جهت اطلاع و انتشار گسترده. انتقال مرکزیت کانون آینده نگری به مشهد مقدس؛ و شرح مشکلات اسفبار ماههای اخیر

37 views
Skip to first unread message

کانون آینده نگری ایران

unread,
Jul 12, 2016, 6:48:31 AM7/12/16
to ayandenegaran

اطلاعیه کانون آینده نگری ایران به مناسبت عید فطر

مرکز کانون آینده نگری ایران به مشهد مقدس منتقل، و کماکان در همه شهرهای پیشین فعالیت خواهد کرد

 

      با پایان ماه مهمانی خدا، مومنان و پویندگان طریقت تزکیه نفس که با یکماه مبارزه با دیوهای "خور و خواب و خشم و شهوت"، موفق به پالایش تن و روان از آلودگیها و پلشتی هایی شده اند که طبعا در زندگی دنیوی، گریبانگیر همه انسانهاست، تا از آزمایشهای الهی چگونه درآیند، خود را آماده می کنند برای نقش آفرینی دوباره در عرصه اجتماعی که در عرفان اسلامی، بر مومنان لازم دانسته شده؛ و طبق حدیث "الدنیاء مزرعه الآخره" برای آن اهمیت ویژه لحاظ گردیده است. تهذیب نفس و پالایش روان، موجب ارتقاء فراست و هوش هیجانی و قدرت تحلیل و نشاط و چابکی مومن میشود. چنانکه پیامبر گرامی ما حضرت محمد مصطفی (نامت بمانا تا ابد / ای جان ما روشن به تو) می  فرماید: «اتقوا فراسه المومن؛ فانه ینظر بنور الله = از هوش و فراست مومن بترسید؛ که او با نور الهی می بیند!» و شیخ سعدی نیز فرماید: (اندرون از طعام خالی دار / تا در او نور معرفت بینی!). اغذیه ناسالم، محیط زیست نامطلوب، رفتارهای گناه آلود، خشمها، هوسرانی ها و بسیاری مسائل روزمره، بدن انسان را پر از سم و زهر و بیماری می کند. در فرایند روزه و تزکیه های عمیقتر از آن که در عرفان اسلامی برسمیت شناخته شده، این سموم دفع و موجب ژرفتر اندیشیدن انسان و قدرت تحلیل و قوت حافظه او می گردد. و نشاط و شادابی و صفایی به انسان می دهد که مشکلات در برابرش آسانتر می شود. و بحکم «شکر نعمت نعمتت افزون کند...» این نیروها می باید که در راه شکرگزاری خداوندی که بار دیگر این فرصت را بما داد تا از گرداب گناهان و منجلاب دنیاپرستی ها و خودپسندی ها خود را بالا بکشیم؛ و خدایی که رهایی ما از مکر شیطان و دیو نفس، نه در توان خودمان، بلکه به لطف و کشش اوست (دام سخت است مگر یار شود لطف خدا / ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم!) در راه شکرگزاری از خدا و عبادت و خدمت آن مولای غریبان و غیاث دردمندان استفاده شود. و بهترین نوع عبادت خدا، پس از انجام واجبات، «خدمت خلق» اوست. و بقول پیامبر اکرم: «خیر الناس انفعهم للناس = بهترین مردم، سودمندترین آنها برای مردمند» و «أحب الأعمال الی الله إدخال السرور فی قلب عبد المومن = دوست داشتنی ترین کارها نزد خدا، ورود شادی و سرور در در قلب بنده مومن اوست. و باز بقول سعدی: «عبادت بجز خدمت خلق نیست / به تسبیح و سجاده و دلق نیست»

      کانون آینده نگری ایران به عنوان یک سازمان مردم نهاد با 12 سال سابقه فعالیت آموزشی و پژوهشی در 50 شاخه علوم انسانی و سایر علوم و فنون مورد نیاز جامعه، که طی ماههای اخیر، و از خرداد 94 که اندک اندک محوریت اندیشه های خود را بر مثنوی کبیر حضرت مولانا (از ژرفترین تفاسیر قرآن مبین) قرار داد، بخصوص از آذر 94 که با سفر دستجمعی به قونیه ترکیه و مزار حضرت مولانا و رویدادهای تلخ و شیرین حین این سفر با ابعادی دیگر از عرفان اسلامی و شبه عرفانهای قلابی و حتی مضر و نفع پرستانه آشنا گردید و تعهد و مسئولیت پذیری در قبال اعضا و مراجعین پاکدل موجب تبیین دیدگاههای روشن مدیران کانون در افشای برخی فرقه های انحرافی و مشتهر و محکوم به انواع جرایم شد و از نفوذ هرگونه حزب و فرقه در جلسات عرفان مولانا، بارها گلایه و در آخر نسبت به آن هشدار اکید داده شد، و بالاخص از اسفند 94 که مدیران کانون متوجه سوء استفاده برخی افراد خیرنما و بظاهر یاری رسان، جهت وارد ساختن لطمه های شدید به ساختار و اموال و ملزومات و وحدت اعضا و پایمال ساختن قوانین کانون شدند، مورد هجمه دستجات مختلف، از جمله یک پزشک عمومی که با در اختیار قرار دادن مکان جلسات کانون، دخالتهای ویرانگری در همه ابعاد و جنبه های مدیریت این سازمان وسیع با 2000 عضو رسمی و تحصیلکرده نمود، قرار گرفت. از عوامل مشکلات اصلی کانون در ماههای اخیر، دفاع از حقوق کارگران و زنان و کودکان، مخالفت با نفوذ فرقه های غیرقانونی در مدیریت کمیسیونهای کانون، کتمان اسرار خصوصی اعضا از اغیار و مداخله جویان، و مهمتر از همه، طرح مسئله تغذیه ارگانیک و درمانهای طبیعی و سنتی، و برگزاری میزگردهای نقد عملکرد نظام سرمایه داری غرب و گرایشمندان داخلی آن، در ترویج خوراکها، داروها، اخلاقیات و تکنولوژیهای غیر طبیعی بوده است. متاسفانه پس از برگزاری نشست پرشوری با موضوع طب سنتی و حکمت شرق از نگاه مولانا، مافیای تجارت دارو و پزشکان بی ایمان و مجرم (در زمینه تجویز القایی و چندین جرم پزشکی دیگر که در سایتهای مربوطه قابل جستجوست؛ و بطور کلی نقض سوگندهای پزشکی و "منشور 5 گانه حقوق بیمار"، و سوء استفاده از ناآگاهی مردم نسبت به حقوق خویش و تنوع روشهای درمانی و...) که خود از مدعوین این جلسه بودند؛ چنان یورش ناجوانمردانه به همه ارکان کانون آغاز کردند (به روشهای تفرقه افکنی، تطمیع و اغفال اعضا، ادعای فراهم کردن همهء امکانات مادی کانون، حمایت از نفوذ عرفانهای شیطانی در کانون، تفتیش وتجسس اسرار شخصی و سازمانی مدیران، حتی ورود به عنف به دفتر پژوهشهای کانون، سرقت اموال، تخریب وسایل، انواع جرایم سایبری، خلف وعده های مکرر نسبت به جبران مافات، انواع افتراهای رنگارنگ به مدیران و اعضا، جعل عنوانهای تحصیلی، تلاش برای سوء استفاده از کانون در راستهای رانت خواری یا ایجاد اختلاف بین سازمانهای دولتی، و در نهایت پس از مقاومت مدیران بر حفظ کیان و استقلال کانون در قبال مداخله غیر اعضا: تجویزهای القایی، القای بی کفایتی و سفاهت و عدم توان نگهداری اموال، و بیماریهای جسمی و سپس روحی... به مدیرانی که به مداخله هیچ احدی گردن نمی نهادند و نخواهند نهاد و همه این اقدامات را جرم و جنایت میدانند و قابل پیگیری قانونی، و در این زمینه، یک چمدان سند و شرح حال نوشته و علاوه بر ارائه به مسئولین و معتمدین جهت اقدامات پیشگیرانه بعدی، هنوز 95 درصد مسائل را فرصت بیان و تبیین نبوده است) که تنش و ایذاء 4 ماه در میان ارکان و کمیسیونها و اعضای عادی کانون، و اختلافات و از هم پاشیدگی ها و اتلاف وقت و مضرات هنگفت مالی (حداقل 50 میلیون تومان در یک ماه آخر؛ ومبالغی هنگفت تر پیش از آن) و مهمترین از همه، هتک حرمت و حیثیت عده ای فعال فرهنگی و اجتماعی جوان و میانسال و تحصیلکرده و اهل قلم و بیان، و در هر حال کسانی که 12 سال شبانه روز انواع مرارتها را در این فعالیت فرهنگی، اجتماعی و خیریه، که گوشه ای از آن با جستجوی نام کانون و مدیران آن در اینترنت و مطبوعات قابل ارزبابی است، متحمل شده اند و جز خدمت خلق و ارتقاء شرایط معنوی و اخلاقی و جسمی و روحی جامعه، هدفی نداشته اند. و اگر از دفتر و مکانی استفاده کرده اند، شاکر و خاشع بوده، این امانت را پاس داشته و انواع  هزینه های نگهداری و شارژ و تعمیر آنرا پرداخته اند و قلبا و قولا و قلما و عملا از این اعطا شکرگزاری کرده اند، اما ماههاست خواهان تخلیه دفتر (و نیز دفتر پژوهشهای سابق) شده اند تا از مداخلات، بویژه مسائلی غیر اخلاقی که قلم از بیان آنها شرم دارد، جلوگیری کنند. اما افسوس که آن کمک، بی طمع نبوده و تصمیم به استقلال، تبعات تلخی را برای دهها نفر از اعضا و بویژه چندین تن مدیران ارشد داشت. گرچه عفو و گذشت، در دین و اخلاق بسیار پسندیده و ممدوح است؛ اما نسبت به منافع شخصی! نه چشم بستن بر نقض و پایمال ساختن مصالح عمومی و مال و حیثیت و شغل و اعصاب و سلامت مردم!

      به همین دلیل، مدیران کانون پس از چند ماه مبارزه (ابتدا با ساده انگاری و بیان واضح مسائل با خود شرکای جرم؛ که آنان را جری تر نمود) عزم بر ترک آن دفتر و منزل تحمیلی و مشروط به انواع مداخله و سوء استفاده را نمودند. رامین ناصح فورک (از این پس با نام: غلامرضا صدیقی) به همراه تنی چند از اعضایی که قوانین کانون (مخصوصا کتمان اسرار سازمانی آن) را با دقت تمام رعایت می کردند؛ در همان کوران مشکلات مالی، هجمه ها، نگاههای تحقیرآمیز و کارشکنی های زشت عده ای سوء استفاده چی از شرایط و ماهیگیران از آب گل آلود (اعم از همسایگان، کارمندان کانون، شرکت کنندگان جلسات، دست اندرکاران ایاب و ذهاب، فروشندگان، و...) و اجحاف و تحقیر از سوی خود تحریک کنندگان این مجرمین بخاطر از دست دادن مال و تشکیلات!!!، در صدد چاره جویی برای این مشکل بر آمده، ترک آن دیار و شبکهء بفساد کشیده شده که هیچ یک عضو ارشد کانون نبوده اند را چاره کار دیدند، و متاسفانه تاکنون، عملا و با ایجاد سدهای مختلف و غیر قابل باور، نتوانسته اند هزاران جلد کتاب و صدها وسیله الکترونیکی و اموال و اسناد کانون را از دفتر و منزل دبیرکل خارج نمایند! اجناسی که حصرکنندگان، هیچ ادعایی نسبت به مالکیت آنها نمی توانند داشته باشند؛ و تلاشها و تقلاها برای فروش حتی یک وسیله کوچک از اموال کانون برای جبران مافاتف نتیجه معکوس و چند برابر شدن مضرات مالی و حیثیتی و اجتماعی را در پی داشته است! و همه اینها، ناشی از عقیده مالک این دو ملک، مبنی بر عدم جواز جوانان در استقلال مشی فکری، مالی، عقیدتی و حتی در زندگی شخصی است! و این قصه سر دراز داشته است و پس از بررسی امور اخیر، دهها جرم و جنایت در حق شخصیت حقوقی کانون و شخصیت حقیقی اعضای آن، از سوی مالک دو آپارتمان و نیز اعوان و انصار او، به بهانه کمک و صدقه (ً!) به سازمانی که گاهی در یک ماه، ده ملیون تومان عواید –در اثر چندین فعالیت درآمدزا- و جذب کمکهای مردمی داشته، و مبلغی افزون بر آنرا از جیب مدیران خود، در امور مطبوعاتی و انتشاراتی و برگزاری جلسات همه روزه رایگان، امور خیریه، حمایت از کودکان و دردمندان، مبارزه با اعتیاد، حمایت بی چشمداشت از سایر انجمنها و سمنهای جوانان، مشاوره های روانشناسی، حقوقی، و همچنین کارآفرینی گسترده و ایجاد فضای کار پرسود و شرافتمندانه و احترام آمیز برای عده کثیری از افراد مستحق و کوشا بوده است! اکنون همه این خدمات در اهواز و 10 شهر خوزستان و 30 شهر ایران، معلق شده است و اعضا سردرگم، مایوس یا بعضا بشدت گلایه مند هستند و علت این وقفهء (ان شاء الله موقت) را نمی دانند!

      اکنون پس از سفرهای گوناگون -و مشتمل بر اتفاقات هراس انگیز و هولناک- دبیرکل کانون (که خاطرات آن نگاشته شده و ان شاء الله منتشر خواهد شد) به شهرهای سنتی تر و مساعدتر کشور و حتی روستاهایی که اینگونه خدمات را بیشتر ارج می نهند، تصمیم بر این شده است که مرکزیت کانون چنانکه از ماهها پیش در نظر بود، به سرزمین حضرت شمس الشموس، ضامن اهو، حضرت امام علی بن موسی الرضا، یعنی مشهد و خراسان بزرگ منتقل شود. پس از سفرهایی مخاطره آمیز (اما با کسب تجربیات تلخ و شیرین، و شناخت چند جانبهء فرهنگ و امکانات و شرایط مناطق، و ایجاد ارتباطات بسیار عالی و سودمند و آگاهی ها و لوازم پیشگیرانه از هجمه های آتی، و مشاهدهء اینکه این جریانات بسیار پیچیده، در اصل، یک مسئله ساده خانوادگی یعنی سلطه جویی مالک ساختمان و پدر دبیرکل بوده و وی با ادعای تامین همه هزینه های کانون و عدم توان مدیریت آن توسط اعضای جوان! که بعضا به سمت مدیر نمونه خوزستان یا نظایر آن برگزیده شده اند و همکار دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران در خوزستان و صاحب دستاورهایی قابل ارزیابی هستند!) به برخی شهرهای مرکزی و جنوبی کشور و... پرواز مستقیم به مشهد مقدس و پناهجویی آستان شریف حضرت رضا، چاره کار بود. در خراسان رضوی و خراسان جنوبی، سفرهای فردی یا جمعی (با تعداد کم) جهت بررسی شرایط و ظرفیتهای فزهنگی و زیست محیطی و تجاری و گردشگری، ایجاد شناخت متقابل و ارتباطات و تعاملات سودمند، پیشگیری های حقوقی و جلب حمایتها مخصوصا از سوی سادات و علما و عرفای بزرگ، امور مالی و بانکی، و چندین مورد دیگر انجام شد و آزارهایی نیز بطور مستقیم و غیر مستقیم از سوی همان صاحب ملک (!) در اهواز متوجه مدیریت کانون (رامین ناصح فورک / از این پس با تغییر شناسنامه و احتمالا با نام غلامرضا صدیقی، و جدایی کامل از پدرخوانده و قوم او) گردید که بسیار جانکاه و رنج آور بوده و دیگران نیز از این وضع سوء استفاده نموده اند. و در دو مورد با تمدد از پلیس (در برخورد با تاکسیران و هتلدار متخلف و هتاک) این مسائل حل و فصل شده است. اما چاره کار از جای دیگری است که ان شاء الله خداوند و مسئولین، این امر را کفایت خواهند کرد. زیرا صدها نفر به شبکه جرایم (تفتیش و تجسس، افشای اسرار، سرقت، انواع اتهامات و افترائات، نشر اکاذیب، ترور شخصیت و هتک حیثیت فردی و سازمانی، خلف وعده، خیانت در امانت، اغفال و ارائه اطلاعات غلط حقوقی، خیانت در امانت، نفاق افکنی، تجویزوهای القایی، تحریک به جرایمی چون رانت خواری و درگیری با شهرداری اهواز، تلاش برای امحاء آثار جرم، حتی اقداات سخیفتر...) افزوده شده اند. و کسانی که با نظریه گرافها و بحث شبکه های اجتماعی آشنایی دارند، معنای صدها نفر را می دانند. که اکثرا اغفال و تطمیع شده اند و پس از بلااستفاده شدن برای صاحب ملک و غاصب اموال کانون، به دور انداخته شده اند و خدمات کانون و حتی شغل خود را از دست داده اند و نمی دانند چرا؟! (سرنوشت عمله الظلم یا "لمپن پرولتاریا" در جامعه شناسی! که دیگر نه ظالم و نه عدالتخواه او را نمی پذیرند!)  در صورت همکاری و اثبات اغفال شدن، میتوانند از محکومیت در محکمه های کوچک و بزرگ مختلف (اعم از دادگستری، اداره کار، شورای ساختمان، کمیسیون ملی یونسکو، یونیسف، سازمان نظام پزشکی، نظام روانشناسی، محیط زیست، سازمان حقوق بشر اسلامی، دادگاههای مطبوعات، اصناف تاکسیرانان و اتوبوسرانان، هتلداران و فروشندگان مختلف، و مخصوصا دوایر مختلف مبارزه با جرایم پزشکی، اداری، فرهنگی، سایبری، و...) مصون مانده، کلیه حقوق خود و افزون بر آنرا استیفا، و همه خدمات کانون را بار دیگر بدست آورند. زیرا وضعیت عزیزانی که در اثر اغفال و ارائه اطلاعات غلط یا ناآگاهی از ماجرا، به اشتباه افتاده اند، تفاوت می کند با آنانکه تعمدا و بخاطر سود ناشی از جرایم پزشکی و تجارت سودآور دارو (که در دنیای سرمایه سالاری امروز، سود آن که بقیمت شکنجهء جسمی و روحی میلیاردها انسان تحت لوای بافته های شبه دانشگاهی قرن نوزدهمی پزشکان و روانپزشکان از خدا بیخبر، بسیار افزونتر از سود مافیای تجارت اسلحه و قاچاق انسان است!) تعمدا قصد در نابودی کانون و ترور شخصیت و حتی آزار شدید جسمی مدیران آنرا داشته اند و از "مکروا و مکر الله" بی خبر بوده اند (بخشش و عفو و صبر و هجرت، و پناه آوردن به خدا و اولیای او، بهتر از پافشاری و تلاش بی ثمر برای مجاب کردن کسانی ست که خود؛ مجرم بودن خود را می دانند و از آگاهیهای حقوقی شاکی می ترسند، نه اینکه گردن نهند، و به شیوه های ناجوانمردانهء دیگر روی می آورند برای زمین زدن مخالف! در صورتی که استقلال روحی و عدم وابستگی به تعلقات مادی، و تحمل فقر و گرسنگی و خوف بیابان، صبر بر تحقیر و نامردمی و استقامت بر اصل استقلال و آزادی انسان و عدم عبودیت هیچ کس بجز خدا (معنی لا اله الا الله) و عدم تبعیت از بنده خدا در معصیت خدا (لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق)... نقطه مزیت مومنان است، که از توکل و توسل به خداوند یگانه ناشی می شود.)

      اما امروز و در این عید بس مبارک و فرخنده که امیدوارم فصل جدیدی در زندگی همه مسلمانان و اعضای عزیز کانون اینده نگری باشد، به حکم "سخن از رنج مگو، جز سخن گنج مگو!" و اینکه "حکایت شب هجران فروگذاشته به / بشکر انکه برافکند پرده روز وصال" و "أن رحمتی تغلب غضبی (رحمت من در نهایت بر غضب من پیروز می شود"، به لطف خداوند متعال و در اثر صبر و خویشتنداری اعضای عزیز و واقعی و وفادار کانون آینده نگری، در دو ماه اخیر و پس از سفرهای نفس گیر و پرماجرا با رویدادهایی شگفت اور که کتاب خاطرات آن بیش از 500 صفحه است، در بسیاری نقاط خراسان نیز ارتباطات بسیار موثر و پایگاهها و بعضا دفاتری برای مدیریت امور مختلف فرهنگی و پژوهشی، آموزشی، گردشگری، تجاری و اقامت اساتید و مدیران، فراهم گردیده، و امکانات و روابط سابق کانون در کل کشور، به سادگی قابل بازیابی است. و یکی از دلایل قطع ارتباط، بعد از تلاش بیهوده و زیانبار سه ماهه برای مجاب کردن مالک دوساختمانِ دراختیار کانون برای پذیرش مداخله های ویرانگر و جرایم و مسلم خویش و اعاده حقوق کانون (و پذیرش ظاهری وی، ولی خلف وعده و اقدام به شیوه ای دیگر؛ که نهایتا این مسائل فقط در محاکم قابل حل است و مذاکره مستقیمی با ایشان نخواهیم داشت، و از شیوه های نخ نمای ارتشا و رانت بازی و القای سفاهت و توهم، و نیز اغفال و همدست کردن دیگران توسط ایشان نیز بشدت جلوگیری شده و می شود، هرچند شاید نیازی هم به اینهمه دنگ و فنگ نباشد!)، و دلیل دوم، فقر شدید هنگام سفرها، از دست دادن چندباره موبایل و تلفن و نداشتن اینترنت، همچنین عدم دسترسی به اطلاعات تماس اعضا، و کارشکنی های متعمدانه مسافرخانه و میزبان و غیره برای عدم استفاده از امکانات مخابراتی و... و دلیل سوم در روزهای اخیر و پس از جبران برخی تجهیزات تماس و پیگیری حقوق، توجه به ساده انگاری اعضای کانون در تماس مستقیم یا غیر مستقیم مجدد با مالک ساختمان و همسر او و سایر مجرمین غیرقابل عفو و مُصر بر ادامه جرم بوده است. اما سازمان مردم نهاد کانون آینده نگری ایران، یک نهاد ریشه دار و معتبر در سطح کشور و مقبول میان بسیاری دانشگاههای بزرگ، اساتید برجسته، دانشگاهیان، پزشکان، شاعران، عارفان، نویسندگان و روحانیان و هنرمندان و مسئولان طراز اول کشور، و دارای رابطه با صدها نهاد مطبوعاتی و فرهنگی و اجتماعی ست. و با دستاوردهایی که هزاران نفر دریافت کنندهء خدمات رایگان، در خوزستان و کل کشور از آن دیده اند. و به خواست خداوند پس از این مصیبتها و صبر طولانی سرمایه مادی و اجتماعی و فرهنگی آن، مجددا اعاده خواهد شد؛ و با تجربیات بسیار ارزشمند و صعب الوصول، و ارتباطاتی که بدون مشکلات فوق و تحمل آنها امکانپذیر نمی بود، و پژوهشهای کتابخانه ای و بویژه میدانی که درباره شرایط فرهنگی و اجتماعی و محیط زیست و آثار باستانی و امکانات چندین شهر و روستای ژئواکونومیک (از جمله شیراز، قم، شوشتر،  مسجدسلیمان، دشت ارژن، بهبهان، مشهد، نیشابور، تربت جام، طرقبه، بیرجند، درمیان، خلف، بُجد، گناباد، و... صورت گرفته و اکنون زمان انتشار و تحلیل و بهره گیری صحیح از آنها در راه خدمت به خداوند صبور و شکور و اولیای او و مردمی است که ارزش خدمتگزاری و کاهش رنجهای خود را دارند، و اعضایی که از تعطیلی فعالیتها و جلسات و عدم انتشار نشریات، زیان دیده و خدمات بی شائبه سایر اعضا و مدیران را از دست داده اند. آری؛ حق را گفتیم و پافشاری کردیم و صبر کردیم! و گفتیم و استقامت کردیم و صبر کردیم! و باز به همچنین! این روشها که تماما متکی به قرآن و اخلاق عرفانی، و تفاسیر ناب آن و سیره انبیاء و اولیاء و مردان بزرگ تاریخ بوده، افراد را به چند دسته تقسیم نمود: افراد دلسوز واقعی؛ قضاوت کنندگان از روی ظن و گمان، افراد ساده اندیش، افرادی که فقط در اندیشه منفعت خود بوده اند و برای احیای کانون و حتی ادامه خدمات گیری حاضر به یک اعتراض یا مشورت موثر یا کمک کوچک یا عذرخواهی نیستند، جانیانی که به هیچ صراطی مستقیم نبوده و از خوف پاسخگویی نسبت به اعمالشان به جنایات خود می افزایند، و عزیزانی که واقعا منتظر احیای کانون هستند اما جزئیات رویدادها را تاکنون نمی دانسته اند. امروز ماهیت و هویت اینگونه یاران (علاوه بر اعضا، هزاران نفر مراجعین و مرتبطین و اعضای اینترنتی و مورد مشاوره و تعامل...) بر ما مشخص شده است و در صورت راه اندازی کانون با این آگاهی ها و تجربیات فرهنگی و حقوقی و گردشگری و اقتصادی و مدیریتی و... و بویژه در شرایطی که مدیران کانون، حق قانونی استقلال کامل از مالک سابق ساختمان اهواز را داشته باشند (!) و وی نتواند در هر گوشه ای از کشور، به راحتی اعضا و کارمندان و شریکان تجاری و فرهنگی ما را مورد اغفال و ارائه اطلاعات غلط قرار دهد و از موقعیت مالی و شغلی خود (که خود بهتر می داند از کجا آمده!) و دیدهء ظاهربین مردم و غافل از باطن زندگی افراد، سوء استفاده کند، این مجموعه عظیم و توانمند و دارای مقبولیت اجتماعی وسیع، خواهد توانست بار دیگر شگفتی ها بیافریند، و همین رویدادهای شگفت و غیر قابل باور اخیر و یافته های ارزشمند، خود پس از انتشار مستند و مصور، همکاریهای بسیاری افزونتری را از سوی همه سازمانها و افراد شاخص کشور و حتی استان خوزستان، و نیز دو استان خراسان را جلب خواهد کرد. کسب توان نگارش یا ترجمه به عربی و انگلیسی در این مدت توسط مدیران، این دانسته ها، تحلیلها و تولیدات علمی بکر را ان شاء الله در سطح جهان مطرح خواهد کرد و در حل مشکلات سرزمین خراسان بزرگ، خوزستان، تهران و فارس و سایر نقاط ایران عزیز، و جهان اسلام و کل دنیا، تآثیرگذار خواهد. البته مشروط بر اینکه بار دیگر به توان و همت خود غره نشویم و همه این مصیبتهای خوش عاقبت را لطف و عنایت خداوند برای پیشرفت خود و اهدافمان بدانیم. و از آنها صرفا در راه خدمت و گسترش عشق و نیکخواهی و چلوگیری از مظالم استفاده کنیم. آری به قول عیسی مسیح: «همچون مار زیرک و هوشیار باشید و همچون کبوتر ساده و بی آزار» و به فرموده قرآن کریم: «محمد رسول الله، و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم = محمد پیامبر خداست و کسانی که با او هستند بر (دفع) ناسپاسان شدید و در میان خود مهربانند.» و باز بقول شمس تبریزی: «من اگر بخواهم با کسی دوستی کنم، ابتدا با او جفا می کنم، اگر بماند، با او وفاها خواهم کرد!» ... آری، وحدت در میان دوستان، تنها با جلوگیری از نفوذ دشمنان امکانپذیر است (طبیعتا هر مخالف شدید فکری که اصرار شدید به کمک و حمایت از یک مجموعه دارد، دشمن است! مخصوصا اگر بارها این امر ثابت شود!! و از ابتدا گفته شده و شاید نیاز به دهها بار تاکید رسمی هم نبود که کمک مالی خیرخواهانه اعم از هدیه و شکرانه به کانون آینده نگری، مخفیانه و از طریق ریختن در صندوق کمکهای مالی و یا واریز به حسابهای جاری مجاز است و کمک کننده نمیتواند ادعای کمک داشته باشد! آنهم تامین همه هزینه های کانون و هدر دادن آن توسط مدیران! که با نیات مختلف از جمله عدم استقلال مدیران در مدیریت درآمدها و زحمات شبانه روزی و طاقت فرسای خویش و کمکهای دیگران است.)

      به قول حضرت مولانا: در اگر بر تو ببندد، مرو و صبر کن آنجا / که پس از صبر ترا او به سر صدر نشاند

      بنابراین امروز از جوار حرم مولای غریبان حضرت امام رضا و بزرگ اهل بیت رسول الله در ایران که اوتاد (کوههای نگهدارنده ایران زمین) هستند، اهل بیتی که اساتید و مرشدان عرفای پس از خود بودند و جایگاهی والامرتبه در عرفان اسلامی دارند و در کانون کتب بسیاری در این خصوص منتشر شده است، و حتی فرزندان و نوادگان آنان یعنی سادات معظم، در اثر تعلیمات قولی و عملی نسل اندر نسل، از اخلاقیات ژرف جوانمردی و فتوت و حمایت از مظلوم و غریب و ستمدیده و ابن السبیل برخوردارند و اغلب به پیمان تاریخی «حلف الفضول (پیمان جوانمردان میان قبایل بنی هاشم و بنی تیم و غیره، جهت اتحاد در حمایت از مظلوم) اعلام می داریم که کانون در اثر هجمه ها و اشتباهاتی که بخش ناچیزی از آنها بیان شد، بشدت مورد تخریب قرار گرفته اما صبر و سکوت و مشاوره و غیبت و تعلیق چندگاهه، زمینه را برای استقلال کامل و احیای بارزتر فراهم ساخته است؛ و شبکه همکاری ای که میان شرکتها و نهادهای مختلف اعم از مدارس و مهدها و انجمنها و سمنها و مغازه ها و شرکتها و مراکز مشاوره و کتابخانه ها و... بر مبنای هدف اصلی و همیشگی کانون (بازگشت به معنویت، بازشناسی هویت انسانی، نهادینه کردن تفکر آزاداندیشی و عدالتجویی، احیای حس تعهد اجتماعی، پاسداری از محیط زیست و میراث فرهنگی، و تعمیق گفتمان حقوق بشر در جامعه) ایجاد شده، و نهادها و افراد قدیمی تر نیز می توانند به آن بپیوندند؛ با همکاری اعضا و مدیران سابق، تا حدود دو ماه دیگر می تواند رستخیزی دیگر در ساختن جامعه ای سالم، پویا و پر از مهر و مدنیت بیافریند؛ و با قوت گرفتن تشکیلات و بازپس گیری بخشی از امکانات کار، دیگر مشکلات و تلخکامی ها و مظالم گذشته را فراموش کند. زیرا همواره مومن به قول عیسی مسیح بوده ایم که «آتش به آتش خاموش نمی شود ولیکن به آب». و برای جلوگیری از خسران بیشتر، به مفاد سوره «العصر» تکیه کرده ایم: «و العصر * ان الإنسان لفی خسر * إلا الذین آمنوا وئ عملوا الصالحات * و تواصوا بالحق و تواصو بالصبر»...

      آری صبر بیهوده بر حل مشکلات و پشیمانی و جبران خسارت متعدیان بی آزرم، دیگر آینده نگران را بجای احقاق حقوق خود مورد سخره مردم و خود اعضای عادی، و حتی ظن و گمان (خسته شدن، ناتوانی در حفظ کانون، و بدتر از آن: فرار از دست شاکیان؛ بجای واقعیت قضیه: فرار از شرّ متعدیان! در شهرهای جدید) قرار می دهد. طبیعتا این استهزاءها و سوء ظنها، شایسته ما و قابل تحمل نیست، و نیز مردم هم تقصیری ندارند. لذا برای بازسازی و خروش دوباره کانون، حقایق را گفته و بعضا منتشر، و بعضا با حقوقدانان و مراکز پیگیر -بطور علنی و شفاف، نه به شیوه شبیخون- درمیان گذاشته ایم و اکنون مدتی صبر خواهیم کرد. بصراحت اعلام کنیم دکتر مهمد ناصح و نادره ولی زاده، بعلت اینکه صراحتا در آخرین جلسه بیان کردند از این ببعد با 100 درصد عقاید کانون مخافند (و هرگز توان و جرئت مناظره علنی را ندارند و صرفا به دنبال فشار روحی، اجتماعی، اقتصادی، از میان بردن سلامت وصدور گواهی عدم سلامت، سوء استفاده از هزار مسئله عقیدتی و اجتماعی و مالی و خانوادگی و... و ایجاد جنگ روانی در جامعه علیه ما هستند) و نتیجه منطقی این سخن آنان اینست که ما نیز با 100 درصد عقاید آنان مخالف و در نقطه مقابل  قرار داریم، هرگز حق «شرکت در جلسات کانون در هیچ کجای کشور»، «تماس و پرسش از اعضا درباره کانون و موقعیت مدیران آن» و «ورود به دو محل کانون، تا زمانی دادگاه آنها را مجبور به ترخیص اجناس کانون کند یا خودشان کتبا تعهد محضری دهند که مزاحمتی برای انتقال وسایل ایجاد نخواهند کرد» را ندارند و بخاطر آنچه کرده اند و خود بهتر می دانند پیشاپیش از این دو اقدام احتمالی آنان، به عنوان مداخله و تجسس بقصد اضرار، به چندین محکمه صالح شکایت و در صورت لزوم تا دادگاه تدید نظر و دیوان عالی کشور و جز آن نیز پیش خواهیم رفت.

      اما آن دو و همهء کسانی که بهر نحو در تضعیف مالی و حیثیتی کانون و مدیران آن، با آنان معاونت و مباشرت داشته اند، در صورت اعاده حقوق کانون طی 2  هفتهء آینده، بخشوده خواهند شد. و ان شاء الله 40 روز پس از آن، نام و آدرس دفاتر جدید در کشور، مشخصات تماس، و نحوه انتشار نشریه و چارت سازمانی و غیره، رسما و عموما اعلام خواهد شد. با دو نامبرده در صورت اعاده خسارات برای همیشه خداحافظی خواهیم کرد و سایرین در صورت تمایل می توانند از خدمات کانون بهره مند و با ان تعامل داشته باشند. ما به دلایلی قصد علنی تر کردن جرایم و خسارات نامبردگان را نداریم و سعی داریم از این پس، صرفا موضوعات مثبت را منتشر، و موضوعات منفی را با خود متهمان (بصورت توافق –مگر در مورد دو نامبرده- و یا در محاکم صالحه حل کنیم، و در مورد دوم، نتیجه را به اطلاع همگان برسانیم) اما مالباختگی و سلب حیثیت و خسارات مالی و جسمی و زمانی و علمی و تضعیف شدید سرمایه اجتماعی کانون (که خود عاملان، آنرا نقطه ضعف و عامل سخره و تضعیف بیشتر ما کرده اند) چیزی نیست که گذشت از آن، نامش صبر و مهربانی باشد! بلکه اینها حقوقی است متعلق به یک مجموعه گسترده، و مظالمی است که در صورت اغماض بیشتر (و باز کردن راه تداوم شدیدتر آنها در همه جای کشور) در پیشگاه خداوند مسئول و محاکمه خواهیم شد. زیرا: «هر کسی آگاهتر، مسئولتر / کاهلی اوست نامقبول تر»

      و اما جهت پیشگیری کامل از رویدادهای بعدی، آن دسته از مدیران ارشد کانون (اعضای شورای مرکزی منتخب در آخرین انتخابات، نمایندگان شهرستانها، و دبیران کمیسیونهای 50 گانه) که مایل به تجدید فعالیت و وفاداری کامل به این تشکل و کمک در جبران مافات هستند، با شرایط زیر می توانند رسما به کانون بپیوندند و فعالیت خود را از سر گیرند:

      1. التزام به شرایطی که پیش از این بارها برای اعضای ارشد کانون اعلام اما با فشار نامبردگان، گاه رعایت نمی شد و مشکلاتی را ایجاد می کرد از جمله:

      الف. با توجه به اینکه بنیان دیدگاههای کانون بر عرفان اسلامی است: ایمان به دین اسلام و آموزه های قرآن کریم و سیره پیامبر و بزرگان دین. با این توضیح که ما «اهل قبله» یعنی کسانی را که مدعی مسلمانی هستند، مسلمان فرض می کنیم جز اینکه خلاف آن به اثبات رسد. ضمنا معتقد به وحدت شیعه و سنی هستیم و تندروی و تفرقه افکنی میان آندو و روشهایی را که عملا و مشخصا موجب تضعیف اسلام شده است، طرد می کنیم.

      ب. عدم عضویت در احزاب سیاسی، فرقه ها و هر نوع گروهی که عضو خود را ملزم به نفوذ و عضوگیری از محافل و جمعیتها کند.

      ج. کتمان سرّ کامل نسبت به مسائل داخلی (اوضاع مالی، حقوقی، نام اعضا، مسئولیتها، تصمیمات و...) کانون نسبت به هر احدی. خود کانون گزارشهای لازم را در نشریه و رسانه های خویش جهت آگاهی عموم. منتشر خواهد کرد.

      د. کمک موثر به حل مشکلات کانون و استقلال کامل آن. از جمله کمک به ریشه یابی مشکلات اخیر جهت پیشگیری از اعتماد ما به سایر افراد مغرض، از طریق نگارش و ارسال پیام کتبی به ایمیل ayandene...@gmail.com

      هـ. حتی الامکان شرکت در یکی از جلسات بازسازی کانون، حدود 50 یا 60 روز آینده، در تهران، اهواز، مشهد؛ ان شاء الله.

      توجه باید داشت اطلاعیه حاضر احتمالا در رسانه ها به نظر دو متعدی اصلی به حقوق کانون خواهد رسید، اما سایر اطلاعاتی که شفاها و کتبا در اختیار پرسشگران جزئیات مسائل قرار میگیرد تا برای ادامه همکاری تصمیم گیری کنند، نمی باید که به سمع و نظر دو نامبرده (که جای هیچ آشتی نگذاشته اند، و غیر از دعوای حقوقی، بخاطر دیدگاههای خاص در سرسپردگی به پزشکی و روانپزشکی غرب و در مقابل طب و حکمت شرق و روشهای طبیعی درمان و زندگی ارگانیک؛ و بهره جویی مادی هنگفت خود و اعوانشان از این موضوع؛ و نیز به عنوان کسانی که خود بدلیل بیماریهای مستند به تشخیص پزشکان و مشاهدات معاشران، فاقد توان تصمیم گیری صحیح هستند) برسد. و این موضوع به خودی خود افشای سر محسوب می شود. تنها با اینگونه محکم کاری هاست که نهال کانون بار دیگر پا می گیرد و تبدیل به درختی توانمند می شود و داشته های پیشین خود را نیز بسرعت بازیابی می کند و، که همگان حتی افراد بیمار بتوانند در سایه آن بیارامند. و از هر فرد بیماری نهراسند.

      مدیران کانون ضمن عذرخواهی از همگان برای ایجاد این وقفه و عدم دفاع قاطع از حقوق اعضا و حریم کانون در مقابل مداخله جویان غیر عضو، که البته برخورد با آنان با همکاری دوستان نیز همراه نشد و برخی شرکت کنندگان جلسات، ما را در این اقدام لازم و قانونی ملامت، و پس از مشاهده نتایج این مداخله ها (و سکوت ما نسبت به مسائل پشت پرده که همهء آن را نیز نمی دانم و "ان زمان که پرده ها برافتد!" روشن خواهد شد) نیز هیچگونه همکاری جهت حفظ کانون ننمودند و حتی جلسه "تا رستخیز ناگهان" که دو متعدی اصلی از حضور در آن و برای همیشه، منع شده بودند، با سختی و مخارج هنگفت بسیار و عدم همکاری یاران (که خوشبختانه دلیل آن مشخص شد: اغفال و تطمیع و نفاق افکنی و مداخله و تضعیف مالی و... از سوی اخراجی ها!) و پس از آن بمدت دو ماه اتفاقاتی افتاد که جنبه های شخصی، خانوادگی، سازمانی، حقوقی و اقتصادی آن بسیار به هم پیچیده است؛ و تماس و همکاری ما با کسانی که بخواهند به شیوه سابق با هر دو سوی تعامل داشته باشند؛ و ضمن تماس با مهمد ناصح و نادره ولی زاده، و بان عرفان حلقه، و چند کارمند خاطی یا کسانی که برای آنها کارآفرینی امنی شده بود اما متاسفانه ....؛ بخواهند با ساختار کانون سابق نیز یاری و همراهی کنند، از لحاظ مدیریت و درایت، آنهم پس از سه ماه آوارگی بخاطر تجدید ساختار، صحیح نخواهد بود.

      صدها نفر هستند یاران واقعی کانون و اساتید و حمایتگران خارج از آن، که می باید نخست هستهء کوچکی برای تصمیم گیری و تعیین نحوه ادامه کوششها و برگزاری جلسات و همایشهای عمومی و خصوصی، انتشار نشریات، کتابها، برگزاری جشنها و کنسرتها و اردوهای گردشگری و اجرای طرحهای کارآفرینی و تاسیس شرکتهای کوچک و... شکل بگیرد و بر سر اصول مسلمهء فوق توافق و اعلام تعهد شود و سپس اقدام به فراخوان گسترده جهت تجدید فعالیت و تقسیم کار گردد و در این زمینه، راههای بسیار موثر برای جوششی دوباره پیش بینی شده، حتی برای عموم افراد جامعه بدون در نظر گیری اندیشه و فرهنگ و دین و هویت آنها، برنامه های خدماتی و شادی بخش و حمایتگرانه مفصلی تدارک دیده شده است؛ و همگی از خداوند می خواهیم ما را در این مسیر یاری دهد.

      توقع بالایی نیست از دوستان دلسوز، در این شرایط تنگنای مالی در مشهد مقدس که برای امور اولیه نظیر ثبت شرکت و کارهای اداری، راه اندازی سایت اطلاع رسانی (darpanaheto.ir که تاسیس شد اما بعلت بدهی فعلا از دسترس خارج است)، نقل و انتقالات وسایل از شهرهای گوناگون، ارسال هدایا و نیز چاپ و ارسال کتابچه هایی از گزارشهای رویدادهای اخیر، و همچنین رهن دو سه محل ارزاینقیمت و زیبای دیگر در شهرهای مختلف جهت نمایشگاهها دائمی کانون و اقامت و اسکان اعضای مسافر که با صاحبخانه ها توافق صورت گرفته، سفر به تهران و برگزاری جلسات با اساتید (نه جهت تخریب خاطیان بلکه چاره اندیشی برای احیای کانون) و نهایتا ترخیص وسایل از دو دفتر و منزل سابق دبیرکل در اهواز، و شاید ایجاد دفتری دیگر متعلق به خود اعضا در همان ناحیه، وجود حمایتی خود را هرچه سریعتر واریز فرمایند. و ما را از دور و در این غربت، در شهری که مقدس و پرفیض، اما مولای غریبان نیز در آن غریب بود، بیش از این تنها نگذارند. عزیزانی که واقعا مایلند مسائل کانون هرچه سریعتر حل شود، میتوانند –در صورت پذیرش اصل استقلال کانون و انفکاک آن از سلطه مالک سابق دفتر- به طرق زیر (بترتیب اولولیت) به ما یاری رسانند.

      1.دعای خیر از سر صدق و سوز دل به درگاه باریتعالی که این کانون را بار دیگر سرپا نگهدارد و از گزند حوادث مصون بدارد.بویژه از روزه داران محترم، و نیز دردمندان که آه آنان تاثیری شگرف بر مشیت الهی دارد، درخواست دعا در این مهم را داریم.

      2. واریز مبالغ حمایتی به شماره کارتهای زیر؛ که طبیعتا گزارش کامل مخارج پیشین و بویژه ریز مخارجی که از این پس برای احیای کانون می شود،داده خواهد شد.

      بانک رفاه کارگران، 5894.6315.3018.9372

      اقتصاد نوین، 6274.1211.7036.9672

      پاسارگاد، 5022.2910.5342.5326

      ضمنا در صورت تامین هزینه اسکان چند روزهء دیگرِ دو نماینده کانون در مشهد، طی مذاکره با بانکها و شاید استخدام وکیل برای رتق و فتق امور فوری مالی و ثبتی، برخی حسابهای دیگر کانون نیز بازیابی و با صدور دفترچه مجدد بتوانیم از مبالغی که قبلا از آنها پس انداز شده استفاده کنیم و با همین سرمایه اندک، و استخدام یک یا دو کارپرداز و دستیار it موقت برای دوهفته، به افقی روشنتر بیاندیشیم. وبا تازه شدن دیدارها با اعضای صادق و صمیمی، به دیده بوسی و رفع ملالت های دیرینه، هم اندیشی برای حل مشکلات و پرهیز از مجادلات زیانبار بیشتر با ناسپاسان (طبق اصول "وأعرض عن الجاهلین " و "با کافران چه کارت، گر بت نمی پرستی!") بپردازیم!

      3. ارسال اطلاعاتی در خصوص حل این مشکل که واقعا به ما کمک کند. (از جمله مشاهدات و شنیده های خود از رویدادهای اخیر، مسائل حقوقی، و ابتکارهایی که ممکنست روند بازسازی را به طور کل در جهت مثبت تغییر دهد). به همان پست الکترونیک سابق: ayandene...@gmail.com .

      4. با توجه به اینکه جهت جلب حمایتها، محصولات چاپی کمی از کانون در اختیار ماست، ارسال پستی کتابها و نشریات و جزوات و سی دی های کانون توسط اعضای عزیزی که در اختیار دارند، به آدرس: "بیرجند، خیابان معلم 24،پلاک 247، خیاطی سید موسوی". آدرس شهرهای دیگر بزودی اعلام میشود.

      5. با توجه به عدم دسترسی وسیع به ایمیل اعضا در این شرایط، ارسال همین متن برای سایر دوستان –و با توجه به عمومی بودن- برای همه سایتهای خبری، اطلاع رسانی، دولتی، غیردولتی و... که میتواند کمک رسان ما باشد.

      عزم کرده ایم که دوباره بلند شویم. از بزرگان میخواهیم که دستمان را بگیرند و اجازه تعدی به این جمع جوان و فعال با سابقهء مشخص، ندهند، از همکاران سابق میخواهیم که صادقانه در این از نوبلند شدن، دست به دست هم دهیم و گذشته های تلخ را فراموش کنیم و به افقی روشن چشم دوزیم که در آن، همچون روز فتح مکه بدون تلفات، بگوییم: «الیوم یوم المرحمه = امروز روز رحمت و بخشایش است» و حتی دلخوران و سرخوردگان و کسانی را که ما را تنها گذاشتند، شور و سروری تازه بیابند و دست در دست هم و پابپای یکدیگر، به سرفرازی "انسان" در جهان، در سایه عبودت خداوند و رعایت عرفان و خرد و حق و عدالت اندیشه کنیم. و همه این آرمانها، به اصلاح شخص خودمان، کادر مدیریتمان، و روشهای فعالیتمان باز میگردد.

      چه زیبا تاکید می کرد آن معلم فرزانه در انتهای جلسات شورانگیز مولانا بر شعر آنحضرت:

      تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید / تو یکی نئی، هزاری! تو چراغ خود برافروز!

      این پیام عشق را خاتمه می دهیم با جگری خونین از دلتنگی دوستان و آنچه بر ما رفت، و با چشمی اشکبار و شکرگزار از لطف خدا و کرم امام رضا که در این عید فطر، فرصتی برای ما فراهم کرد که در اتاقی خشتی و گلی در جوار حرم خود، و با استقلال رای و آرامشی کامل (و اجابت دعای: الهی در شب فقرم بسوزان / ولی محتاج نامردان نگردان)  درباره سیر فعالیت آتی تصمیم بگیریم و خلاصهء مسائل را از بطور شفاف با همگان درمیان بگذاریم، و امید به ادامه این لطف و کرم داشته باشیم. و در خواست اینکه اگر اشتباه می کنیم، باز هم خداوند هشدارمان دهد و در همین دنیا به راهمان آورد، و چنانکه در صراط مستقیم طاعت او و خدمت بندگانش می رویم، حمایتمان کند و به عقل و تدبیر ناقص خودمان ما را وانگذارد.

      در پایان همراه می شویم با کلام خدای رحمان و رحیم: بگو به آن دسته از بندگانم که در گناه کردن بر نفس خود اسراف ورزیدند: «لا تقنطوا من رحمه الله أن الله یغفر الذنوب جمیعا = از رحمت خدا ناامید نشوید. همانا که خداوند همهء گناهان را می بخشد.»

      هو... دم عارفان گرم... توکل به خدا...

      کانون آینده نگری ایران (کمیته موقت حقیقت یاب و بازسازی – مشهد مقدس – سوئیتی در جوار حرم امام رضا)

      مدیریت: 09366098934

     غلامرضا صدیقی (رامین)

     

 

     

 

 

 

 

 

 

 

 

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages