

تارنگار نشریه سرزمین آزادگان (به صاحب امتیازی کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران) راه اندازی شد
نگاه کنید به: سرزمین آزادگان

صدای پای تهمتن در کوچههای شهر نفتی - به یاد بادکوبه و کوچههایش،
آن روزها که شاهنامهخوانی بخشی از آن بود
در پایانههای سدهی سیزده
خورشیدی، هنگامیکه شاهنامهخوان پرآوازهای از اهالی لنکران به خواهش گروهی از
ریشسفیدان و بزرگان شهر باکو برای برگزاری آیین شاهنامهخوانی به این شهر آمد، از
دیدن رونق بازار رستمخوانی و شاهنامهخوانی در هر کوی و برزن شگفتزده شد. تنها در
خانهی بازرگانان شناختهشدهای از بزرگان باکوی آن روزگار، هفتههای پیاپی از
دمدمههای شامگاه تا بامدادان، آیین شاهنامهخوانی چنان با شکوه و رونق تمام برگزار
میشد و اهالی شهر از نامداران تا گمنامان چنان به گونهای انبوه در آن شرکت
میجستند که شاهنامهخوان پرآوازه خیال کرد به جای دیگری درآمده است. دنباله نوشتار
تندیس فردوسی
آذربایجان پیوندی ناگستنی با شاهنامه و
فردوسی دارد. مادربزرگ بیسواد من شعر فردوسی را از بر میخواند و در کودکی برایمان
داستانهای شاهنامه را میگفت. دنباله نوشتار
نامهای به ریاست سازمان میراث در اعتراض به دعوت از
پاتس
شماری از سازمانهای مردمنهاد فعال در حوزهی میراث فرهنگی و برخی
فعالان و استادان این حوزه در اعتراض به دعوت از باستانشناسی ایرانستیز در همایشِ
اخیرِ باستانشناسان، نامهای را خطاب به ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و
گردشگری صادر کردند. دنباله نوشتار
فاعل مفرد فعل جمع، فاعل جمع فعل مفرد
قواعد زبان معیار
میباید از آثار ادبی گذشته استخراج شود نه آنکه قواعد زبان امروزی بر آنها تحمیل
شود. بررسی جمله به جمله و کلمه به کلمهٔ متنهای ادبی و دقّت در آنها میتواند به
ما بگوید قاعدهٔ زبان در هر زمانی چه بوده است و چرا چنین بوده است. دنباله نوشتار
جشن و شادی در ایران باستان
در گاهشماری ایران باستان،
هرگاه نام روز ونام ماه همزمان میشد، آن را جشن میگرفتند که دربارۀ هرکدام سخنی
خواهیم راند. دنباله نوشتار
فارابی و خنیاگری
فارابی از دانشمندان بزرگ ایرانی است
که در دانشهای گوناگون از جمله فلسفه، ریاضیات، طبیعیات، اقتصاد، سیاست و خنیاگری
آگاهی بسیار داشته است. فهرست آثار فارابی در «عیون الانباء» ابن ابی اصیبعه نوشته
شده است که تنها جلد اول«موسیقی الکبیر» و «احصاء العلوم» در دست است. دنباله نوشتار
نگاهی به تاریخپژوهی ایرانی
یادکرد شیوه پژوهش و ذکر
اَسناد و راویان وچگونگی گردآوردن منابع برای پژوهش و در نهایت پرداختن کتاب، در
میان دانشمندان و بزرگان ما سخن ازین گفتارارزشمند دارد که یک جریان دانشی بزرگی بر
سرتاسر کانونهای دانشی کشور حاکم بوده تا آن جا که این بزرگان از وَرارود تا
بغداد؛ در پرداختنِ کار دانشی، خود را ملزم به پاسداشت آن میدیدهاند. این نگاه
دانشی درباره تاریخ ایران بسی جدیتر دنبال میشده است. دنباله نوشتار
سیاست ایرانشناسی - نوشته شادروان حمید عنایت
مقاله
«سیاست ایرانشناسی» ابتدا به صورت متن یک سخنرانی توسط دانشمند فقید حمید عنایت در
کنگره ایران شناسی تهران در شهریور 1351 خورشیدی ایراد شد، سپس در مجله وزین
»نگین»به چاپ رسید. همچنین در سال 1352 خورشیدی، این مقاله در کتاب «شش گفتار
درباره دین و جامعه» به چاپ رسید. دنباله نوشتار
ایران دورت بگردم - سفر به تاریخ در موزه ایران باستان
موزه ملی ایران با قدمتی بیش از 70 سال، با دارا بودن سیصد هزار شیء و
زیربنایی بیش از 20 هزار مترمربع نه تنها بزرگترین موزه باستان شناسی و تاریخ ایران
است بلکه از نظر حجم، تنوع و کیفیت آثار نیز جزء یکی از چند موزه معتبر جهان محسوب
میشود. دنباله نوشتار
«خشکسالی»، «بیابانهای عراق و سوریه» و «خشکاندن بخشی از تالاب هورالعظیم»؛ اینها اکنون بهعنوان عوامل اصلی پدیده ریزگردها و گرد و غبارهایی مطرح هستند که زندگی را بر ساکنان یک چهارم پهنه ایران سخت کرده است. کسی با قاطعیت نمیتواند بگوید که کدام عامل بیشترین نقش را در وقوع بحران ریزگردها دارد اما یک نکته برای همه اکنون آشکار است؛ این بحران از زمانی تبدیل به یک معضل مستمر شده که دستکاریها و دخالتهای انسانی در بستر تالاب هورالعظیم شدت گرفته است.

خوزستان اين روزها درگير بلايي طبيعي است. بلايي که اين بار طبيعت نه به تنهايي بلکه به واسطه سوء مديريت انسان ها بر سر 4ميليون و 800هزار خوزستاني نازل کرده است. طي ده سال گذشته با گرم شدن هوا ،گرد وغبار نيز در قالب ميهماني ناخوانده خودرا به فضاي خوزستان ميرساند و نفس هاي مردم اين استان را به شماره مي اندازد. اما اين بار کمبود بارش ها در پاييز و زمستان سبب شد تا گرد وغبار چند ماهي زودتر ميهمان خوزستاني ها شود.گرد و غباري که دليل پديد آمدن آن با وجود آثار سهمگيني که بر زندگي مردم داشته است مدام بين منابع خارجي و داخلي دست به دست مي شود.
نوشته هایی از این دست در نگاهی کلی می تواند به حفاظت کمک کند. هر نوع حفاظتی، چه حفاظت از حقوق مردم و چه حفاظت از محیط زیست. فارغ از برخی اشاره های کلی به دلایل موضوع ریزگردها و منشاء آن که نیاز به نوشته های تخصصی و دقیق تری دارد، همین که گزارشگری پاشنه ورکشیده و راهی منطقه شده و بخشی از داستان را از نزدیک دیده است و با تعدادی از آدم ها در همانجا حرف زده کار ارزشمندی است. همین حالا صدها نقطه بحرانی در اکوسیستم سرزمین ایران در معرض فجایع غیرقابل بازگشت قرار دارند نه کسی خبر دارد و نه کسی در باره اش حرف می زند. تالاب های خوزستان فقط به این دلیل به صفحات برخی روزنامه ها و سایت ها راه پیدا کرده اند که غباری ضخیم بر چهره شهر اهواز نشسته است و دردی واضح و قابل مشاهده بر مردمان عارض گشته. عده ای این دردها را نمدی می خواهند برای کلاهشان- به رفتار برخی نمایندگان و سخنانشان دقت کنید و به برخی حرف ها که فقط بوی دعوای سیاسی می دهند توجه کنید- عده ای مسئله را آنقدر می پیچانند که مردم در حین خفه شدن اصلا به این نتیجه برسند که هیچ کس در این ممکلت مقصر این بلایای زیست محیطی نیست. عده ای نیز که اصلا به این موضوعات فکر نمی کنند!
هزاران نفطه در سرزمین ما در معرض نابودی حیاتشان قرار دارند. معدن کاوان و سدسازان در کنارگروهی از مردمان محلی نااگاه در مسابقه بی پایان ثروت اندوزی در کار ویران سازی اند. پرندکان فریدون کناررا مردمان در تورها به نابودی می کشند و بختکان را راه سازان و سدسازان و بحرآسمان را معدن کاران و ... زیست بوم سرزمین در وضعیت قرمز است و رسانه ها و مردم ساکتند. روزنامه ها در حال شمردن تعداد گام های وزیر خارجه در همصحبتی با همتایان خارجی اشان هستند ان هم بیشتر به هوای کرسی ها مجلس اینده تا صلاح مردمان و چیزی از صدها پروژه ویران سازی که در سرزمین در حال اجراست نمی گویند.
حسن این یادداشت همین است که کسی راه افتاده و چند خطی نوشته است. روزنامه نگاران و فعالان محیط زیست و مردمان آگاه باید راه بیافتند و ویرانگری ها را مشاهده کنند و به مردم و افکار عمومی و سیاستگذاران دلسوز اطلاع دهند. بی شک در میان مدیران ارشد و میانی این کشور افرادی هستند که فارغ از دعواهای جناحی و سیاسی به فکر آینده این سرزمین و حیات رو به نابودی اش باشند.
ابوالفضل وطن پرست
27 بهمن

چند روز پیش، محمد قاسمینژاد معاون سازمان کشاورزی خوزستان گفت: «گردوغبارهای بهمنماه در این استان، ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تن محصول کشاورزی را نابود کرده است». براي توليد اين مقدار محصول، حدود 2 ميليارد مترمكعب، يعني چيزي حدود 10برابر حجم سد كرج، آب مصرف شده است. به اين ترتيب، با تخمين توليدات كشاورزي كه در طول سال بر اثر ريزگردها از ميان ميرود، ميتوان گفت آبي كه بيش از هر چيز بهخاطر نابودي تالابها و در نتيجه سدسازيها فقط در بخش كشاورزي هدر ميرود، سالانه معادل حجم چند ده سد بزرگ است. اين واقعيت تلخ، مويد گفته پيشين منتقدان سدسازي است مبني بر اينكه ادعاي طرفداران سدسازي در كمك سدها به پيشرفت كشاورزي، فقط با ناديده گرفتن زيانهاي ناشي از دستكاري در سامانه رودخانهها، تالابها و دشتهاي سيلابي ممكن است درست باشد. قسمتهاي زيادي از بخش ايراني تالاب هورالعظيم كه چند سال است به يك كانون برخاستن گردوغبار بدل شده و در خاكآلودشدن اخير هواي اهواز هم نقش درخور توجه داشته، تا حد زيادي بهعلت ساخته شدن سد كرخه خشك شده است.
مارها درباره بحران آب در ایران همچنان از وخیمتر شدن شرایط خبر میدهد. چندی پیش وزارت نیرو از ممنوعیت برداشت آب از 317 دشت کشور خبر داد. این رقم به معنای آن است که نیمی از دشتهای کشور با مشکل برداشت بیش از ظرفیت منابع آب زیرزمینی مواجه است. حالا آنطور که جهانگیر حبیبی، معاون حفاظت و بهرهبرداری شرکت مدیریت منابع آب ایران با استناد به «آخرین تحقیقات وزارت نیرو» اعلام کرده است: «دشت تهران 17سانتیمتر، دشت ساوجبلاغ 22 سانتیمتر، دشت قزوین 24 سانتیمتر، دشت مشهد 25 سانتیمتر و دشت کاشان 30 سانتیمتر فرونشست داشته است.»
در دشتهای ایران جابه جا زمین در حال فرونشست است. سفرههای زیرزمینی که تهی میشوند، خاک بالای سرشان جاخالی میکند و زمین زیرِ پای ساکنانش فرو میرود. در بسیاری از نقاط، این نشستها به شکل تدریجی در حال رخ دادن است. در جاهایی دیدهام که حلقهی یک چاهِ قدیمی طی یک دهه نزدیک به یک متر بالای سطح زمین آمده است، یعنی زمین در آن منطقه یک متر پایینتر رفته است. این اتفاق میتواند به معنای نابودی همیشگی یک سفرهی آبِ زیر زمینی و عدم امکان پر شدنش در آینده باشد. و این باز معنایش بیابانی شدن مکانهایی است که زمانی سکونتگاه انسان بودهاند. داستان برداشت مدیریت نشدهی آب از سفرههای در حال خالی شدن و فقیرتر شدن سرزمین از نظر منابع آبی، یکی داستان است پر آب چشم! تصویر باغهای پستهی تشنه و نخلستانهای خشکیده در کرمان و آن سوها را بسیاری دیده اید.
باور کنیم که بحران آب در سرزمین ما جدی است. و جدیتر از آن سوء مدیریت آب است کسانی که روزگاری مردمان بی خبر از دانش بومی و دانش مدرن مدیریت آب را به حال خود رها کردند تا هر چقدر دلشان میخواهد چاه بزنند و هر چقدر دلشان میخواهد چاهایشان را عمیقتر کنند امروز در کجای جهان در حال پرسه زنی هستند؟ آیا کسی از میانشان حاضر به پاسخگویی هست؟
کسانی که فرصت طلبان را میدان دادند تا باغستانهای بزرگ را به قیمت مکیدن قطرههای اندک سفرههای فقیرِ دشتهای کم باران بر پا کنند تا به ثروتی بیپایان برسند به قیمت فقر مردمان بی خبر، امروز در کدام گوشه آرام نشستهاند؟ می شود پیدایشان کرد و از آنها سراغ آبهای ریخته و رفته را گرفت. آیا در سازمانهای متولی؛ دیگر کسی که برای چشم پوشی از مترهای اضافی چاهای عمیق اندکی هوای جیب خود را داشته باشد حضور ندارد؟
این زمینها تا کجا جا دارند که فرو بنشینند؟
مردمان رهاشده و بی خبر از دانش بومی مدیریت آب دیروز و بیخاک و زمین امروز، کدام حاشیهی کدام شهر کدام سرزمین دیگر را برای سکونتی دهشتبار انتخاب خواهند کرد؟
ابوالفضل وطن پرست
1 اسفند 93

سلامت نیوز:اين روزها محيط زيست كشور حال خوبي ندارد. جنگلها در حال نابودي هستند، اكثر درياچههاي كشور خشك شده و گونههاي نادر و در معرض خطر به راحتي توسط شكارچيان غيرمجاز به يغما ميروند. شكارچياني كه طي اين سالها سلاحهاي پيشرفتهتري نسبت به قبل دارند. همين سال گذشته بود كه شكارچيان با شلیک 3 گلوله یک راس گوزن زرد را در داخل منطقه فنس کشي شده واقع در پارک طبیعت پردیسان تهران کشتند. تن خسته محيط زيست نياز به حمايت جدي دارد! حمايتي دلسوزانه و از جنس قانون . به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه قانون، در حال حاضرحمايت از محيط زيست در دستان محيطباناني است كه خودشان حامي درستي ندارند و بي پناه رها شدهاند. در كشور ما محيطبان كسی است كه با جان و دل در سختترین شرایط، دور از خانواده و خانه و كاشانه، از محيط زيست دفاع ميكند. محيطبان اسلحه دارد ولي آموزشي در رابطه با نحوه استفاده از سلاح نديده است و حتي اختيار قانوني استفاده از سلاح را ندارد. با اين حال اين فرد بايد با شكارچيان غيرمجاز كه مسلح هستند نيز مقابله كند، اجازه شليك ندارد و اگر شليك نكند كشته ميشود و اگر هم از اسلحه استفاده كند بازهم كشته خواهد شد.

به گزارش سایت خبری محیط زیست ایران (IENA)،سعید متصدی در نشست تبیین راهبردهای کلان دولت در مدیریت پسماندهای ساحلی شمال با تاکید بر ضرورت اجرای طرح تفکیک از مبداء زباله در استان مازندران، افزود: محدودیت اراضی برای ایجاد مراکز دفع و دفن پسماند به ویژه در استان های شمالی، عدم اجرای طرح تفکیک از مبدا پسماند، عدم تخصیص اعتبار لازم، عدم اجرای طرح های جامع مدیریت پسماند در شهرها، دفع غیر اصولی و غیر بهداشتی پسماندهای صنعتی، پزشکی و ویژه در محیط های طبیعی، انجام تفکیک غیر بهداشتی در پسماندهای اکثر مراکز دفع و فقدان ساز و کار اجرایی مدیریت پسماندهای ناشی از فعالیت های دریانوردی و شیلاتی و گمرکات، مهم ترین چالش های مدیریت پسماند در استان های ساحلی خزر است.
در کنار پارک کیاسر یک دریاچه شیرابه بوجود آمده که چند روز پیش یک چوپان در این دریاچه شیرابه غرق شد. در محمودآباد در دو متری ساحل دریای خزر و در سرخکوه در 20 متری ساحل زباله ها را دپو میکنند. در قائمشهر 40 سال است که زباله را در بستر رودخانه دپو میکنند و ارتفاع این زبالهها به 15 متر رسیده است. در فریدونکنار ارتفاع دپوی زباله به 10 متر رسیده است. فاضلاب شهری هم روی دپوی زباله و در رودخانه خالی میشود. فاضلابها در مازندران وارد چاههاي جذبی میشود و پس از پر شدن توسط تانکرها تخلیه و به داخل رودخانهها تخلیه میشود. بر اساس یک آمار تایید نشده از هر 8 نفر یک نفر در مازندران سرطان گوارش میگیرد. معاون استانداری مازندران میگوید طرح تصفیه شیرابه به آب سالم در ساری فعال است و طرح مشابه در آمل و بابل در راه است اما مدیرکل محیط زیست استان میگوید در این زمینه هیچ خبری به ما داده نشده است.

اشتباه نشود، گوادولوپ مورد نظر نه آن گوادولوپي است كه در سال 1357 نامش بر سر زبانها افتاد و تصميماتى در آن گرفته شد كه سرنوشت بسيارى از كشورها و ميليونها نفر از مردم را تغيير داد. گوادولوپى كه مى خواهم معرفي كنم نام آبراههاى است در شهر سان هوزه (منتهى اليه شاخه جنوبى خليج سانفرانسيسكو) كه آب سطح شهر و روانابهاى ارتفاعات مشرف بر اين شهر را به اين خليج و در واقع به اقيانوس آرام تخليه مىكند. اين آبراهه، پيش از آنكه به آب آزاد بپيوندد از ميان پارك گوادولوپ مىگذرد، پاركى زيبا كه طراحان آن نواري در دو سمت آن را دست نخورده باقى گذاشتهاند، يعنى درختان و پوشش زير اشكوب درختان همان است كه از اول بوده است. بقيه سطح پارك گلكارى و چمن كاري شده، براى پيادهها و دوچرخهسواران مسيرهاى خاص پيش بينى شده و بالطبع صندلى براى رفع خستگى بازديدكنندگان و محل جمعآورى زباله به فراوانى نصب شده است.