---------- Forwarded message ----------
From:
Mostafa Beyrami <m.be...@iranair.com>
Date: 2014-02-08 15:42 GMT+03:30
Subject: Fw: گفت و گوي جراح قلب با مكانيك
To:
استاد مکانیک
> داشت سرسیلندر یک ماشین
هوندا را
> باز می کرد که چشمش به یک جراح
> مشهور قلب افتاد که به
داخل
> تعمیرگاه می آمد. جراح داخل شد و
> منتظر ماند تا مکانیک
بیاید و
> نگاهی به ماشینش بیندازد. ناگهان
> مکانیک با صدای بلند
گفت « سلام
> دکتر، می خواهی یک
> نگاهی به این موتور
بیندازی؟»
> جراج که قدری متعجب شده بود، نزدیک
> تر رفت و کنار
هوندا ایستاد.
> مکانیک کمر راست کرد و دست هایش را
> با یک تکه
پارچه پاک نمود و گفت
> «دکتر، به این موتور نگاه کن. من
>
قلبش را باز کردم و والف ها را
> بیرون آوردم و هر قسمتی را که
آسیب
> دیده بود یا تعمیر یا عوض کردم و
> بعد هم همه چیز را سر جای
خودش
> گذاشتم و حالا ماشین مثل روز اولش
> کار می کند. اما یک سؤالی
دارم.
> چطور است که من باید فقط سالی بیست
> و چهار هزار دلار در
آمد داشته
> باشم و شما سالی یک ملیون و هفتصد
> هزار دلار، و این در
حالی است که هر
> دو اصولا یک کار را انجام می
> دهیم؟» جراح مکثی
کرد و به بغل
> ماشین تکیه داد و آهسته زیر گوش
> مکانیک گفت: «اگر
مردی این کار را
> وقتی موتور روشن است انجام
>
بده!»
----------------------------------------------------------
Help
save paper – Do you need to print this Email
?
----------------------------------------------------------
Help save
paper – Do you need to print this Email ?
----------------------------------------------------------
Help
save paper – Do you need to print this Email ?