بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمدلله رب العالمین
اللهم صل على محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما
چرا از میان این همه منتظران قائم آل محمد(ص) فقط گروه اندکی در عمل به ایشان میپیوندند و ما بقی یا نسبت به دعوت ایشان بیتفاوت خواهند بود و یا به مبارزه با ایشان خواهند پرداخت؟ این مبحث در پی یافتن پاسخی برای این سؤال از آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) است.
_ یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا کونوا أَنصارَ اللَّهِ کَما قالَ عیسَى ابنُ مَریَمَ لِلحَوارِیّینَ مَن أَنصارى إِلَى اللَّهِ قالَ الحَوارِیّونَ نَحنُ أَنصارُ اللَّهِ فَـاَمَنَت طائِفَةٌ مِن بَنى إِسرءیلَ وَکَفَرَت طائِفَةٌفَأَیَّدنَا الَّذینَ ءامَنوا عَلى عَدُوِّهِم فَأَصبَحوا ظاهرینَ.صف۱۴
در روایات آمده که در حین ظهور تعداد زیادی از منتظران، از این امر خارج خواهند شد: ” سیخرج من هذا الامر من کان یری نفسه من أهله” و حتی عده ای نه تنها از این امر خارج خواهند شد بلکه با حضرت جنگیده و کشته و هلاک خواهند شد.
سؤال اینجاست که چه کنیم که از منتظران واقعی باشیم و به جنگ قائم آل محمد نرویم؟
برای پیدا کردن جوابی قانع کننده به این سؤال بسیار مهم و حیاتی و حساس، چاره ای نداریم جز مراجعه به آیات و احادیث و کتب پیشینیان.
در آیهای که در ابتدای مبحث آمد، خداوند میفرماید که ای مؤمنان از انصار الله باشید.
آنگاه که عیسی ابن مریم در حین ظهور گفت چه کسانی انصار من هستند بسوی خدا؟ و بنی اسرائیل با اینکه همه جملگی عاشقانه منتظر مسیح بودند دو دسته شدند، دسته ای ایمان آوردند و دسته ای کافر شدند.
و تعجب اینجاست که اکثریت قاطع بزرگان و علمای بنی اسرائیل جزو دسته دوم بودند. ( و این موضوع در سریال مریم مقدس به زیبائی به تصویر کشیده شده است).
و نکته این جا است که خداوند در این آیه، منکرین را، گر چه همچنان به خدا و پیامبران و مسیح ذهنی و فرضی خویش ایمان داشتند و تابع و پیرو علمایشان بوده و به شریعت هم سفت و سخت پایبند بودند و عمل میکردند، کافر مینامد.
و ادامه میدهد که ایمان آورندگان به او را تأیید کرده و کمک کردیم که به منکرین ایمان نیاوردند و غالب شدند،چنانچه امروز هم اغلبیت با مسیحیان است و تعداد آنهائی که منکر شده و یهودی ماندند یک در صد مسیحیان هم نیستند.
و در روایات شیعه و سنی که به حد تواتر می رسد تأکید شده که شما مسلمانان نیز قدم به قدم و مو به مو، کار گذشتگان را تکرار خواهید کرد. اما مسئله اینجاست که این بار دور نهائی و آخر بازی است و همهی منکرین هلاک خواهند شد. و کسی زنده نخواهد ماند که این بار نیز مثل یهود هزار سال دیگر بعد از ظهور مهدی، منتظر مهدی ذهنی خود بماند.
_ در حدیثی امام صادق ع فرمود: .قال الله عز و جل: لترکبن طبقاً عن طبق. ای سنناً علی سنن من کان قبلکم.
و در بحارالانوار، در حدیثی در تفسیر آیهای که در اول مقاله آمد (فَـاَمَنَت طائِفَةٌ مِن بَنى إِسرائیلَ وَ کَفَرَت طائِفَةٌ. عدهای از بنیاسرائیل ایمان آوردند و عدهای- بیشتر بزرگان و علمایشان- کافر شدند) امام صادق( ع) میفرماید که حضرت مسیح کلامی به آنها (علمایشان) گفت که بر آنها سنگین آمد و بر علیه اش شوریدند.
و این است کلام سنگین حضرت مسیح خطاب به علمای یهود که در انجیل امروزی نیز موجود است: وای بر شما ای فَریسیان! شما از نعناع و سُداب و هر گونه سبزی ده یک میدهید، امّا عدالت را نادیده میگیرید و از محبت خدا غافلید. اینها را میبایست بهجای میآوردید و آنها را نیز فراموش نمیکردید. وای بر شما ای فَریسیان! زیرا دوست دارید در بهترین جای مجالس بنشینید و مردم در کوچه و بازار شما را سلام گویند.
یکی از فقیهان در پاسخ گفت: استاد، تو با این سخنان به ما نیز اهانت میکنی. عیسی فرمود: وای بر شما نیز، ای فقیهان، که بارهایی توان فرسا بر دوش مردم مینهید، امّا خود حاضر نیستید حتی انگشتی برای کمک بجنبانید.
پس، خون همۀ پیامبرانی که خونشان از آغاز جهان تا کنون ریخته شده است، بر گردن این نسل خواهد بود.
وای بر شما ای فقیهان! زیرا کلید معرفت را غصب کردهاید. خود داخل نمیشوید و داخلشوندگان را نیز مانع میگردید. (که ما متخصص دین هستیم شما دخالت نکنید)
چون عیسی بیرون رفت، علمای دین و فَریسیان سخت با او به مخالفت برخاستند و با سؤالات بسیار بر او تاختند. لوقا_۱۱:۴۲
امام صادق (ع) فرمود: وقتی قائم اول از ما قیام میکند مثل مسیح کلامی میگوید که بر شما سنگین آمده(او را منکر شده) و با او میجنگید و او نیز با شما میجنگد و شما را میکشد.
…عن ابن أبی یعفور قال: دخلت على أبی عبد الله علیه السلام و عنده نفر من أصحابه فقال لی: یا ابن أبی یعفور هل قرأت القرآن؟ قال: قلت: نعم هذه القراءة، قال: عنها سألتک لیس عن غیرها قال: فقلت: نعم جعلت فداک، و لم؟ قال: لأن موسى علیه السلام حدث قومه بحدیث لم یحتملوه عنه فخرجوا علیه بمصر، فقاتلوه فقاتلهم فقتلهم، و لأن عیسى علیه السلام حدث قومه بحدیث فلم یحتملوه عنه فخرجوا علیه بتکریت فقاتلوه فقاتلهم فقتلهم، و هو قول الله عز و جل ” فآمنت طائفة من بنی إسرائیل و کفرت طائفة فأیدنا الذین آمنوا على عدوهم فأصبحوا ظاهرین ” و إنه أول قائم یقوم منا أهل البیت یحدثکم بحدیث لا تحتملونه فتخرجون علیه برمیلة الدسکرة فتقاتلونه فیقاتلکم فیقتلکم. بحارالانوار ج۵۲ ص۳۷۵
عدم تشخیص موعود در حین ظهور و مدعی کذاب پنداشتن او
چنانچه گفته شد این سنت گذشتگان از یهود و نصارا بود که موعود منتظر را در حین ظهور نشناخته و او را فردی کذاب و مدعی دروغین میپنداشتند و به همین دلیل نه تنها به او ایمان نمیآوردند بلکه او را تکذیب کرده و با او وارد جنگ نیز میشدند، کاری که با حضرت مسیح و حضرت رسول (ص) کردند، اگر چه بیصبرانه و عاشقانه منتظرش بودند و هنوز هم که هنوز است منتظرش هستند.
علت این امر هم در درجهی اول دنیا پرستی و دور افتادن از فرهنگ و تعلیمات واقعی پیامبران و در وهلهی دوم نشناختن و عدم تشخیص موعود ظهور کرده بود. آنها در تصورات خود، بر خلاف توصیفات آمده در کتب و آثار، از موعود، موجودی فرا زمینی و فرا انسانی میساختند که باید با معجزات شگفت انگیز و همراه فرشتگان و با شکوه و عظمت خیره کننده بیاید!
اما وقتی یکی از میان خودشان بلند میشد و میگفت منم مسیح موعود یا پیامبر موعود، با تمسخر و استهزاء میگفتند این عیسای ناصری را ببین چه حرفهائی میزند، گویا ما را به مسخره گرفته! و یا، این محمد یتیم عبدالمطلب را ببین، مجنون شده و چه حرفهای عجیب میزند و چه ادعاهای بزرگی میکند! انگار بین ما بزرگ نشده و گذشتهاش را کاملاً نمیدانیم؟
_ إِن هُوَ إِلّا رَجُلٌ افتَرى عَلَى اللَّهِ کَذِبًا وَما نَحنُ لَهُ بِمُؤمِنینَ.
مرد معمولی بیش نیست که به دروغ خود را به خدا نسبت میدهد و ما (فریب نمیخوریم و ) به او ایمان نمیآوریم. مؤمنون ۳۸
چنانچه گفته شد برایشان تعجب آور و غیر قابل قبول بود که مردی از میان خودشان و مثل خودشان بیاید و بگوید من همان موعودی هستم که شما در طول سالیان منتظرش بودید!
_ أَکانَ لِلنّاسِ عَجَبًا أَن أَوحَینا إِلى رَجُلٍ مِنهُم أَن أَنذِرِ النّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذینَ ءامَنوا أَنَّ لَهُم قَدَمَ صِدقٍ عِندَ رَبِّهِم قالَ الکافِرونَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ مُبینٌ.
براى مردم شگفت آور است که به مردى از خودشان وحى کردیم که مردم را بیم ده و به کسانى که ایمان آورده اند مژده ده که براى آنان نزد پروردگارشان سابقه نیک است. کافران گفتند این [مرد] قطعا افسونگرى آشکار است.یونس۲
سؤال این جا است که آیا ما دربارهی ظهور امام زمان دچار همان ذهنیتها نشدهایم؟ و دچار همان مشکلات پیشینیان نیستیم؟
در واقع ما هم دچار همان مسائل و مشکلات هستیم!در سوره انبیاء ، در هفت آیه اول، این موضوع را خداوند به زیبائی بیان میفرماید:
_ قَد اقتَربَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ (۱) مَا یَأْتِیهِم مِّن ذِکْرٍ مَّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ یَلْعَبُونَ (۲)لَاهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ (۳) قَالَ رَبِّی یَعْلَمُ الْقَوْلَ فِی السَّمَاء وَالأَرْضِ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (۴) بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْیَأْتِنَا بِآیَةٍ کَمَا أُرْسِلَ الأَوَّلُونَ (۵) مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْیَةٍ أَهْلَکْنَاهَا أَفَهُمْ یُؤْمِنُونَ (۶) وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (۷)
وقت حسابرسی مردم نزدیک شده اما آنها غافل اند و رویگردان * هیچ ذکر و پیام جدیدی از پروردگارشان نیامد مگر اینکه مشغول لهو و لعب و زندگی پوچ روز مره شان بودند و خبر و پیام را سرسری گوش میکردند * دلهایشان مشغول لهو و لعب بود و به هم میگفتند یک آدم معمولی مثل بقیه است شاید کمی هم سحر یاد گرفته ولی ما با بصیرت و آگاهیم گولش را نمیخوریم * فرستاده میگفت: پروردگارم میداند و شاهد من است در زمین و آسمان و او شنوا و داناست * اما مخالفین گفتند اینها کابوسهای شبانه است دروغ میگوید و از خود میبافد اگر راست میگوید مثل پیامبران گذشته معجزه بیاورد * نسلها و امتهای قبلی هم همین برخورد را کرده و ایمان نیاوردند و هلاکشان کردیم حال میخواهی اینها ایمان آورند؟ * قبل از تو هم مردان معمولی مثل تو فرستادیم و همین برخوردها را کردند. از اهل ذکر بپرس.
در این نوشته هدف همین پرسش از اهل ذکر است!
چنانچه ملاحظه میفرمائید مشکل و درد اصلی: «فِی غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ» و «اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ یَلْعَبُونَ» و «لَاهِیَةً قُلُوبُهُمْ»میباشد و این که کسی واقعاً به فکر خدا و امام زمان نیست، و آنهائی هم که از این امر دم میزنند اکثراً در حد حرف و صرفاً شعر و شعار است، و به قول شاعر:
“اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست”
یار من یوسف نیا اینجا کسی یعقوب نیست
لحظهای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست
ای گل زیبای من از غربتت اشکی نریخت
نازنین اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست
نو بهارم در فراقت هیچ کس محزون نشد
منجی انسانیت اینجا شرایط جور نیست
گر چه در هر جمعهای زیبا دعایت می کنند
این دعاها بر زبان است جنسشان مرغوب نیست
مهربان، اینجا همه مرعوب دنیا گشتهاند
طوق ها بر گردن است و، هیچ کس منصور نیست
گر چه در هر صبح و شام، داد از تمنای ظهورت میزنند
این تمنا بر لبان است؛ قلبشان مشروب نیست
در نتیجه این خوض و غرق شدن در دنیا و فراموشی خداوند، دل و دیدهها کور شده و تبدیل به موشهای حقیر و کور دنیا پرست میشدند و فرستادگان را نه تنها نشناخته بلکه به تحقیر و تمسخر و آزار و اذیت آنها میپرداختند:
_ لَعَمرُکَ إِنَّهُم لَفى سَکرَتِهِم یَعمَهونَ.
قسم به جان تو که آنها در مستی دنیا و در ضلالت و تحیر کوردلانه تلو تلو میخورند. حجر۷۲
_ فَذَرهُم یَخوضوا وَیَلعَبوا حَتّى یُلاقوا یَومَهُمُ الَّذى یوعَدونَ.
پس بگذارشان یاوه گویند و بازى کنند تا روزى را که وعده داده شده اند ملاقات نمایند. معارج۴۲
بنابر این مشکل این جاست که خدا را فراموش کردهاند و عاشق دنیا و زندگی دنیویشان شدهاند و با این دلهای کور و حب دنیا از کجا قدر و عظمت خدا را بشناسند و اولیاء و فرستادگان خدا را؟
_ وَما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدرِهِ . قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرهُم فى خَوضِهِم یَلعَبونَ.
و آن گاه که گفتند خدا چیزى بر بشرى نازل نکرده …بگذار تا در ژرفاى [باطل] خود به بازى [سرگرم] شوند. انعام۹۱
بنابر این مشکل، نه در مبهم بودن فرستادگان، بلکه در غرق دنیا شدن و فراموش کردن خدا، و وقار و قدر و منزلت نداشتن خداوند پیش آنان بود، چنان چه حضرت نوح به تکذیب کنندگان نهیب میزند:
_ ما لَکُم لا تَرجونَ لِلَّهِ وَقاراً.
شما را چه شده است که از شکوه خدا بیم ندارید؟ نوح۱۳
_ فَقَد کَذَّبوا بِالحَقِّ لَمّا جاءَهُم فَسَوفَ یَأتیهِم أَنبؤُا ما کانوا بِهِ یَستَهزِءونَ.
آنان، حق را هنگامی که سراغشان آمد، تکذیب کردند! ولی بزودی خبر آنچه را به باد مسخره میگرفتند، به آنان میرسد؛ (و از نتایج کار خود، آگاه میشوند). انعام۵
به ویژه این که در این غفلت و مستی، یک دین مستقر و فاصله گرفته از دین حقیقی هم دارند که به آن و مبلغان آن عادت کردهاند و هیچ چیزی بر خلاف آن را قبول نمیکنند:
_ وَکَذَّبوا وَاتَّبَعوا أَهواءَهُم وَکُلُّ أَمرٍ مُستَقِرٌّ.
فرستاده را تکذیب کردند و راه دلخواه خود را پیش گرفتند و هر امر مستقر را (و پیام جدید را که با آن دین مستقر همخوانی نداشت رد کردند). قمر۳
_ کَذَّبَت قَبلَهُم قَومُ نوحٍ فَکَذَّبوا عَبدَنا وَقالوا مَجنونٌ وَازدُجِرَ.
پیش از آنها قوم نوح تکذیب کردند، (آری) بنده ما (نوح) را تکذیب کرده و گفتند: «او دیوانه است!» و (با انواع آزارها از ادامه رسالتش) بازداشته شد.قمر۹
بنا بر این آلوده نشدن به دنیا و حب دنیا، حب مال، حب جاه، حب نام، حب مقام، حب شهرت از شرائط مهم یک منتظر حقیقی است، چرا که همه اینها ویروسهایی هستند که موقع ظهور عمل کرده و بصیرت را کور کرده و از کار میاندازند، واقعاً چگونه ممکن است کسی که تا خرخره در لجنزار دنیا فرو رفته و یا گرفتار حب جاه و مقام و نام و شهرت خویش است، توفیق شناخت ظهور و شرکت در لشگر امام زمان را داشته باشد؟ اگر به یک چنین کسی خبر ظهور یا نزدیکی ظهور را بدهی، چون احساس خطر کرده و حس میکند آرامش و موقعیت شغلی و زندگی آرامش در خطر است، ناخوداگاه ناراحت خواهد شد، و شاید یکی از علل اینکه لشکر امام(ع)را جوانها تشکیل میدهند همین باشد که جوانها هنوز آنقدرها آلوده نشدهاند و فطرتشان سالمتر و پاکتر است.
در این رابطه نیز آن چه در انجیل آمده، با احادیث ما همخوانی دارد، و این موضوع را به زیبائی بیان میکند:
و چنان که در ایام نوح واقع شد، همان طور در زمان آخر نیز خواهد بود، که میخوردند و مینوشیدند و نکاح میکردند، تا روزی که چون نوح داخل کشتی شد، طوفان آمده همه را هلاک ساخت. و همچنانکه در ایام لوط شد که به خوردن و آشامیدن و خرید و فروش و زراعت و عمارت مشغول میبودند، تا روزی که چون لوط از سدوم بیرون آمد، آتش و گوگرد از آسمان بارید و همه را هلاک ساخت. بر همین منوال خواهد بود در روزی که پسر انسان ظاهر شود. لوقا باب۱۷
مراقب باشید و نگذارید دلهای شما با پرخوری و مستی و اندیشههای دنیوی تیره و تار شود، چون آن روز بزرگ ناگهان فرا میرسد. آن روز مانند دامی بر سر همه آدمیان در سراسر دنیا خواهد افتاد. لوقا۲۱
اما منتظران واقعی بیدار و هوشیارند و همیشه با ورع و تقوی در انتظار آمدن و ظهور مولایشان هستند، و علایم و احادیث ظهور را میشناسند، و آنها را دنبال میکنند، در نتیجه ظهور برای آنها ناگهانی نخواهد بود و همه حوادث را از جمله پنج علامت قطعی مثل یمانی و سفیانی و نزدیکی ظهور را از پیش دانسته و باز خواهند شناخت.
_ یعرفه الذین کانوا یروون احادیثنا! و یقولون انه یکون قبل ان یکون.
در انجیل هم به همین آماده و آگاه و بیدار بودن، که معنی واقعی انتظار، افضل الاعمال است، اشاره شده است:
پس بیدار باشید زیرا نمیدانید که در چه وقت صاحبخانه میآید، در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد. اما آن چه به شما میگویم، به همه میگویم: بیدار باشید. مرقس باب۱۳
بیدار باشید و علایم را دنبال کنید:
پس از درخت انجیر مثلش را فرا گیرید که چون شاخهاش نازک شده، برگها میآورد، میفهمید که تابستان نزدیک است. هم چنین شما نیز چون این همه را ببینید، بفهمید که -ظهور- نزدیک بلکه بر در است.متی باب۲۴
آری! یعرفه الذین کانوا یروون أحادیثنا! کسانی که روایات ما را میبینند، وی را میشناسند.