Fwd: دانشگاه شریف

31 views
Skip to first unread message

marziyeh akbarinejad

unread,
Oct 31, 2011, 1:03:52 PM10/31/11
to basirat88
ساتید اسرائیلی در دانشگاه شریف


[image: دانشگاه
شریف]<http://www.farhangnews.ir/site/DeskTopModules/NewsAgency/ShowImage.aspx?Id=25624>چندی
پیش عکس رییس دانشکده‌ی فیزیک دانشگاه شریف در کنار یکی از شاگردانش که
کشف حجاب کرده بود، در سایت‌های خبری منتشر شد؛ عکسی که توسط خود ریاست
دانشکده‌ی فیزیک در سایت دانشگاه به مدت چهار سال قرار داده شده بود.


.
خبرنامه دانشجویان ایران: اقدامات رییس دانشکده‌ی فیزیک دانشگاه شریف تنها به
این یک مورد محدود نمی‌شود و شرایط دانشکده به گونه‌ای است که حتی تراس‌های
دانشکده تبدیل به پاتوق شده تا جایی که دختران و پسران در این محیط گاهی به
صورت مختلط پاسور بازی می‌کنند یا به رقص و پایکوبی می‌پردازند!

ادعای علمی بودن این اساتید و فخر فروشی آنان به دانشجویان درحالی است که این
افراد از لحاظ علمی هم بسیار ناکارآمد بوده و فقط به این علت که از موقعیت خوب
دانشگاه شریف و افراد نخبه‌ای که به این دانشگاه وارد می‌شوند استفاده
می‌کنند، موقعیت خود را حفظ کرده‌اند.

گفته می شود مشی این افراد به جای قدردانی از دانشجویان، تحقیر آنان است و جو
را به صورتی سامان داده‌اند که یک دانشجو در حالت عادی تشویق می‌شود که برای
ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته و دیگر برنگردد.

اساتید این دانشکده از لحاظ مذهبی هم تقیدات را رعایت نمی‌کنند. تماس دست
استاد با دانشجوی دختر در کلاس، مطرح کردن حرف‌های نامناسب (مثل شراب‌خواری و
کیفیت فیزیکی شراب به عنوان مثال درسی) و روزه‌خواری در جلوی دانشجویان از این
موارد است.

پارچه‌های سیاه عزاداری ماه محرم هم معمولاً با اصطکاک و به صورت محدود در
محیط دانشکده نصب می‌شود. محیط دانشکده و کتابخانه را طوری طراحی می‌کنند که
به صورت اختلاط بیشتر باشد و اگر کسی اعتراضی کند انگار به اجرای یک پدیده به
صورت عادی اعتراض داشته است.

در سال‌های گذشته کتابخانه‌ی دانشکده‌ی فیزیک به صورت محیطی مجزا بود ولی یکی
از اقدامات رییس جدید دانشکده‌ی فیزیک، آقای وحید کریمی پور، این است که
کتابخانه که قبلاً به صورت مجزا بود (میز و صندلی‌های دختران و پسران در دو
طرف مجزای کتابخانه بود)، را به صورت مختلط و میزهای یکسان قرار داده است که
دانشجویان دختر و پسر به صورت مختلط اطراف این میزها می‌نشینند و گاهی محیط
کتابخانه به صورت پاتوق درمی‌آید.

یکی دیگر از اقدامات رییس جدید این است که تراس‌های دانشکده را به روی پسران و
دختران بازگشایی کرده و گاهی دختران و پسران دانشکده در کمال وقاحت روی
تراس‌ها پاسور بازی می‌کنند و کسی هم اعتراضی نمی‌کند.
دکتر رسول صدیقی از امضا کنندگان نامه‌ی نگین جام زهر دوم در کسوت نماینده‌ی
مجلس ششم بود و یا دکتر اعظم ایرجی‌زاد که در سال 2006 میلادی در یک کنفرانس
علمی در جزیره‌ی مالت شرکت می‌کند که هدف از آن به رسمیت شناختن اسراییل در
بین کشورهای خاورمیانه بوده است و یا دکتر رضا منصوری که در سال 1365 دبیر
اجرایی کنفراسی در فلسطین اشغالی می‌شود و حتی آگهی آن را در دانشکده نصب
می‌کند، که با اطلاع رییس دانشگاه با پادرمیانی رییس وقت سازمان انرژی اتمی و
سپردن تعهدی مبنی بر پشیمانی به سر کار برمی‌گردد؛‌ همچنان در دانشکده فیرزیک
دانشگاه شریف مشغول به کار هستند.

[image: دانشگاه شریف] <http://www.unp.ir/>

رفتار این اساتید به حدی است که صراحتاً در سر کلاس‌های درس و جمع‌های علمی
کشور را به تمسخر می‌گیرند چه اینکه به عنوان چند مثال خاص بارها دکتر فرهاد
اردلان در جلسات عمومی به سران کشوری توهین کرده است یا اسلامی کردن
دانشگاه‌ها را زیر سؤال برده است.

چند سال پیش عده‌ای از دانشجویان بسیجی به مناسبت روز معلم به دکتر کریمی‌پور
کتابی از انتشارات بسیج دانشجویی با عنوان «نشت نشا» را تقدیم می‌کنند و وی
جلوی همه‌ی دانشجویان دانشجویان بسیجی را به تمسخر می‌گیرد.

گفتنی است دو ماه پیش معاونت فرهنگی دانشگاه عکس امام و رهبری را برای نصب در
مکان مناسبی در محیط دانشکده فرستادند؛ ولی وی زیر بار نرفته و اجازه‌ی نصب آن
را نداده است؛ حتی عکس شهدا به بهانه مکدر شدن روحیه دانشجویان! جمع آوری شده
است.

در ایام فتنه هم تعدادی از این افراد با دست بند سبز در دانشگاه ظاهر می‌شدند
تا جاییکه دکتر اردلان با وجود ادعای عدم سیاسی‌کاری در محیط دانشکده (که با
این دلیل واهی آقای دکتر گلشنی را به دلیل نصب عکس امام و رهبری زیر سؤال برده
بود) در ایام فتنه در برخی سمینارها با دست‌بند سبز حاضر می‌شد.

به عنوان نمونه‌ای دیگر می‌توان به آقای دکتر مصفا اشاره کرد که در ایام فتنه
با دستبند سبز در دانشکده حاضر می‌شد یا به عنوان نمونه‌ی دیگر آقای دکتر
جعفری از اساتید تازه جذب شده که در دانشگاه صنعتی اصفهان در ایام فتنه به
خاطر اقدامات تندروانه توبیخ شده است.

این در حالی است که حتی پس از نماز جمعه تاریخی 29 خرداد و تاکید رهبر انقلاب
بر حل و فصل عاقلانه قضایا و در ایام پس از انتخابات و مخصوصاً در 25 بهمن سال
گذشته دانشجویان از سوی این اساتید به شورش تشویق می‌کردند.

دکتر کریمی‌پور در صفحه‌ی فیس‌بوک شخصی خود برای شرکت در تجمع غیرقانونی 25
بهمن فراخوان داده بود و سپس در حمایت از دانشجویان خاطی به مسؤولان دانشگاه
به دلیل مجازات آن‌ها اعتراض نمود. وی همچنین در مقاله‌ای که در سایت احمد
شیرزاد منتشر شد، به طور تلویحی نظام را به ترور دکتر علی‌محمدی متهم کرد.

آمار بالای خودکشی در دانشکده فیزیک دانشگاه شریف در حالی است که مسئولین به
جای پاسخگویی در برابر این پدیده دانشجویان و مشکلات شخصی آن‌ها را به عنوان
عامل قضیه مطرح می‌کنند در حالی که اگر جو با نشاط و علمی و امیدوارانه‌ای در
دانشکده حاکم بود، اکنون شاهد چنین وضعیتی نبودیم. حتی یکی از خودکشی کنندگان
در نامه‌ای که از او به جا ماند، صراحتاً وضعیت نامناسب علمی دانشکده را به
عنوان عامل خودکشی مطرح کرده بود.

گفتنی است در طی نه ماه از اردیبهشت 89 تا اسفند 89 سه خودکشی در دانشکده‌ی
فیزیک شریف صورت گرفته است که از حد متوسط خودکشی در دانشگاه شریف بسیار
بالاتر است.

از طرف دیگر در جذب نیروهای جدید هیأت علمی هم سیاسی بازی و نفع پرستی به وفور
دیده می‌شود. اساتید ارزشی و مستقل نمی‌توانند به حلقه بسته هیأت علمی راه
پیدا کنند حتی اگر همه توان‌مندی‌های علمی را داشته باشند.

مکرراً مشاهده شده است که اساتیدی که توانایی‌های علمی غیرقابل انکاری
داشته‌اند حذف شده‌اند و اساتیدی که توانایی علمی چندانی ندارند ولی به لحاظ
سیاسی و شخصیتی مورد تأیید اساتید قبلی هستند وارد می‌شوند.

اساتید جدید معمولاً افرادی هستند که علی رغم نداشتن روحیه مستقل و مذهبی به
علت حضور چند ساله در خارج از کشور (کعبه‌ی آمالشان) معمولاً روحیاتی غیربومی
دارند و دانشجویان را به سمت لاقیدیِ مذهبی و ملی سوق می‌دهند.

برای لیست اساتیدی که به دلایل واهی از دانشکده حذف شدند می‌توان از دکتر مهدی
سعادت، دکتر مهدی خاکیان، دکتر محمدرضا ابوالحسنی اشاره کرد. حتی با وجود
مخالفت اکثر دانشجویان دانشکده با اخراج دکتر سعادت وی از دانشکده اخراج شد.

در سال 1374 مسئولین سکولار این دانشکده به شدت برای حدف دکتر گلشنی نیز تلاش
کردند که با انتخاب وی به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی این موضوع منتفی
شد. البته پس از آن دکتر گلشنی هرگز در جلسات شورای دانشکده شرکت نکرد.

در مورد اساتید مستقل نیز می‌توان به دکتر خرمی، یکی از شاخص‌ترین فیزیکدانان
ایران که پس از سه ترم در دانشکده او را تبدیل وضعیت ندادند و به همین دلیل از
دانشکده رفت و دکتر پرویزی اشاره نمود.
به عنوان نمونه می‌توان به یکی از اساتید دانشکده، دکتر لاله‌ی معمارزاده
اشاره کرد که اخیراً عکس بی‌حجاب او در کنار استادش دکتر کریمی‌پور را روی
سایت دانشگاه قرار داده بودند.
[image: دانشگاه شریف 1]

پذیرش دانشجویان دکتری هم در کمال بی مسئولیتی صورت می‌گیرد در این دانشکده هر
سال حدود 20 دانشجوی دکتری پذیرش می‌شود در حالی که نه تنها موضوع خاصی به
عنوان زمینه تز آن‌ها در نظر گرفته نشده بلکه حتی معلوم نیست با چه کسی قرار
است کار کنند.

جالب است با این توجیه که استاد و دانشجو باید از سازگاری و علاقه به یکدیگر
مطمئن شوند این جماعت را که به صورت فله‌ای پذیرش شده‌اند در طول چند سال، آن
هم با منت، مثل سیب زمینی جدا می‌کنند و در ادامه با عوض کردن جای شاکی و متهم
با متهم کردن درصد قابل توجه بلاتکلیف مانده به کم کاری و بی‌انگیزگی و همچنین
معرفی آن‌ها به تحصیلات تکمیلی به عنوان عنصر کم‌کار زمینه فشار را بر روی
آن‌ها را دو چندان می‌کنند؛ تا آن‌ها برای جلوگیری از ادامه تضییع حقوق خود به
گدایی عواطف و برانگیختن ترحم برای جلب حمایت روی آورند! جالب اینجاست که در
صورت تقاضای دانشجوی بلاتکلیف برای انتخاب استاد از خارج دانشگاه با این توجیه
مضحک که «اگر می‌خواستی با فلانی کار کنی چرا آمدی دانشگاه شریف»! وی را ملامت
می‌کنند؛ در حالی که این جواب وقتی می‌تواند مطرح باشد که مسئولین به وظایف
ابتدایی خود در فراهم کردن استاد با موضوع تحقیقاتی کوتاهی نکرده باشند. خلاصه
مسئله بلاتکلیفی درصد بالایی از دانشجویان دکتری در چند سال اول دوره! و تشدید
فشارها بر آن‌ها در دانشکده یک معضل همیشگی است.

reyhane hoseyni

unread,
Nov 1, 2011, 10:53:46 PM11/1/11
to basi...@googlegroups.com
سلام.
اینا فقط تو دانشکده فیزیک اتفاق افتاده ؟
نمیتونند کسی جلوی خراب کاری هاشون رو بگیرند ؟؟
مگه کسی نیست که موافق اینا نباشه و بتونه کاری کنه؟

malihe rabiee

unread,
Nov 2, 2011, 3:46:04 AM11/2/11
to basi...@googlegroups.com
من واقعا با این ایمیل مشکل دارم،حداقل از لحاظ علمی نمی تونم این چیزایی که اینجا گفته شده باور کنم،چون اساتید ما همیشه برای شریف از لحاظ علمی حساب  جدا باز می کردند،اساتید ما هم که همیشه ما رو به شریف رفتن توصیه می کردند آدم های ارزشی ای هستند!   

2011/10/31 marziyeh akbarinejad <m.akbar...@gmail.com>

marziyeh akbarinejad

unread,
Nov 2, 2011, 8:40:32 AM11/2/11
to basi...@googlegroups.com
ولی خودت که دیدی عکساشون هست دیگه منم از کسی که با اکثریتشون برخورد
داشته میگفت که واقعا مشخصه که اون افراد پایه اعتقادی درستی ندارن

reyhane hoseyni

unread,
Nov 2, 2011, 3:20:58 PM11/2/11
to basi...@googlegroups.com
خب یعنی چی؟
باور کردن این خیلی آسونه و خیلی ناراحت کننده.
دانشگاه تاپ ما اینه پس بقیه کجای کارند؟
متاسفم برای خودم و برای همه دانشجویان و اساتید.
که ....

2011/11/2 marziyeh akbarinejad <m.akbar...@gmail.com>

malihe rabiee

unread,
Nov 3, 2011, 3:53:10 AM11/3/11
to basi...@googlegroups.com
نه مرضیه جان منظور من از لحاظ اعتقادی نبود،متاسفانه انگار از لحاظ اعتقادی اوضاع اصلا خوب نیست،منظورم از نظر علمیه که توی این ایمیل زیر سوال رفته،و با چیزی که ما شنیده بودیم مغایره،البته مقصر اصلی خود امثال ما هستیم،به جای اینکه اونا رو منزوی کنیم خودمون منزوی شدیم،به قول معصومه میدان دادیم جولان می دن

2011/11/2 reyhane hoseyni <r.reyh...@gmail.com>
4F4.gif

marziyeh akbarinejad

unread,
Nov 3, 2011, 8:43:40 AM11/3/11
to basi...@googlegroups.com
سلام ففط جهت اطلاعات بیشتر این یکی متن رو هم که روزنامه کیهان منتشر کرده رو می ذارم.

دردنامه يك دانشجوي نخبه فيزيك دانشگاه شريف
«دانشكده فيزيك دانشگاه شريف» يا «پارتي هاي لاس وگاس»؟!


چندي پيش خبري مبني بر حضور اساتيد اسرائيلي در دانشكده فيزيك دانشگاه شريف منتشر شد اما كسي فكر نمي كرد ماجرا عميق تر از آني باشد كه در رسانه ها منتشر شد.
به گزارش فارس در اين نامه آمده است: باز هم يك سال تحصيلي خسته كننده در دانشكده فيزيك دانشگاه شريف شروع شده است. هر سالي كه مي گذرد احساس مي كنم يك سال ديگر از عمرم تلف رفته است. من روزگاري عاشق و شيفته فيزيك بودم و در اعماق خيالاتم تصور مي كردم كه از فيزيك هم مي توان به خدا رسيد، ولي با حال و روزي كه حالا دارم احساس مي كنم كه مصداق خسرالدنيا و الآخره شده ام. به خدا رسيدنم هيچ، آن قدر ميل و احساسم نسبت به علم كشته شده كه فقط مي خواهم مدركم را بگيرم و خلاص.
روزي كه مي خواستم انتخاب رشته كنم تصميم گرفته بودم كه بهترين دانشكده فيزيك ايران را انتخاب كنم و بنابراين فيزيك شريف را انتخاب كردم. اسامي اساتيدي را شنيده بودم كه در فيزيك ايران حرف اول را مي زنند و تصور مي كردم هر كدام از آنها براي من پنجره اي به سوي حقيقت جهان هستي شوند. ولي حالا كه اينجا آمده ام مي بينم كه اينجا حقيقت هستي معناي ديگري دارد! تمام تلاش ها در اينجا به اين معطوف شده كه جهان را در يك چارچوب خشك و مكانيكي تعبير كنيم كه در آن خدا معنايي ندارد.
بارها و بارها تا به حال به فكر خودكشي هاي هم كلاسي هايم افتاده ام و هر روز ترس از خودكشي مجدد يكي از آن ها، سراسر وجودم را مي لرزاند. شوخي كه نيست! در دنيايي كه خودكشي يك دانشجوي نخبه دانشگاهي، رئيس دانشگاه را مستعفي مي كند و وزير را بركنار مي كند، اينجا در دانشكده فيزيك دانشگاه صنعتي شريف سه خودكشي در كمتر از 9 ماه صورت مي گيرد و آب از آب تكان نمي خورد!
مسؤولان دانشكده حتي حاضر نمي شوند به اين خاطر، نگاه منتقدانه اي به درون گروه بيندازند، چه برسد به اينكه خداي ناكرده، زبانم لال، از روي خالي نبودن عريضه يك استعفاي صوري كنند!
مسئولان دانشگاه هم كه مانند يك ناظر كلاسيك كه مشاهداتش هيچ تأثيري در سيستم ندارد(بر خلاف ناظر كوانتومي)، كناري نشسته و فقط به اين سيستم فشل نگاه مي كنند!
حالا زياد تعجب نمي كنم اگر ببينم دختران معصوم هم كلاسي ام با هفت قلم آرايش، محيط كلاس را با پارتي هاي لاس وگاس اشتباه گرفته اند؛ چرا كه استاد آنها خانمي است كه در جمع مردان اجنبي آخرين پرچم بي اعتقادي را با كشف حجاب بالا برده است و راحت تر از خيلي نخبه هاي ديگر كه براي خدمت به مملكت خود، عطاي آمريكا و اروپا را به لقايش بخشيده اند، عضو هيئت علمي اينجا مي شود. شايد هم حق دارد؛ چون او حاضر است با رئيس دانشكده در مهماني هاي ... شركت كند و با او عكس بي حجاب بگيرد! و يا اينكه يكي ديگر از اساتيد آنها كسي است كه به تازگي در خبري در مورد او - كه هرگز تكذيب نشد - فاش شد كه در زماني كه وزوايي ها در مقابل توپ و تانك هاي اسرائيلي صدام ايستاده بودند و براي مملكت مي جنگيدند، مسؤوليت دبير اجرايي يك كنفرانس در اسرائيل را قبول كرده است!
البته بايد اعتراف كنم كه براي برخي از دوستانم اين محيط علاوه بر آنكه كسالت آور و نااميدكننده نيست، بسيار جذاب و لذت بخش است. آن ها كارهايي را كه هرگز در محيط دبيرستان جرأت انجام آن را نداشته اند، به راحتي اينجا انجام مي دهند و نه هول و هراسي دارند و نه شرم و حيايي! آخر از ابتدا هدفشان چيز ديگري بوده است. ايدئولوژي ندارند كه حريمي برايشان ايجاد كند كه از شكسته شدن آن زجر بكشند. اصلاً با اسرائيل مشكلي ندارند كه با برگزاري كنفرانس در آن مشكل داشته باشند. اگر مهلتي بيابند مي روند كارنامه انگليسي كه به راحتي با مبلغي حدود هزار تومان در اينجا برايشان صادر مي شود را گرفته و مي روند به سرزمين آمال و آرزوهايشان، ينگه دنيا!
تجربه سال ها تحصيل در شريف، به ما ثابت كرده است كه مديراني كه نگران از دست دادن مناصب فعلي خويش هستند، حتي اگر به ظاهر اشخاص متديني هم باشند، نمي توانند تغييري در اين وضعيت ايجاد كنند و امروز هم كه ظاهراً دور، دور عدالت و مبارزه با فساد است، اين ضايعات دانشگاهي بر طرف نخواهد گرديد، تا شايد وقتي ديگر...!
به ياد اخراج 80 نفر از استادان دانشگاه هاي آمريكا مي افتم كه جرمشان فقط قبول نكردن نظريه تكامل داروين است و اين در حالي است كه ما اينجا اساتيدي داريم كه نظريه كه هيچ، دين و وجود خدا را زير سؤال مي برند و توهين به ارزش ها هم مي كنند و از دانشجويان هم دعوت به اغتشاش مي كنند و با شاگردان بي حجاب دختر در مهماني هم شركت مي كنند و از هفت دولت هم آزاد هستند و در عين حال در سر كلاس، ايران را سركوبگر و آمريكا را دولت آزادي معرفي مي كنند! به خدا ما از وزير علوم انتظار تصفيه اساتيد غير ولايي و اسلامي كردن دانشگاه و تفكيك جنسيتي و متمركز كردن كنكور دكتري و ... را نداريم، اينها همه پيشكش؛ فقط دلمان به حال هم كلاسي ها و شايد فردا براي خودمان مي سوزد كه بعد از نزديك به دو دهه تحصيل با پول بيت المال، تحت خفقان پوچ گرايي در دانشكده فيزيك دانشگاه شريف، خودكشي را تنها راه فرار از اين گوانتاناموي خوش رنگ و لعاب ببينيم!
اي كاش مي شد دوباره با اين تجربيات به چند سال پيش برمي گشتم. مطمئناً ديگر اين راه را نمي رفتم. حالا تصميم گرفته ام كه ديگر ادامه تحصيل ندهم. اگر پشت پاچال بازار كار مي كردم، آن قدر افسوس روزهاي از دست رفته و شور و شوق فرو خفته ام را نمي خوردم. شايد اين جزاي غرور بي دليلم باشد، آن روزهايي كه پدر پيرم را اصلاً به حساب نمي آوردم و او را فردي بي سواد
مي دانستم كه تا ششم بيشتر درس نخوانده است. ولي امروز به او غبطه مي خورم چرا كه بايد بعد از چند سال دوباره همان كار او را آرزو كنم؛ با اين تفاوت كه نگاه هاي شماتت بار مردم به يك
فارغ التحصيل بي انگيزه دانشگاه صنعتي شريف را نيز بايد تحمل كنم.
اما سوز اين زخم جان گداز، آن طور نيست كه بتوان آرام گرفت. من به ازاي تمام سال هاي عمرم و به ازاي تمام عمر بشريت، از كساني كه از كليد علم، فقط براي بستن درهاي معرفت استفاده مي كنند و براي پرتاب دانشجويان با اخلاق نخبه به دره الحاد، رخت استادي به تن كرده اند، بيزاري مي جويم. در ستمي كه در اين دانشكده بر علم و دين رفته است و خود شاهد بخشي از آن بوده ام مرثيه سرايي
كم ترين كاري است كه مي توانم بكنم.

اینم از منبعش: http://www.kayhannews.ir/900719/12.htm#other1205

Ali khaleghi

unread,
Nov 4, 2011, 6:42:42 AM11/4/11
to basi...@googlegroups.com
با سلام خدمت دوستان عزیز بصیرت
خوشحالم که مباحث قشنگ و دوست داشتنی تون رو می خونم
واقعا دلم برای این نقادی ها و مباحثاتتون تنگ شده بود
ارادتمند شما

در ۳ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۶:۱۳، marziyeh akbarinejad <m.akbar...@gmail.com> نوشته:

malihe rabiee

unread,
Nov 4, 2011, 6:49:35 AM11/4/11
to basi...@googlegroups.com
سلام آقای دکتر خالقی
این ایمیل و این نامه واقعا بچه های فیزیک رو نا امید کرده،تا قبل از این نامه من و دوستم مطمئن بودیم که نباید به این چیزها اهمیت بدیم و صحنه رو خالی کنیم اما الان فقط حسابی سر در گم شدیم.

2011/11/4 Ali khaleghi <khale...@gmail.com>

marziyeh akbarinejad

unread,
Nov 4, 2011, 8:57:30 AM11/4/11
to basi...@googlegroups.com

راستش رو بخوای ملیحه  جوون من بعد از اولین جواب تو از فرستادن این ایمیل پشیمون شدم. چرا که ترسیدم که شما ها انگیزتون رو از دست بدید. ولی به نظر من درسته که اونجوری که بوش میاد جو دانشگاه شریف به هم ریخته و برای امثال ما جالب نیست ولی از نظر من امثال شما ها باید سعی کنن که وارد این جو بشن تا نشون داده بشه که شریف فقط مختص این افراد نیست اگه کمکم کسایی مثل شماها وارد این دانشگاه بشن ان شاالله جو برمی گرده. شماها برین نهایتا سختیش رو تحمل کنید ولی عرصه رو واسه یه تعداد دیگه اونجا باز می کنید. هم خیر دنیا پشتشه هم آخرت D:

fateme mokhberyan

unread,
Nov 4, 2011, 1:25:34 PM11/4/11
to basi...@googlegroups.com
سلام بچه ها منم مثل دکتر خوشحالم از این که این حرفا اینجا داره زده میشه
من نظرم اینه که تفکیک دین از علم مثل یک غده سرطانی داره همه جا رو
میگیره که به نظرم شریف سردمدارش شده
ولی واقعا باید چه کار کرد؟
اصلا شریف رو ول کنید راجع به این اعتقاد چه کار میشه کرد؟
که از اساتید ما باید 30 یا 40 درصد خدا رو منکر بشن بقیه هم اگر به خدا
اعتقاد دارن ولی نه نظام رو قبول دارن نه ولایتی میفهمن فقط حرفشون اینه
که برید درس بخونید تا مثل خارجی ها شیم
این حرفا رو و این که این کشور جای پیشرفت نداره و باید برید و ما
بدبختیمو از این حرفارو من نه از دهن کافر به خدا که از زبان اساتید به
قول ما ارزشی که بلاخره خداو پیغمبری میشناسن شنیدم
الان قضیه ما شده این ضربالمثل که میگن به مرگ بگیر تا به تب راضی شه شدیم
ولی این وظیفه ما رو سنگین تر میکنه و این رو اثبات میکنه که خود ما کم
گذاشتیم و باید جبرانش کنیم
بچه های ارزشی به معنای واقعی یعنی کسایی که اعتقاد به نظام اسلامی و
ولایت دارند یه جایی کم گذاشتن و کنار کشیدن که امروز به این بدبختی
رسیدیم
ولی خیلی دلم میخواد راه حل بدید
اصلا این رو هم قبول ندارم که فقط شریف مشکل ما هم که اونجا نیستیم پس
کاری از دستمون بر نمیاد
این مشکل همه جاییه و ما هم دانشجوییم و وظیفه داریم
التماس دعا

hr

unread,
Nov 4, 2011, 2:29:35 PM11/4/11
to basi...@googlegroups.com
خود قرآن داره بیان می کنه که باطل روي باطل خودش بیشتر اصرار مي کنه تا شماها روی حق خودتون
بابا مشکل شريف و استاد و دانشگاه نيست که
مگه این اساتيد از کجا ميان؟ از کره ماه؟
جان من دور و بر خودتون رو یک نگاه کنید چه قدر آدم معتقد ميبينيد، حالا ولايي بماند
وقتی دين طوري تعریف میشه که منحصر ميشه به موقع حرف زدن به نامحرم موزاييک بشموریم و موقع نماز خوندن يک خط خودکار اگر روی دستمون بود بریم اسید بريزیم تا پاک بشه و ... مطمئن باشيد قضیه همينه که هست
مشکل از همين بچه مذهبی هاي مدعي مذهبه که ... خدا ايشالله هممون رو شفا بده
وقتي من مذهبي ميبینم اون مذهبی که خيلی کارا از دستش بر میاد داره به اسم مذهب گند میزنه به هر چی مذهبه و هیچ بني بشری هم روی این کره خاکی حریفش نمیشه، به اولين چیزي که شک مي کنم همین دین و مذهب
بعد ميرم با همين اعتقادایي که شماها داريد درس مي خونم میشم دکتر مملکت
بعد ميبينم چطور همين مذهبي ها دارن حقمو می خورن و به ... متهمم می کنند (خودتون که خبر داريد) بعد می گم می خوام صد سال سیاه نه مذهبي باشم نه ولایی
 
تنها راه حل: تورو خدا جو مذهبي بودن نگیرتتون، اگرم گرفت واقعا معتقد باشید و روی اعتقادتون بمونید
مي ترسم از روزي که هممون عین همينايی که داریم ازشون انتقاد می کنيم بشيم
 

Ali khaleghi

unread,
Nov 5, 2011, 2:11:24 PM11/5/11
to basi...@googlegroups.com
سلام
چرا ناامید بشید بچه ها؟
امام(ره) می فرمودند اگه همه این مردم بگویند درود بر خمینی یا برعکسش (مرگ) تاثیر نخواهم پذیرفت!!
بچه ها هدفتون رو با اینجور خط کش ها نسنجید
واقعا این خط کشها مقیاس ها رو خوب نشون نمیدن
سعی کنید خودتون رو از حیث علمی و اعتقادی و جسمی تقویت کنید و چشم به ندای ولی فقیه باشید که راه رو ایشون ترسیم می کنند.
انگشت اشاره آقا الان رو به کدوم سمته؟
بچه ها کرسی ها رو راه بندازید دیر میشه ها... اونطرفی ها برای اسفندماه برنامه دارند ها حواستون رو جمع کنید.

برادر کوچیک و خاک پای همه شما
خالقی
90/08/14
ساعت 21:41


در ۴ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۴:۱۹، malihe rabiee <m.rab...@gmail.com> نوشته:

hr

unread,
Nov 5, 2011, 2:24:06 PM11/5/11
to basi...@googlegroups.com
دلتون خوشه آقای خالقی
بيايد ببینید چه اوضاعیه اینجا
خيلي خراب تر از اونیه که ماها فکرشو می کردیم
هدف کيلو چند؟
اصلا کو هدف؟
خدا خیر بده ولي فقيهمون رو اما خداییش بدجوری تنهاست
البته دم اونطرفي ها گرم
چقدر رو عقيدشون پايبندن

marziyeh akbarinejad

unread,
Nov 5, 2011, 4:22:45 PM11/5/11
to basi...@googlegroups.com
 سلام
از نظر من مشکل اساسی بچه مذهبیا اینه که به جای اینکه رو عقاید مشترکشون مانور بدن، مسائل کوچیک رو که توش اختلاف دارن نشونه می رن  و به خاطرش زیرآب هم رو می زنن! تا ما نتونیم این روحیه همکاری رو تو خودمون ایجاد کنیم، اوضاع همینیه که هست بدتر نشه بهترم نمیشه!
آقا خالقی شما می گید کرسی برگزار کنیم! شرمنده ولی دلتون خوشه دوستان تو این چند ترم گذشته خیلی واسه این کار تلاش کردن جلسه گذاشتن و از این جور کارا آخرش چی شد یه کرسی برگزار شد که ..... اگه نشریه مون رو می خوندید خانم کالیوه اوضاع کرسی رو خوب توضیح داده بود!
مسئول قبلی کرسی ها که فکر کنم فارق التحصیل شده منم این چند وقت که از کسی چیزی راجع به برگزاری کرسی دیگه ای نشنیدم.
فاطمه جون میگی راه حل: خوب بهترین راه حلش اینه که ما هم تلاش کنیم سنگرای خالی رو پر کنیم. فکر کنم خالی ترین سنگرم در حال حاضر سنگر علم و دانشه  گواه این مسئله هم اساتید گرامیمونه!
 
338.gif

malihe rabiee

unread,
Nov 6, 2011, 8:19:04 AM11/6/11
to basi...@googlegroups.com
سلام
استاد ما نا امید نیستیم،قصد خالی کردن جبهه رو هم نداریم،اگر اساتید دانشگاه شریف یا هر جای دیگه از نظر علمی همونایی باشن که ما شنیدیم،من شخصا کاری با عقایدشون ندارم و اگر بتونم رتبه اش رو بیارم حتما می رم شریف.
اما من یک دفاع هم از اساتیدمون کنم،به نظر من فاطمه و مرضیه یکمی بی انصافی کردن،ما اساتیدی داریم که به قول فاطمه خارجی ها رو می کوبونن تو سرمون.اما اساتید خوب وارزشی ای هم داریم که که خودشون و ما رو از هیچ کس کمتر نمی دونن و همیشه ما رو به تلاش کردن تشویق میکنند.

2011/11/5 marziyeh akbarinejad <m.akbar...@gmail.com>
338.gif

reyhane hoseyni

unread,
Nov 6, 2011, 9:10:59 AM11/6/11
to basi...@googlegroups.com
سلام.
یه نکته درباره بیشتره بچه مذهبیا به نظر من اینه که بیشتر حرف می زنند تا عمل کنند.
بیشتر شعار میدن به جای اینکه اجرا کنند.
اونقدر سر خودشون رو بر سر کارای جزیی مشغول کردند و دلشون خوشه که دارند انجام وظیفه می کنند و نمی دونند یا خودشون رو به ندانستن می زنند و از کارای بزرگ تر و مهم تر شونه خالی میکنند.
به نظر من اهمیت کرسی های آزاد اندیشی اصلا در دانشگاه مشخص نیست و اگر هم میخاد کرسی آزاد اندیشی برگزار بشه باید زمینه سازی بشه و با برنامه و درسترمون اجرا بشه نه آبکی...

به نظر من جایی که لطمه به فراگیری علم دانشجویان محسوب بشه نباشه بهتره..
 

2011/11/6 malihe rabiee <m.rab...@gmail.com>
338.gif

Ali khaleghi

unread,
Nov 6, 2011, 9:23:29 AM11/6/11
to basi...@googlegroups.com
سلام مجدد خدمت همه دوستان خوبم
چند نکته رو خدمتتون عرض کنم که به نظرم مهمه:
1- خانم اکبرنژاد به موضوع برگزاری کرسی ها اشاره کردند که من استنباطم از کلام ایشون این بود که ظاهرا خوب برگزار نشده یا خوب همراهی نشده باهشون.. اما بهر حال گویا راضی نبودند. البته این رو میشه به فال نیک گرفت که کار شروع شده هرچند مطلوب نبوده و نیاز به ممارست داره.
2- دیشب که با خانم رضایی (الان گویا مسئول بسیج خواهران هستند) صحبت می کردم. ایشون هم گله هایی داشت که در جای خودش قابل بررسی و بحث هست اما در نگاه کلی این دغدغه ها نشون دهنده اینه که این دانشگاه صنعتی قطعا در آینده آبستن تحولات زیادی است و انشاءالله طی چند سال آینده این موج در دانشگاه فراگیر خواهد شد و همه دانشجویان دانشگاه دغدغه مند خواهند شد.
3- خانم ربیعی اشاره خوبی داشتند و لازمه که همه دوستان تلاش مضاعف داشته باشند تا انشاءالله صعود به قله های رفیع پیشرفت رو جشن بگیرند... قبل از دانشگاه مقصد ، گام برداشتن به سمت پیشرفتو دستیابی به موفقیت اولویت داره و لازمه برای کسب موفقیت تلاش کنید. حالا شریف نشد برید در دانشگاه خواف یا زاهدان یا بوشهر یا سنندج منشاء خیر بشید بچه ها... اما اگر شریف یا پلی تکنیک بشه که قطعا بهتره و موثرتر (اما هر جا موثر باشید حتی یه روستای دور افتاده هم خوبه مهم نیت خیر شماست)
4- به نظرم کمی از فضای سیاه نمایی در عرصه بیرونی کم کنید (هرچند واقعیت داره) و تحلیل اینجور مسایل رو در جلسات مشترکتون انجام بدید و بحث کنید که هم با دنیای بیرون بیگانه نباشید هم خوب مسایل رو حلاجی کنید. ضمن اینکه به اولویتها هم توجه کنید بچه ها... لحظه ای که میخواید یه کامنت یا پیام بذارید حتما بررسی کنید آیا واقعا این مهمترین مساله ایست که الان لازمه طرح و بحث بشه راجع بهش .(مواظب باشید یهو نگید لابد موضوع مهمی بعدا اتفاق بیفته و کلا بدون موضوع بشید!!)
5- به نظر کمیته تبیین مواضع و کمیته محوریابی سخنان آقا در جمع دوستان هنوز تشکیل نشده و خلاء اون حس میشه... توصیه می کنم حتما این کار رو انجام بدید.

ارادتمند همه شما سربازان آقا امام زمان (عج) و زمینه سازان ظهور هستم
برادر کوچکتان - علی خالقی


در ۶ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۶:۴۹، malihe rabiee <m.rab...@gmail.com> نوشته:
338.gif

marziyeh akbarinejad

unread,
Nov 6, 2011, 11:37:55 AM11/6/11
to basi...@googlegroups.com
- سلام ملیحه جان من منظورم از اساتید، اساتید خودمون بود نه شما، رشته ما یه جوری که ایران توش تقریبا صفره واسه همین هر کسی از راه می رسه می کوبدش! یکدفعه یکی از اساتید ما داشت از یک تیپ افرادی دفاع می کرد که تیپهاشون از نظر غربی ها هم تعجب برانگیزه (بنا به گفته خودش!).
- من با خانم حسینی هم به شدت موافقم، خودم به شخصه اونقدری که حرف می زنم نمی تونم همش رو عملی کنم و حتی تنها یه بخش کوچیکش رو عملی می کنم.
- 98آقای خالقی شما می گید که "مواضع و کمیته محوریابی سخنان آقا در جمع دوستان هنوز تشکیل نشده " مشکل اینجاست که همون مباحثات کوچیکی هم که تو گروه بصیرت انجام می شد، جمع شده. آخرا من حتی صحبت های هر هفته آقا رو هم برای بچه ها می آوردم که بخونیم و سرش بحث کنیم ولی در کل دوستان به جلسه مباحثه علاقه نداشتن و اصولا جلسه نمی اومدن و تنها ترجیح می دادند که فقط کارای مربوط به نشریه رو انجام بدن واسه همینم برچیده شد.
 
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages