باد نامراد !

0 views
Skip to first unread message

دانش نيا

unread,
Sep 18, 2010, 5:35:39 AM9/18/10
to گروه مجازي جمهوري احساس
-- 

به نام خدا- سلام

باد نامراد !



آيا هنوز عاشق شما ؟ ، شايد !! ، به گمانم !! گويي !! ، راهي شده ام ، عبور مي كنم جاده اي را كه همان ابتداش ، سر بريدگيه ايمان ، رهايتان كردم ،حبيبه !! ، درست نمي دانم بايد يا شايد بايد روي دوش من ، تمام طول مسير ، تا انتهاي جاده ي خلوت دينم كول مي شديد ، خيلي دور نه ، چند سالي آنورتر دزدكي نگاه نگاهتان كه مي كردم ، قلپ قلپ پايين مي رفتيد باريكه ي گلوي محمد محسن را .
آي آب چشمه ، نرو آن پايين ، توي اين سينه ي تنگ ، آبشش كه نداريم برات ، نيست ، جا نيست برات ، تو اگر بيايي اندروني پر مي شود ، مدتي نمي گذرد ، آهسته وو نرم نرم من و شما جفت مي شويم ، شما مايع ممات مي شوي شش هايم پر مي شود ، فرو مي رويم دو تايي ، آن پايين ، پيش ماهي ها توي تاريكي ، شايد مي داني ! ماهي ها توي آب كه باشند قدر آب را چرتكه نمي اندازند ، فراموش مي كنند مايع حياتشان را !! ، شايد شماي چشم سياه اگر بودي هم ، حالا داشتيم دعوا مي كرديم يا خدايمان فراموشمان شده بود يا و يا و يا خيلي چيزهاي ديگر !!!
لحظاتي كه لنز مي شدم با صدها ايكس زوم اپتيكال ، اما نه فيس تو فيس ، بقول رئيس جمهور ، توي كاليفرنيا ، وان باي وان ، دل تو دل و حس غريب عبور نسيم شما از كوچه ي پسركي كه سرش پايين افتاده وو انگاري گل سرخ شرم شده برات !!! برش دار عزيز !!!!
رعدهاوو برق ها يا همان آسمان قلمبه خودمان ، بين دو تا ابر ، ابر مريد ، منو ، مراد ، شما ! ، باران گرفت ، تمام حواس جندي گاد پي شما دويدو رفت كه رفت ، و سواله كجايي ، كه نمي دانم !!! ، حالا توي سرزمين خيال ها هستم !! ،آهاي آليس ، غير شمايي هم توي سرزمين عجايب رفته است ها ، خيلي يواشكي محو شده بودم ، كمرنگ ، بين رنگ آبي شما قدري آبي ، پروانه ي رام حضور شما روي گل وجود ما جلوس كرده بودو به نسيمي پريد كه پريد ، پر، پر ، محسن ن پرر ، شمااا پرر ، آبي آسمون پرررر !!!
سيصد و شصت و پنج ها مي گذرندو من هنوز هاج و واج ، تا زندگي جاريستو لاي سنگ ها زور مي زند عبور را ، پرسه مي زنم علفزارهاي زمانو حسرت وصله پينه مي كنم براي تنم ، شايد روزي دوباره ببينمت ، شايد ، اما اينبار ، چشم هام را خواهم بست ، حواسم را توي باغچه چال ، تا شايد دوباره وو ناگهان بغل بغل گويان نپپرند توي آغوشتان ، شايد اينطوري ثانيه ي پرگشودن شما تور باشند تا چشم و لنز !!!
حالا سوال مي كنم ، آي قطره اي كه بار نگرفته سر خوردي توي صدف هام ، مروارييييد ، شده اي ؟ يا نه ؟؟ من كه ياقوت شده ام !!! ، شماي شكوفه كه اينجا بين برگ هام نماندي !! دست باد نامراد بودو لمس لطيف شما ، چرا ؟ كجا عزيز ؟ كجا ؟؟ چرا ؟؟؟
آن بار اولي كه شما نشان كردي گل وجود مرا ، بال ، بال ، آهسته وو نم نمك كه قدم قدم شدي روي سرم ، شاخك هات پرچم هام را كه بوسيد ، روي مود فول اتوميت همه تن چشم شدمو كار از دست شد ، بال بال گريختيو نماندي ، ببين سراب ، بيا دوباره توي كوير ديده شو ... بار ديگري اگر باشد ، شاخك هاتو پرچم هام ديده بوسي اگر كنند ، مود تنظيم دستيو گزينه ي تورمي شوم براتو جست مي زنم مي پوشم تمام قامت آبي پوش مدرسه ايت را ، عروس مي شوي ، داماد مي شوم ! پروانه گون محمد محسن امسال بهار اگر بشود گل مي كنم برات ، بيا ديگر ، بيا .

توي اين نوشته سعي شده چهارچوب نوشته ي قبلي حفظ بشه !!!


محمد محسن

Tapesh.40s.ir

انتقاد يا پيشنهاد روي وبلاگ !

 


Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages