ما را به خیر شما امید نیست، شر مرسانید!
از چندی پیش نمایش سریال پر سر و صدای مختارنامه آغاز شده است. همه میدانیم که سیما فیلم پس از موفقیت فیلم امام علی، ساخته داوود میرباقری با بازی های به یاد ماندنی کسانی چون داریوش ارجمند، محمد رضا شریفی نیا، بهزاد فراهانی، شادروان مهدی فتحی، ویشکا آسایش، سیروس گرجستانی، اصغر همت، عنایت بخشی و ... به شدت به فیلم های مذهبی – تاریخی علاقه مند شد. تنها ترین سردار تقریبا همزمان با امام علی ساخته و پس از آن پخش شد ولی کار اصلی مهدی فخیم زاده، ولایت عشق درباره امام رضا بود. سریالی با بودجه ای به نسبت آنزمان سرسام آور که علی رغم توجه بسیار بیشتر به دکور و گریم و آکسسوار و صحنه های اکشن نمایشی به نسبت امام علی، باز هم هرگز جایگاه فیلم میرباقری را نیافت و باعث شد مهدی فخیم زاده به سراغ دیگر ژانر مورد علاقه اش یعنی سریالهای پلیسی برود و موفق تر هم باشد. در عوض، شهریار بحرانی و فرج الله سلحشور کارگردانان سینمای جنگ علاقه مند به دین های ابراهیمی پیش از اسلام شده و شروع به ساختن آثار خود کردند. نخست سلحشور، مردان آنجلس درباره اصحاب کهف را ساخت و سپس شهریار بحرانی مریم مقدس را که روایتی اسلامی از تولد مسیح را گزارش میداد. سپس سلحشور به سراغ یکی از سنگین ترین پروژه های تلویزیونی تاریخ ایران رفته و یوسف پیامبر را ساخت که از نظر استقبال مردمی، شانه به شانه امام علی زد. ولی چه در همان زمان و چه پس از آن تا امروز، سنگین ترین نقدها بر این سریال شده است. به تازگی شهریار بحرانی فیلم سینمایی ملک سلیمان درباره سلیمان پیامبر را روی اکران دارد. سریال دیگری به نام بشارت منجی به کارگردانی نادر طالب زاده، کم سر و صداترین اثر تاریخی – مذهبی ایران بود که بنابر اخبار، پخش آن در لبنان به جهت آتش افروزی میان کینه مسلمان و مسیحی، متوقف شد. دیگر سریال کم سر و صدا، ابراهیم خلیل الله از محمد رضا ورزی بود. پس با یک حساب سر انگشتی آنچه از پیامبران یهود باقی میماند عبارت است از نوح، یعقوب، داوود، موسی و ... در اخبار دیدم که سریالی درباره حضرت موسی هم در حالت ساخت است. نکته ایئولوژیک قضیه مبنی بر چرایی علاقه وافر تلویزیون ایران به تولید مجموعه های تاریخی – مذهبی، آنهم نه فقط درباره اسلام که درباره پیامبران یهود، را به جهت ناسازگاری با فضای این تارنما، وا میگذارم.فقط ایکاش میدانستند که اساسا دوران فیلمهای حماسی درباره تاریخ مذهبی دهه هاست که به پایان آمده و حتا در همان غرب ده فرمان ها و عیسی مسیح ها و محمد رسول الله ها بازسازی نخواهند شد. ساخت سریال مذهبی درباره تاریخ اسلام سخت تر است. داوود میرباقری این تابو را شکست و فقط به جهت استقبال بی اندازه مردمی، از نقدها گریخت. در بازگویی نمایشی تاریخ اسلام، اگر به روایت شیعه نزدیک شوید، آنگاه مورد نقد شدید سنی ها قرار گرفته و حتا در صورت بی توجهی به سنی های ایران، دستکم در خارج از ایران جایگاهی نخواهید داشت. ولی از آن سو نمیتوانید از روایت شیعه از تاریخ دور شوید. چراکه دلیل اصلی پرداخت هزینه های شما از سوی صدا و سیما یا فارابی، همین تبلیغ تشیع بوده. میرباقری و فخیم زاده را میتوان میانه روهایی دانست که مرز میان افراط و تفریط را شناخته و روی آن حرکت کردند. سخن درباره چهل سرباز اثر محمد نوری زاد را هم وامیگذارم و شما را به خواندن نقدی که چند سال پیش بر آن نوشتم دعوت میکنم: ساخت سریال یا فیلم درباره امام حسین و رویداد کربلا سخت ترین سوژه در ژانر تاریخی – مذهبی ایرانیان بوده و همواره یک رویا تصور میشده است. "روز واقعه" اثر شهرام اسدی بر اساس فیلمنامه ای از بهرام بیضایی بهترین اثری بود که میشد و میشود تولید کرد. اما میرباقری زیاده خواه، بلآخره تصمیم به ساختن سریالی درباره امام حسین گرفت. که خیلی زود آنرا به مختارنامه تغییر داد تا هم به رویداد کربلا اشاره کند و هم انتقام کربلا را در سینما بستاند. همه ما درباره طولانی شدن زمان ساخت این اثر شنیده ایم. نخست گفتند 6 سال. چراکه از سال 1383 کار فیلمبرداری آغاز شده و پس از چندین وقفه سال پیش به پایان رسیده و امسال پخش میشود. بعد گفتند 8 سال. چراکه از سال 81 پروژه کلید خورده. حتا در جایی عدد 10 سال را دیدم. همچنین بحث هزینه های فیلم که با افتخار آنرا 20 میلیارد تومان اعلام کردند!!. (اندکی پس از آنکه اعلام شد قهوه تلخ 3 میلیارد هزینه داشته) گویی با اینکار قصد بزرگنمایی سریال را دارند. واقعیت هم این است که مختارنامه بدون این همه حاشیه سازی بسیار کمتر از اینی که هست جایگاه میداشت.
نه بازیگرانی چون فریبرز عرب نیا و رضا رویگری آن محبوبیت و گیرایی سال 83 را دارند که بتوانند مردم را جذب کنند و نه فضا امروز فضای سال 76 که امام علی پخش میشد است. از این سو، تعریف و تمجیدهای تهیه کننده مبنی بر ساختن چیزی برای مقابله با گلادیاتور و تروی تنها به دیدن چند قسمت از مختارنامه می انجامد. مگر آنکه در محرم و صفر به جهت شرایط ویژه زمانی، اقبالی برای دیدن این سریال ایجاد شود. جالب آنکه محمود فلاح تهیه کننده در مصاحبه خویش، برای جلوگیری از انتقاد از هزینه 20 میلیاردی مجموعه، میگوید این هزینه، تنها بودجه یکی از بازیگران فیلم تروی یعنی براد پیت است!!. البته هیچ انتظاری از اینان نیست و من تردیدی ندارم که این جناب مثلا تهیه کننده، جز برات پیت به زحمت نام 10 بازیگر دیگر سینمای جهان را بداند و جز گلادیاتور و تروی که هر کودکی آنرا دیده، به زحمت فیلم دیگری را بشناسد. با اینحال بد نیست بخشی از سفسطه ایشان را نمایان کنم. دوست تهیه کننده یا نمیدانند و یا خود را به نادانی میزنند، که براد پیت یکی از بازیگران تروی نیست که 20 میلیون دلار (معادل هزینه مختارنامه) بگیرد. براد پیت فوق ستاره سینمای هالیوود است که او را به همراه کسان دیگری چون ویل اسمیت، آنجلینا جولی و جولیا رابرتز و ... عضو باشگاه 20 میلیون دلاری ها میدانستند. و دلیلش آن بود که اینان برای بازی در هر فیلمی، خواه فیلم تاثیرگذاری چون تروی باشد و خواه فیلمی چون آقا و خانم اسمیت 20 میلیون دلار یا در حدود آن میگرفتند. این اصلا به این معنی نبود که اگر هزینه یک بازیگر این فیلمها 20 میلیون دلار بوده، پس حساب کنیم مجموع بازیگران چند برابر این میزان پول گرفتند و مجموع بودجه فیلم چقدر زیاد بوده!! خیر. ممکن است بازیگر روبروی براد پیت در فیلمهایش بیش از 2 میلیون نگیرد و ممکن است بودجه کل فیلمی که برات پیت در آن بازی میکند، به 50 میلیون نرسد. بنابراین وارون آنچه این دوست گرامی میخواهد وانمود کند، در همان آمریکا هم 20 میلیون دلار پولی بزرگ و بودجه ای سرسام آور است. ایشان یا نمیدانند و یا نمیخواهند بدانند که در هیچ کجای جهان جز آمریکا، برای یک سریال چنین پولی که برای مختارنامه هزینه شده است، را نمیکنند. حتا باور دارم که در هند و یا اروپا نیز چنین هزینه ای نمیشود. بله البته که سیر کردن شکم چند صد نفر عوامل فیلم مختارنامه در درازای 6 یا به قول برخی 8 سال، باید هم 20 میلیارد هزینه بردارد. وگرنه آلمانی ها با این پول، در درازای 8 سال 8 فصل از هشدار برای کبرا یازده را میسازند که در آن در هر اپیزود چندین خودروی گران قیمت را له میکنند. این مهم نیست. مهم این است که در آلمان هزینه آن سریال از اسپانسرینگ بنز و بی ام و داده میشود. در آمریکا تلویزیون ها از مسیر آگهی بازرگانی خصوصی هزینه ها را میپردازند و در ایران، از بودجه عمومی بی و سر و ته صدا و سیما یا به اصطلاح خودشان، بیت المال، خرج میشود، تا به قول تهیه کننده گرامی، روح حماسی یک ملت زنده شده و با تولیدات غربی چون 300 مقابله شود. روشن هم نیست که مختار ثقفی، پسر سردار فاتح ایران که حتا خود هم در جنگ ایران شرکت داشته، چه پیوندی به روح حماسی یک ملت (اگر منظور ملت ایران است) دارد؟ و اگر منظور زنده کردن روح حماسی یک امت است، روشن نیست چرا همیشه خرج و مخارج امت واحده اسلامی، از جیب ملت نه چندان ثروتمند ایران داده میشود؟. برکشیدن نقش "کیان" سردار مختار و اشاره فراوان به اینکه بخش بزرگی از سپاه مختار، ایرانیان موالی (برده) بودند نیز باعث ایرانیزه شدن قیام مختار نمیشود. چراکه به هر رو در میان شهدای کربلا، ایرانی وجود نداشت. حال آنکه ابن زیاد، منفورترین مقام دستگاه اموی پس از شخص یزید در میان شیعیان، از مادری ایرانی به نام مرجانه زاده شد و حتا برای تحقیر او را ابن مرجانه مینامیدند که این موضوع در سریال هم آمده. مادر بیچاره ابن زیاد یک کنیز ایرانی بود که طبعا به زور او را اعراب داده بودند. و ابن زیاد پرورش یافته در دامان این دخترک ایرانی، حتا حروف عربی را درست تلفظ نمیکرد. (دایره المعارف بزرگ اسلامی) http://www.cgie.org.ir/shavad.asp?id=130&avaid=1280 در یکی از قسمت ها، میثم تمار، به طعنه به ابن زیار میگوید، حرامزاده!!. نویسنده فیلمنامه و یا هرکسی که این داستان را سر هم کرده، فراموشش شده که مسلمانان صدر اسلام، کنیز را حلال دانسته و آمیزش با او را منوط به ازدواج و محرمیت نمیدانستند. در یک کلام کنیز و غلام که در صدر اسلام همان ایرانیان شکست خورده و اسیر بودند، برای صاحب و مولای خود حلال و محرم بودند و بخش بزرگی از نسل بعدی اعراب، از جمله بسیاری از فرزندان ائمه اطهار حاصل همین کنیزان بودند. از این رو اصطلاح حرامزاده برای ابن زیاد درست نیست. اگر چشم و گوش بر مشکلات داستانی هم ببندیم باز هم با دیدن دو قسمت نخست از "زنده سازی روح حماسی یک ملت"!! کاملا مایوس میشویم. چراکه در این سریال نیش دار ترین توهین های ظاهری و باطنی از سوی شخصیت های عرب به شخصیت های ایرانی روا داشته میشود. سریال به درستی نشان میدهد که در آنزمان یک نژادپرستی گسترده و ژرف در میان اعراب وجود داشته که ایرانیان را پست و خوار و شکست خورده میدانستند و از آن سو نیز ایرانیان، حتا مسلمان شدگانشان، در دل کینه ای شدید به اعراب داشتند و با هر قیام و هر جنگ داخلی، از فرصت برای عرب کشی بهره میبردند. آیا این است مقابله با 300؟ در آن فیلم یونانیان به ایرانی بد و بیراه میگفت و در مختارنامه، اعراب که بازیگرانشان ایرانی هستند، به ایران و ایرانی ناسزا میگویند!!. شگفت از ما که هنوز به تلویزیون وطنی امیدواریم. و هر بار که سخن از پروژه ای به میان می آید با خوش خیالی به آن چشم می دوزیم. از طلا بودن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید بهرام روشن ضمیر 16 آبان 1389 |
--
اين پيام را به دليل عضويت در گروه الكترونيكي افراز دريافت كرديد. چراكه شما هموند انجمن افراز هستيد
Groups "Afraz NGO: General Assembly" group.
براي فرستادن پست به اين آدرس ايميل بزنيد
afra...@googlegroups.com
براي ديدن صفحه اصلي گروه به اينجا برويد
http://groups.google.com/group/afrazngo?hl=en
چو ايران نباشد تن من مباد