چكيده
«رويكردهاى نوين شهرسازى از جمله برنامه ريزى اجتماعى و برنامه ريزى غيرا قليدسى در كنار جديدترين تئورى هاى ارائه شده از جمله تئورى انتقادى، تئورى پديدار شناسى، تئورى اخلاقى و تئورى توسعه پايدار همگى مؤيد ضرورت نگرشى نوين به جهان هستى، انسان ها، محيط و بالمآل معمارى و شهرسازى هستند. عليرغم تفاوت هايى در اصول و روش ها، مى توان توجه به مواردى چون اصول اخلاقى در مقابل منافع، اجتماع در مقابل فرد و كيفيت در مقابل كميت را از اصول مشترك كليه ديدگاه هاى فوق دانست. لذا به نظر مى رسد كه تحقق توسعه پايدار محلات و شهر، مستلزم چرخشى بنيادين در محتوا و رويه شهرسازى معاصر باشد. مقاله حاضر در پى بررسى و تحليل اصول و مفاهيم توسعه پايدار شهرى از منظرى پديدار شناختى است. از اين رو با تكيه بر روشى توصيفى /تحليلى و با استفاده از تكنيك مطالعات كتابخانها ى اصول پايها ى توسعه پايدار در بستر مفاهيم پايها ى پديدارشناسى چون بازگشت به خود اشياء، سكنى گزينى، فضاى زيسته، حس مكان، معنى و ... مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. از مهمترين نتايج اين مطالعه مى توان به ضرورت توجه به حيات انسانى به عنوان شبكها ى تودرتو، ظريف و پيچيده از ارتباط هاى واقعى و سمبوليك و شناخت اين شبكه روابط با تكيه بر پارادايم هاى تحقيق كمّى و كيفى، اجتناب از تلقى فضا به عنوان يك فضاى صرفاً هندسى، مقاومت در مقابل بهينه سازى و توجه به مطلوبيت، انسانيت و اداره پذيرى اندازه هاى كوچك و در عين حال متمركز به جاى رشد لجام گسيخته، ارتقاء شيوه هاى تصميم سازى در سطوح گوناگون برنامه ريزى از طريق توجه به روابط انسان و محيط به شيوها ى ديالكتيكى و مشروعيت بخشيدن به حضور و مشاركت مردم در طرح هاى شهرى اشاره نمود.»
واژه هاى كليدى: پايدارى، پديدار شناسى، اصول اخلاقى، جامعه گرايى، نگرش كيفى.