پاسخ سید احمد الحسن(ع) به عقاید بدعتیۀ مراجع شیعه !!

10 views
Skip to first unread message

سید احمد الحسن ع | وصی و جانشین امام مهدی ع

unread,
Dec 30, 2013, 8:06:02 AM12/30/13
to ahmada...@googlegroups.com

بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمین
و صلى الله على محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا


شبهه ی “لا تصلح هذه الأسماء لأحد غیرک“ ”این نام ها براى غیر تو شایسته نیست” *متن مقدس وصیت*

مخالفین می گویند همان گونه که در وصیت مقدس آمده است، نام های على مرتضى، و امیر مؤمنان، صدیق اکبر، و فاروق اعظم، و مأمون و مهدى“ مختص علی (ع) می باشند، پس چگونه در همان متن نام مهدی به احمد اولین مؤمنان و فرزند امام مهدی (ع) نیز داده شده است؟

پاسخ: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله فی اللّیلة الّتی کانت فیها وفاته لعلیّ علیه السّلام: (یا أبا الحسن أحضر صحیفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه علیه وآله وصیّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: یا علیّ إنّه سیکون بعدی إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهدیّا و أنت یا علیّ أوّل الإثنی عشر الإمام؛ سمّاک فی سمائه علیّاً المرتضى وأمیر المؤمنین والصّدّیق الأکبر والفاروق الأعظم والمأمون المهدیّ، فلا تصلح هذه الأسماء لأحد غیرک….. فإذا حضرته الوفاة فلیسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبین له ثلاثة أسامی اسم کاسمی واسم أبی، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهدیّ وهو أوّل المؤمنین).

از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله روایت کرده که آن حضرت در همان شبى که رحلتش واقع شد به على علیه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن کاغذ و دواتى بیاور و حضرت رسول اکرم (ص) وصیت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدین جا رسید که فرمود: یا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى. پس تو یا على اوّلین دوازده امام مى باشى. خداى تعالى تو را در آسمان على مرتضى، و امیر مؤمنان، صدیق اکبر، و فاروق اعظم، و مأمون و مهدى نامیده است، و این نامها براى غیر تو شایسته نیست…… پس وقتى که وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش که نخستین مهدیین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام دیگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمین مهدى است و او اوّلین مؤمنان است).


گفتن به تعارض در مورد متن وصیت هنگامی صحیح خواهد بود که، به یقین قطعی دست پیدا کنیم که به حق و حقیقت در متن تعارض واقع شده باشد و ممکن نیست که حتی با یک احتمال ضعیف یا دور رد شود.

پس روایت وصیت مقدس می گوید: (خداى تعالى تو را در آسمان على مرتضى، و امیر مؤمنان، صدیق اکبر، و فاروق اعظم، و مأمون و مهدى نامیده است، و این نامها براى غیر تو شایسته نیست).

و بر اساس خود متن وصیت روشن است که خدای تعالی حضرت علی (ع) را در آسمان به این نام ها نامیده است و نه در زمین، و در نتیجه برای غیر ایشان (ع) در آسمان جایز نیست نه بر روی زمین؛ یا اینکه برای غیر ایشان همه این نام ها جایز نیست نه بعضی از آنها، و شاید علت آن باشد که به بعضی از آن نام ها ایشان (ع) مختص شده است مانند لقب امیر المؤمنین.

پس روایات شریف بسیاری تأکید می کنند بر اینکه لقب امیر المؤمنین را خدای عز و جل و رسولش (ص) به علی (ع) داده اند.

و لقب امیر المؤمنین علیه السلام ویژه امام علی (ع) است، و کسی حتی ائمه از فرزندانش (ع) حق ندارند به آن لقب خوانده یا نامیده شوند.

رجوع شود به: کتاب الیقین لابن طاووس، که در آن سیصد و سه حدیث ذکر نمود، سپس ما بقیه آن را در کتاب التحصین نگاشت، پس جمعی دیگر از این نوع احادیث را نیز دکر نمود. و رجوع شود به: بحار الأنوار ج۳۷ ص۲۹۰ ـ ۳۴۰ وج۳۸ ص۱۰۶ وج۳۶ ص۱۷۸ وج۲۸ ص۹۱ و ۹۲- الکافی ج۱ ص۲۴۲ و ۴۱۲ – الأمالی للصدوق ص۶۳۴ و ۱۸۸ و ۴۵۰ و ۳۷۴ – شرح الأخبار ج۱ ص۲۰۶ و ۱۲۴ – بشارة المصطفى ص۲۴ و ۳۴ و ۱۶۷ و (ط مرکز النشر الإسلامی) ص۲۸۷ – الإختصاص ص۵۴ – موضح أوهام الجمع والتفریق ج۱ ص۱۹۱ – تفسیر فرات ص۱۴۷ و ۲۶۶ – مختصر بصائر الدرجات ص۱۷۱ – تاریخ بغداد ج۱۴ ص۱۲۳ – مناقب الإمام علی علیه السلام للکوفی ج۱ ص۴۶۰ – مناقب آل أبی طالب ج۳ ص۵۴ – کشف الغمة ج۱ ص۶۱۳ ـ ۶۲۶ – مستدرک الوسائل ج۱۰ ص۳۹۸ – الأمالی للطوسی ص۲۹۵ – الجواهر السنیة للحر العاملی ص۲۶۲ – مدینة المعاجز ج۱ ص۷۱ – المحاسن والمساوی ص۴۴ – حلیة الأولیاء ج۱ ص۶۳ – المناقب للخوارزمی ص۲۱۵ و ۲۳۱ – تاریخ مدینة دمشق ج۴۲ ص۳۸۶ و ۳۰۳ – شجرة طوبى ج۱ ص۷۱ – کفایة الطالب ص۱۶۸ و ۲۱۱ – الإرشاد للمفید ج۱ ص۴۶ و ۴۷ – الفردوس ج۵ ص۳۶۴ – فرائد السمطین ج۱ ص۱۴۵ – تفسیر العیاشی ج۱ ص۲۶۲ – نور الثقلین ج۵ ص۱۴۹ – المسترشد ص۶۰۱ – الإحتجاج ج۱ ص۳۲۶ – کشف الیقین للحلی ص۲۷۱ ـ ۲۷۹ – الصراط المستقیم ج۱ ص۲۴۵ – جامع أحادیث الشیعة ج۱۲ ص۳۵۳ – موسوعة الإمام علی بن أبی طالب علیه السلام فی الکتاب والسنة والتاریخ ج۲ ص۱۸۱ – غایة المرام ج۱ ص۸۸ و ۹۱٫

(سئل الإمام الصادق علیه السلام عن القائم: یسلَّم علیه بإمرة المؤمنین؟! قال: لا، ذاک اسم سمى الله به أمیر المؤمنین علیه السلام، لم یسم به أحد قبله. ولا یتسمى به بعده إلا کافر.قلت: جعلت فداک کیف یسلم علیه؟! قال: یقولون: السلام علیک یا بقیة الله، ثم قرأ: (بَقِیَّةُ اللهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ)).الکافی ج۱ ص۴۱۱ ووسائل الشیعة (ط مؤسسة آل البیت) ج۱۴ ص۶۰۰ و (ط دار الإسلامیة) ج۱۰ ص۴۷۰ وبحار الأنوار ج۲۴ ص۲۱۱ و ۲۱۲ وج۵۲ ص۳۷۳ وجامع أحادیث الشیعة ج۱۲ ص۳۵۱ ومستدرک سفینة البحار ج۱ ص۱۷۹ وشرح أصول الکافی ج۷ ص۴۸ وتأویل الآیات لشرف الدین الحسینی ج۱ ص۱۸۶ ونور الثقلین ج۲ ص۳۹۰ وتفسیر فرات الکوفی ص۱۹۳٫
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمودند: (مردی درباره ی حضرت قائم (ع) پرسید که آیا در مقام خطاب و سلام او را امیر المؤمنین (ع) گویند؟ فرمود: خیر، امیر المؤمنین (ع) نامی است که خدا علی (ع) را بدان نامیده و هیچ کس نه پیش از آن و نه پس از آن نام کسی نبوده مگر شخص کافر.عرض کرد: فدایت شوم پس چگونه به مهدی (ع) سلام گویند؟ فرمود: گویند: سلام بر تو ای بقیة الله؛ سپس حضرت آیه ی شریفه ﴿بقیة الله برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید).

عن علی علیه السلام: (أن رسول الله صلى الله علیه وآله أمر أن أدعى بإمرة المؤمنین فی حیاته وبعد موته، ولم یطلق ذاک لأحد غیری).الخصال للشیخ الصدوق ص۵۸۰ ومصباح البلاغة (مستدرک نهج البلاغة) للمیرجهانی ج۳ ص۱۸۴ وبحار الأنوار ج۳۱ ص۴۴۵ وموسوعة الإمام علی بن أبی طالب علیه السلام فی الکتاب والسنة والتاریخ ج۲ ص۱۸۲ وج۸ ص۲۴۶٫

امام على علیه السلام فرمود: (پیامبر خدا فرمان داد که در حیات و پس از وفاتش، «امیر مؤمنان» خوانده شوم و آن را براى کسى جز من اجازه نداد).

و همچنین ممکن است که مراد از آن این باشد که این نام ها برای ایشان جایز نیست مگر اینکه با دلیل آن را اثبات کند، یعنی با دلیل قطعی ثابت کند که یک لقب یا بیشتر بر او نیز اطلاق می شوند، و این مورد نیز سود بسیاری دارد که حکومتداران سوء و غیر آنها که این نام ها را به خود مختص کردند بدون اینکه دلیلی بر این عمل از ثقلین تقدیم کنند، را مورد طعنه و مذمت قرار می دهد.

و بر این اساس متن های وارد شده در غیر امام علی (ع) از قبیل آنچه از امام مهدی (ع) یا پدرانش وارد شده است، و همچنین در فرزندانش از نامگذاری آنها به مهدیین، اطلاق موجود در عبارت روایت وصیت را مقید می سازد.

و در خاتمه، ممکن است که مراد این باشد که این نام ها برای غیر ایشان به معنای تمام و کمال جایز نیست، بنا بر این احتمالات بسیارند، و بر هر کدام یک از این وجوه بخواهیم حمل و عمل کنیم، هیچ تعارضی باقی نمی ماند، و در واقع و اساس شبهه کاملاً واهن می باشد.


و الحمد لله رب العالمین

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages