تازه ترین مطالب این وبلاگ را که به درخواست شما به آدرس ایمیلتان فرستاده شده است. لطفا ببینید و برای دوستانتان هم بفرستید.اگر میخواهید اشتراکتان را قطع کنید، پایین صفحه را نگاه کنید. برای مشترک دوستانتان آنها در این خبرنامه میتوانید آدرس ایمیل آنها را در این صفحه وارد کنید: » فرم اشتراک ایمیلی «سردبیر: خودم»
توجه: برای دسترسی به این وبلاگ بدون فیلتر از این به بعد میتوانید از این نشانی استفاده کننید:
httpS://i.hoder.com لينکدونی -
May. 9
لينکدونی -
May. 8
دو هفتهی پیش دعوت شدم تا در یکی از برنامههای رادیویی سرویس جهانی بی.بی.سی دربارهی این سوال که آیا همهی دنیا حق دارند اتمی شوند به همراه چند میهمان دیگر مناظره کنم. ولی جایتان خالی، هر سه میهمان دیگر (دوتا با تلفن و یکی در استودیو) آمریکاییهای شدیدا دلبستهی اسراییل بودند که خط به خط فقط دروغها و حدس و گمانهای اسراییل را دربارهی ایران و برنامهی اتمیاش تکرار میکردند. (این هم از بیطرفی بی.بی.سی است لابد) ولی خب، من چون که دیگر آب از سرم گذشته و دیگر ملاحظه و اینها حالیم نیست و همیشه طوری حرف میزنم که انگار آخرین باری است که دعوتم میکنند، تا جایی که توانستم جلوی آنها ایستادم. یک جایی در همان اول نیم ساعت دوم برنامه دو جمله گفتم که به محض تمام شدنشان یک دفعه میهمانان تلفنی چنان همزمان جیغشان به آسمان رفت که واقعا شنیدنی است. یک جایی هم رسما شیلنگ را گرفتم به خود بی.بی.سی و بعدش هم گفتم که البته ممکن است بخاطر این حرفی که زدم دیگر دعوت نشوم، ولی خب، من برایم مهم نیست و میگویم. بشنوید: دریافت فایل:
Excerpt:
Listen to my recent appearance on BBC World Service talk show about
nuclear programmes of Iran and Israel's nuclear weapons, etc.
نظرات ديگران
: آقا آرگیومنتت رو بد شروع کردی، همون اول بسم الله تاکید کردی
که ایران در فضای کنونی باید حق داشتن سلاح اتمی داشته باشه، در حالی که
بعدا همش داشتی سعی می کردی بگی آژانس مدرکی پیدا نکرده.
------------
• هودر: راست میگی. اولش یک کم هنوز گرم نشده بودم. ولی سعیام رو کردم که
بگم ایران دنبال سلاح اتمی بره قابل فهمه. ولی بهرحال تصمیم گرفته که این
راه رو نره، چون میدونه که ضررش بیشتر از نفعشه. بهرحال من دفعهی اولم
بود که اصلا راجع به مسالهی اتمی حرف میزدم و زیاد روان نبودم. میدانم.
ولی بهر حال سعی کردم جلوی این اسراییلیهای دروغگو بایستم. اگر دفعهی
بعدی در کار باشد بهتر خواهم بود.
:
Hossein you did a great job.
:
خیلی عالی بود. از حق نگذریم مجری برنامه هم خیلی کمک کرد.
واقعاً این ها فکر کردن مردم همه دنیا هیچی نمیفهمن؟
: Iran has every right to develop nuclear weapons. In this day
and age, if you don't have nuclear weapons, you don't have any
negotiation leverage.
Thanks for speaking out for Iran.
: بسیار مسلط و صحیح صحبت کرده ای.
بحث ات هم کاملا درست است و اگر اسرائیل و پاکستان و اراذل و اوباش دیگر
انرژی هسته ای و سلاح های اتمی (نوکلئور پاور و نوکلئور ویپنز) داشته
باشند، هر کشور دیگری (باضافه ایران) هم باید داشته باشد. اگر کسی در حال
حاضر نباید نه تنها سلاح اتمی داشته باشد، بلکه انرژی هسته ایش هم باید
درش تخته شود، آمریکا و اسرائیل هستند، یعنی تنها دو کشوری که بعد از جنگ
جهانی دوم در جنگ ها و بر علیه مردم کشورها سلاح اتمی استفاده کرده و
همچنان می کنند، باید از داشتن انرژی صلح آمیز هم محروم شوند، که دیگر
نتوانند سلاح اتمی را استفاده کنند.
: dude what's wrong with your accent? I think you're trying to
immitate London intellectual accent but you first need to improve your
English ----------
• Hoder: Dude, accent is always an imitation, unless you think every
child who is born naturally speak with the accent you approve of. but
then what is that accent? And what is the 'London intellectual' accent?
Is that a neighbourhood in the city that I don't know of?
: سلاح هسته ای برای حفظ دمکراسی لازم است . با جمهوری اسلامی یا
بی جمهوری اسلامی . -------------
• هودر: راستش نه الزاما. دموکراسی یک روند داخلی است. بمب اتمی هم
استفادهی داخلی ندارد. حالا اگر میگفتی برای حفظ تمامیت ارضی یک چیزی.
ولی برای آن هم هیچ تضمینی نیست. بهرحال ایران انتخاب کرده که بمب اتمی
نداشته باشد، ولی میخواهد تا ته حقش را بر اساس NPT بگیرد.
: چطور کشوری که تنها استفاده کننده از بمب اتم روی غیرنظامی ها
است می تواند برای خودش این حق را حداقل از نظر اخلاقی قائل شود که دیگران
را از داشتن بمب اتم منع کند؟
: کاملا واضحه چرا این جور صحبتها خیلی محدود توی رسانهها پخش
میشه. در واقع موضوع استاندارد دوگانه اینقدر واضحه و محکومکنندگان
برنامه هستهای ایران اینقدر با کمبود استدلال و دلیل مواجه هستند که
مجبورند حرفهایی بزنند که آبروی خودشان را در سطح جهان (مخاطبین رسانه)
میبرد. خندهدار (و درعین حال واقعیت غمانگیز) است که طرف بر میگردد و
میگوید ایران و سوریه چون بازیگران بدی هستند حق ندارند انرژی هستهای
داشته باشند و آمریکا چون بازیگر خوبی است حق دارد سلاحهای هستهای
داشته باشد. نژادپرستی افراطی بالاتر از این؟
قبول دارم که در مقابل این آدمهای دوآتشه و بیمنطق و به طور واضح
نژادپرست محدودیت کلام هم داشتی ولی کاش این یک نکته رو هم جایی اضافه
میکردی در پاسخ این موضوع که این همه به 18 سال مخفی کاری ایران گیر
میدن و این رو بهانه میکنند که ایران عملا پایبند به انپیتی نبوده.
انپیتی دو تا رکن اساسی داره:
1. کشورهایی که دارای سلاح هستهای هستند در راستای نابودسازی اونها
حرکت کنند.
2. کشورهای دارای فنآوری هستهای به کشورهایی که این فنآوری رو ندارند
کمک کنند و تضمین بدن که اونها دارای فنآوری هستهای صلحآمیز بشن.
کاش اشاره میکردی که تمام کشورهای هستهای که عضو انپیتی هم هستند
دستکم مورد اول را اجرا نکردند و به خاطر همین هم متخلفین انپیتی
هستند.
تخلف واقعی رو آقای آمریکا و روسیه و فرانسه و چین و انگلستان هستند که
علیرغم امضا کردن انپیتی و داشتن زرادخانه عظیم هستهای در راستای
نابود سازی او حرکت نکردهاند.
لينکدونی -
May. 6
ایران پولش را دارد، انگیزهاش را دارد، مخاطب و نیازش را هم بد جوری دارد. اگر من جای احمدینژاد بودم، حالا یا تنهایی یا به کمک مثلا ونزوئلا، یک مرکز دانشگاهی مستقل و جمع و جور بینالمللی در تهران یا اصفهان یا شیراز یا رشت درست میکردم که در عرض یکی، دوسال تبدیل شود به مهمترین مرکز مطالعات پستکلنیال در دنیا. بهترین استادان دنیا را از برکلی و کلمبیا و سواز و این جا و آن جا میکشاندم که در آن با حقوقهای عالی فوق لیسانس و دکترا درس بدهند و درهای آن را هم به اضافهی بورسیهها و کمکهای مالی گوناگون به روی باهوشترین دانشجویان دنیا و ایران باز میکردم تا بیایند در این دانشگاه درس بخوانند و مقاله و پایاننامه بنویسند. یکی دو تا جورنال علمی هم با بالاترین استانداردهای جهانی درمیآوردم که بشود مهمترین مرجع مطالعات پست کلنیال دنیا. احمدینژاد حرفهای درست و مهمی در هند زده است که همهمان باید خودمان را برای دوران پس از سیطرهی آمریکا آماده کنیم. ولی به نظر من و احتمالا خیلیهای دیگر، تمام سلطهی اروپا و آمریکا بر دنیا از طریق این علم و دانشی است که در دانشگاههایشان درس میدهند و با آن مغزهای من و شما را استعمار میکنند. سلطهی آمریکا تا موقعی که در مغزهای ما و از طریق «عقلانیت» و دانش اروپامحوری که قرنها تولید کرده است ادامه دارد، از بین نخواهد رفت. اگر دستتان به احمدینژاد میرسد کمی دربارهی مطالعات پستکلنیال و اهمیتش برای او توضیح دهید و ایدهی این دانشگاه را که هزار نفع برای ایران و تمام ملتهای ضعیفنگاهداشتهی دنیا دارد در فکرش بیندازید. در ضمن اضافه کنید، که اگر این پروژه خوب انجام شود، احمدینژاد چنان نام نیکی از خودش بجا خواهد گذاشت که اثرش تا دههها بعد از این هم و چه بسا بیشتر مشهود خواهد بود. این کار تنها از عهدهی آهنگرزادهی شیردلی مثل او برخواهد آمد.
Excerpt:
Iran has the money, understanding, capacity and position for starting
the most serious centre for producing post-colonial knowledge on the
planet. Ahmadinejad should establish this international university and
atract the best teachers and students of post-colonial studies around
the world.
نظرات ديگران
: راه عملی ترش اينه که دانشکده های علوم اجتماعی که همين الآن
وجود دارند با دانشکده های علوم اجتماعی توی جاهايی مثل هند و ترکيه و چين
و تايلند و مکزيک و اينها رابطه برقرار بکنند. هند به خصوص سابقه خيلی
خوبی توی اين زمينه داره. بهترين دانشکده مطالعات پست کلنيال يک دفعه از
آسمان نازل نمی شه (با احمدی نژاد يا بی احمدی نژاد) - آن هم جايی که هيچ
وقت کلنی نبوده و بنابراين تجربه خيلی متفاوتی با هند و پاکستان و الجزاير
و مراکش داره.
-------------
• دانشگاههای فعلی پر از آدمهای کمسواد و دنیاندیده یا کاملا خودباخته
است که تا پنجاه سال دیگه هم اگه ولشون کنی توی دنیای سنت در برابر
مدرنیته سیر میکنن. این دانشگاهی که من میگم یه سری جوون مثل خود تو رو
میخواد که بیان و بدون مانع شروع کنن به درس دادن و نوشتن و اینها. ولی در
هر صورت این کشورهایی که گفتی همه شون میتونن به این مدرسه یا دانشگاه کمک
کنند و ازش استفاده ببرن. ولی خودشون نمیتونن اون رو تاسیسی کنن. که خودش
نشون میده هنوز یه جورایی مستعمره اگه نباشند، توسط مغزهای استعمارشده
اداره میشن. توی ایران هم هنوز علوم انسانی تحت سیطرهی مغزهای استعمار
شده است.
: پسر خوب یه ضرب بگو اگه ایران سویس میشد خیلی خوب بود.
اگه قرار بود این آقایون اینکارا رو بکنن که الان منو تو ویلون غربت
نبودیم.
-------------
• برعکس، من میگم اگه همه مثل ما فقط منتظر بودن که یه چیزی خودش یهو با
معجزه درست بشه که الان ایران هنوز در دوران قبل از مشروطه سیر میکرد.
امثال من و تو باید بریم درستش کنیم دیگه. پس کی بره؟ این آقایاونی که
میگی وجود خارجی ندارن. هزارجور آدم با هزارجور زمینهی فکری مختلف با
هزار جور اختلاف و دعوا رو نمیشه اینطوری توی یک کلمه خلاصه کرد. اگه آدم
حسن نیت داشته باشه راه برای هر جور کار تازه و مثبتی توی ایران بازه.
وگرنه جمهوری اسلامی سی سال دووم نمی آورد.
: "ببینم، یعنی توی دانشگاههای ایران کسی مهمونی نمیره؟ شما لابد
هرگز توی ایران دانشگاه نرفتی. اینترنت هم توی دانشگاهها فیلتر نیست
اونجور که بیرون هست. حجاب هم راه داره. " چرا میرن، ولی از دانشجوی
اینترنشنال نمیشه انتظار داشت کار غیر قانونی بکنه. حجاب هم کاملاً موافقم
که راه داره. راهش احترام به نوع پوشش افراده. مسئله اینه که سیستم فکری
احمدی نژاد اعتقادی به این راهها نداره. چیزی که تو پیشنهاد میکنی
متاسفانه باید بگم که عملی نیست. منهم مثل تو دوست داشتم که عملی میبود
ولی متاسفانه باید واقعیت رو بپذیریم. تو نمیتونی به کسی بگی بیاد در مورد
پسا استعمار تحقیق کنه و بعد اینقدر به فکرش احترام نذاری که بهش اجازه
بدی که تصمیم بگیره کدوم سایت اینترنتی رو نگاه کنه. آقای خامنه در لینکی
که خودت پست کردی از اردوی مختلط یا خارج از کشور یا کیش انتقاد میکنه.
دانشگاه بین المللی اولین شرطش احترام به تنوع فرهنگیه. چیزی که در مخیله
آقایون جایی نداره.
: واقعا نمیدونم چه اتفاقی واسه حسین درخشان افتاده. اصلا نمیتونم
درک کنم. گاهی وقتا تلویزیونهای لس آنجلسی رو که میبینم ساعتها به چیزهایی
که هر روز با چشمم میبینم فکرمیکنم. ترسان از اینکه شاید من در توهم باشم
و این کودکانه ها واقعیت.
از این استحاله و (به نظر من) از این برداشتهای ساده، از این امید به
پلنگان تیز دندان، از این تقدس بخشیدن و مصلح دانستن نادانان، از این
قهرمان دانستن ابلهان، از این تکبیر استبداد، احساس تنگی نفس میکنم، مثل
بچه ها بغض میکنم که به قولی ما را چه میشود.
قصد خاصی از کامتنم ندارم یا شاید داشتم. حسین برای یک بار هم که شده چند
ساعتی خلوت کن و دور از این هیاهو به این فکر کن که شاید روزی به این فکر
کنی که تمام این پندار، سراب بوده.
: به نظرم فکر جالبیه. اگه بتونن از نظر استقلال و کم سر و صدایی
یک چیزی مثل دانشگاه امام صادق بکنند خیلی عالیه. همونجور که پرس تی وی رو
راه انداختن و توش با ظرافت مانور میدن این دانشگاه رو هم میتونن راه
بندازن. حالا تهران نشد کیش یا یه منطقه آزاد دیگه. خدا کنه مشاورای احمدی
نژاد این رو بخونن.
: Hoder: If my argument is stupid and reductionist, why don't
you print it and not explain it in your own words so every one can read
it and deside? Ali
: آهنگرزاده شیردل! زکی! چطوره توی همون سوآز بگردی برای عشق تازه
کشف شده جدیدت یک کرسی افتخاری استادی دانشگاه هم پیدا کنی؟! درضمن ایران
پول همچین کارهایی را ندارد. پاشو برو ایران ببین برنج شده کیلویی چند؟
تفکر پست استراکچرالیسم یا هر چیز دیگری وقتی با تعصب و جهل قاطی شود و
درآن انصاف نباشد نتیجه اش چیزی می شود مثل همین وبلاگ که کامنتهایش بسیار
خواندنی تر از مطالبش است.
: Well, I don't know how many times I've told you this: You are
so funny. Where do you get all this from? I posted Ahmadinejad's latest
remarks about the leadership of Emame Zamaan in Iran's politics. And
you have such high thoughts of this guy. A
: میدونی دانشگاه بین المللی که دانشجو هاش رو مجبور کنه که حجاب
اسلامی سرشون کنن یا مهمونی نرن یا به اینترنت فیلتر نشده دسترسی نداشته
باشن و به استادهاش هم آزادی آکادمیک نده نمیتونه زیاد در جذب دانشجو و
استاد موفق باشه. چاکریم.
-------------
• هودر: ببینم، یعنی توی دانشگاههای ایران کسی مهمونی نمیره؟ شما لابد
هرگز توی ایران دانشگاه نرفتی. اینترنت هم توی دانشگاهها فیلتر نیست
اونجور که بیرون هست. حجاب هم راه داره. همهی این محدودیتها راه داره.
این ایده کاملا عملی و ممکنه. امصال شما فقط دنبال بهانه میگردین که هی
بگین نمیشه، نمیشه. اگه دست شماها بود هنوز هم شاه داشت اون بالا نوکری
آمریکا رو میکرد.
: آدمهای شوتی مثل asadollah mirza نمیدونند که زمان شاه
ایرانیها را به خاطر شاه یا ایرانی بودنشون تحویل نمیگرفتند. تنها دلیل
اینکه ایرانیها میتونستند آزاد سفر کنند این بود که ایرانیهایی که خارج
میرفتند پول داشتند و خرج میکردند و همه جای دنیا برای توریست پولدار
فرش قرمز پهن میکنند که پولهاش رو ازش بگیرند. همین حالتی که کشورهای
پولدار عربی الان دارند، کسی اونها رو آدم حساب نمیکنه ولی چون پول دارند
همه جا میرن. اگر سیستم عربهای الان خوبه، ایران زمان شاه هم خوب بود.
:
احتمالا فراموش کردی بنویسی از شما هم بعنوان مغز و پدر تفکر پست کلنیالیستی ایران باید استفاده شود!
اهنگر زاده شیردل رو هم خوب اومدی. القاب بقیه دوستان رو هم اعلام کن زودتر:)
-----------
• هودر: سن این متلکهای بچگانه تا آخر دبیرستان بیشتر نیست. لطفا بزرگ شوید.
: Well, unless there is the concept of "hidden Imam" somewhere
in the Postcolonial, I highly doubt Ahmadinejad would be interested.
----------
• Hoder: What a stupid reductionist argument.
: بهتر است مملکت ما در وهله نخست به ان عده از دانشجویانش که
بدون هیچ کمک مالی در خارج از ایران تحصیل می کند کمک کند و بعد به فکر
تاسیس این رشته بیفتد. از این گذشته حسین اقا فراموش نکن ایران هیچ وقت
مستعمره نبوده است. پس ایران نمی تواند مثلا ان طور که هند در این کار
فعالیت دارد فعال باشد
-------------
• هودر: کمک به دانشجوهای مستقر در خارج هیچ ربطی به دانشگاه بینالمللی
در داخل ندارد. ایران مستعمره مثل هند نبوده است ولی به هر حال تحت سلطهی
انگلیس و روسیه و آمریکا بوده است.
:
چه با حال که دانشگاه سواز رو هم چپوندی قاطی دانشگاههای رده اول جهان!!
خوب وسط دعوا نرخ تعیین می کنی ها کلک! لابد می خوای بعدها بگی تو یکی از بهترین های دنیا درس خوندی؟
: چه خوب بود که اون شاه پاپت بود، ولی مردمش عوض تروريست در همه
دنيا آقايی ميکردن. چه بهتر که شاهی داشتيم که حاضر بود نوکری کنه، ولی
برای مردمش اعتبار بين المللی بياره. و چه بده که امثال جنابعالی حتی، از
سر صدقه اون شورش بی همتا و اين نظام پست کلنيال پست استراکچليست بر آمده
از آن، مجبورين با پاسپورت کانادايی اينور اونور بروين. چه خوب بود که
نظام قبلی ديکتاتور بود، ولی تروريست نبود. و چه بهتر که خائن بود، ولی
خيانتش باعث ميشد که هر ايرانی، بدون اجبار به انکار هويت ملی خودش بتونه
همه جا سفر کنه. وقتی شما با پاسپورت کانادايی سفر ميکنيد، هويت خودتونو
انکار ميکنين. دليل و برهان الکی هم نيارين لطفا. رژيم قبلی، هرچی بود،
کسی جرات نکرد به مرز های ما نگاه کنه، کسی جرات نکرد به ايرانی بگه بالای
چشمت ابرو ه...هرچی بود اين رژيم نبود! اگر اينو نميفهمين، پس فارسی حرف
نزنين که لايقش نيستين!! همونجوری که با پاسپورت کانادايی سفر ميکنين،
همون انگليسی تلاوت کنين که لايق همونا هستين.
--------------
• هودر: راجع به اینکه کدوم بهتره فکر کنم مردم ایران با دو تا رفراندم
قانونی اساسی و بیست و اندی انتخابات در این سی ساله نشون دادن که آیا از
این تغییر راضی هستند یا نه. طبیعتا آدمیهایی مثل شما که منافعشون در
زمان شاه بهتر تامین بود با این اکثریت بزرگ مخالفند. بهتره جای کسی حرف
نزنیم.
: This is what he said in India: . دکتراحمدي نژاد اظهار داشت :
قدرتهاي فاسد و زورگو براي پر كردن جيبهاي خود انسانها را ميكشند و حتي
با پرورش دادن ميكروبها در آزمايشگاههاي خود آن را به درون كشورها و در
ميان ملتها رها ميكنند و هيچ ابايي از كشتن ملتهاي بيدفاع و مظلوم
ندارند . وی با اشاره به اینکه چند سال قبل در يك حادثه مشكوك برجهاي دو
قلو در نيويورك فرو ريخت و اعلام شد كه ۳هزار نفر در آن حادثه كشته شده
اند اما اسامي آنها هيچگاه اعلام نشد و عوامل اصلي حادثه معرفي نشدند ،گفت
:به بهانه آن حادثه تهاجمها آغاز شد. افغانستان و عراق به بهانه مبارزه
با تروريسم اشغال گرديد و ميليونها اسنان بيگناه كشته و آواره شدند . رييس
جمهور افزود: اين حادثه ما را به سمت ماجراي ديگري به نام هولوكاست هدايت
ميكند كه در جنگ دوم جهاني عدهاي مدعي شدند كه در اين جنگ افرادي كشته
شداند اما حساسيتي به ديگر كشتهشدگان اين جنگ خانمانسوز نشان داده نشد .
دکتراحمدي نژادخاطر نشان کرد : به بهانه آن حادثه كه هنوز هم اجازه تحقيق
و بررسي و واكاوي نميهند يك سرزمين اشغال شد و ۶۰سال است كه مردم آن
سرزمين تحت اشغال هستند و فشار و تهديد و تحميل را تحمل ميكنند و بيش از
۵ ميليون انسان آواره و بيگناه در آوارگي به سر ميبرند -----------
• هودر: حرفهای دیگهای هم زده که اگر اینقدر بچگانه و حزبی دنیا را نبینی
پیدایشان میکنی. شما چند سالته واقعا؟
: It is a great idea, except what do you have to teach. Islam/
May be the textbook should be the books writtem by Khomenie.I mean his
bboks on TOZIALRESALEH. Teach them how to go to restroom.is -----------
• Hoder: If that was the only heritage of Khomeini, you'd be still
living under the U.S. puppet corrupt government of Shah. Khomeini's
legacy is so big that you can't even see it, because you live in it.
like a fish in the water.
: مایلم کمی توضیح بدی در مورد اینکه چرا بر خلاف قوانین جمهوری
اسلامی عمل میکنی؟ چرا وقتی تورو فیلتر کردند رفتی فیلترینگشون رو دور
زدی؟ چرا وقتی حق نداشتی به عنوان یک ایرانی به اسرائیل سفر کنی این کارو
انجام دادی؟ اون وقت که رفتی اسرائیل از پاسپورت ایرانی اسفتاده کرده بودی
یا کانادایی؟ یا شایدهم آمریکایی؟! لابی یهود خواب بود یا کلکش بود که تو
را به اسرائیل راه دادند؟ شما همه خاطرات و خطرات و دلقک بازی هایی که در
آنجا در آوردیرا نوشتی ولی هرگز نگفتی که چرا و چگونه به اسرائیل سفر
کردی؟
--------------
• هودر: کامنتت هیچ ربطی به موضوع نداره. ولی من با پاسپورت کانادایی رفتم
و هیچ دلیل خاصی هم جز کنجکاوی و اینکه به اسراییلیها بگویم که ایران
تهدیدی برای هیچ کشوری نیست نداشتم. سفر کردن به اسراییل با پاسپورت
غیرایرانی اصلا کار سختی نیست. میتوانی پرس و جو کنی. البته معلوم نیست
که باز هم من را راه بدهند.
:
ها ها!
دانشگاه مستقل بين المللی! :))
اين نوشتت رو تو چلقوز چاپ کن حتماً
: بعضی وقتها دلم برایت میسوزد که اینقدر سادهای. فقط خودت این
صحنه را تصور کن که کسی در حال توضیحدادن این خزعبلات فراساختاری به
احمدینژاد باشد. چقدر آن مغز استعمارنزدهات کوچک و بامزه است!
:
you live in you fantasy world dud.there must be really good joint in london your brain is fucked up
: حرفت بد نیست ... اما چند نکته ... برای ارتباط آنچنانی با
دنیای خارج و آوردن بهترین اساتید خارجی به ایران ، باید روابط خوب سیاسی
و جامعه نسبتا آزاد داشت . هیچ استاد درست و حسابی حاضر به تدریس در محیط
خفقان نمی شود. همین موضوع شامل حال دانشجویان هم می شود. استعمار از ریشه
عمران است ، منظور از این کلمه یعنی عمران و آبادی به زور !! بنابراین به
خودی خود بد هم نیست به شرط اینکه ابدی نباشد !
ضمنا استعمار فقط خارجی نیست ، می تواند داخلی هم باشد. دولت های زورگو هم
مردم خود را استعمار می کنند و به جای آنها تصمیم می گیرند. مثل کاری که
فیدل کاسترو و هوگو چاوز با مردم خود می کنند.
--------------
• هودر: بابا ایران از مصر که دیگه وضعش بدتر نیست. اونجا آمریکا یه
دانشگاه زده و کلی مخ آمریکازده از دنیای عرب داره تربیت میکنه. در ضمن،
اگه جمع و جور و بیرون از تهران باشه (مثلا رشت) خیلی هم میتونه
بیسروصدا و بیدردسر و آزادانه کار کنه. استعمار ترجمهی کلونیالیزاسیون
است، هرچند که معنی لغویاش در اصل عربی چیزی دیگری باشد. چیزی که تو
میگویی اسمش حداکثر میشود استبداد. استعمار یعنی تسلط یک نیروی خارجی بر
یک کشور دیگر برای بهره بردن ناعادلانه از منابع طبیعی آن. کاسترو و چاوز
بدبخت کجا این طوری کردهاند؟ شما مثل اینکه مزخرفات موسی غنینژاد و
نوچههایش را زیاد میخوانی.
: I agree see the link: مجله اکونوميست در 16 ژانويه 1993، يک
هفته پيش از آغاز رياستجمهوري کلينتون، در مقالهاي با عنوان «آکسفورد بر
دنيا حکومت ميکند» نوشت: هفته آينده يک آکسفوردي رئيس جمهور ايالات متحده
آمريکا خواهد شد. سه عضو دولت او، دو تن از قضات عالي، و گروهي از اعضاي
کنگره آکسفوردي هستند. وليعهد ژاپن، نروهيتو، و نامزد او، ماساکو اووادا،
نيز آکسفوردي هستند. آکسفورد اين نفوذش در دنياي معاصر را مديون «بورسيه
رودز» است که از سال 1903 گروهي از رجال آينده آمريکا را به خود جذب کرد.
تاکنون اين بورسيه 9000 آمريکايي و 400 ژاپني را جذب کرده است. (The
Economist, 16 January 1993, p. 42)
در مجموعه اسناد سِر سيسيل رودز، بنيانگذار مستعمرات و امپراتوري الماس
بريتانيا در جنوب آفريقا، که در کتابخانه بنياد رودز (آکسفورد) نگهداري
ميشود، نامهاي است از رودز به لرد ناتانيل روچيلد به تاريخ 2 ژوئن 1888
که درواقع وصيتنامه رودز است. در اين نامه، رودز، پس از کسر بخشي از ثروت
خود براي خانوادهاش، بخش عظيمي از آن را در اختيار لرد ناتانيل روچيلد
قرار ميدهد تا وي به عنوان متولي اين ثروت و وصي رودز با اين پول يک
سازمان سري ايجاد کند با هدف گسترش اقتدار و نفوذ بريتانيا در جهان. پس از
مرگ رودز، لرد روچيلد اين طرح رودز را تحقق بخشيد به صورت تاسيس بورسيه
رودز. (Richard Davis, The English Rothschilds, London: William Collins,
1983, p. 213)
http://www.shahbazi.org/Oligarchy/16.htm#آکسفورد_بر_دنيا_حکومت_ميکند
لينکدونی -
May. 5
من تازگیها کمی از بحثها عقب افتادهام، ولی مهم این است که آدم اگر دلش ماهی میخواهد آن را تازه از آب بگیرد و کباب کند و بخورد. زمانش مهم نیست. مهم این است که فریزری نباشد. من به شدت با اینکه هر آدمی بیاید و در عرصهی عمومی اعلام کند که چه میخواهد و دنیا را چطور میبینید موافقم. خوشحالم که وبلاگ این امکان را به یک سری از گروههای معمولا خاموش که صدایشان از آنها گرفته شده داده است. هرچند که به خیلیها هم نداده است، چون این خیلیها اصلا پول یا آموزش کافی برای داشتن اینترنت و کامپیوتر و اینترنت ندارند. ولی باز همین که هست هم ارزش دارد. دقیقا از همین رو است که با این بحث چند وقت پیش بین یک سری از وبلاگها پیش آمد (و طبق معمول آن یک سری فکر کردند کل وبلاگستان یعنی خودشان، در صورتیکه خیلیها هرگز متوجه آن نشدند) دربارهی ترجیحات جنسیشان موافقم و آن را برای همهمان مفید میدانم. از دو نظر، یکی اینکه این یک قدمی است برای بازیافتن عاملیت برای کسانی که این عاملیت از آنها با وادار کردنشان به سکوت گرفته شده بود. عاملیت به معنی Agency است که خودمانیاش میشود اینکه من هم وجود دارم و خودم نظر و سلیقه و ذهنیت و تمایل و تقاضا دارم. تسلط پیدا کردن بر دیگران همیشه از راه گرفتن این عاملیت از یک انسان و وادار کردنش به سکوت از راههای گوناگون انجام گرفته است که اتفاقا علم و فلسفه (دین را هم میشود یک جور فلسفه دید) نقشی بزرگ در آن ایفا کردهاند. مثلا دلیل اینکه سفیدها قرنها سیاهان را به بردهگی کشیدهاند این بوده که مثلا گفتمان علمی یا فلسفی حاکم آن زمان سیاهان را از نظر عقلانیت دستپایین میدانسته و در نتیجه بهتر میدیده که عاملیت آنها ازشان بگیرد و خودش خودش جای آنها حرف بزند و تصمیم بگیرد. با زنها هم همین طرفتار شده است و همینطور با خیلی اقلیتهای دیگر و الان به نظر من حتی با نوجوانان هم همین رفتار میشود. (نباید فراموش کنیم که تا قبل از جنگ جهانی دوم در همین اروپای غربی «خیلی متمدن» خیلی کشورها به زنان حق رای نداده بودند.) اینکه یک زن ایرانی که همیشه وادار به سکوت شده است بیاید و بگوید که من هم آدمم و این جوری و آن جوری از بودن با یک مرد یا زن لذت میبرم، فارغ از محتوایش ارزش دارد. همانقدر که مثلا یک زن دیگر هم بیاید و بگوید که من هم مثل شماها زنم و آدمم و دل و هوس دارم، ولی دوست ندارم این چیزها را در وبلاگم بنویسم. این هم به هرحال عاملیت است، چون شکستن سکوت دربارهی چیزی است که اصولا در رد و اثبات آن همیشه سکوت حاکم بوده است. راستش را بخواهید من از همین نگاهِ عاملیت است که از اصل با این کمپین «یک میلیون امضا» مخالفم. یعنی حتی اگر جنبههای سیاسی و امنیتی آن را هم کنار بگذارید، باز هم کاری که این کمپین میکند یک جور گرفتن عاملیت از آدمهای ساکتشده است، منتها در شکلی دیگر که بهتر است برای حرام نشدنش در مطلبی جداگانه توضیحش دهم. جنبهی دوم این است که نباید به دام گوهرگرایی یا اسنسیالیزم در ماجرای جنس (sex) و جنسیت (sexuality) و جنسگونگی (gender) بیفتیم. تصور اینکه یک نوع آرمانی از «زن سکسی» یا «مرد سکسی» وجود دارد که همهی ما باید سعی کنیم به آن برسیم، یک افسانه و دروغ زیبا است. نه تنها هیچ زن یا مرد سکسی آرمانیای وجود ندارد، بلکه اصولا چیزی بنام تمایل جنسی خالص مردانه یا زنانه هم وجود ندارد و در نتیجه، بقول جودیت باتلر، حتی چیزی به اسم زن یا مرد خالص هم وجود ندارد. تمام این مفاهیم ساختههایی ذهنی و بشری هستند که در اثر یک جور بازیگری یا نمایش (Performativity) بطور ناآگاهانه و با تکرار تولید میشوند. خودمانیاش کنم: اینکه من یا شما از زن یا مرد بور یا مومشکی، چاق یا لاغر، پشمالو یا بیمو، خجالتی یا وحشی، قدبلند یا قد کوتاه، چشم تاریک یا چشم روشن، لبدار یا بیلب خوشمان میآید و یا دوست داریم با همخوابهمان دهانی یا مقعدی یا واژنی یا لمسی یا هر جور دیگری که به عقل بشری میرسد «حال» کنیم، هیچ اهمیتی ندارد. همهی ما عادی هستیم، چون اصلا چیزی به اسم طبیعی وجود ندارد. تمام اینها بر اساس تکرار و عادت و تجربه شکل گرفته است و هیچکدام ارزش ذاتی خاصی یا برتری خاصی به همدیگر ندارند. ما در رختخواب (و اصولا همیشه) در حال بازیگری و نمایش هستیم و بر خلاف فلسفهی افلاطونی که همیشه یک اصلی را برای چیزها قايل است و میگوید ما همیشه سایهها را روی دیوار غار میبینیم، باید راحتتان کنم: هیچ اصلی وجود ندارد، همه چیز همین سایهها است. حتی یک قدم هم میشود فراتر از مفهوم «بازیگرانه بودن هویت جنسی» برداشت و به اصل خود مفهوم جنس رسید. حرف باتلر این است که اصلا مفهوم جنس (sex) هم بیشتر از اینکه طبیعی باشد خود ما آن را طبق جنسیت یا تمایل جنسی (sexuality) میسازیم. یعنی وقتی میگوییم فلان مرد خیلی حالتش زنانه است یا فلان زن خیلی حالت مردانه دارد، یا مثلا در زوجهای همجنس میبینیم که یکی مثلا مادر است و یکی پدر، این یعنی حتی پیشفرض ما در طبیعی دانستن وجود چیزی به اسم مرد یا چیزی به اسم زن آن طورها هم که فکر میکنیم روشن و طبیعی و آشکار نیست. نقد او به تئوریهای فمینیزم هم از همینجا است که میگوید آنها تمام استدلالشان را برای پیشآوردن شرایط آزادی زن بر پایهی همین دوگانهی زن/مرد بنا میکنند، بدون اینکه خود آن را مورد سوال قرار دهند. در نتیجه یادشان میرود که وقتی از زن در مقابل مرد حرف میزنند، در واقع عاملیت را از کسانی که در جایی بین زن و مرد خود را میبینند، میگیرند و این نکته آن آزادی مفروض آنها را هم برای عدهای تبدیل به ظلم و سرکوب و سکوت میکند. وجه دیگر این نقد که به درد جوامعی مثل ایران هم خیلی میخورد این است که با زیر سوال بردن دوگانهی زن/مرد میتوان از افزایش تنش اجتماعی که در ایران امروزی عواقب شدیدا امنیتی هم دارد جلوگیری کرد، بدون اینکه اصل تلاش برای بهبود وضعیتت حقوقی زنان را زیر سوال برد. این هم بحثش مفصل است. خلاصه اینکه بهترین کاری که ما میتوانیم برای دیگران بکنیم، این است که به آنها امکان بدهیم حرف بزنند، نه اینکه جایشان حرف بزنیم. این خیلی مهم است.
Excerpt:
What I like blogging most for is that it is potentially giving a voice
to those who were discursively silenced. This is happening in Iran
through blogs written by women and that is fascinating. But still,
there still a big majority of Iranian women, who have no voice here and
we should be careful not to speak for them. That's another reason why
I'm against the "One Million Signature" campaign, in that a small group
of non-religious, rich, northern Tehranis can not speak for half of the
Iranian people.
نظرات ديگران
:
غلط کردم ؟ چرا اصغر آقا
:
بی منظور رفتار همجنس گرایانه در جانوران دیده نمی شود
غلط کردی
: البته ایراد دیگری هم که بر کمپین یک ملیون امضا وارد است این
است که یکی از حامیانشان یک آپارتمان گنده دارد. این اثبات میکنه که
همگیشان بی استثنا مستکبرند و از طبقه مرفهین بی درد. احتیاج به درد دارند
تا أدم شوند.
این رو همینطور که میتونین حدس بزنین به طنز نوشتم و داشتم parody نوشته
های شما رو در می آوردم. البته باید اعتراف کنم که من نوشته های کمپین رو
نخونده ام و قصد اعطای امضا هم رو ندارم. تمام اطلاعات بنده درباره کمپین
از خود وبلاگ شما میاد و با این وجود هنوز شما نتونستین این حقیر رو
متقاعد کنید که دولت آمریکا داره کمپین رو "می چرخونه" یا بهش کمک مالی
میده. آن موقع هم که لینک دادین برای اثبات مدعا تون و من رفتم مطلب رو
ببینم دیدم که مدعای شما چیزیست و آنچه بهش ارجاع دادید چیز دیگر.
ومن الله التوفیق.
----------
: این طور که پیداست شما خودتان همه چیز را قبلا بریده اید و
دوخته اید . تمایز رفتارهای زنانه و مردانه و یا تمایلات زنانه یا مردانه
مختص انسان نیست . در طبیعت یک شیر نر رفتار متفاوتی از یک شیر ماده دارد
. تفاوت غریزی رفتار هر جنس با جنس دیگر چنان چشمگیر است که می توان گفت
در یک قلمرو و یک خانواده شیر نر نوع کاملا متفاوتی از زندگی را در کنار
جفتش پیش می گیرد . در سایر جانوران نیز همین طور است . تنها در گونه های
دارای حیات ابتدایی است که اصولا جنسیت دیده نمی شود و جنسییت موجب بقا هم
نیست . رفتار همجنس گرایانه در جانوران دیده نمی شود . شاید البته ادمی
روزی آن را به حیوان آموزش دهد. به نظر من برخلاف عقیده شما آن چه حاصل
ذهنیت و به قول شما حاصل تمایز های زبانی است نه رفتارهای جنسی طبیعی بلکه
رفتارهایی است که اگاهانه برای نفی جنسیت وضع می شود . این کاری است که
انسان ابتکار می کند . چرا این کار را می کند نمی دانم . زیرا همان طور که
انسان به عنوان یک اورگانیسم بسیار عالی رفتارهای جنسی اش در حدکمال او را
از جنس مخالفش جدا می کند . ذهنیت پردازی , تنوع طلبی و علاقه به
خودنماییش از راه متفاوت به نظر رسیدن , در حد کمال است . اگر ادمی
رفتارهای طبیعی خود را با بازیگری می آمیزد , دلیلش بازهم تمایل به تنوع
طلبی اش هست . اگر مردی می خواهد بگوید که من مرد نیستم و زن هم نیستم و
در مرز بین این دو بودن کاملا آزادم , این یک رفتار صد در صد انسانی ,
اجتماعی و برخاسته از تمدنی است که او را پرورده است . اما اگر آن چه شما
می گویید زاییده اعتقادتان نباشد و شما از تمایلات واقعی تان صحبت می کنید
فکر می کنم درصد خیلی مختصری از ادم ها در این تمایل شما شریک باشند . در
هر حال من فکر نمی کنم این طور باشد . فکر می کنم شما مایلید چنان در
آزادیخواهی افراط کنید که ازادیخواهان جهان به خاطر این که فکر این نوع
آزادی را نکرده بودند , از خجالت بمیرند .
--------------
• هودر: استدلال من برپایهی نظرات جوودیت باتلر بود که بد نیست کمی
دربارهی او و نظراتش نگاهی بکنی و دقیقتر و مستقیم بخوانی ببینی چه
میگوید. من خیلی خلاصهه و فقط یکی دو تا از جنبههای اصلی آن را گفتم.
:
به نظر من قبل از این که راجع به مطلبی بنویسی باید خودت خوب مطلب رو فهمیده باشی.
---------
• هودر: شاید هم بد نباشه تو بجای ریاضی و فیزیک کمی با زبان علوم انسانی و تئوری و فلسفه آشنا بشی.
: من در مورد ادامه استدلال هایت در این متن هم حرف دارم که بی
خیالش می شوم فعلا اما از این که یک بار هم توانستی از زاویه ای غیر از
نگاه بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی به کمپین یک میلیون امضا نگاه کنی
خوشحال شدم. نوشته ای از همین نگاهِ عاملیت است که من از اصل با این کمپین
«یک میلیون امضا» مخالفم. ... کاری که این کمپین میکند یک جور گرفتن
عاملیت از آدمهای ساکتشده است...
لطفا یا در ای میل یا در همین جا یا در وبلاگ به هر حال یک جایی به من بگو
منظورت از آدم های ساکت شده چه کسانی هستند؟ خودشان ساکت شده اند یا
ساکتشان کرده اند؟
چه عاملیتی داشته اند؟
چه کسانی و چطور آن را گرفته اند؟
کلا مایلم این چند خط را گسترش بدهی
:
آفرین. معلومه باز یه کتاب خوندی!
: نظر من اینه که برای شروع خودت بیا این جا اعلام کن که مرد
نیستی . اگه نمی خوای این کار رو بکنی بهتره به یک روانپزشک مراجعه کنی و
درد و مرض هایت را این جا به همه تعمیم ندی .
لينکدونی -
May. 4
لينکدونی -
May. 3
لينکدونی -
May. 1
|