[این نامه را برای همهی مخاطبان رایانامهایام ــ به ترتیب الفبا ــ فرستاده و میفرستم]
دوست گرامیام
میدانم که اگر اهل پیگیری مسایل جامعه باشی، با این رد صلاحیتهای گسترده احتمالا سخن ار انتخابات زدن را امری نامعقول میدانی؛ و اگر هم نباشی که اصلا حضور در این فضاها را نمیپسندی، اما از تو ــ به پشتوانهی سالها کنشگریِ بیچشمداشتم در حوزههای تاریخ و فرهنگ و میراث فرهنگی ــ خواهشمندم دستکم این چند هفتهی پیشِ رو را، با توجه به نکتههایی که بیان میکنم، در کنارمان باش.
ما پویشی (کمپینی) راه انداختهایم برای نگاهداشت و حفظ میراث فرهنگی و محیطزیستمان؛ میراثی که یادگار تاریخِ مشترک همهی اقوام و مردمان ایرانی است و پشتوانهی هویتی ماست و دشمنان درونی و بیرونی ــ چه آنها که با ناآگاهی یا غرضورزیشان به جنگ این میراث در درون کشور رفتهاند و چه داعش یا طالبان که نمادهای این تاریخ را در دو سوی مرزهای سیاسیمان مورد یورش قرار داده و نابود میکنند ــ این میراث ارجمند بشری را، که پهنا و ژرفنایی بزرگ دارد، هدف قرار دادهاند؛ و محیط زیستی که نه تنها به خاطر برخوردِ دو خطِ کوهزایی که از اروپا به شرق آسیا میرود و خط بیابانزایی که از آفریقا به اورال ـ آلتایی کشیده شده از طبیعتی منحصر به فرد و رنگارنگ و پرتنوع برخوردار است بلکه اصلاً پایهایترین بخش زندگی است و نگاهداشتاش بر همهی انسانها واجب است، همچنان که پیامدهای بیتوجهی به آن و نادانی دربارهاش را امروزه در هوای آلودهی شهرهای بزرگ، ریزگردهایی که نفس کشیدن را بر هممیهنان ما در جنوب و غرب کشور سخت کرده و تالابهایی که خشک میشوند و در جاهایی مانند دریاچهی بزرگ و تاریخی شمال غرب کشور ــ یعنی اورمیه ــ یا تالاب گاوخونی میبینیم که پس از خشک شدن زندگیها را نابود خواهند کرد و همان میشود که روزگاری در هزاران سال پیش بر «شهر سوخته» باستانی در سیستان و بلوچستانِ ما رفت؛ اما ایرانیان پس از آن تجربه، آموختند چه کنند، بهگونهای که با وجود قرار گرفتنمان در منطقهای خشک در طی هزاران سال ما بحران آب را به این شدتی که امروزه دارد گریبانگیرمان میشود نداشتهایم....
برداشتهای سطحی از موضوع گردشگری ــ که صدالبته بهگونهی پایدار و با حفظِ طبیعت و یادمانها مورد پشتیبانی همهی ما هست ــ و همچنین ناآشنایی دولتمردان با تاریخ و فرهنگ کشورمان نه تنها اکثر داشتههای تمدنیمان را موردِ یورش قرار داده ــ که حداقلش، حتا با همین دیدگاهِ فعلی حاکمان، تنها سلاح و ابزار ما در همان جنگ نرمِ ادعایی بهشمار میروند ــ بلکه پیوندهای ایرانیتباران را نه تنها در فرای مرزهای سیاسی استعمارساختهی 200 سال اخیر، حتا شوربختانه در درونِ کشور هم مورد گسست قرار داده است بهگونهای که برخی فرزندان این آب و خاک ــ ولو با تبلیغات ایرانستیزان ــ دچارِ آنچنان ناآگاهی به تاریخ و فرهنگ مشترکمان شدهاند که تاریخی جعلی و جدا از ایران را باور میکنند و گمان میکنند در این جهانِ پرآشوب میتوانند گلیم خود را بهتنهایی از آب بیرون بکشند...
سخن را به درازا نکشانم.
از این رو، ما ــ گروهی از فعالان و پویشگران حوزههای میراث فرهنگی و محیطزیست و دوستداران تاریخ و تمدن ایران ــ بر آن شدیم پس از سالها کوشش برای مهار بحرانها گامی به پیش برداریم و کمی ریشهایتر به حل این مشکلات بزرگ بپردازیم؛ با فرستادن کسانی به مجلس شورای اسلامی که از اهمیت این دو حوزه آگاه باشند و بهناگاه شمار زیادی از آنان نامهای را امضا نکنند که جادهای را از میان جنگلِ بینظیر «ابر» بگذرانند تا برای چند کیلومتر نزدیکتر شدنِ راهها بلایی را بر سر این جنگل منحصربهفرد بیاورند که مشابهش را در مناظر و مناطق رو به نابودی شمال کشورمان میبینیم؛ یا در راهی که بر روی دریاچهی ارومیه زده شد و با جدا کردنِ آن دریاچه ــ در کنار سدسازیهای منفعتطلبانه و فکرناشده و همچنین گسترشِ کشاورزیِ ناهمگون با بافتِ طبیعی، که با چاهکنیهای عمیقِ بسیار همراه بود ــ سببساز آن بلای بزرگ در این دریاچه ارزشمند شد، راهی که اگر ساختنش هم ضرورت بود میبایست با کمی صرفِ زمان بیشتر یهیاری فناوریهایی جهانی ساخته میشد تا آسیبی به آن حوزهی آبی بینظیر وارد نکند... نامهی نمایندگان اکثر مجلس برای انحلال سازمان حفاظت محیطزیست را هم که شنیدهایم، آنهم سازمان ضعیفی که به سختی توانِ پشتیبانی از زیستبوم ایران و نگاهبانانِ ارجمندش را دارد. آن مخالفتِ نمایندگان اصفهان با خاکسپاری ریچارد فرای ــ دانشمند ایراندوست آمریکایی ــ در اصفهان را هم که از یاد نبردیم... موردهای اینچنینی بسیار است و آنچه مهم است اینکه: میراث فرهنگی و طبیعی ما تکرارپذیر نیستند؛ درختان بلوط در غرب، زیستگاه ذخیره کرهی گلستان یا جنگلهای باستانی هیرکانی اگر نابود شوند ــ که بخشهای بسیاری از آنها چنین شده ـــ دیگر امکان و شرایط بازکاشت و ایجادشان به آن شکلی که بود وجود ندارد، دیگر چه رسد به آثار تختجمشید و پاسارگاد و میدان نقشجهان و تپههای باستانی و... پس نباید به بهانههایی از این کار مهمی که میتوانیم انجام دهیم شانه خالی کنیم، حتا اگر نمایندهای اندکی از آن یکی آگاهتر باشد....
با این حال بر روی رای دادن پافشاری ندارم، اما با همراهیات با «پویش پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی» هم به اهمیت و بزرگ نشان دادنِ این گفتمانسازی در جامعه یاری میرسانی و هم این که اگر کسی از خویشاوندان میخواست رای دهد پیشنهادی برای وی داری...
نشانی تارنمای (سایت) پویش چنین است:
· دربارهی طرح پویش میتوانید در بخش «دربارهی ما»، متنهای پیدیافشده را بخوانید.
· برای دیدنِ نام مسوولان استانی پویش به بخش «تماس با ما» نگاه بیندازید.
· بخشهای دیگر بهزودی کامل خواهد شد.
پس،
ـ اگر میخواهید در این کار کوشا باشید و در نشستها حضور پیدا کنید به مسوولان استانی پویش زنگ بزنید. اگر در استانی پویش مسوول ندارد آستین بالا بزنید و در کنار تنی چند از فعالان در این دو حوزه در استان این هسته را ایجاد کنید. اگر به فرد مسوول به هر دلیلی نقدی دارید و اختلافنظری از دیرباز داشتهاید باز هم در این کار در کنارش باشید چرا که برای کارها معیارهایی مشخص وجود دارد که کوشیدهایم از اعمال سلیقهی فردی در آن جلوگیری شود. تجربهها را هم حتما پس از انتخابات گرد خواهیم آورد و به کار خواهیم بست تا اگر خدا خواست گامِ بعدی را پرتوانتر برداریم. پس، بدون دلخوری و با بردباری و صبوری در کنار آنها باشید. اگر مورد خاصی هم پیش آمد مرا آگاه کنید.
ـ اگر قصد فعالیت ندارید اما آرمان پویش را میپسندید نام و اطلاعاتتان را در بخش نامنویسی و همراهی با پویش وارد کنید. این کار شما هم بسیار مهم است، چرا که تعداد هواداران یک جریان، وزنهی آن جریان را نشان میدهد. در فضاهای دیگر هم به ما بپیوندید و تا جایی که میتوانید این حرکت را تبلیغ کنید.
در فیسبوک با نام «پویش پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی» صفحهای داریم؛
در اینستاگرام نشانی ما این است: pooyeshpasdari یا پویش پاسداری
در تلگرام، جدا از آنکه بیشتر هستههای استانی گروهی ویژهی استانشان دارند که پس از آگاه کردن مسوولان مرتبط میتوانید به آنها بپیوندید و در جریان بحثهای روزمره قرار گیرید، شبکهای (کانال) هم ویژهی پویش ایجاد شده که حضورتان مایهی افتخار خواهد بود. در این شبکه شما را دستبالا با دو سه خبر در طی روز در جریان کارهای پویش و خبرهای مرتبط با آن قرار میدهیم
Telegram.me/pooyeshpasdari
از اینکه میراثمان را تنها نخواهید گذاشت، نسلهای بعد از شما سپاسگزاری خواهند کرد.
با احترام
علیرضا افشاری
سخنگوی پویش