بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما
پاسخ به اشکالات شهبازیان ، مدعی علم در زمینه مهدویت :
روایت عبدالله : عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم : یحکم الحجاز رجل اسمه علی اسم حیوان، إذا رأیته حسبته فی عینه الحِوَلَ من البعید و اذا اقتربتَ منه لا تری فی عینیه شیئاً، یخلفه أخ له إسمه عبدالله، ویلٌ لشیعتنا منه؛ (اعادها ثلاثاً) : بشّرونی بموته ابشّرکم بظهور الحجّة، بشرونی بموته ابشّرکم بظهور الحجة، بشرونی بموته ابشرکم بظهور الحجة.مائتان و خمسون علامه ص۱۲۲
بر حجاز مردی حکومت میکند، که نامش نام حیوان است. اگر از دور به او نگاه کنی، در چشمش انحراف مشاهده میکنی واگر نزدیک شوی از آن چیزی نمیبینی. بعد از او حکومت به برادرش میرسد که نامش عبدالله است. وای برشیعیان ما از او.» و حضرت این جمله را سه بار تکرار کرد و سپس فرمود: «هرکس بشارت مرگش را به من بدهد، بشارت ظهور حجت را به او میدهم».
این روایت در کتاب «مئتان و خمسون علامة» “دویست و پنجاه علامت” آمده است. این روایت از کتاب “مسند احمد بن حنبل” نقل شده استولی ما آن را در کتاب “مسند احمد بن حنبل” نیافتیم . حدیث باید منبع داشته باشد ، وگرنه دروغ به پیامبر و اهل بیت علیهم السلام بسته ایم . حدیث داریم که ” اذا ذکرتم الحدیث فأسندوه” وقتی حدیث می گویید سند بیاورید .
چگونه میتوانیم که به سخن مردی که ادعای امامت بر مردم را دارد اعتماد کنیم در حالی که سخنی که گفته اصلا وجود خارجی ندارد ؟
پاسخ انصار امام مهدی(ع):
۱- این روایت ممکن است که در کتاب ” مسند احمد ” وجود داشته است ولی حذف شده است .آن هم حدیثی که جنبه سیاسی دارد و درباره حکومت آل سعود است !! چاپ حدیث همانگونه که در حکومت های ظالم با اهل بیت (ع) رفتار می کردند باید طبق نظر حکومت باشد . آیا آل سعود نمی توانسته این حدیث را از همه کتب حذف کند ؟
۲- اگر صاحب کتاب “مئتان وخمسون علامة” این حدیث را جعل کرده باشد کاری که باید انجام می داد این بود که آن را به هیچ مصدری نسبت ندهد، زیرا اگر مصدری برای آن اعلام کند به راحتی جعل حدیث اش آشکار می شود ، در حالی که هیچ عاقلی چنین نمی کند!!
۳- حال شما شک دارید که این حدیث واقعا از معصوم صادر شده یا نه . ” أدلّ دلیل علی امکان الشیء ، وقوعه “ آنچه که در عالم خارج اتفاق افتاده بزرگترین دلیل برای صحت این حدیث است ، زیرا برای درست بودن صدور چیزی اتفاق افتادنش کافی است و مفاد روایت نیز رخ داده است؛ ملک (فهد) از بین رفت و اسمش نیز اسم حیوان بود ، در چشمانش چپی وجود داشت، پس از او برادرش که عبدالله نام دارد جایگزین او شد ، همچنین در روایت درباره عبدالله چنین آمده (وای بر شیعه ما از او- در شماره ۴ ذکر خواهد شد ). ببینید این هم شیعه که ناله اش از جراحاتی که از سلفی ها و تکفیری ها در آمده است ! همان سلفی هایی که خون شیعیان آل محمد علیهم السلام را حلال می دانند و با بودجه ی هنگفتی که از حکومت آل سعود می گیرند ، این همه جنایت می کنند.
حال ، برخی از علمای سفسطه گر ، در تطبیق این حدیث با واقعیت تشکیک کنند و بگویند شاید … شاید … شاید در آینده این حدیث مصداق واضح تری داشته باشد ، خود را به زحمت انداخته اند . چون این سفسطه گری ها فقط برای امثال کسانی که مثل خودشان ، خود را به خواب زده اند به درد می خورد و حنایشان دیگر رنگی ندارد . فقط این یک مورد نیست ؛ بلکه در دوره ای هستیم که علائم ظهور مثل دانه های تسبیح ، پشت سر هم واقع شده است .
۴- روایتی دیگر وجود دارد که شاهد مثالی است برای این روایت و مضمون آن را تاکید می کند ، این روایت از امام صادق (ع)، نقل شده که فرمودند: (هر کسی که مرگ عبد الله را برای من تضمین کند من قائم را به او ضمانت می دهم ، سپس ایشان فرمودند: زمانی که عبد الله بمیرد مردم پس از او بر هیچ احدی ثابت نمی مانند ، و این بی ثباتی پایان نخواهد یافت مگر با صاحبتان إن شاء الله، و سلطنت سالیانه به سلطنت ماهیانه و روزانه تبدیل می شود عرض کردم: آیا این بی ثباتی طول می کشد؟ ایشان (ع) فرمودند: خیر).(بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۱۰).
روایتی که ملاحظه فرمودید بر آنچه که در روایت اول آمده بود تاکید می کند از جمله اینکه مرگ عبدالله پادشاه حجاز نشانه ای از نشانه هاست.
۵- با چشم پوشی از تمام آنچه که گذشت ما در می یابیم که نهایت چیزی که این روایتها اثبات می کنند این است که ما در آخر الزمان قرار گرفته ایم، و تقریبا همه می گویند و قائلند که اکنون آخر الزمان است، چه این روایت صحیح باشد چه صحیح نباشد– تازه اگر کوتاه بیائیم– این روایت فقط ثابت می کند که ما در آخر الزمان قرار داریم، و درستی یا نادرستی این حدیث هیچ خدشه ای به ادله ای که سید احمد الحسن (ع) برای شما آورده است وارد نمی کند و آن ادله این است : وصیت، علم ، پرچم حاکمیت خداوند سبحان. قانونی که همه ی خلفای الهی با آن شناخته می شوند و در کتب ادله ی دعوت یمانی آل محمد (ع) مفصلا آمده است .
دقیقا این نقطه ایست که شهبازیان و امثال آن ، از ورود مردم به آن وحشت دارند .لذا سعی می کند به مخاطبین خود القاء کند که : لازم نیست تمام ادله ی احمد را بخوانید . بلکه فقط چند مورد تناقض و شبهه که خود تراشیده است را به مخاطبین خود القاء می کند . از جمله علائم ظهور را که یک بحث تمهیدی است ( فقط اینکه ما در آخر الزمان هستیم و زمان آمدن یمانی است ) را به عنوان دلیل برای حقانیت احمد الحسن جا می زند و سعی می کند با جعلی خواندن حدیث ملک عبدالله و حاکم مصر ، و تضعیف کتاب هایی چون بشارة الاسلام و مئتان و خمسون علامة و … مردم را بفریبد و از اصل دلائل روائی و ملکوتی حقانیت سید احمد الحسن(ع) دور کند !
این اشکالات اشکالاتی است که از قلب های بیمار بر می خیزد تا بتوانند با آن عذری برای خطاهایشان درست کنند.
۶- حدیثی را هم که نقل می کند : (” اذا ذکرتم الحدیث فأسندوه” وقتی حدیث ذکر می کنید سند بیاورید. )
اصل حدیث اینچنین است : قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) : ( إِذَا حَدَّثْتُمْ بِحَدِیثٍ فَأَسْنِدُوهُ إِلَى الَّذِی حَدَّثَکُمْ فَإِنْ کَانَ حَقّاً فَلَکُمْ وَ إِنْ کَانَ کَذِباً فَعَلَیْهِ. )
امیر المؤمنین ع فرمود : ( هرگاه حدیثی را بازگو نمودید ، به کسی که برای شما باز گو کرده است اسناد دهید ؛ چرا که اگر راست باشد به نفع شماست و اگر دروغ باشد، به ضرر کسی که بازگو نموده است می باشد)
حال ، انصار امام مهدی (ع) حدیث را از مئتان و خمسون علامة نقل کرده اند . اگر راست باشد که خوب ولی اگر دروغ باشد به گردن مؤلف کتاب مئتان و خمسون علامة است . این مفاد حدیث است نه آنچه شهبازیان با تقطیع حدیث می خواهد نتیجه بگیرد !
ادامه دارد …..