پاسخ به فتوای فقهای آخرالزمان مبنی بر تکذیب یمانی(توقیع سمری)

11 views
Skip to first unread message

سید احمد الحسن ع | وصی و جانشین امام مهدی ع

unread,
Jan 15, 2014, 5:16:07 AM1/15/14
to ahmada...@googlegroups.com

 بسم الله الرحمن الرحیم 

و الحمدلله رب العالمین

اللهم صل على محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

 

 

و از جمله علمایی که فتوای تکذیب مدعی نیابت، از سوی امام مهدی (ع) را صادر کرد، شیخ بشیر نجفی پاکستانی است، که با سید احمد الحسن(ع)  به مخالفت و ستیز پرداخته و از عمده ی استدلالات او در فتوایش، همان توقیع علی بن محمد سمری می باشد؛ و من مطمئنم اگر او به خودش کمی زحمت می داد و پاسخ ما به سید سیستانی و دفترش که با این توقیع نیز استدلال کرده، را می خواند، قطعا در همان حفره سرازیر می شد.

و پاسخ آن در کتاب ( پاسخ دندان شکن به منکر رؤیت صاحب الزمان عج) آمده است و با چشم پوشی بر همه چیز ، تنها به ذکر چند نکته و اختصار شدید، در پاسخ به شیخ نجفی بسنده می کنیم، و او را به پاسخگویی به آنها تحدی می کنم و بر هر حقیقت جویی واجب است که در طلب پاسخ علمی محکم بر آید؛ زیرا این مسئله عقائدی می باشد و نمی توان در مورد آن، به هرکس اعتماد کرد، مگر با وجود دلایل و براهین شرعی، که هیچ نقضی در آنها دیده نمی شود.

و اگر شیخ نجفی حق طلب و اهل هدایت باشد، پس بر اوست که پاسخ گوید، یا عجز علمی خود را در پاسخ اعلام کند. و سکوت نشانه عجز است و یادآوری می کنم که برخی از قواعد خودشان را، از باب( پایبند ساختنشان، به آنچه که خود را به آن پایبند کردند) ذکر می کنم؛ همانطور که از ائمه روایت شده است.

می گویم:

یک: توقیع سمری،یک خبر آحاد می باشد؛ و به اعتقاد خودتان، اعتماد به چنین خبری جایز نیست، و استفاده از آن در فقه، امری بعید است، یا همانطور که می گویید، در عمل سودمند است، نه در علم! و قضیه نیابت از سوی معصوم،یک قضیه عقائدی و تابع امامت می باشد؛ پس با خبر آحاد، نمی توان بر آن استدلال کرد.

دو: توقیع سمری، یک توقیع مرسل است؛ وبا چشم پوشی از ارسالش، راوی آن ( احمد بن حسن مکتوب) مجهول بوده؛ و طبق اعتقاد شما در فقه، نمی توان به چنین خبر ضعیفی اعتماد کرد، چه رسد به عقائد!

پس چگونه با قواعدی که خود را ملزم به آن می دانی، مخالفت می کنی؟ و با آن بر قضیه ی عقائدی، استدلال می کنی؟!

سوم: توقیع هرگز چه در نص و چه در ظهور، سفارت را نفی نمی کند، اما از نظر نص، هیچ نصی در مورد سفارت، یا نیابت موجود نیست؛ که بگوییم نفی در مور دآن، واقع شده!

و اما از نظر ظهور(مشاهده) ای که امام(ع)  آن را نفی کردند، تنها به معنای مشاهده ی نظری و مستقیم امام(ع)  است و هیچ ارتباطی با نیابت و سفارت ندارد، و سخن گفتن از ظهور آن، در نیابت، رنج بر خود نهادن واضح است، که نیازمند دلیل می باشد، درحالیکه هیچ دلیلی که مؤید آن باشد، وجود ندارد، بلکه دلایل خلاف آن را ثابت می کنند و نیز تنها به رؤیت، نمی توان اعتماد کرد؛ چرا که روایات متواتر بسیاری هستند، که بر رؤیت و دیدار امام مهدی(ع)  درعصر غیبت کبری دلالت می کنند. و با معنای عدم رؤیت در تعارض اند. وصدها و هزاران مشاهده، توسط برخی از علما و سایر مردم، رخ داده است که امکان انکارشان وجود ندارد.

چهار: از خلال توقیع، آشکار می شود که مقصود از مشاهده، همان ظهور یا قیام امام مهدی(ع)  می باشد نه تنها رؤیت یا نیابت و سفارت! و دلیل این امر، کلام امام(ع) است،آن هنگام که در مورد ظهور، قبل از اینکه مشاهده را نفی کنند، سخن می فرمودند، همانطور که در توقیع آمده است.

(… همانا غیبت تام آغاز شده است،پس ظهوری نخواهد بود، مگر به امر خداوند وآن بعد از طولانی شدن مدت و سختی دلها و پر شدن زمین از ظلم و جور میسر می گردد؛ و کسی به سوی شیعه من می آید و ادعای مشاهده می کند، پس هرکس ، قبل از خروج سفیانی و صیحه، ادعای مشاهده کند، کذاب افترا کننده است…).

پس گویا امام(ع)  درمقام نفی ظهور( به دلیل قرینه توقیع) چنین می فرمایند: ظهوری نیست مگر بعد از فلان و فلان… و کسی که قبل از صیحه و سفیانی ، ادعای مشاهده( ظهور و آشکار شدن من را ) بکند، کذاب است. و هیچ ارتباطی با نیابت و سفارت، چه دور و چه نزدیک، ندارد.

و به سراغ کلام محقق نهاوندی می رویم که می گوید: لفظ ” مشاهده” به معنای حضور بوده و مأخوذ از (شهد) یعنی حضور و ظهور می باشد. وبا قول الهی استدلال کرد: (فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ…)بقره ۱۸۵، ( پس هرکس از شما این ماه را دید باید آن را روزه بداره).

پنج: با ملاحظه ی نکته ی سوم و چهارم دریافت می شود که لفظ( مشاهده) ی نفی شده، متشابه بوده و دارای وجوهی می باشد، به عبارت دیگر در ظن و گمان است، در حالیکه شما شرط اعتماد بر روایت را قطعی و یقینی بودن آن می دانید.

پس چگونه نسبت به چنین نکته ای غفلت ورزیده ای ای شیخ؟!!

شش:  فرموده ی امام(ع)  که فرمودند: ( کسی که ادعای مشاهده کرد… او کذاب افتراء کننده است)، حتی اگر تسلیم این تفسیر شویم، و بگوییم مقصود از آن، سفارت و نیابت است، در چنین حالتی بار دیگر به عدم صحت آن، مواجه می شویم؛ چرا که آن، قضیه ای مهمل غیر مسور و شبهه دار می باشد؛ و قضیه مهمل با قوه جزئیه است(طبق قواعد شما). پس قضیه با این قوه می شود: ( بعضی از افراد که ادعای مشاهده کنند… کذاب مفترند). نه اینکه همه ی کسانی که ادعای مشاهده کنند، کذاب هستند.

هفت: علاوه بر اینکه این توقیع، خبر آحاد و دارای سندی ضعیف و دلایلی ظنی است، با روایات متواتر بسیاری که بر امکان رؤیت امام مهدی دلالت می کنند، در تعارض و تناقض است.

و روایات یمانی بهترین دلیل می باشند، زیرا ایشان وصی و نائب امام مهدی(ع)  است، و نمی توان صاحب هدایتگرترین پرچم ها باشد، و اینکه سرپیچی از ایشان باعث جهنمی شدن، شود و ایشان به صاحبتان و راه مستقیم هدایت می کند، جز اینکه نائب خاص امام مهدی(ع)  باشد.

و هرکس خواهان تفصیل است، به مناظره کتبی انصار امام مهدی(ع)  با سید سیستانی و دفترش و مرکز بحث های عقائدی او، مراجعه کند؛ که نتیجه ی این مناظره، پیروزی انصار امام مهدی(ع)  و عجز سید سیستانی و دفترش، در پاسخگویی به این امر و سکوت در برابر آن بود.

هشت: اگر توقیع به معنای نفی سفارت بود، چرا آن هنگام، که مردم در روز ششم به علی بن محمد سمری مراجعه کردند و به او گفتند که وصی شما کیست؟ فرمود: امر از آن خداست، او بر امر خود غالب و چیره است؟!

چرا نفرمود که بعد از من اصلا هیچ سفیری وجود ندارد! آیا قصد گمراهی مردم و عدم دستیابی به حقیقت را داشت؟به هیچ عنوان! آیا این چنین نیست که درک مردم نسبت به این توقیع، به حدی بود که نتوانستند آن را بفهمند؛ پس در روز ششم به سمری مراجعه کرده و از او در مورد نائبش پرسیدند؟!

پس اگر توقیع بر نفی سفارت، به طور مستقیم، اشاره کرده و امر آن بسیار واضح بوده، در چنین حالتی، تکرار پرسش به سمری در مورد سفارت لزومی نداشت!

و خطای دیگری، در فتوای شیخ بشیر پاکستانی وجود دارد که بدلیل اختصار و کفایت و زیادت از ذکر آن چشم پوشی کردم.

پس شیخ باید از فتوای خود دفاع کند؛ و اگر چنین نکرد در پی این فتوا ( که از جهل به امور بسیار ساده که انتظار نمی رفت، از یک مدعی علم سر بزند)، نسخه ی بطلان علمش را پیچیده و شکست علمی شدیدی خورده است! و علم منحصر به فرد کسی نیست.

و خداوند می فرماید: (قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ). بقره ۱۱۱  ( بگو اگر راست می گویید برهان خویش را بیاورید).

 

 

 

و الحمد لله وحده وحده وحده

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages