سلفيت، ميان موافقان و مخالفان {مبحث اول}

5 views
Skip to first unread message

m.tohidi

unread,
Sep 2, 2012, 11:30:20 AM9/2/12
to ahaly...@googlegroups.com, yaserm...@yahoo.com

سلفيت، ميان موافقان و مخالفان {مبحث اول}


مقدمه:

خداي متعال، مي‌فرمايد:

يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ [آل‌عمران:106)

يعني: «(به ياد آوريد، روزي را كه در چنان) روي، روهايي، سفيد و روهايي، سياه مي‌گردند».

ابن‌عباس (رضي الله عنه) مي‌گويد: «اهل سنت، در آن روز، سفيدرو هستند و اهل بدعت و اختلاف، در آن روز سيه‌ رو مي‌ باشند و چهره‌هايشان، سياه مي‌شود». اهل سنت، همان پيروان رسول‌ الله (صلي الله عيله و صلم) هستند؛ آنان، سخن  رسول‌ الله (صلي الله عيله و صلم) را بر هر سخن ديگري مقدم مي‌ دارند و به جماعت و يكپارچگي در حق فرا مي‌خوانند؛ بر عكس بدعتي‌ها كه سنت‌هاي  رسول‌ الله (صلي الله عيله و صلم) را كنار مي‌گذارند و با آن مخالفت مي‌كنند و با سرپيچي از سنت‌هاي ايشان، راه تفرقه و اختلاف را در پيش مي‌‌ گيرند. اهل سنت و جماعت، همان سلف صالح و گذشتگان نيكوكار ما اعم از صحابه و تابعين و پيروان خوب آنان هستند.

از آن‌ جا كه يكي از سنت‌هاي جاري خداوند، درگيري اهل حق و اهل باطل با يكديگر است، مي‌ بينيم كه اهل سنت و جماعت، در طول تاريخ، دشمنان زيادي داشته‌اند. در عصر حاضر نيز در ادامه‌ي خط ستيزه‌گري با اهل حق، عامل جديدي به نام جنگ انديشه‌ها‏ و شبيخون فرهنگي، از خارج و از جانب دشمنان اسلام بويژه آمريكا، وارد چارچوب اسلام شده و در رديف دشمنان اهل سنت و جماعت قرار گرفته است. دشمنان اسلام و در رأس آن‌ها، آمريكا، پس از 11 سپتامبر 2001 ميلادي، جنگ همه‌جانبه‌اي بر ضد اهل سنت و جماعت را آغاز كرده‌اند تا از طريق تحميل سياست‌هاي جديد بر كشورهاي اسلامي، دنيايي نوين و عاري از حقيقت اسلام، ترسيم نمايند كه تنها نام اسلام را با خود يدك بكشد و بدين‌سان مسلمانان و كشورهاي اسلامي را زير سلطه‌ي خود و اجراي سياست‌هاي خويش درآورند. متأسفانه در اين ميان بسياري از كشورها، به خواسته‌هاي دشمنان تن داده‌ و در راستاي سياست‌هاي آمريكايي و ضداسلامي گام برداشته‌اند.. گفتني است: هرچند كافران و دشمنان اسلام، در مقاطعي به موفقيت‌هايي دست مي‌يابند، اما اين، سنت الهي است كه فرجام نيك، از آن نيكوكاران و پرهيزكاران مي‌باشد؛ از اين‌رو سرانجام شبيخون فرهنگي و نظامي دشمنان اسلام گرچه به درازا بينجامد، چيزي جز زيان و شكست نخواهد بود:

سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً [فتح:23]

يعني: «اين، سنت الهي مي‌باشد كه در گذشته نيز بوده است و هرگز براي سنت الهي، تغيير و تبديلي نخواهي يافت».

پرونده‌ي اين شبيخون، از چند لحاظ مورد بررسي قرار مي‌گيرد؛ از اين‌رو در خلال آن، از ويژگي‌هاي منهج اهل سنت و جماعت و دشمنان گذشته‌اش سخن به ميان مي‌آيد و از سياست‌هاي راهبردي آمريكا در عصر حاضر بحث مي‌كند كه كوشيده است تا رژيم عقيدتي و رفتاري نويني را جايگزين شيوه‌ي سلف صالح، نمايد. اين مقاله، هم‌ چنين به بيان وظيفه‌ي عالمان دين، در قبال ياري منهج سلف صالح و واكنش به شبيخون دشمنان اسلام مي‌ پردازد. در اين رهگذر، چالش‌هاي فراروي دعوت به منهج و شيوه‌ي سلف صالح مورد بررسي قرار مي‌گيرد و رهنمودهايي در زمينه‌ي فراخوان سلفيت و زندگي بر اساس منهج سلف صالح، بيان مي‌گردد.


مفهوم سلفيت و چالش‌هاي فراروي آن:

واژه‌ي (سلف) در لغت به چيزي اطلاق مي‌شود كه پيشتر بوده و درگذشته است. چنانكه خداي متعال، مي‏فرمايد: :

وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ [بقره:275]

يعني: «و خداوند، خريد و فروش را حلال كرده و ربا را حرام نموده است؛ پس هر كس كه اندرز پروردگارش به او رسيد و از رباخواري دست كشيد، آنچه پيشتر بوده، از آن اوست و سرو كارش با خدا مي‌باشد و كسي كه برگردد (و دوباره مرتكب رباخواري شود) چنين كساني، اهل آتشند و جاودانه در آن مي‌مانند».

سلف‏ همچنين به پيشينيان و كساني اطلاق مي‌شود كه پيشتر آمده و از دنيا رفته‌اند. چنانكه خداي متعال مي‌فرمايد:

فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفاً وَمَثَلاً لِلْآخِرِينَ [زخرف:56]

يعني: «ما، آنان را پيشينيان و نمونه و مثالي براي ديگران ساخته‌ايم».

واژه‌ي سلف يا هم‌خانواده‌هاي آن، در هشت جاي قرآن آمده و همگي بر همان مفهومي دلالت دارند كه پيش تر بيان شد. اين واژه، بي‌آنكه بر گروه يا جماعت مشخصي از پيشينيان اطلاق شود، به مفهوم همه گذشتگاني است كه داراي تقدم زماني هستند؛ يعني در گذشته به دنيا آمده و رفته‌اند؛ حال چه خوب و نيكوكار بوده‌اند و چه بد و بدكار. اما وقتي از سلف صالح بحث مي‌شود، منظور صحابه (رضوان الله تعالي اجمعين ، تابعين و نسل نيكي هستند كه پس از آنها آمده و از آنان به‌خوبي پيروي كرده‌اند. سلفي، بدين معنا نيست كه هر آن كس كه خود را به سلف منسوب مي‌كند، حتما پيرو منهج و روش آنان است؛ از اين‌ رو سلفيت، گروه و يا جماعت خاصي نيستند؛ چنانكه سلفيت بر خلاف پندار برخي مرحله‌ ي زماني ويژه‌اي نيست كه آمده و گذشته باشد. بلكه سلفيت، به معناي پيروي از سلف صالح در تعامل با كتاب و سنت  رسول‌ الله (صلي الله عيله و صلم) مي‌باشد؛ به عبارتي پيروي از سلف صالح در فهم دين و عمل به آن و هم‌چنين دعوت به سوي آن، معناي سلفيت است و در حقيقت همان منهج و روش اهل سنت و جماعت مي‌باشد و سلفيت، چيزي غير از روش اهل سنت و نيست. از اين‌رو سلفيت، منهج علمي كامل و همه‌جانبه‌اي در برابر نصوص شرعي (كتاب و سنت) است و يك موضع و چارچوب علمي خاص نمي‌باشد. خداي متعال، به پيروي از سلف صالح دستور داده و فرموده است:

وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ [توبه:100)

يعني: «پيشگامان نخستين مهاجرين و انصار و كساني كه به نيكي روش آنان را در پيش گرفتند و راه ايشان را به‌خوبي پيمودند، خداوند، از آنان راضي است و ايشان هم از خدا خشنودند و خداوند، براي آنان بهشت را آماده ساخته است كه در زير (درختان و كاخهاي) آن نهرها و رودبارها جاري است و جاودانه در آن مي‌مانند؛ اين است پيروزي بزرگ و رستگاري سترگ».

رسول‌ الله (صلي الله عيله و صلم) نيز درباره‌شان فرموده است: (خير أمتي، قرني ثم الذين يلونهم ثم الذين يلونهم)[1] يعني: « بهترين افراد امتم، كساني هستند كه در دوران من هستند (صحابه) و سپس كساني كه پس از آنان مي‌آيند (تابعين) و سپس كساني كه بعد از آنان مي‌آيند (تبع تابعين)». از اين‌رو سلفيت، منهجي است كه در هر زمان و مكاني، قابل تكرار مي‌باشد.

پايبندي مسلمانان به منهج سلف صالح در تعامل با نصوص شرعي از لحاظ فهم و عمل، مايه‌ي ثبات و ماندگاري دين و عدم تحريف دين در اذهانشان بوده است تا بدين سان فرموده‌ي الهي مصداق پيدا كند كه:

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ [حجر:9]

يعني: «ما، قرآن را فرو فرستاده‌ايم و خود ما، حافظ و پاسدار آن هستيم».


[1] روايت بخاري.

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages