You do not have permission to delete messages in this group
Copy link
Report message
Show original message
Either email addresses are anonymous for this group or you need the view member email addresses permission to view the original message
to auiu...@googlegroups.com, Mohammad Khalesi, Dr. Barati
میتوانیم از درک شهودی امر قدسی و رویکرد نظری به دین (متون، تاریخ،
نهادها و آیینهای دینی) سخن بگوییم. درک شهودی یعنی تجربهی ایمانی،
گشودگی به روی امر مقدس و زیستن در جهانی یکسره متفاوت با قلمرو این
جهانی. همان چیزی که هانری کربن برای شناخت آن از روش «پدیدارشناسی» بهره
میگرفت. رویکرد نظری به دین، یعنی شناخت دین به کمک ساختن دستگاهی
نظری و مفهومی. قدما در چارچوب دانشهایی مانند فقه، تفسیر، حکمت اسلامی،
کلام و مانند آن چنین کاری کردند. یعنی شناخت فقهی یا کلامی از دین
«دروندینی» نیست یا هماناندازه «دروندینی» است که اگر کسی بخواهد با کمک
بلاغت مدرن و دانش تفسیر متون (هرمنوتیک) و نظریههای ادبی جدید به سراغ
فهم متون دینی برود. تصور و تلقی ما از «دین»، «متن»، «تاریخ» و
«آیین»ها، خود «دینی» نیست، بلکه زادهی دستگاههای مفهومی است. مهم آن
است که بدانیم این دستگاههای مفهومی، گفتمانها و منظومههای فکری در چه
پارادایمی یا دورانی قرار دارند و ویژگیهای آنها چیست. بنابراین، به جای
آنکه به کسی که از منظر تاریخنگاری مدرن به تاریخ اسلام مینگرد – به
ناروا – بگوییم نگاهی «برون دینی» دارد، باید گفت نگاهی از درون پادارایم
مدرن تاریخنگاری دارد. چون بیتردید تاریخنگاری قدیم که مبنای کار طبری و
ابنهشام و واقدی و ابن حجر عسقلانی بوده «دین» یا «درون دین» نیست.؛ نظام
فکری بشری است که با پادارایمهای جدید ناکارآمد و از لحاظ نظری غیرقابل
دفاع شده است. نگاه طبری به تاریخ اسلام همانقدر «بروندینی» است که نگاه
هشام جعیط، تاریخنگار تونسی صدر اسلام. یا برداشت فقهی شیخ طوسی از اسلام
همانقدر «دروندینی» است که نگاه واسازانهی محمد ارکون.