ميلاد
يكي از ائمه بود. از سوپرماركت سر كوچه يك بسته شكلات (تافي معمولي) ساده
خريد و با روي خوش به هر اتاق مي رفت، در مي زد، لبخند مي زد و مي گفت امشب
تولد فلان امام است، بفرماييد شكلات، عيد شما مبارك، انشاءالله امام خودش
به شما كمك كند موفق باشيد. اغلب اتاق ها تعجب مي كردند كه يك دانشجويي در
خوابگاه شان پيداشده كه شاد و شنگول است، لباس زیبا پوشیده (بلوز دامن)، آرایش کرده، لبخند هم مي زند، شكلات هم پخش
مي كند. آنها هم لبخند مي زند و تشكر مي كردند. گويي شادي نيازمهم آنها بود در آن همه درگيري و مشغله ذهني.
در روايت آمده است: كسي كه
مؤمني را شاد كند تنها يك شخص را شاد نكرده بلكه ما اهل بيت(ع) را نيز شاد
كرده است و كسي كه ما را شاد كند، پيغمبر خدا(ص) را شاد كرده است.
پاداش كسي كه در اين دنيا برادر مؤمنش را شاد كند اين است كه در آخرت خداي متعال تاجي از نور بر سر او مي گذارد...
چند وقت بعد، دوباره مهمان همان خوابگاه شد. ميزبانش در اتاق چله زيارت
عاشورا گرفته بود. 40شب. چند همسايه را دعوت كرده بود، اما همواره تعداد
كمي مي آمدند و گاهي هيچ كس (البته به دلايل موجه: مثلا طول كشيدن كار
آزمايشگاه شان در دانشگاه، تحويل مقاله شان و...). حالا چاي زياد آمده بود.
كتري را از ميزبان گرفت،ر هر اتاق مي برد، با روي خوش سلام مي كرد و مي گفت بفرماييد امام حسين
برايتان هديه فرستاده اند، نذري چايي چله زيارت عاشوراي فلان اتاق است،
ليوان بياوريد برايتان بريزم. دانشجوها از ديدن چاي بسيار خوشحال مي شدند
گويي چاي در خوابگاه حكم نوشيدني طلايي است براي رفع خستگي و بخشيدن نيرو،
يك نوشيدني معجزه گر شادي بخش. چقدر خوب است كه فضاي خوابگاه و شادي اهالي اش ساده است:))
23- کار فرهنگی با کمک مادران شهدا:
استاد مي گفت: مادران شهدا را قبل از مرگشان دريابيد. اين ها الگوهاي عملي اسلام و انقلابند.
اين ها اهل حرف نيستند. مرد عمل اند. پاره هاي جگرشان را براي اسلام و انقلاب داده اند.

در هفته دفاع مقدس هر روز يك مادر شهيد را به دانشگاه يا خوابگاه يا مسجد محل دعوت نماييد.
مثلا اين هفته به جاي آنكه هر روز بعد نماز جماعت حاج آقا 10دقيقه صحبت كند، مادر شهيد دعوت شود.
به نظر خيلي وقت ها روي منبر حرف مي شنويم اما وقتي حرف از دهان كسي خارج شود كه خودش براي اسلام هزينه داده، شايد خيلي مؤثرتر باشد.
و نيز يك پيشنهاد ديگر :
در طول سال ، مادران شهدا را دعوت كنيم.
مثلا دوشنبه ها، هميشه مادران شهدا دعوت شوند.
مادران شهدا، مي توانند، همين خانواده شهداي نزديك خوابگاه يا دانشگاه باشند. اطلاعات آنها را از امام جماعت محل، كاسب هاي قديمي محل و... مي توان به دست آورد.
البته مي توان مادران شهداي دانشگاهي كه در آن درس مي خوانيم را دعوت كنيم.
حتي مي توان همسران جوان و يا مادران شهداي مدافع حرم را دعوت كرد. شهدايي كه در همين زمان ما و كنار ما بودند.
24- کتابخوان کردن خانم ها: چند فارغ التحصیل استان کرمان
می دیدیم خانم ها به تجملات و ... اهمیت می دهدند اما بي توجه به كتاب اند. بعضا در نوجوان ها خواندن
رمان هاي گاها مضر الكترونيكي حتي در مسجد در زمان اعتکاف را دیده بودیم. ما را به اين فكر انداخت كه
يك سري از كتابهايي كه در كتابخانه هايمان سالها خاك ميخورد با هماهنگي
مسئولان اعتكاف جهت مطالعه در مسجد بياوريم. در كنار اين هدف يك هدف اصلي
وجود داشت كه همان اشاعه و آشنا كردن نوجوانان و جوانان با كتاب هاي مفيد
بود.
خلاصه شروع به دسته بندي و جمع آوري كتابها كرديم كه به طور
ناباورانه ديديم در كتابخانه بنده و دو دوست مذهبی دیگرم بيش از
پانصد جلد كتاب مفيد مي باشد كه خود تاكنون اينگونه به آنها توجه نكرده
بوديم!
كتابها را با توجه به موضوع هاي گوناگون براي سه مسجد مختلف
دسته بندي و ليست كرديم كه شامل كتب تربيتي، رمان هاي مذهبي جوان، كتب
مخصوص كودكان، خاطرات شهدا كرمان و ساير كتب شهدا، كتابهاي شهيد مطهري و
..... مي شد با كمك هم اين كتابها را به مساجد بريم هر مسجد بيش
از صد و پنجاه كتاب در موضوعات مختلف.
مسجدي كه خود در آن معتكف
بودم برعهده خودم بود و مساجد ديگر توسط دوست دیگرم جهت
دادن امانت برده شد . خدا رو شكر در همه مساجد اقبال عمومي جهت گرفتن
كتابها خصوصا توسط قشر كودك و نوجوان بسيار خوب بود و حتي افراد بسياري به
ما مراجعه ميكردند كه كتابها را جهت بردن به خانه بعد از اعتكاف به امانت
بگيرند و گاها بچه ها در مورد محتوا كتابها در همان مراسم اعتكاف خصوصا
كتابهايي كه در مورد خاطرات شهدا بود با ما به بحث مي نشستند.
ولي
يكي از پيامدهاي بسيار مثبت در مسجد ما ارتباط يكي از خانمها با بنده بود.
اكنون كه بيش از چهار ماه از اعتكاف ميگذرد ايشان بيش از سي جلد كتاب را
به امانت برده اند و خود و دوستانشان به طور جمعي اين كتابها را مطالعه
كرده اند و حتي چندين جلد كتاب شهدا درخواست كردند كه برايشان خريداري شد و
از آنجايي كه حوزه بسيج محل قرار ما براي امانت بود كتابها هر دفعه كه
بازگردانده مي شد توسط بچهاي حوزه بسيج و افراد مراجعه كننده به امانت برده
مي شود و اكنون اين افراد خود كتابهايي كه دارند با يكديگر دست به دست مي
كنند كه خدارو شكر سنت خوبي در كتابخواني با همين افراد محدود ايجاد شد كه
قدم بسيار خوبي بود كه انشالله در آينده به طور وسيعتري پيگري شود . با
دعاي شما عزیزان*