بسم الله الرحمن الرحيم
سيده زنان عالم است.
هر گاه ك در محراب عبادت ايستاده نورش براي آسمانيان جلوه گري كرده است.
حوريه اي است درلباس انسان
به معرفي اصحاب كساء كه مي رسيم،او محور مي شود
...
هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها
...
صحبت از مهريه اش ك مي شود ب پدر مي گويد
:
اي رسول خدا،دختران مردم با مهريه هاي فراوان شوهر مي كنند،چه تفاوتي ميان من وآنهاست؟
از تو مي خواهم كه مهر مرا شفاعت از گنهكاران امت تو قرار دهد.[1]
شأن فاطمه سلام الله عليها بلندتر است از اينكه با سكه اي بالاتر رود يا پايين تر آيد
،
صديقه طاهره شأنش را در محراب عبادت مي جويد وعبوديت
...
شأن
....
همان نقطه اشتراكي كه موجب تفاوتهاي بسياري ميان سبك زندگي ما وامّ ابيها شده است
...
من شأنم را بهانه كرده ام براي بيشتر داشتن و حضرت همان را بهانه كرده براي نداشتن
...
چقدر من شبيه تو نيستم؟!
اين
روزها بيش از پيش به بازتعريف واژه شأن محتاجيم تا در سايه آن اندكي سبك
زندگي هايمان را سروسامان دهيم و از مسابقه تجمل برهانيم
...
مسابقه اي ك حتي مذهبي هاي مان با توجيهات عجيب وغريب گرفتار آن شده اند
.
در
جستجوي مختصري كه شفاهاً و اينترنتاً و لغتنامـتاً داشتم به اين جا رسيدم
كه در كنار معاني رايج شأن،معنايي وجود دارد كه معمولا ب آن پرداخته نمي
شود
.
شأن مساوي است با نيازمندي
...
با اين تعريف شآن مرا نيازمندي هاي من تعيين مي كند
.
برخي
نيازدارند ك يك زندگي مجلل و پر زرق و برق داشته باشند وبرخي نياز دارند
ك با دستگيري از يك نيازمند،خانه ابدي خود را آباد كنند..
تفاوت نيازها ،در تفاوت من هاست
...
نيازمندي هاي من
...
در اين چهارچوب ،زن مسلمان بالاتر است از آنچه امروز شاهد فراگير شدنش هستيم.
مهريه هاي سنگين، خودنمایی ها، جهيزيه هاي لوكس،جواهرات گران قيمت،عروسي هاي پر از اسراف
و
...
زن مسلمان ،شأنش را با نيازش هماهنگ مي كند
.
من،به شبيه فاطمه شدن بيشتر محتاجم تا داشتن هاي پرآشوب .
...
چقدر این روزها من به همنشيني فاطمه محتاجم و براي همنشيني ،تشابه لازم است..
علف هرز را اجازه نمي دهند كه با گل همنشين باشد .
در نهاد همه ما، پر از بذرهای گل های فاطمی است،این روزها، بهار نزدیک است، امید که
با بهار طبیعت، گل های فاطمی وجودمان را برویانیم...
امید که بذرهای مزرعه وجودمان را به دست باغبان مهربان،
فاطمه "سلام الله علیها" بسپاریم...
[1] درسنامه فاطمي،مجيد جعفر پور،ص71