافی: اشکال در کنترل تکانه. برای مثال کودک مجبور نیست که هیچ محدودیتی
را بپذیرد، کودک نمی تواند برای ارضای نیازهایش صبر کند. و بسیار شلخته و نامرتب
است و هیچ گونه نظم و انضباطی را رعایت نمی کند.
حوزه ی دیگر جهت مندی
این حوزه حاکی از تاکید افراطی بر روی ارضای نیازهای دیگران به جای نیازهای خود فرد است. این کار به منظور به دست آوردن عشق و تایید, حفظ ارتباط هیجانی, یا اجتناب از انتقام و تلافی صورت می گیرد. پویایی های اولیه خانواده این افراد مبتنی بر پذیرش مشروط است. پذیرش مشروط: مثلا مادر به کودک خود می گوید اگر فلان کار را انجام دهی من تو را دوست دارم. در حالیکه تربیت فرزند می بایست مبتنی بر پذیرش غیر مشروط باشد.
طرح واره های ناسازگار اولیه مرتبط با این حوزه عبارتند از:
12. اطاعت: تسلیم شدن افراطی در برابر دیگران به منظور اجتناب از خشم, انتقام یا طرد. برای مثال در دوران کودکی والد یا والدین تسلط و کنترل بیش از حد بر کودک اعمال می کنند و کودک را مجبور می کنند که از خواسته های آنان تبعیت کند. چنین فردی در دوران بزرگسالی به خاطر ترس درونی از دیگران اطاعت بی چون و چرا می کند.
13. پذیرش جویی/ جلب توجه: تاکید بیش از حد بر جلب توجه یا پذیرش از جانب دیگران. فرد برای اینکه مورد تایید و پذیرش قرار بگیرد تقریبا هر کاری را انجام می دهد. این افراد تاکید بیش از حد بر ظاهر، موقعیت اجتماعی و ثروت اندوزی دارند.
14. ایثار: تمرکز افراطی
و خودخواسته بر ارضای نیازهای اطرافیان به بهای ارضا نشدن نیازهای خود فرد. این
افراد مرتبا به دیگران سرویس می دهند و خودشان را نادیده می گیرند. تحمل درد و رنج
و ناراحتی دیگران را ندارند و با درد دیگران درد می کشند.
حوزه ی گوش به زنگی بیش از حد و بازداری
این حوزه حاکی از تاکید افراطی بر بازداری یا واپس زنی احساسات, تکانه ها و انتخاب های خودانگیخته فرد یا برآورده ساختن قواعد و انتظارات درونی و انعطاف ناپذیر درباره عملکرد و رفتار اخلاقی است که اغلب منجر به از دست دادن شادی, آرامش خاطر, ابراز وجود, روابط نزدیک, یا سلامتی می شود. پویایی های متعارف اولیه در خانواده چنین افرادی شامل والدگری سخت گیرانه, پرتوقع, تنبیه گر و خشکه مقدس است.
طرح واره های ناسازگار اولیه مرتبط با این حوزه عبارتند از:
15. بازداری هیجانی: بازداری از ابراز هیجان معمولا به خاطر عدم تایید یا از دست دادن کنترل. این افراد هیجان های طبیعی انسانی مثل شادی، غم و... را بی ارزش جلوه می دهند و احساسات را انکار می کنند. در دوران کودکی والدین مدام به آنها گوشزد کرده اند قوی باش، ضعیف نباش، مرد که گریه نمی کنه و یا دختر که قه قه نمی زند.
16. تنبیه: این باور که افراد باید به خاطر اشتباهاتشان به سختی تنبیه شوند که همین امر منجر به خشم می شود. و در برخی موارد نیز این حس تنبیه را نسبت به خود دارند. برای مثال در دوران کودکی والدین کودک را به خاطر کوچکترین اشتباهات تنبیه می کردند، لازم به ذکر است تنبیه لزوما فیزیکی نمی باشد، گاهی حتی یک نگاه غضب آلود والدین تنبیه سختی برای کودک است. چنین افرادی در دوران بزرگسالی مدام خود و دیگران را تنبیه می کنند. این افراد رحم و بخشش ندارند.
17. منفی گرایی/ بدبینی: بدبینی فراگیر در همه جنبه های زندگی و بی ارزش سازی جنبه های مثبت آن. این افراد مدام نگرانند که اتفاق بدی بیفتد، و سعی می کنند با فکر کردن به حوادث منفی جلوی اتفاق افتادن آن را بگیرند و به نوعی آن را کنترل کنند. به این کار جادوی نگرانی می گویند. اما این افکار منفی گرایانه دردی از آنها دوا نمی کند و سوید به حالشان ندارد.
18. معیارهای سرسختانه: باور به بی نقص بودن در تمام اوقات, که معمولا به خاطر اجتناب از عیب جویی است. فرد از خوش انتظار دارد همیشه و همه جا بهترین باشد و کامل و بی عیب و نقص باشد. در دوران کودکی والدین از کودک انتظار داشتند همیشه بهترین باشد. معمولا این افراد روی خوش زندگی را نمی بینند. چون مدام در پی دست یافتن به کمال دست نیافتنی هستند.
منبع:
کتاب طرح واره درمانی برای استرس شغلی، مارتین آر.بامبر، ترجمه دکتر حسن حمیدپور، نشر ارجمند
((ما شايسته داشتن روان و ايراني سالم هستيم))
باشگاه همگاني سلامت روان آتيه