بیان معنویت از زبان عاشیق ها

10 views
Skip to first unread message

asi1333

unread,
Dec 28, 2010, 7:32:44 AM12/28/10
to asiqlarurdo
بیان معنویت از زبان عاشیق هاعاشيق هاي آذربايجان را بايد در ميان آن
دسته از هنرمنداني جاي داد که سازشان نواي عشق و شيفتگي و کلامشان بيان
معنويت و دلدادگي است.

عاشيق ها به معنايي کامل‌ترين هنرمندان آذربايجان هستند زيرا که آنها هم
صاحبان سخن هستند، شعر مي‌سرايند، هم خالق موسيقي‌اند و کلام موزون و
ريتم و آهنگ مي‌سازند و ابداع گر و توليد کننده وجد و همين طور هم مجري
شعر و آهنگ خود هستند ، پس صنعتکاراني را با ويژگي‌ها شاعري، موسيقيداني
و اجراي موسيقي در بر مي گيرند.

عاشيق‌ها توان خلق و توليد و اجرا هنرشان را توأمان دارند که اين مزيت
بر ابعاد هنرشان مي افزايد.

بر اساس آثار موجود، مسووليت عاشيق ها، گاهي هم حل مشکلات مردم، قضاوت
در اختلافات موجود بين مردم، راهنمايي وظايف مردم، حتي معلمي و آموزش
بوده است.

"خاستگاه عاشيق ها"
هرچند براي شکل گيري و زايش هنر "عاشيقي" تاريخ دقيقي نمي‌توان مشخص کرد،
اما به نوعي مي‌توان قدمت صنعت عاشيقي را با حيات مردم منطقه آذربايجان
همسان پنداشت.
آنچه که مهم است توجه به اين نکته است که هنر عاشيقي در بستر رشد تاريخي
خود با باورهاي مردم منطقه، همساز و هماهنگ شده و با ساخت‌هاي اجتماعي
آنان همراهي کرده و منجر به ايجاد و تشکل يک سويه هنري با ابعاد
گسترده‌‌اي مرکب از شعر، موسيقي، کلام شده است.
تاثير اين هنر تا جايي است که با وجود گسترش انواع موسيقي، هنر عاشيقي
چنان زنده و پويا در بين اقوام مناطق گيتي پهناور از جمله ايران، ترکيه،
جمهوري‌هاي شوروي سابق باقي مانده و تا چين گسترش يافته است.
به استناد آثار بجا مانده تاريخي، عاشيق ها در گذشته در منطقه، رل يک
شخصيت فيلسوف و عالم را ايفا مي کردند.

بر اساس مطالعات تاريخي انجام گرفته بعد از گرويدن مردم آذربايجان به
دين اسلام در قرن هفتم ميلادي، صنعت عاشيقي با باورهاي اسلام هماهنگ ‌شده
و به حيات خود ادامه مي‌دهد. بنا به رواياتي اولين کسي که در آذربايجان
با دين اسلام آشنا مي‌شود پيري فرزانه به نام "د‌ده قورقود" قهرمان
اسطوره‌هاي آذري‌هاست که اين معنا يعني پذيرش اسلام از سوي د‌ده قورقود
در مقدمه نسخ مختلف کتاب "دده قورقود" محفوظ است.

"عاشيق" در گذر زمان نام هاي مختلفي به خود گرفته و تثبيت نام عاشيق به
عنوان شاعران ساز به دست دوره گرد، بعد از پذيرش اسلام در ميان
آذربايجاني ها مرتبط است.

براي معادل لفظ "عاشيق" به عنوان هنرمندان موسيقي سنتي آذربايجان به نام
هايي چون "باخشي" و "اوزان" نيز بر مي خوريم.

نشانه اي از واژه باخشي، امروزه نيز در جغرافياي استان باقي مانده است،
به طوري که براي نمونه در سلماس هنوز روستايي به نام باخشي کندي (بخش
کندي) و يا در اروميه دژي به نام باخشي قلعه‌سي وجود دارد.

همچنين در کتاب دده قورقود کهن‌ترين اثر مکتوب آذربايجاني، اوزان نام
خنياگر دوره‌گردي است که در شأن قهرمانان حماسه مي‌سرايد و دعاي خير
بدرقه راه آنان مي‌کند.

خود د‌ده قورقود نيز يک اوزان قوپوز به دستي است که ويژگي‌اش حضور در
مجالس بعد از پيروزي قهرمانهاي داستان هايش و توصيف و تمجيد و شعر سرايي
در خصوص آنهاست.

هنوز هم در برخي از مناطق جغرافيايي آذربايجان به محدوده و آبادي‌هايي
مزين به نام اوزان رو به رومي‌شويم که نمونه‌هايي از آن در اروميه ده اي
است به نام اوزان کندي و در سلماس نيز روستايي به نام گلعذان "گُل اوزان"
وجود دارد.

در اهميت و تدوين جايگاه عاشيق‌ها در ميان مردم آذربايجان همين قدر
کفايت مي کند که عاشيق را "ائلجه ‌بيلن" (داناي ايل و قوم) و ساز آنها را
قوپوز ناميده‌اند.

در مکتب هنري عاشيقي آذربايجان، عاشيق ها را رتبه بندي نيز کرده اند و
عالي‌ترين مرتبه آن بنا به استشهاد تاريخ، نام "د‌ده" برخود گرفته است که
اين مرتبه تا امروز هم ادامه دارد و حتي در دوره معاصر، تخلص شعري برخي
شاعران هجايي‌گو و شاعراني که اقدام به سرودن انواع اشعار عاشيقي
کرده‌اند نيز دده است.

با ورود به دوره اسلامي، مفاهيمي چون الهيات، عشق به خدا، عشق به همنوع،
وطن پرستي، جهاد با نفس و ديگر مفاهيم معنوي و انساني در کلام عاشيق جاي
گرفته است.
از "دده قورقود" تا "ديري‌لي قورباني" که تحقق واژه عاشيق و شکل‌گيري اين
واژه و به نوعي بنيانگذاري مکتب عاشيقي در آذربايجان با او شروع مي‌شود
به نام هاي بزرگي چون عاشيق پاشا، يونس امره و ملا قاسم شيرواني بر مي
خوريم.

ديري‌لي قورباني عاشيقي ‌است که ايشيق را خطاب نام خود قرار داده و در
مرحله گذر اوزان به اوزان عاشيق قرار گرفته و اين يک بيت از اوست که
مي‌گويد:
من بو دنيادا عاشيقام عاشيق دئييلم ايشيقام (در دنيا من عاشيق هستم -
عاشيق نيستم ايشيق هستم)

بنا به اقوالي تبديل ايشيق (روشنايي) به عاشيق با ديري لي قورباني شروع
مي‌شود.

اگر در تکامل لفظ عاشيقي سه مرحله

1) اوزان 2) اوزان - عاشيق و 3) عاشيقي را مبناي مطالعات و رشد پروسه
تاريخي عاشيقي قرار دهيم در مرحله اوزاني با لفظ د‌ده و شخصيت‌هايي چون
د‌ده قورقود، د‌ده‌يادگار ـ در مرحله اوزان عاشيق، نمايندگاني چون عاشيق
پاشا، يونس امره و در مرحله سوم يعني دوره صرف عاشيقي با اشخاصي چون خسته
قاسم، توفارقانلي عباس و ديگران رو به رو مي‌شويم که در راس هرم مرحله
سوم نام ديري‌لي قرباني قرار مي‌گيرد.

از مرحله اوزاني تا عاشيقي، با تکامل وسيله موسيقي اين صنعت نيز رو به
رو هستيم به طوري که قوپوز به ساز عاشيقي تبديل مي‌شود.

شعر نيز جز تفکيک ناپذير از هنر عاشيقي است که با تنوع زيادي روبه روست
به طوري که در ادبيات عاشيقي با انواع شعرها چون قوشما، گرايلي، باياتي،
استادنامه، تجنيس و مخمس و در نثر نيز نوعي داستان نويسي حماسي و قهرماني
در کنار ادبياتي با مضمون اجتماعي و عاشقانه مي توان سراغ گرفت.

در مورد ساز عاشيقي يعني قوپوز نيز نظرهاي مختلفي وجود دارد.

قوپوز، ساز عاشيق هاي محلي آذربايجان آلتي شبيه تار و مرکب از 9 سيم
است.

عاشيق هايي که ساز به دست مي گيرند معتقدند ساز تا در فراخناي سينه جاي
نگيرد و نمي توان از آن آواي عشق شنيد.

عاشيق‌هاي آذربايجان شاعراني هستند با قامتي استوار و مقاوم چون سرو و
هر چه قدر هم پير و ناتوان هم شوند بازهم ايستاده هنرنمايي مي‌کنند چرا
که عشق هيچوقت قامت خميده را بر نمي‌تابد.

منبع :ارت موزیک

گردآوری:گروه هنر سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Art.html

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages