بسم الله الرحمن الرحيم
37-كار تبليغي در خوابگاه:مجمتع مسكوني:
الف.
بسیجی هايي ديده ايد كه آدم با صفايي اند؟
به همسايه ها با روي خوش، بلند سلام مي كنند. در خوابگاه بچه هاي اتاق
هاي ديگر را به اتاق شان مهمان مي كنند. مهمان به چاي. مهمان به هرخوراكي
جديدي كه از شهرشان به خوابگاه آورده اند.
به نمازخانه خوابگاه وقتي وارد مي شوند، بلند به همه سلام مي كنند.
وقتي از نمازخانه مي روند، آرام به هركس كه از كنارش رد مي شوند، لبخند مي زنند و التماس دعا مي گويند.
وقتي غريبه اي را در حياط يا نمازخانه خوابگاه، غمگين مي بينند، كنارش مي روند، دستشان را روي شانه ي طرف مي گذارند و
يك شكلات در مي آورند و مي گويند، بفرماييد. ناراحت نباش. خدا بزرگ است.
بعد هم اگر ديدند طرف، حال حرف زدن ندارد، گير به او نمي دهند و دستي به
سرش مي كشند و گويند امروز بعد نماز برايت دعا خواهم كرد، تو هم بعد نمازت
براي من دعا كن (هرچند كه به قيافه طرف اصلا نخورد كه نمازخوان باشد). بعد
مي روند.
اگر هم
ديدند طرف حال حرف زدن دارد، به شوخي مي گويند: غصه نخور. بالاخره يا خودش
مي آيد يا نامه اش. تازه يك دوستم هم مي گفت: يا خودش مي آيد، يا نامه اش يا خبر
مرگش
.
همين
دوستي هاي ناخوانده، دوستي هاي درجه 1 خواهند شد. گاهي دل نااميدي را
اميدوار خواهد كرد. اميدي كه اجرش نزد خداست و آن را هرگز نمي توان به
شماره آورد .(1)
وقتي برايشان هم اتاقي جديد مي آيد، از او مي پرسند، چه چيزهايي تو را اذيت مي كند، بگو تا مراعات كنيم.
وقتي براي هم اتاقي شان، مهمان مي آيد، او را مثل مهمان خود مي دانند و براي اين مهمان هرچه خوراكي خوشمزه دارند مي آورند.
سفره
ي آنها هميشه مشتاق مهمان است. پيامك مي دهد به دوستان، كه بياييد امشب
دور هم شام بخوريم. اگر هم دوست داريد هركس شامش را بياوريد دور هم باشيم.
اتاق ها و سفره هاي با بركت : هر وقت غذا باشد و مهمان زياد، سوره قريش را به قابلمه فوت مي كند، غذا كلي زياد مي شود.
********************************************************
1. زهرا مي گفت كه يك خواهر بسیجی اين كار را برايش كرده است:
زهرا بعد نماز، در نمازخانه نشسته بوده. ناراحت و تنهای تنها. بسیجی
مي رود پيش او. مي گويد چرا ناراحتي؟ مي توانم كمكي بكنم؟ زهرا مي گويد:
در پايان نامه ام فلان مشكل را يافته ام (البته زهرا نمي گويد كه در آن برهه، هم
اتاقي هاي از خدا به دور دارد. نمي گويد كه در برهه اي است كه تحت تاثير
يكي از اساتيدش، خدا را كم كم دارد گم مي كند و در مورد خدا هزاران سوال بي
جواب دارد). بسیجی مي گويد، ناراحت نباش. درسي را پاس كرده ام كه جزوه اش
احتمالا كمكت مي تواند بكند. زهرا را مي آورد اتاق و يكي از جزوه هايش را
به زهرا مي دهد و مي گويد جزوه مهمي است اما فعلا لازمش ندارم. برو استفاده
كن. زهرا مانده بوده كه اين ديگر كيست كه آدم را نمي شناسد، او را اتاقش
مي آورد. او را مهمان مي كند. جزوه به او مي دهد و فقط مي گويد شماره ات را
بده كه در برگه امانت هايم بنويسم كه كدام جزوه به امانت رفته، اين ديگر
كيست؟
زهرا مي گفت: آن بسجي در شرايط روحي بدي سراغم
آمد. بدون آنكه من او را صدا بزنم. مودب و مهربان آمد. برايم خيلي كمك
كننده بود. خيلي. جزوه اش تا حدودي. اما روح مهربانش حتما آري.
(البته
من آن بسجي دوست زهرا را مي شناسم. مطمينم اگر جزوه يا كتاب مربوط به كار
زهرا را هم نداشت، سريع پبامك مي زد و از دوستاني در رشته هاي مربوط
بالاخره يك كمكي براي اين زهرا جور مي كرد).
ب.
پخش نذري به اتاق هاي همسايه:
هر بسجي چنانچه تمايل داشته باشد، به مناسبت ميلاد ائمه مي تواند يكي- دو
بسته شكلات (حدود 2000 تومان و حاوي تعداد زيادي شكلات) (يا در شهادت
ايشان، خرما) بخرد و به همسايگان
پخش كند. بدين ترتيب كه به در اتاق هاي همسايه برود، با روي خوش و لبخند،
سلام كند و بگويد امروز ميلاد فلان امام است. بفرماييد نذري.
مزاياي اين كار:
حدود30 شكلات، واسطه سلام و عليك و آشنايي 30
همسايه با يك بسجي مي شوند. حالا اگر 10 بسیجي، اين كار را بكند، مي شود
آشنايي بسیجی با 300 همسایه، مشكلات و محسنات آنها (مثلا بعضي سيگار مي كشند، بعضي نماز مي خوانند و ...) و
نيز بازتاب واكنش رفتاري و گفتاري آنها به اقدام شما و... شما را به شناخت بیشتر یاری می هد .
بعضي بسیجی ها اين كار را اجرا نموده اند. معتقدند اين كار:
حدود 30 دقيقه بيشتر وقت نمي گيرد.
زمينه ي سلام و عليك هاي بعدي با همسایگان را تسهيل مي كند.
ئر خوابگاه اگر باشد بايد
حدود 10 شب انجام گيرد تا اغلب دانشجويان در اتاق باشند و چنانچه در صبح
روز تعطيل انجام مي شود ساعت 9.30 بهترين ساعت است چون اغلب دانشجويان
بيدار شده اند و هنوز هم از خوابگاه بيرون نرفته اند.
-
اگر هم ديگران از كار شما متعجب شدند، بگوييد: تا چهل خانه از سمت راست،
چهل خانه سمت چپ و چهل خانه از رو به رو و چهل خانه از پشت خانه ي شما،
همسايه شما محسوب مي شوند. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرموده
اند: با همسايگان خود مهربان باشيد.
البته پيشنهاد مي شود، بسیجی های گرامی در خوابگاه، با حفظ آراستگي ظاهري و استفاده از عطر (سفارشات اسلام در مورد
آراستگي) اين عمل تبليغي را به نيكوترين وجه انجام دهند (به هر حال تصور
بعضي مردم در مورد مذهبي ها اين است كه آنها افرادي اند كه با آراستگي
ظاهري، عطر و ادكلن بيگانه اند).
به
هرحال اينكه بسیجی ها، فقط وقتي دوستان مذهبي خود را ببينند، بلند سلام و
عليك و خوش و بش كنند و در خوراكي هايشان با آنها شريك باشند ولي خيلي ساده
و بي كلام و بي لبخند و بي تفاوت از كنار افراد همسايه خود، بگذرند، جالب
به نظر نمي رسد.
***************************
1-
بعضي بسیجی ها اين طرح را براي همكلاسي هاي خود نيز اجرا نموده اند. بعضي هم براي همكاران خود در محل كار.
2-
يك
بار يكي از بسیجی ها با هزينه مادي كمتر اين كار را در خوابگاه كرد. يك كتري چاي تهيه
كرد و در اتاق هاي همسايه رفت و به آنها چاي داد. چاي هم بركت كرده بود و
به اتاق هاي زيادي رسيد. دانشجوها بعد خستگي روزانه، در آن موقع شب، از
اينكه به چاي نطلبيده، مهمان اهل بيت عليهم السلام شده بودند، خيلي خوشحال
شده بودند.
3-
خوراكي باعث خوشحالي خيلي ها مي شود. هرچند به اندازه شما به اجراي دين، مقيد باشند يا نباشند.
4-
اهل بيت عليهم السلام باعث پيوند ما مي شوند: پيوند ما با اطرفياني كه فكر
مي كنيم با ما متفاوت اند. خيلي ها، هرچند كم قيد يا لاقيد يا حتي با دين و
فرق ديگر، ارادت و عشق به اهل بيت عليهم السلام دارند.
5-
براي شروع شهادت یا ولادت اولین امام معصوم که پیش روی ماست، فرصت
مناسبي است. بسم الله. ياعلي.
امام صادق عليه السلام: هر مسلماني، مسلماني را ديدار كند پس او را مسرور و خوشحال كند خداوند او را خوشحال مي كند.
امام
صادق عليه السلام: هر كه سروري را بر مومني وارد كند قطعا آن سرور را بر
رسول الله رسانده است و هر كه سروري را بر رسو ل الله وارد سازد آن را به
خداوند رسانده است و همچنين اثر اندوهگين ساختن مومنان و ايجاد غم و غصه
براي آنان، به رسول الله و خداوند مي رسد.
ج.پرستاری.
اين متن، بيشتر رويكرد خوابگاهي خواهد داشت:
بسیجی هايي ديده ايد كه آدم با صفايي اند؟
-شب
امتحان است، خودشان درس دارند، امامي روند براي هم اتاقي شان كه بيمار شده
و سرما خورده و تب كرده، ليمو شيرين مي خرند و بعد او را پاشويه مي كنند.
بعد هم خدا كمك شان مي كند و امتحانشان را خوب مي دهند. شاگرد اول هم مي
شوند.
-در حياط دانشگاه كه راه مي رود، روي چمن ها
جوان گرياني را مي بيند. از حال تابلوي جوان مي فهمد، اساسا شكست عشقي
خورده. كنارش مي رود. مي داند تيپش با او متفاوت است و او اعتماد
نمي كند تا حرفش را بزند. اما دستش را روي شانه جوان مي گذارد و مي گويد
خدا بزرگ است. همه چيز انشاالله درست خواهد شد. به خدا توكل كن. بعد مي رود
يك ليوان آب براي آن جوان گريان مي آورد و دستش مي دهد و مي رود.
- در خوابگاه تا از نمازخانه به اتاق برسد، حداقل نيم ساعت در راه است. زيرا در راه اگر كسي را ببيند كه بار سنگين دارد، كمكش مي كند . اگر كسي را ببيند
كه بيمار است، دستش را مي گيرد. يك دانشجوی ورودي
سرگردان را مي بيند كه در كتابخانه نمازخانه دنبال كتابي براي تحقيقش مي
گردد، دستش را مي گيرد و روش هاي تخصصي جستجوي كتاب را به او ياد مي دهد
( جستجوي اينترنتي را به او
مي گويد. از بچه هاي نمازخانه هركس كه به رشته او شبيه است را به او ممعرفي
مي كند.)
-شب دفاعشان است و هنوز درست و حسابي تمرين نكرده اند، از
نمازخانه تا اتاق برسند، سه آدم متفاوت مي بينند (سه تا از دوست تان صميمي
شان)، هر كدام يك درد و دلي دارد و مي گويد بيا برايت درد و دل كنم. مي
گويد آخه فردا ارائه دارم. مي گويند نمي شود. بيا درد و دل كنيم. بين ارائه
فردا و شنيدن حرف دل آدم ها، حرف دل آدم ها را انتخاب مي كند و ارايه را
به خدا واگذار مي كند. بعد 2 ساعت به اتاق مي رسد. شروع به تمرين ارايه مي
كند كه هم اتاقي اش مي گويد بيا به درد و دلم گوش كنم. حالا باز هم بين
ارائه و شريف ترين مخلوق (دل) ، دل را برمي گزيند و به خدا مي گويد، تو
مسول ارائه من باش. من مكلف به وظيفه ام نه نتيجه. صبح زود از خواب مي پرد و
با اضطراب شروع به تمرين مي كند. مي داند خراب مي كند. مي داند. اما مي
رود. به هم اتاقي اش مي گويد التماس دعا. هم اتاقي اش دعا مي كند. در سرويس
تا به دانشگاه برسد، تمرين ارائه مي كند. مي داند كه خراب مي كند اما به
خدا توكل مي كند. دانشگاه مي رسد. ابر و باد و مه و خورشيد دست به دست هم
مي دهند. دفاع ها يكي يكي عقب مي افتد. او، وقت تمرين بيشتر مي يابد. اما
بازهم مي داند خوب نخواهد بود. مي رود ارائه مي دهد. همه مي گويند عالي
بود. هم كلاسي هايش مي گويند سرشار از آرامشي بودي كه قبلش چنين نبودي.
****************************
و با همين مرام و جوانمردي ها و اخلاص ها جلو مي روند. شاگرد اول مي شوند. خوب
درس مي خوانند، هواي مسول بسيج و نهادشان را دارند. او را تنها نمي
گذارند. حتي شب امتحان هم كه باشد، به ولايت مسولاشان تن مي دهند و بي غر و
سر و صدا مي روند و چند اطلاعيه اي كه داده را به ديوار خوابگاه مي
چسبانند. زياد دعا مي كنند. كم خورند. كم مي خوابند، زياد تلاش مي كنند،
زياد قرآن مي خوانند، و از كسي توقع ندارند و همواره از خود متوقع اند و با خدا معامله مي كنند. خدايي كه به آنها هديه مي دهد معجزه را. معجزه را.
از نزديك با افراد مختلف خوابگاه خود تعاملي برادرانه كنيد. آنها را
برادرانه دوست بداريد. مراحل زير را مي توانيد طي كنيد. راه هايي زيبا كه
اسلام پيش روي ما گذاشته را برويد:
الف. سلام كردن: اسلام معتقد است سلام كردن، محبت مي آورد.
*وقتي سوار سرويس شديد، با لبخند به نفري كه روي صندلي كناري تان نشسته سلام كنيد.
در پله ها و راهروهاي خوابگاه در مسير عبور و مرورتان، هر كسي را ديديد، با لبخند سلام كنيد (احتمالا اگر آنها تعجب كردند و پرسيدند: بنده شما را مي شناسم؟ قبلا ديده ام؟
شما با اعتماد به نفس بگوييد: نه. ولي هم خوابگاهي كه هستيم. بعد دست بدهيد و خداحافظي كنيد.
*وقتي
به مسجد خوابگاه، دانشگاه، محل سكونت، براي نماز وارد مي شويد، بلند و با
لبخند، به همه سلام كنيد (نه صرفا به دوستان صميمي خود).
يكي از اشكالات
بعضي بچه مذهبي ها اين است كه در مسجد و ... فقط دوستان خود را خيلي تحويل
مي گيرند و سلام و عليك گرم مي كنند و انگار نه انگار كه افراد ديگر كه در
مسجد خوابگاه هستند نيز برادر آنها هستند.
البته واقعيت را بايد پذيرفت. نمي شود يك شبه عوض شد و با لبخند و مهرباني به همه آدم هاي دور و برمان سلام كنيم.
يك بار، گروهي از بسیجی ها را ديدم كه كه قرار تزكيه اي داشتند: هفته اي 5
دقيقه در سجده با خدا مناجات كنيد. حالا شما، اگر مايل هستيد، به خاطر
همان خدا، هفته اي به پنج فردی كه نمي شناسيد در خوابگاه، يا دانشگاه
يا ... با لبخند سلام كنيد. اگر هم نمي توانيد حداقل هفته اي به يك دانشجوي
غير حلقه دوست و آشنايتان سلام كنيد.
(در اين مورد به احاديثي كه مي گويد سلام كردن و خوش رويي با مردم، صدقه و
احسان است مراجعه كنيد. اگر هم مايل بوديد مستند ميراث آلبرتاي 1 آنجا كه
خانم اسلامي (دانشجوي ايراني محصل در خارج) از نوع برخورد مردم در خارج و
ايران مي گويد، را ببينيد).
**************************************************************
مطالب فوق تنها در مورد خوابگاه دانشجویی نیست ، در دوران فارغ التحصیلی
بسیاری از آنها برای همسایگان مان در مجمتع مسکونی نیز قابل اجراست:)))
**********************************************
38-جلسات خانگی/ خاطره خانم فارغ التحصیل ارشد/ ساکن استان فارس
جلسات خانگي برای خانم ها راه انداختم.
در ادامه جلسات خانگی....
1- گروهي در فضاي مجازي راه اندازي شد تا خانم هايي كه در جلسات حضور ندارند از اين طريق استفاده ببرن.
2- همچنين كتاب سوداي سكولاريسم (رمزگشايي
از زندگي و كارنامه سيد محمد خاتمي) نوشته سيد ياسر جبرائيلي به خانمها
معرفي وبا استقبال خانمها براي مطالعه، تهيه خواهد شد.
اين
كتاب به جريان شناسي سكولاريسم در ايران بر مبناي زندگي و كارنامه «سيد
محمد خاتمي» به عنوان يكي از رهبران اين جريان پرداخته است.( پيشنهاد
ميكنم هر كسي مطالعه نداشته كتاب رو حتما بخونه.خيلي كتاب جذابيه !!)

جذابيه!
3- همچنين
بروشورهايي حاوي ويژگيهاي كانديد اصلح در كلام رهبري كه زحمتشو خود پايگاه
اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثارحضرت آقا كشيده،تهيه و به خانمها داده شد.
در ادامه بحث جلسه قبل ديگر شاخصه هاي يك مدير اصلح شمرده شد كه عبارتند از:
تولي و تبري : از پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل شده است دوستي در راه خدا و دشمني در راه خدا تكليف است.
مدارا :
اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود : « راس السياسه استعمال الرفق » ؛
مهمترين ركن سياست به كارگيري رفق و مدار است. و در جايي ديگر آن حضرت مي
فرمايد : « ثمره العقل مداراه الناس » ؛ ثمره ي عقل مدارا كردن با مردم
است.
درخواست عمل در حد توان :
اميرالمومنين علي (عليه السلام) مي فرمايد : « اذا اردت ان تطاع فاسئل ما
يستطاع » ؛ اگر خواستي تو را اطاعت كنند، چيزي كه مقدور باشد، طلب كن.
شدت عمل در مواقع لازم :
حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند : « و اخلط الشده بضغث من اللين و ارفق
ما كان الرفق ارفق و اعتزم بالشده حين لا يغني عنك الا الشده »؛ شدت و سخت
گيري را، با كمي نرمش درهم آميز، در آنجا كه مدارا كردن بهتر است، مدار كن
! اما آنجايي كه جز با شدت عمل، كار از پيش نمي رود، شدت را به كار بند.
پرهيز از جزيي نگري :
امير المومنين علي (عليه السلام) مي فرمايند : « ان رايك لا يتسع لكل شيء
ففرغه للمهم » ؛ راي و فكر تو گنجايش همه چيز را ندارد، پس او را براي
پرداختن به امور مهم آزاد گذار.
استفاده از فرصت ها : امام
علي (عليه السلام) مي فرمايند : « و لا كل فرصه تصاب » ؛ هر فرصتي باز نمي
گردد. در همين مورد امام حسن (عليه السلام) مي فرمايند : « الفرصه سريعه
الفوت بطيئه العود » ؛فرصت با سرعت از بين مي رود و به كندي باز مي گردد.
امام صادق (عليه السلام) از امير المومنين علي (عليه السلام) نقل مي كند : «
اياكم و التسويف في العمل بادروا به اذا امكنكم » ؛ بر حذر باشيد از عقب
انداختن كارها، هنگامي كه امكان كاري برايتان به وجود آمد، اقدام كنيد.
پرهيز از لجاجت : حضرت
علي (عليه السلام) مي فرمايند : « اللجاج يفسد الراي »؛ لجاجت، فكر و
انديشه انسان را فاسد مي كند. و باز مي فرمايند : « ليس للجوج تدبير » ؛
افراد لجوج عاقبت انديشي ندارند. (پافشاري برمواضع غلط در سال 88مصداق
لجاجت بود)
ارزيابي نيروها : حضرت
علي (عليه السلام) مي فرمايند : « افه الاعمال عجز العمال » آفت و بلاي
كارها ناتواني كارگزاران است.(زماني يك نهضت رو به افول ميرود كه مديران
وكارگزاران آن دچار اهمال وناتواني شوند،پس منتخب ما بايد اهل ارزيابي باشد
.
تشويق نيكوكاران : از
اميرالمومنين علي (عليه السلام) نقل شده است : « هرگز نبايد افراد نيكوكار
و بدكار در نظرت مساوي باشند، زيرا اين كار سبب مي شود كه افراد نيكوكار
در نيكي هايشان بي رغبت شوند و بدكاران در عمل بدشان تشويق گردند، و هر
كدام از اينها را مطابق كارش پاداش ده. »
در
اين ايام با هجمه به شوراي نگهبان و اهميت نظارت بر انتخابات و تاييد
صلاحيتهاي كانديداها توسط شورا ، چيستي و چرايي استصوابي بودن نظارت شوراي
نگهبان بحث شد.
شخصي از امام صادق عليه السلام پرسيد:
بين دو حاكم در ترديدم، چه كنم؟
امام صادق (ع) مي فرمايد :عادل، صادق، فقيه و باتقواترين را انتخاب كن.
-اگر به تشخيص نرسيديم؟
-ببين افراد متدين به كدام متمايلند.
-اگر نفهميديم؟
-بنگر مخالفان آيين ما كدام را بيشتر مي پسندند ، او را كنار بگذار و ببين كدام بيشتر خشمگينشان مي كند، او را برگزين.
***********************************************************
39با تابستان خود چه کردید؟/ خانم فارغ التحصیل ارشد
تمركزم را بر روي حلقه دانش اموزي و دانش افزايي خودم و چندي از دوستان گذاشته ام.
- مسجد دانش اموزي:
در جهت كسب مهارت زندگي ( دخترانه زندگي كردن) و اقتصاد مقاومتي براي دانش اموزان مسجد دانش اموزي كلاس هنري( خياطي،قلاب بافي...) برقرار كرديم و اموزش خياطي را بر عهده گرفتم.
در حين اموزش چند هدف داشتم:
1- تمركز و دقت
2- استفاده صحيح و دقيق از بينايي و شنوايي
3- در نظر گرفتن زيبايي و حيا در مدل انتخابي براي دوخت لباس
4- ايجاد شوق و انگيزه
متاسفانه
نسل جديد غير از اينكه در درس بي دقتي زيادي دارند اما در تمام امور انها
ديده ميشه،البته استثنا در بين انها هم هست كه مربي رو سر ذوق مياره.
- حلقه دانش اموزي:
الحمدلله
بعد از هدف دار نمودن مطالب حلقه كه اغازش در حرم حضرت علي بن حمزه عليه
السلام بود با موضوع امامت و تفسير جامعه كبيره،با پيشنهاد خود بچه ها
تصميم بر اين شد،تا توليد محتوا داشته باشن با موضوع مهدويت.
ناگفته
نماند در اغاز تشكيل حلقه مهارت كليه بچه ها بررسي شد، كه ان شاءالله بر
اساس تواناييهاي انها توليد محتوا به صورت داستان / كليپ/پاورپوينت براي
فضاي مجازي آماده خواند كرد.
اما
موضوع مهدويت از ريشه مورد بررسي قرار ميگيرد،از علت لزوم وجود امام شروع
خواهد شد تا ان شاء الله به حضرت حجت( عج) برسد.بحث طوري هدايت مي شود كه
مخاطب دانش اموزان هم سن و سالشان باشد و با مثالهاي ملموس در زندگي انها
همراه باشد.
از بچه هاي رشته تجربي خواسته شد تا بر اساس نظم موجود و رهبريت در بدن به علت لزوم وجود امام برسند.
بچه ها كند پيش ميرن اما همينكه خودشون فكر ميكنند و با مثالهاشون اول خودشون قانع ميشن و لذت ميبرن از نتيجه كار مهمتره.
خيلي خوشحال ميشم دوستان پيشنهاد بدن و در مثال اوردن كمكمون كنند.حتي دوستاني كه رشته رياضي بودند.
ارتباطم رو با بچه هاي حلقه نزديكتر كردم و حلقه رو از مسجد به مكانهاي تفريحي منتقل كردم چون: نوجوان به شادي /تفريح و گذراندن وقت با هم سالان خود به همراه معلمشان دارند، البته همراه با هنرنماييشون در تهيه كيك و شيريني.

-گروه مطالعه:
مدتي زيادي است كه ذهنم درگير مطالعه بر روي شبهات زنان هست ،اما به صورت تحليلي و دقيق.
گروهي در فضاي مجازي تشكيل شد و مطالعه با كتاب دختران افتاب اغاز
شد.هدف اين گروه : صرفا مطالعه نيست بلكه مطالعه انتقادي و چالشي كتب در
موضوع خاص براي تربيت افرادي كه توانايي پاسخگويي به شبهات داشته باشند.