دانشجویان و دوستان گرامی کارگاه:
خانم رستگار گرامی و آقایان یونسی و محمدی عزیز.
و باقی کسانی که احیاناً می خواهند قراری بگذارند.
من امیدوار بودم که امروز یکشنبه دانشکده باشم و در خدمتتان باشم.
خوب اوضاع و احوال شهر ما عجیب است و همه جا تعطیل شده.
مشکل اینجا است که دوشنبه صبح، یکی از دانشجویان دکتری در همان بخش،
حدود ساعت 10 تا 11 و یا 11 تا 12 سمینار دارد.
و چون من مشاورش هستم موظفم که در آن جلسه باشم.
پس نمی توانم روز دوشنبه درست و حسابی به کارگاه خودمان بیایم.
برنامه را می توان به این نحو تنظیم کرد که حدود 9 به کارگاه بیایم و تا 10 یا 11 با هر که آن زمان بود گفتگو کنم،
بعد در سمینار شرکت کنم و بعدازظهر دوباره به کارگاه بیایم و باقی قضایا.
فکر می کنم سه شنبه هم حسابی گرفتار کارهای معمول دانشکده باشم.
پس خوب است همان دوشنبه، این طرف و آن طرف سمینار جلسات کورکسیون را برگذار کنیم.
اما اگر بخواهیم باز قراری بگذاریم،
این هفته، تنها چهارشنبه باقی می ماند.
از دوستانی که می خواهند دوشنبه با من کار کنند،
خواهشمندم به عرایضم توجه کنند
فعلاً چون بر اساس این ساسلۀ گفتگو، فضل تقدم با خانم رستگار است،
می توانیم قرار را چنین تنظیم کنیم:
نه تا ده، جلسه با خانم رستگار
ده تا یازده و یا شاید یازده تا دوازده، جلسه با آقای یونسی
و احتمالاً 1:30 تا 2:30 با آقای محمدی
اگر رأی و نظر دگیری دارید، لطفا بگویید.
در ضمن آرزو می کنم ریه هایتان سالم بماند.
من نمی دانم اصلاً با این نحو زندگی که در تهران می کنیم،
اصلا تدریس و آموزش و تأمل دربارۀ معماری کار درستی است؟
فکر می کنم دست آخر حق با مهندس احمدی نکته بین باشد،
که می گوید معماری را فروگذارید و بروید به کشاورزی بپردازید.
ما باید روزی همت کنیم و شیوۀ زندگی مان را عوض کنیم.
دچار تن آسایی شده ایم و مشکلاتمان را رها کرده ایم
و منتظریم که شاید معجزه ای از جایی برسد.
سالها است در این خوش خیالی خام و سخیف مانده ایم.
خداوند ما را ببخشاید