|
Posted: 18 Nov 2014 10:27 PM PST
|
|
Posted: 18 Nov 2014 10:11 PM PST
من و قدرت، از کودکی هم محل وهم کلاس بودیم. قدرت تنها فرزند پدر و مادری پیر بود و از همان سال های اول دبیرستان سیاسی شد. گاهی کتابی، جزوه ای به کلاس می آورد، گاهی هم در تظاهرات یا اعتصابی شرکت می کرد. کلاس دهم بودیم، اواخر سال تحصیلی، چند لباس شخصی، قدرت را جلوی درِ دبیرستان، به جرم پخش نشریات چپی ها دستگیر کردند. |
|
Posted: 18 Nov 2014 10:05 PM PST
بنویس به سر درِ زبان: آزادی! بنویس به بامِ واژگان: آزادی! آزادی ی مطلقِ بیان باید داشت: تا بال گشاید به جهان آزادی! |
|
Posted: 18 Nov 2014 10:05 PM PST
شود مظلوم ازاين مشروطه دلشاد کمی روزنومهچی هم گــردد آزاد نگو هرگز نميشــه های های های سیا قرمز نمیشــه های های های |
|
Posted: 18 Nov 2014 10:04 PM PST
گرامیداشت یاد بیدار غلامحسین ساعدی (1364-1314) با یاد همواره و همچنان پایدار غلامحسین ساعدی، در فرا رسیدن بیست و نهمین سالگرد درگذشت او، در ساعت 15 روز شنبه اول آذر 1393 (22 نوامبر 2014) بر مزار این نویسندۀ بزرگ ایران (گورستان پِرلاشِز، قطعۀ 85) گرد هم میآئیم. همسر و
دوستان اعضاء و یاران پیوند سرای نویسندگان، شاعران و هنرمندان سکولار دمکرات ایران، همزمان با فرارسیدن سالگرد درگذشت دکتر غلامحسین ساعدی، ضمن بزرگداشت یاد این نویسنده و نمایشنامه نویس برجستۀ ایران،
همدل و همدرد، خود را در کنار خانواده و دوستان وی احساس می کنند. |
|
Posted: 18 Nov 2014 10:04 PM PST
اشکم در آمده بود. دوباره تجربههای زندان اوین برایم مجسم
میشد. وقتی "برنال" را در انفرادی و یا در اتاق بازجویی میدیدم، انگار جای او بودم، احساس میکردم خودم دارم در فیلم بازی میکنم. تجربه عاطفیِ بسیار عمیق، ژرف، و تأثیرگذاری بود. |
| You are subscribed to email updates from پیوند سرای نویسندگان، شاعران و هنرمندان سکولار دمکرات ایران
To stop receiving these emails, you may unsubscribe now. |
Email delivery powered by Google |
| Google Inc., 1600 Amphitheatre Parkway, Mountain View, CA 94043, United States | |
|
Posted: 25 Nov 2014 11:53 PM PST
کشتزارهای خفته زیر برف، سفید سفید، خود را سینه خیز به دورا دور، تا پای تپه ها کشانده بودند. سفیدیِ یک دستِ دشت و دَمن چشم را میزد. گاه اینجا و آنجا شاخه های خشک گونی سر از برف بیرون می آورد. ماشین آهسته روی جادۀ خلوت و در سکوت سنگین روز برفی پیش میراند. |
|
Posted: 25 Nov 2014 11:54 PM PST
با این حال جای خوشحالی است که علاقهمندان به این نوع ادبیات در جمهوری اسلامی نیز به همت نشر چشمه از خواندن “احتمالاً گم شدهام”، محروم نماندهاند. انتشار چاپ پنجم این داستان که طرح، بنا و پرداخت آن در یک “کارگاه رماننویسی” به ثمر رسیده، از سال ۲۰۰۹ در ایران ممنوع شده است. احتمالاً گزینش راه غیرسنتی و غیرقراردادی مادر سامیار برای بازیافتن “من گمشدهاش”، در این رابطه بیتأثیر نبوده است؛ نکتهای که میتواند در گزینش آن به عنوان
“اولین رمان برتر”
دورهی دهم جایزهی گلشیری که ـ برخلاف حاصل کار سالارـ همیشه بر “شسته روفتگی زبان روایتی” تاکید میورزید، نقش بازی کرده باشد. |
|
Posted: 25 Nov 2014 11:51 PM PST
|
|
Posted: 25 Nov 2014 11:50 PM PST
بچههای اعماق را چهگونه بخوانيم؟ جهان شباهت - تفاوتها را چهگونه بخوانيم؟ جهان تنهايی - وابستهگیها را چهگونه بخوانيم؟ پاسخ شايد در همين چيزهايی است که گفتيم. شايد بهتر باشد بچههای اعماق را بر مبنای جستوجوی نوعی ساختار، از زاويهی دو نوع روانشناسی، نوعی نگاه به زبان بخوانيم. |
|
Posted: 26 Nov 2014 12:05 AM PST
"هيچ بنّا
و معمار اين طور
نقشه نمیکشد- اين خيال، شما را به عدم موفقيت هدايت خواهد نمود. با ساروج عصر بيستم، شکافهای تخت جمشيد را وصله خواهيد زد؟ [....] اين عمارت شکسته بسته شما و پدران شما يک ناصيه پريشان و خُرد و خاش عرضه خواهد نمود. [.....] «دانشکده» تصور میکند «تجدد در ادبيات» دفتری است که میتوان از يک کتابخانه فرنگی خريد و در بغل گذاشت و بعد هر دفعه که ملت احتياج نمود، به اندازه امکان يک و يا چند ورق از آن کتاب را پاره کرد و به دهان ملت انداخت." تقی رفعت |
|
Posted: 25 Nov 2014 11:49 PM PST
چه كسی درین راهروها پاس خواهد داد و چه كسی درین حجره ها منتظر خواهد ماند؟ چه كسی تازیانه را بالا خواهد برد و چه كسی دردِ گزنده را فرو خواهد خورد؟ |