مدتی این مثنوی تأخیر شد
کانون آینده نگری؛ یکسال وقفه و آغازی دوباره
* رامین ناصح
طی سالهای 84 تا 92 و دوران هژمونی تفکری در تقابل با سازمانهای مردم نهاد در مدیریت کلان کشور، کانون آینده نگری ایران که در پاییز 83 مجوز گرفته بود، از معدود تشکلهایی بود که در خوزستان پرچم فعالیتهای مدنی را برافراشته بود و علیرغم دشواری های فراوانی که بر سر راه کوششهایش به وجود آمد، عرصه فرهنگسازی و پیگیری آرمانهای اجتماعی را ترک نکرد و به مدد اعضای جوان، نخبه و عمدتا تحصیلکرده خویش دستاوردهای قابل توجهی را در حوزه های متعدد فعالیتش ببار آورد.
پس از روی کار آمدن دولت اعتدال در سال 92، تلاشهای کانون در راستای اهداف فرهنگی و انساندوستانهاش شدت گرفت و در سال 94 به اوج خود رسید. ارتقاء کمی و کیفی جلسات و نشریات کانون در نیمه دوم سال 94 بسیار چشمگیر بود. اما در انتهای این سال، عواملی چند، که مشغولیتهای اعضای ارشد و شخص اینجانب از جمله آنها بود، به رکود فعالیتها و تشکیل نشدن جلسات به مدت یکسال انجامید. هرچند سازمانهای اصیل و ریشه دار، با وقفه های اینچنینی از میان نمی روند و همواره نیروی بالقوه ای برای راه اندازی مجدد آنها بجای خود باقی است.
کمرنگ شدن حضور من در کانون، به سفرهای متعدد دور و دراز به مدت یکسال در اکناف ایران برای یافتن گمشده معنویم (پیر و استاد راهنما) و بدست آوردن پاسخ سؤالهایم معطوف می شد. در این سفرهای زمینی هرچند به بسیاری نتایج مورد انتظار نرسیدم و فهمیدم در همین اهواز و جلسات دوست داشتنی خودمان می شد عرفان و حقیقت را یافت (یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم...)، ولی تجربیات و آموختههای بسیار مفیدی از طریق حضور و مطالعه در اقشار و اقوام مختلف کشورمان و طبیعت و محیط زیست مناطق گوناگون کسب نمودم، و یک سالی که با این سفرهای فشرده سپری شد، به اندازه ده سال زندگی عادی برایم تجربه فراهم آورد که در اداره هرچه بهتر کانون نیز بکار می آید. سفرهایی به اصفهان، شیراز، مشهد، تربت جام، نیشابور، گناباد، بیرجند، قم، تهران، ری، رشت، لاهیجان، دشت ارژن، شوشتر، ماهشهر، و... که تماما با بازدید از زیارتگاهها، خانقاهها، مراکز فرهنگی و دیدار با اساتید و شخصیتهای دانشمند و باتجربه در سلوک معنوی همراه بود، از نزدیک با طیفهای مختلف فکری، فرقه های صوفیانه و مذهبی، گرایشهای فلسفی و همینطور بافت فرهنگی و اوضاع اجتماعی بسیاری نقاط کشور آشنا شدم. این سفرهای ارزانقیمت، بسیار بابرکت اما توأم با خستگی و گاه اتفاقات تلخ بود که به هر روی سپری شدند.
در فروردین امسال که به اهواز برگشتم بجز میل شخصی، شاهد تمایل اعضای کانون به شکل گیری مجدد فعالیتها، به ویژه در قالب گردهمایی های پرشور و منظم سابق بودم. اشتیاق دوستان مرا مجاب کرد که به این امر همت گمارم و در این راستا تعدادی از اعضای ارشد و اساتید را در اهواز و تهران ملاقات کردم و مقدمات کار فراهم گردید. امروز کانون آینده نگری که فعالیتش را همزمان با پیروزی مجدد دولت اعتدال و تداوم و تحکیم فضای مساعد برای حضور و بروز NGOها تجدید میکند، با تکیه بر سوابق و تجارب مدیران خود به بازسازی تشکیلاتی و تجدید قوای سازمانی و مرور دوبارهء باورداشتهای فکری می اندیشد؛ تا همچون سالهای پیشین، در خوزستان و نقاط دیگر کشور در حوزه های تخصصی خود نقشی چشمگیر ایفا کند.
ناپیوستگی و وقفه طولانی در فعالیتها، طبعا جوشش و کوشش مجدد را با دشواری هایی روبرو می سازد که با عزم و اراده خستگی ناپذیر اعضای انگیزه مند، آسان خواهد شد. با مواهبی که خداوند یکتا به این جمع عاشق عطا کرده است، دور از نظر نیست که به زودی شاهد احیای هرچند توانمندتر کانون و رونق بیش از پیش برنامه های آن باشیم.
در اینجا به نوبه خود بخاطر کم کاریهای سال گذشته از کلیه اعضا و علاقمندان کانون پوزش می طلبم و امید دارم که بتوانیم دست در دست هم و پا به پای یکدیگر شگفتی ها بیافرینیم و در مسیر آرمانهای شامخ کانون حرکت کنیم.