به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روان پزشک پرسيدم شما چطور
ميفهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟
روانپزشک گفت: ما
وان حمام را پر از آب ميکنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان
و يک سطل جلوى بيمار ميگذاريم و از او ميخواهيم که وان را خالى کند.
به نظر شما جواب چیه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
من گفتم: آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگ تر
است.
روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زير آب وان را بر ميدارد... شما
ميخواهيد تختتان کنار پنجره باشد؟
نتیجه گیری
:
1. راه حل هميشه در گزينه هاي پيشنهادي نيست.
2. در حل مشکل و در هنگام تصميم گيري هدفمان يادمان نرود . در حکايت فوق
هدف خالي کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پيشنهادي.
3. همه راه حل ها هميشه در تير رس نگاه نيست