اگر کمی در جوامع بشری دقت کنید خواهید فهمید که استوره ی زنان در جوامع
مدرن یا پیشرفته ملکه های س ک س ی شده اند و در جوامع عقب افتاده زنانی
اند خانه نشین مطیع شوهر فداکار و وفادار که تمام کار منزل بر دوش آن
هاست.
البته چه بسیار زنانی هستند بزرگ؛ از این قبیل زنان می توان به جوان ترین
استاد دانشگاه Aliya Sabur اشاره کرد که از نوابغ ریاضی و موسیقی در حال
حاضر می باشد. اما آیا در گذشته هم این چنین بوده؟ آیا زنان همواره در
تاریخ همچون موجودی بی ارزش زیسته اند؟ و استوره هایی از خود به جا
نگذاشته اند؟ برای پاسخ به این سؤال به بررسی وضعیت زنان در دوران ما قبل
تمدن می پردازیم.
مورگان، جامعه شناس آمریکایی، تاریخ کنونی بشر را به سه دوره تقسیم می
کند:
1. دوران توحش یا بدویت که کمتر از یک میلیون سال از تاریخ بشری را در
بر می گیرد. این تاریخ به زمانی بر می گردد که اولین گروهای انسانی زندگی
اجتماعی خود را شروع کردند. در این دوره انسان عموماً به ماهیگیری، شکار
و جمع آوری دانه های گیاهی بوده.
2. دوران بربریت که با کشف باغداری و کشاورزی در 8 هزار سال قبل آ غاز
و تا 2 هزار سال ادامه می یابد.
3. و سر انجام عصر تمدن که با جدا شدن صنعت از کشاورزی، پیدایش مالکیت
خصوصی مبادله پول و سرانجام طبقات اجتماعی دولت و شهر نشینی آغاز می
گردد. دورانی که در آن زنان موقعیت خود را کاملاً از دست داده و در چهار
چوب خانواده ی پدر سالار به برده ی مردان تبدیل می شوند.
دلائلی که زنان در دوران بدویت و یا بربریت از احترام و همسانی با مردان
بر خوردار بوده اند این است که در آن زمان بشر خود را جزئی از طبیعت می
دانسته، از این رو حرکات خود را از طبیعت الگو می گرفته. از جمله اینکه
عمل بارداری زن را همانند بارداری زمین و محصول دادن آن می پنداشتند. از
این رو فکر می کرده که رحم مادر مانند طبیعت جایی است که تخم در آن
پاشیده شده سبز شده و سرانجام می روید. انسان در این دوره از نقش مرد در
ایجاد نطفه هیچگونه اطلاعی نداشته. حتی کار بستن نطفه را به حیوانات
گیاهان و یا موجودی جادویی نسبت می داده. و جالب اینجاست که کلمه ی پدر
در زبان های اقوام بسیاری که از آن زمان باقی مانده اند وجود ندارد.
انسان که در این مرحله از حیات خود را قادر به این نمی دید که با بلایای
طبیعی مانند سیل، زلزله و...... مبارزه کند دست به دامان جادو می شود و
به دلیل عقیده اش برای نزدیکی بیشتر زن با طبیعت این کار را بر عهده ی
زنان می گذارد. و از همین رو است که جادوگری حرفه ی ویژه و مخصوص زنان می
شود.
مسئله ی بارداری زنان در این دوره از چنین اهمیتی بر خوردار است که مجسمه
های کوچک زنان با رانهای پهن سینه ها و شکم های بزرگ مورد پرسش انسان
قرار گرفته بود. این مجسمه ها که حکم اشیاء مقدس را داشته اند توسط
باستان شناسان در محل های سکونت این اقوام کشف شده اند و نشان دهنده ی
عنصر باروری و هستی بخش در میان اقوام مذبور بوده اند به همین دلیل در
اغلب اوراد مذهبی به جا مانده از این دوره زن به عنوان خالق بزرگ مورد
ستایش قرار گرفته است در اوراد مذهبی به جا مانده از اقوام مادر سالار
هند اینگونه از مقام زن یاد شده است. هنگامی که نه خلقت وجود داشت و نه
خورشید نه ماه و نه سیارات و نه زمین، هنگامی که تاریکی در تاریکی گره می
خورد، آنگاه مادر، کسی که هیچ شکل و صورتی نداشت ماها-کالی (Maha-kali)
قدرت بزرگ با ماها- کالا وجود مطلق یکی شد. وقتی زنان استوره هایی در این
حد داشته اند این بدیهی نیست که خیلی از اختراع های انسان اولیه را به
زنان تعلق دهیم. از جمله کشف آتش، یافتن دانه های گیاهان و کشت آن،
سفالگری، ریسندگی و ... .
حتی بعداً در دوران بربریت، خدایان اساتیری جای سمبل های سحر و جادو را
در مبارزه با طبیعت می گیرند. این خدایان زن اند که به عنوان خدایان اصلی
بالاترین مقامات را اشغال می کنند. مثلاً در اساتیر سومری که یکی از
قدیمی ترین تمدن های تاریخ و در ابتدا مادر سالار بوده اند خدای کبیر
"نین هور سانگ" نامیده می شده و بالاترین مقام را داشته زن بوده است. در
خاورمیانه هم خدای کبیر زن مادری بوده است که شوهر نداشته و همه چیز را
تحت کنترل خویش داشته و در چین در دوران "شانگ" زن خود زمین بوده و بنا
بر عقیده هر چیزی که از زمین بیرون می آمده شباهت به یکی از اعضای بدن او
داشته.
نگاهى ظاهرى به استوره هاى دینى ایران زمین نشانگر چیرگى عنصر مردانه
است. اما شاید بتوان این انگاره را زیر سؤال برد. در متون مذهبى زردشتى
از هفت امشاسپند به عنوان دختران خدا نام برده مى شود. «اسپندارمذ» به
معناى مهرورزى افزاینده، بردبارى و فروتنى، «هئوروتات» (خرداد) به معناى
رسایى که زایش، بالندگى و خروش آب ها و چشمه ها در ذهن ایرانى یادآور
اوست و «امرتات» (امرداد) به معناى بى مرگى و جاودانگى که رویش و بالندگى
گیاهان و سبزینگى، نماد باستانى آن است، هر سه عناصرى مؤنث اند و پر
بیراه نخواهد بود اگر اردیبهشت یا اشه را هم اصالتاً مؤنث بیانگاریم. چرا
که مشخصه بارز او زیبایى اوست و باید پذیرفت که از گذشته هاى دور زن مظهر
زیبایى قلمداد مى شده است.
--
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "مطالعات روانشناسی یونگ" group.
To post to this group, send email to JUNG...@googlegroups.com.
To unsubscribe from this group, send email to JUNGSTUDY+...@googlegroups.com.
For more options, visit this group at http://groups.google.com/group/JUNGSTUDY?hl=en.