مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است.
اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این
گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع
شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و
مجازات کند. بعبارتی یعنی هر یک از دو طرف دست به دعا برمی دارند و از
خداوند می خواهند که هر کس خلاف میگوید، به عذاب خداوند گرفتار شود.
این اتفاق در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز اتفاق افتاد، چنانکه با توجه به آیه ی
مشهور مباهله ثابت می شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم طی نامه ای ساکنان
مسیحی نجران (در نقطه مرزی حجاز و یمن) را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم
نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر
(صلی الله علیه وسلم) آمدند و پس از آنکه پیامبر (صلی الله علیه وسلم) دلایل قاطعی
مبنی بر این که عیسی بنده خدا و پیامبرش است، ارائه کرد آنها همچنان برگمان و
عقیده باطل خود سرسختانه پافشاری می کردند، چرا که گمان می بردند او یعنی
عیسی علیه السلام معبود است.
کار آنها و پیامبر به جایی کشید که خداوند پیامبر را دستور داد تا با آنان مباهله کند،
زیرا حق برای آنان روشن گردید، اما عناد و تعصب، آنها را از پذیرفتن حق
بازداشت. پس پیامبر (صلی الله علیه وسلم) آنان را به مباهله دعوت کرد و گفت: من
و خانواده ام و فرزندانم حاضر می شویم، و شما هم همراه با خانواده و فرزندانتان
حاضر شوید، سپس دعا می کنیم که خداوند نفرین و لعنت و عذابش را بر
دروغگویان فرو فرستد. نصارا با یکدیگر مشورت کردند که آیا دعوت او را بپذیریم
یا نه، بالاخره اتفاق کردند که خواسته او را اجابت نکنند، چون آنها می دانستند که او
پیامبر بر حق خداست ، و اگر با وی مباهله کنند خودشان و فرزندان وخانواده هایشان
هلاک می شوند، بنابراین با پیامبر صلح کردند و به او جزیه پرداختند و از او
خواستند تا آنها را به حالت خودشان رها کند، و کاری با آنها نداشته باشد.
پیامبر خواسته آنها را پذیرفت و آنان را در تنگنا قرار داد، زیرا هدف که روشن شدن
حق بود حاصل شد و عناد و مخالفت آنها روشن گردید، چرا که از مباهله امتناع
کردند. و این دلیلی است بر اینکه آنها ستمکار بودند.
الله تعالی می فرماید:
« فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا
وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ»(آل عمران ۶۱)
یعنی: «پس هرکه با تو محاجه کند» ای محمد! «دراین باره» یعنی: درباره عیسی
علیه السلام، و مدعی باشد که او ـ العیاذ باالله ـ خداست «پس از دانشی که برای تو
آمده» یعنی: بعد از آن که خداوند متعال در آیات پیشین تو را از حقیقت امرعیسی
علیه السلام خبر داد، در آن صورت «بگو: بیایید» یعنی: بشتابید و به میدان آیید تا
«پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و اشخاص خود و اشخاص شما را
فراخوانیم»
یعنی: هریک از ما و شما خود و فرزندان و زنان خویش را فراخوانیم «سپس مباهله
کنیم» ابتهال: در اصل؛ بلندکردن دستها به بارگاه خداوند ودعاکردن به لعن و نفرین یا
غیر آن، از روی جد و با تضرع و زاری است
«و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»
یعنی: همه ما در دعاهایمان بگوییم: خدایا! لعنت خویش را بر هر یک از ما دو گروه
که دروغگوست قرار بده. در روایات آمده است که: نصارای نجران با رسول خدا
صلی الله علیه وسلم محاجه و مناظره کرده مدعی الوهیت عیسی علیه السلام شدند،
در این هنگام رسول خدا صلی الله علیه وسلم آنان را به مباهله فراخواندند. برخی از
علما میگویند: «معنی آیه کریمه این است که: اگر نصرانیای با تودرباره عیسی علیه
السلام مجادله کرد، او را به مباهله فراخوان».
و مباهله همین است که ذکر شد و ربطی به کشتن و درگیری فیزیکی ندارد