بسم الله الرحمن الرحیم
مدتی قبل کتابی به نام (دعوت احمد الحسن حق است و یا بدعت) روی سایت های مخالفین گذاشته شدکه نویسنده آن با عنوان مستعار ( طالب حق ) خود را معرفی کرده است، سعی ما بر این است تا جواب شبهات این کتاب را یکی یکی و پشت سر هم بصورت شبهه و جواب آن مطرح کنیم.امید است که مورد رضایت باری تعالی باشد و بتوانیم از این طریق چیزی از تشویش و شبهات وارده بر این دعوت مبارکه را شفاف سازی کنیم.
پایه جواب ما بر این شبهات کتاب (دعوت احمد الحسن همان حق آشکار است) می باشد.
مقدمه از استاد عبد الرزاق دیراوی
الحمدلله رب العالمین و صلی الله و علی محمد و آله الأئمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً .
بهترین حالات برای فردی که در مورد حقیقت جستجو می کند و بر آن حرص دارد، بلکه خوشبختانه ترین لحظاتی که دل انسان را به وجد می آورد، لحظاتیست که در آن، بین خود و طرف مقابل را به گونه ای تصور کند که گویی راه رفت و آمد برایش هموار شده و او سوار بر مرکبِ حامل کلام طیب و دلیل و فکر و برهان بوده به سمت مقصد در حرکت است .
این تنها نمائیست است که دعوت یمانیه بر آن حرص و جدیت دارد تا به عنوان یگانه راه مقابله با دیگران شناخته شود، اما -متاسفانه- هیچ گونه سعی و تلاشی از طرف مقابل نیافتیم، بلکه تصویر را کاملا عکس این موضوع یافتیم.
طرف مقابل با جدیت تلاش می کند تا همه پل های ارتباطی را قطع کند، و راه های دیگری را که ممکن است از طریق آن، بین او و پیروان یمانی ارتباط برقرار شود،آتش بزند. بلکه آنچه امروز اتفاق می افتد صدور فتواهایی است که گفتگو و بحث با یمانیین را ممنوع یا حرام می داند که این اتفاق نشانگر این است که طرف مقابل با ترس فراگیر و عقده به موضوع گفتگو و دیدار نگاه می کند، لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
و می دانیم که فقط این فتواهای حرمت و منع گفتگو نیست که نشانگر سیاست بریدن راه های ارتباطی با دعوت مبارک یمانی است بلکه سرو صدا های عوامانه ای که پشت درهای بسته صورت می گیرد از این حقیقت پرده بر می دارد.
طرف فکری مخالف، که در مقام مواجهه ی شرافتمندانه، به سکوت پناه می برد، زمانی که پشت درهای بسته اتاق ها و سایت ها و جایگاه های اجتماعیش قرار می گیرد بسیار پر حرف می شود، و در آنجا بطور کامل عنان نفس خود را رها می کند، و دیگر هیچ چیزی نیست که بر آن لجام زند. او نه تنها به اندیشه ی گفتگو هجوم می برد بلکه هم زمان، اخلاق و علم و همه ارزش های بلند را هدف حمله ی خود قرار می دهد.
و حال که پناه بردن به فحاشی و اتهامات و به کار بردن روش های گمراه کننده، بطور طبیعی، ضعف و سبکیِ طرف مقابل را نشان می دهد، گاهی احساس رنج شدیدی که در آن زندگی می کند او را مجبور می کند تا مواجهه را قبول کند، اما بطور طبیعی طرف مخالف [این بار] فراموش نمی کند که از سکوت منحرف خود استفاده کند، پس مقابله او بطور کامل از پشت دیوار ها خواهد بود !
و این همان حقیقت کتابیست که بر جلد خود این اسم رمزیِ مضحک را حمل می کند ( محقق : طالب حق)!!
پس این کتاب چیزی جز یک رویاروئی یا بهتر بگویم تلاش از جانب مخالفی است که ترسیده و برای امتحان شانس خود از طریق پرتاب سنگ از پشت دیوار استفاده می کند. و این در حالیست که ما جبهه مخالف خودمان و نیز مرکبی که برای رسیدن به هدفشان سوار شدند را می شناسیم.
حمد و سپاس خدای عالمیان، حمد و سپاس خدایی را که دشمنان ما را در درجه ی قرار داد که گمان می کنند قلعه هایشان در برابر خدا مانع است، پس خداوند از جایی که فکرش را نمی کردند به سمتشان آمد و در قلب هایشان ترس انداخت تا اینکه خانه های خود را بادست خود و دست مؤمنین خراب کنند.
خواننده گرامی ملاحظه خواهد کرد که دشمن ترسو، از مقابله شرافتمندانه پرهیز می کند، و به جای این کار، از یک استراتژی که پایه اش ماهیگیری از آب گل آلود است استفاده می کند، در نتیجه همچون وهابی ها، سعی می کند در این کتاب و آن کتاب از آثار انصار مواردی را شکار کند که به گمانش لغزشی برای انصار است،تا این حد که با کلمات بی ارزش و گزاف طول و عرضی به بحث خود ببخشد.
به هر حال، در روش پاسخگوئی، به عناوین مطالب اعتماد خواهم کرد بدون این که به شماره صفحه اشاره کنم ، چون تا زمانی که کتاب موضوع ردیه چاپ نشده باشد هنوز امکان تغییر صفحاتش هست.
و نویسنده کتاب را با لقب (نویسنده سطرها) مورد خطاب قرار می دهم چون که ایشان خودش خواسته پشت اسم رمزِ خنده آور (طالب حق) مخفی شود. در ضمن می دانیم که این کتاب بر صفحات شبکه اینترنت چندبار منتشر شده است، یک بار بعنوان ( دعوت احمد الحسن بین حق و باطل) و بار دیگر با عنوان ( دعوت احمد الحسن حق است یا بدعت).
ادامه دارد….