چرا هر كس به فكر گليم خويش است
نويسنده: محسن گودرزي
كلمه «اخلاق» بلافاصله نصيحت را تداعي مي كند. در جامعه ما رايج ترين
راه براي حل مشكلات اخلاقي، نصيحت است. بر همين اساس، صدا و سيما براي
مقابله با تنزل وضعيت اخلاقي، مخاطبانش را نصيحت مي كند، در دانشگاه ها
دروس اخلاق مي گذارند و به افراد مي گويند كه اخلاق چيست و راه درست زندگي
اخلاقي چيست، «مشاوران» نيز در كتاب ها و رسانه ها و مطب ها از مراجعين و
مخاطبين خود مي خواهند كه زندگي را به نحوي ديگر ببينند و تحول را از درون
خود آغاز كنند.مسوولان روابط عمومي از طريق تابلوهاي شهري روزانه ساكنان
شهر را نصيحت مي كنند و به الگوي مناسب زندگي دعوت مي كنند.
چرا
با وجود حجم انفجارگونه نصيحت، وضعيت اخلاقي راضي كننده نيست؟ اگر بود كه
اين همه نصيحت لازم نبود. اگر اخلاق رعايت مي شود، چرا بايد بازگرداندن پول
گمشده به صاحبش تا اين حد باعث شادماني شود؟ جز اين است كه كمتر كسي
انتظار چنين رفتاري را داشته است؟ اين بدان معناست كه عمل اخلاقي، عملي است
كمياب و در نتيجه شگفت آور.
ممكن
است وضعيت اخلاقي تا اين اندازه هم بد نباشد ولي اين احساس عمومي وجود
دارد كه در يك محيط غيراخلاقي زندگي مي كنيم. پس آيا اين همه تلاش اخلاقي
بي حاصل بوده است؟ چرا نصيحت ها به بهبود وضعيت اخلاقي منجر نشده است؟ دليل
آن را بايد در بي اعتنايي به خصيصه اجتماعي اين پديده جست وجو كرد.
اخلاق
محصول زندگي گروهي است و اگر جايي زندگي گروهي ضعيف باشد، اخلاق هم ضعيف
مي شود. الگوي گذران وقت اين نكته را تاييد مي كند كه شهرنشينان ايراني وقت
خود را بيشتر مصروف نيازهاي فردي خود مي كنند و كمترين ميزان وقت را براي
فعاليت هاي ديگرخواهانه مي گذارند
مركز آمار ايران در پاييز و زمستان 1377 و بهار 1388 شيوه هاي گذران وقت
را در بين شهرنشنيان بالاتر از 15 سال بررسي كرده است. بر اساس يافته هاي
اين آمارگيري، بيشترين زمان به فعاليت هاي «مراقبتي»، «خانه داري»، «فعاليت
شغلي» و «استفاده از رسانه هاي جمعي» اختصاص دارد. 13ساعت و 17 دقيقه صرف
فعاليت هاي مراقبتي مثل خواب و تغذيه و بهداشت روزانه مي شود. بعد از آن 3
ساعت و 10 دقيقه براي خانه داري صرف مي شود. افراد شهرنشين، به طور متوسط
حدود 2 ساعت و 41 دقيقه را به فعاليت شغلي و نزديك به دو ساعت در روز را به
استفاده از رسانه هاي جمعي اختصاص مي دهند. احتمالاتلويزيون بيشترين سهم
را در رسانه هاي جمعي دارد.اين اعداد را مقايسه كنيد با 3 دقيقه روزانه صرف
فعاليت هاي داوطلبانه و خيريه. (چكيده يافته هاي طرح آمارگيري گذران اوقات
فراغت نقاط شهري بهار 1388 ص 7
به
اين ترتيب، الگوي صرف زمان روزانه نشان مي دهد فعاليت هاي داوطلبانه كم
اهميت ترين بخش زندگي روزانه شهرنشينان است. اين اعداد نشان دهنده غلبه
الگويي از زندگي فردي و خزيدن به روابط درون گروهي است.
بر
اساس نتايج، بيشترين زمان براي تامين نيازهاي مادي و نيازهاي اساسي صرف مي
شود. از ساعات باقيمانده، بخش عمده به سرگرمي و تفريح اختصاص مي يابد.
الگوي سرگرمي و تفريح نيز كمتر الگويي اجتماعي است و بيشتر به استفاده از
رسانه (آن هم تلويزيون) اختصاص دارد. روابط اجتماعي هم به حوزه دوستان و
خانواده و آشنايان محدود است.
در
نتيجه، زندگي ما يا در تنهايي و يا در حلقه هاي نسبتا بسته اجتماعي و به
اصطلاح گروه هاي اوليه مي گذرد. پژوهش هاي اجتماعي ديگر هم تاييد مي كنند
كه مشاركت در حيات گروهي ضعيف است. نهادهاي صنفي، علمي، اجتماعي و... رشد
چنداني نيافته اند و در بعضي موارد، اين گروه ها و نهادها، تداوم سازمان
هاي دولتي اند. در نتيجه، فرصت هاي اندكي براي فعاليت هاي غيرشخصي و عمومي
وجود دارد.
اين ضعف نهادي موجب كاهش سهم فعاليت هاي داوطلبانه در زندگي
روزانه ساكنان شهري شده است. از اين رو، رفتارهاي ديگرخواهانه، اغلب
هيجاني، گذرا و نامستمرند، به سرعت شكل مي گيرند و به نقطه اوج مي رسند و
به همان سرعت نيز رو به افول مي گذارند. مثلادر روزهاي اول وقوع يك زلزله ،
تمايل به كمك زياد است ولي در زمان بازسازي كه نياز به كمك بيشتر وجود
دارد، شوق و رغبت عمومي فروكش كرده است.
به
اين ترتيب، مهارت هاي اجتماعي در زمينه همكاري كردن با ديگران پرورش
نيافته است و براي نمونه يكي از شيوه هاي رفتاري رايج در تعامل با ديگران،
قهر كردن و كناره گرفتن است. شرايط محيطي نيز به چند صورت اين الگو را
تقويت مي كنند. از يك طرف، غلبه ارزش هاي مادي و اقتصادي و از طرف ديگر
فضاي سوءظن و بي اعتمادي به رشد الگوهاي منفعت جويي خودگرايانه مجال داده
است.
به
اقتضاي شرايط زندگي، بخش عمده يي از وقت افراد به فعاليت اقتصادي اختصاص
دارد. حضور مستمر در يك محيط، باعث كسب ارزش هاي آن محيط مي شود. در محيط
هاي اقتصادي، دو ارزش بنيادين وجود دارد: يكي رقابت و ديگري كسب سود بيشتر.
در محيط اقتصادي، يك بنگاه به بنگاه «ديگر» به چشم رقيب نگاه مي كند. از
طرف ديگر، منطق فعاليت اقتصادي كسب سود هر چه بيشتر است. در شرايط ضعف حيات
گروهي، اين دو منطق به كل زندگي جامعه سرايت كرده است. ميل به كسب پول به
صورتي مهارناپذير در ميان اعضاي جامعه گسترش مي يابد و هر تصميم يا اقدامي
كه به كسب پول بيشتر منتهي نشود، غيرعقلاني قلمداد مي شود. در اين نگاه صرف
وقت براي فعاليت داوطلبانه، توجيهي ندارد و در نتيجه آن، حيات اجتماعي هر
روز از ارزش هاي گرم همدلانه، انسجام بخش و اخلاقي تهي تر مي شود.
جامعه
ما از يك سو در آموزش مهارت هاي اجتماعي و ترويج عمل اخلاقي و توليد
احساسات جمعي مثبت مثل اعتماد دچار ضعف است و از سوي ديگر با تسلط ميل به
سودجويي، با رشد رفتارهاي خودخواهانه مواجه است. اين شرايط مساعدي براي رشد
بدبيني، سوءظن و احساس خطر از ناحيه ديگري فراهم آورده است. يكي از نتايج
اين الگوي زندگي، كم توجهي و حتي بي اعتنايي به ديگران و پيگيري منافع فردي
است. هر كس تلاش مي كند «گليم خود را از آب بيرون بكشد.»
سياست
هاي اجتماعي در ايران به جاي توجه به دلايل ايجاد اين وضعيت، توجه خود را
روي نشانه ها و نه خود مشكلات متمركز كرده اند. از طرفي، سياست هاي اجتماعي
براي حل مشكلات عمدتا به دو روش تبليغ و كنترل محدود شده اند. با چنين
دريافتي، نمي توان اخلاق را در زندگي اجتماعي تقويت كرد، فقط بايد منتظر
باشيم تا پول گمشده يي به صاحبش بازگردد تا يابنده را تشويق كنيم.
منابع در روزنامه موجود است.
(روزنامه اعتماد، شماره 2577 به تاريخ 5/10/91، صفحه 13 (جامعه)