[E:M] Satrapi's 'Persepolis' helps Bush's argument + My interview with German magazine

3 views
Skip to first unread message

Hossein Derakhshan

unread,
May 22, 2008, 7:32:52 AM5/22/08
to editor...@googlegroups.com, chal...@googlegroups.com

 سردبیر:خودم


نگاه فراساختاری حسین درخشان به ایران و ورای آن


تازه ترین مطالب این وبلاگ را که به درخواست شما به آدرس ایمیلتان فرستاده شده است. لطفا ببینید و برای دوستانتان هم بفرستید.اگر می‌خواهید اشتراکتان را قطع کنید، پایین صفحه را نگاه کنید. برای مشترک دوستانتان آنها در این خبرنامه میتوانید آدرس ایمیل آنها را در این صفحه وارد کنید:  » فرم اشتراک ایمیلی «سردبیر: خودم»

توجه: برای دسترسی به این وبلاگ بدون فیلتر از این به بعد میتوانید از این نشانی استفاده کننید: httpS://i.hoder.com

 
  لينک‌دونی - May. 22
  لينک‌دونی - May. 21

آقا ارنستو لاکلا


جای دوستان حضرتش، دیشب بالاخره از نزدیک آقا ارنستو لاکلا را در یک پانل مربوط به می ۶۸ در ساوث بنک سنتر لندن دیدم. عکس و ویدیو گرفته‌ام و صدایش را هم ضبط کرده‌ام. به زودی همینجا می‌گذارمشان.

راستی، یک سوال: از کتاب‌های لاکلا کدام‌ها در ایران ترجمه شده است؟ کسی می‌داند؟ می‌دانم از من خوشتان نمی‌آید، ولی اگر پاسخ این سوال را برایم در بخش کامنت‌ها بنویسید خیلی ممنون‌تان می‌شوم.


Excerpt: Does anyone know which of Ernesto Laclau's works are translated into Persian?

نظرات ديگران
:

ببین چیکار کردی که کسی خوشش نمیاد


:

این جمله آخر٬ مظلوم نمایی محض بود٬ می‌دانم از من خوشتان نمیاد...آدم یاد فیلم هندی می‌افته:-S شما اعتماد به نفست به شدت افت کرده یا سرخورده شدی یا چی؟



«پرسپولیس» ساتراپی در گاردین و گفتگو با مجله‌ی آلمانی


هفته‌ی پیش بالاخره مطلبم را درباره‌ی «پرسپولیس» (لینک تصحصح شد) به انگلیسی نوشتم و در گاردین منتشر کردم. عنوانش هست «خیر در برابر شر، بار دیگر» فعلا هم که فحش زیاد خورده‌ام، ولی آن طوریکه پیداست نقدم بر فیلم حداقل آدم‌ها را به فکر می‌اندازد و سوال‌های مرا در ذهنشان زنده می‌کند. اینکه آیا پرسپولیس هم قطعه‌ای از زنجیره‌ی طولانی اتوبیوگرافی‌های زنان بورژوای ایرانی است که با «خواندن لولیتا در تهران» آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد؟

ولی یک نکته را هم می‌خواهم درباره‌ی کتاب «پرسپولیس»‌ اینجا به آن اضافه کنم. ناشری که «پرسپولیس» را برای اولین بار به زبان انگلیسی منتشر کرد زیرمجموعه‌ای از «رندوم هاوس» است با عنوان «پانتئون». این ناشر قبل از «Persepolis» که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد تنها یک رمان‌های تصویری (گرافیک ناول) و آن هم در سال ۱۹۸۶منتشر کرده بود. حدس می‌زنید راجع به چی؟ رمانی تصویری از آرت اشپیگلمن با عنوان «ماوس» درباره‌ی هالوکاست.

اگر فکر می‌کنید این یک تصادف است باید متن خود ناشر را در توضیح «پرسپولیس»‌ در وب‌سایتش بخوانید که رسما «پرسپولیس» را با «ماوس» مقایسه می‌کند. حتی خود ساتراپی هم در همان وب سایت رسمی می‌گوید «به من رمان‌نویس‌های تصویری را معرفی کردند. اشپیگلمن اولین‌شان بود و وقتی من کتابش را خواندم با خودم گفتم، یا عیسی مسیح، یعنی می‌شود یک داستان را اینجوری تعریف کرد و منظورش را این طوری رساند؟ واقعا خارق‌العاده بود.» قضاوت با خود شما، ولی این به نظر من معنی دار است، همان‌قدر که ساخت و توزیع «پرسپولیس»‌ با سرمایه و کمک شرکت تهیه‌کننده‌ی بسیاری از فیلمهای استیون اسپیلبرگ از قبیل «فهرست شیندلر» و «مونیخ»، معنی‌دار است. بگذریم.

هفته‌ی پیش یک روزنامه‌ی اینترنتی آلمانی هم با من مصاحبه‌ای کرد درباره‌ی دلایل تغییر جایگاه من در وبلاگستان فارسی از «ابولبلاگر» تا «منفورترین وبلاگ‌نویس» که زیاد بد از آب درنیامده. ولی خب، به زبان آلمانی است و من هم تنها با مترجم گوگل توانستم بخوانمش. اگر دوست داشتید به آن هم نگاهی بیندازید. (نسخه‌ی انگلیسی)

تکمیل:
» جلسه‌ی گفتگوی مرجان ساتراپی را با خود آرت اشپیگلمن پیدا کردم که می‌توانید بطور کامل گوش بدهید


Excerpt: Read my take on Satrapi's 'Persepolis' in The Guardian, as well as a recent interview I had with the German website, heise.de.

نظرات ديگران
:

خوب حالا ناشر این کتاب پرسپولیس قبلا راجع به هالوکاست کتاب کارتونی ای چاب کرده بود که ساتراپی از آن الهام گرفت که با کارتون میشه کار جدی انجام داد و خیلی طبیعی هست که کتابش رو بدهد به ناشری که تجربه چنین کاری رو داشته . خوب که چی؟

به نظر من کتابهای پرسپولیس و لولیتا در تهران و غیره خواسته یا ناخواسته به یک ایدیولوژی خطرناک خدمت میکنن که شاید باید اسمش رو گذاشت اورینتالیسم نو (فکر کنم فاطمه کشاورز آنها را با این اسم خوانده گرچه هنوز فرصت نکردم کتاب کشاورز رو بخونم)

ولی آیا میشه از این این جریان فکری انتقاد کرد بدون اینکه در عین حال یهودی ستیز و پارانوید بود؟ به نظر میاد شما هم دچار پارانوید و مالیخویا ی یهودی ستیزی شدید مثل آقای احمدی نژاد که حمله 9/11 را تلویحا و یهودیان و موساد نسبت میدهد و منکر وقوع هولوکاست میشود. میخواهم بدانم ایرانیان میتونن یاد بگرین که از آمریکا و اسراییل انتقاد کنند بدون اینکه تعادل ذهنی شان را از دست بدهند و دچار توهمات عچیب و غریب بشوند؟

----------

• هودر: می‌بینم که روش اسراییلی‌ها رو هم خوب بلدی که تا یکی می‌گی اسراییل بالای چشمش ابروست می‌گن حرف ضدیهودی زد. ببینم، اگه کسی بگه عربستان مثلا دیکتاتوریه و نوکر آمریکاست حرف ضداسلامی زده؟ این منطق خودش یه منطق تولید شده توسط اسراییلی‌هاست و در چهارچوب جنگ روانی‌ است که علیه هر منتقدی، حتی کلی از یهودیان منتقد اسراییل، راه انداخته‌اند. شما هرچیزی را که خوشتان نیاید ازش توهم می‌دانید. عمه‌ی من که خرج پرسپولیس رو نداده. تهیه‌کننده‌‌ی فهرست شیندلر و مونیخ داده. حالا تو اگه می‌‌خودت رو بزنی به نفهمی اون یه مساله‌ی دیگه است. اتفاقا خلاصه‌ی نقدها به آذر نفیسی و دیگر اتوبیوگرافی‌های زنانه‌ی مشابه که خدا رو شکر هر سال دو، سه تا درمیاد، هم همینه که کارهاش بخشی از جنگ روانی علیه ایرانه که آمریکا و اسراییل راه انداخته‌اند و ادامه‌ی روشیه که استعمار همیشه با اون مغزهای مردم مستعمره‌هاش رو کنترل کرده. کسی که ظاهرش مثلا هندی است، ولی درست عین یک افسر انگلیسی فکر می‌کند و اینها. حرف دباشی دقیقا همین است. کشاورز هم به احتمال زیاد همین را می‌گوید، چون متاثر از نقد دباشی است.


:

اگر همه یهودیان دنیا و اسراییل پشت سر پرسپولیس باشند که نیستند خوب می کنند. حق دارند. پرسپولیس نه تنها ضد ایرانی نیست بلکه حفظ آبروی همه ایرانیا در داخل و خارج ایرانه. مردم اوشکول و احمق ما رو که من و تو هم جزوشون هستیم رو ببین چه شیک و با فرهنگ نشون داده. باید همه از ساتراپی ممنون باشیم.


:

As I said several times, you better go back home and let them fuck you hard. this way you may shut the fuck up. Adam forosh e kasif


:

حسين جان هرچه ساتراپي و ناشرش پليد باشند ايرانياني که سرگذشت خودشان را در اين کتاب مي بينندآن را دوست مي دارند و تو هم کاريش نمي تواني بکني.

----------

• هودر: این ایرانی‌هایی که تو می‌گویی کلشان روی هم نیم درصد کل جمعیت ایران را هم تشکیل نمی‌دهد. و اتفاقا این‌ها فقط خاطرات همین نیم درصد را راجع به ایران توی بوق می‌کنند. سرگذشت ساتراپی مثل این است که مثلا یک اشراف‌زاده‌ی فرانسوی بخواهد انقلاب فرانسه را در سرگذشت شخصی خودش خلاصه کند و طبیعتا چون این انقلاب به ضرر او و همپالکی‌های اشراف‌زاده‌اش شده است، طوری ماجرا را روایت کند که انگار همه‌ی فرانسه را نمایندگی می‌کند. فکر می‌کنی روایت یک روستازاده‌ای که بخاطر انقلاب ایران توانسته درس بخواند و به بالاترین درجات علمی و اجتماعی برسد هرگز امکان منتشر شدن مثل سرگذشت پرسپولیس را پیدا خواهد کرد؟ آن هم در حالی که روایتش مشترک است با اکثریتی بزرگ از جامعه‌ی ایران؟ مشکل من این نیست که چرا ساتراپی روایت شخصی خودش را مطرح کرده. مشکلم این است که چرا این سرگذشت را به عنوان سرگذشت ده‌ها میلیون ایرانی، به بقیه‌ی دنیا که اصلا ایران را نمی‌شناسد چپانده است. چرا به خودش حق می‌دهد بجای اکثریتی که هرگز عضوی از آنها نبوده حرف بزند.


:

ببینم تو اصلا کتاب ماوس اشپیگلمن رو خوندی؟ من وقتی که خوندمش دقیقا همون احساس ساتراپی رو داشتم. کتاب محشریه. به نظر من تو با مقایسه کردن پرسپولیس با ماوس؛ کلی به ساتراپی حال دادی. خیلی خنده داره که این مقایسه به نظر تو بار منفی داره. این نکته هم خیلی جالبه که نوشتی پانتئون تا اون وقت فقط یک کتاب مصور چاپ کرده بوده ولی این رو نمیگی که این انتشارات در حال حاضر جزو یکی از فعالترین انتشارات از این دسته و تا حالا حدود شصت تا کتاب مصور چاپ کرده. پروپگاندا این نیست که دروغ بگیم؛ پروپگاندا یعنی اینکه فقط بخشی از حقایق رو که به نفع بحثمونه نشون بدیم و بقیه رو جارو کنیم زیر فرش.

----------

• هودر: نه نخواندمش. ولی همین که درباره‌ی هالوکاست است برای من کافی است که معنی سیاسی تازه‌ای در این روزها بدهد که اسراییل (البته به کمک آمریکا) تمام امکاناتش را در سراسر جهان بسیج کرده است تا هرجور که می‌تواند جمهوری اسلامی را به زانو درآورد و نابود کند. پرسپولیس اگر مثلا درباره‌ی زندگی در یک کشور دوست اسراییل بود اصلا هرگز نه به انگلیسی منتشر می‌شد و نه توسط رفقای اسپیلبرگ تبدیل به فیلمی جهانی می‌شد. دیگر ما که دیروز به دنیا نیامده‌ایم. سی سال است این تکنیک‌های اسراییلی‌ها برای بسیج کردن دنیا علیه انقلاب ایران را دیده‌ایم. آدم باید خیلی ساده باشد که این معنای سیاسی پشت این اصطلاحا آثار هنری مانند پرسپولیس و خواندن لولیتا در تهران و غیره را نبیند.


:

Hossein, No one insulted you in the Guardian. You had simply got most of your facts wrong, like 'which one of european leaders has as modst background as Ahmadinejad.' All my European friends have seen this film, they are all anti-Blair leftists who have sympathy with the victims of the mass executions of the regime in 80's. You have chosen your enemy very wrong this time. you are becoming like Tudeh-i ha, confusing Justice with blind Anti-Imperialism. Kambiz

-----------

• Hoder: Can you elaborate a little bit and tell me wheer exactly my facts are wrong? What does my piece have to do with anti-imperialism, by the way?



  لينک‌دونی - May. 20
  لينک‌دونی - May. 18

موزیک هفته: هیپ هاپ «آیرون شیخ» برای فلسطین


آهنگ این هفته را از یک موزیسین هیپ-هاپ فلسطینی بزرگ شده در آمریکا به نام Iron Sheikh انتخاب کرده‌ام. آن را به مناسبت ۶۰ سالگی نابودکردن یک ملت توسط اسراییل با حمایت همه‌ی دنیا، تقدیم می‌کنم به خانم شیرین عبادی، فعال حقوق بشری که درباره‌ی تمام مسایل دنبا و مسلمانان حرف زده است ولی حتی یک کلمه هم برای مثال درباره‌ی که فاجعه‌ای که اسراییل از زمان کنترل غزه توسط حماس راه انداخته است نگفته یا ننوشته است. (بجز این البته.)

ولی قبل از آن بد نیست بگویم که اصولا موزیک هیپ هاپ (که رپ یکی از زیرشاخه‌های آن است) در چند کشور عربی چند سالی است که خیلی گل کرده است، بخصوص درمیان فلسطینی‌ها، و بعد در میان عرب‌های فرانسوی و نیز مراکشی‌ها. در بین فلسطینی‌ها البته یک گروه هست به اسم DAM که در اورشلیم یا بیت‌المقدس زندگی می‌کنند و شهروند اسراییل هستند و ناشر کارهایشان هم شرکت‌های اسراییلی هستند و خیلی از کارهایشان هم به زبان عبری است.

DAM با اینکه در نگاه اول معترض و سیاسی به نظر می‌رسد، ولی با توجه به جنبه‌های تجاری کارش که همه در اسراییل است، بقول رولان بارت یک جور Inoculation یا بقول خودمان سوپاپ اطمینان است و هرگز اعتراضش به تابوهای اصلی اسراییل مثل مشروعیت آن کشیده نمی‌شود. کارکردش بیشتر فرونشاندن خشم فلطسینی‌هایی است که در سرزمین‌های اشغالی یا حتی در قسمت‌های مشهور به اسراییل زندگی می‌کنند و در عین حال نشان دادن چهره‌ای «اهل مدارا» از اسراییل که دروغی بیش نیست و بهترین شاهدش هم رفتاری است که با دولت بطور دموکراتیک انتخاب‌شده‌ی حماس کردند و می‌کنند.

ولی کار این Iron Sheikh درست تر است و با اینکه من هنوز همه‌ی کارهایش را دنبال نکرده‌ام، چون در آمریکا زندگی می‌کند و محیط هنری آمریکا، بخصوص در این یکی، دو سال اخیر خیلی رادیکال‌تر و بازتر از قبل برای زیرسوال بردن اسراییل شده است. درنتیجه به نظرم می‌رسد که آیرون شیخ (که احتمالا الهام‌گرفته از یک «قهرمان» کشتی کچ ایرانی‌تبار به همین نام است) هم رادیکال‌تر است و هم باسوادتر و عمیق‌تر. این را از مصاحبه‌ای که زی.نت (ZNet) سه، چهار سال پیش با او کرده می‌توان مشاهده کرد.

متاسفانه بخاطر موضع اصطلاحا «رادیکال»ش، هیچ ویدیویی از او بجز یکی دو تا از اجراهای زنده‌اش با کیفیت خیلی بد موجود نیست. ولی فایل ام.پی.تری‌هایش در وب‌سایت رسمی‌اش موجودند و من هم سه تا از آنها را اینجا می‌گذارم.

سه‌تای اول را از صفحه‌ی اول او به نام Camel Clutch 2003 انتخاب کرده‌ام که واقعا تمام آهنگ‌هایش شنیدنی است، هم متن‌هایش عمیق و هوشمندانه و ظریف است و هم آهنگش و لوپ‌ها و نمونه‌هایی (Sample) که در آنها استفاده می‌کند. اصولا موسیقی‌اش پر از ارجاع به بیرون از خود است و این خیلی آنها را پرملاط می‌کند. (تمام آهنگ‌ها و متن‌هایشش را یک جا ببینید.)

آهنگ اول اسمش هست «درخت زیتون»، آهنگ دوم «گفتگویی با ادوارد سعید» است که هردو از صفحه‌ی اول او که بالاتر گفتم انتخاب کرده‌ام. آهنگ سوم «داستان سه محمد» است و آهنگ چهارم هم از صفحه‌ی سال ۲۰۰۴ اوست با نام «درباره‌ی بغداد.»

یکی از کارهایی که در ایران دوست دارم یک موقعی انجام بدهم این است که شبیه به این موزیک را را به فارسی و انگلیسی درباره‌ی خمینی و انقلاب ایران و جنگ و مصیبت‌های پس از آن و سلطنت رفسنجانی و ظهور احمدی‌نژاد و احیای دوباره‌ی انقلاب توسط او درست کنم، به کمک این همه آدم با استعدادی که مثل «هیچکس» در همین ایران خودمان کار و زندگی می‌کنند.

بروید و گوش کنید و به دوستان‌تان هم بدهید و اگر دستتان هم به رادیو و تلویزیون جموهری اسلامی می‌رسد به آنها پیشنهاد کنید پخششان کنند تا الگویی شوند برای تولید موزیک نوعی از موزیک هیپ‌هاپ که، برعکس تصور مسووولان سطحی‌نگر فرهنگی ایران، در خدمت انقلاب و نهضت مقاومت جهانی و دفاع از مظلومان‌اند، نه در خدمت سرمایه‌داری و تحمیق و سرگرم‌کردن جوانان به مواد مخدر و رواج نگاه ضدزن و بچگانه‌ی حاکم بر هیپ هاپ امروز دنیا.

» بشنوید: «درختان زیتون» (متنش را بخوانید)

» بشنوید: «گفتگو با ادوارد سعید» (متنش را بخوانید)

» بشنوید: «داستان سه محمد» (متنش را بخوانید)

» بشنوید: «درباره‌ی بغداد» (متنش را بخوانید)


Excerpt: Music of the week: 'Iron Sheikh' raps for the Palestinian resistance.

نظرات ديگران
:

"متاسفانه بخاطر موضع اصطلاحا «رادیکال»ش، هیچ ویدیویی از او بجز یکی دو تا از اجراهای زنده‌اش با کیفیت خیلی بد موجود نیست. "

سلام حسین، آقا واقعا این چه دلیلی بر این هست که ویدیو با کیفیت بالاشون رو ندارن؟ واقعا این نتیجه گیریهات بعضی وقتها حسابی ایراد دارن با اینکه خیلی وقتها هم نکات خوبی رو اشاره میکنی.

------------

• هودر: ساختن ویدیو خرج داره و اگه کسی نباشه که صفحه‌ی طرف رو درست و حسابی دربیاره و عرضه کنه، خیلی بعیده که طرف بتونه از پس هزینه‌ی ویدیو بربیاد. رادیکال بودنش باعث شده که هیچ شرکت ناشر بزرگی نیاد سراغش و در نتیجه ویدیو هم نداشته باشه. این به نظرت استدلال غیرمنطقی‌ای است پویای عزیز؟


:

هیچ دقت کردی ادبیاتت چقدر شبیه اون شریعتمداری بی شرف شده؟ "متاسفانه بخاطر موضع اصطلاحا «رادیکال»ش، هیچ ویدیویی از او بجز یکی دو تا از اجراهای زنده‌اش با کیفیت خیلی بد موجود نیست"

فکر نمیکنی اینکه ازش چیزی پیدا نمیشه به خاطر گمنام بودن و احیانا تخمی بودنه کاراشه؟!

------------

• هودر: هیچ چیز و هیچ کس حتی شریعتمداری رو هم نباید سیاه و سفید دید. حتی اگهفرض کنیم «ادبیات» من مثل شریعتمداری شده که سر هر کلمه‌ای این داعا حرف و ابهام هست.


:

همم. سوپاپ؟

اينجا دام می گه که صهيونيزم، والله، نازيسم است:

http://www.youtube.com/watch?v=SShRR7sInsc

ديگه حرف شديدتر از اين هم می شه راجع به مشروعيت اسرائيل زد؟

اين رو هم ببين:

http://www.youtube.com/watch?v=zIo6lyP9tTE&feature=related

و همچنين خيلی از آهنگهای ديگه‌شون، مثلآ غريب ببلادی که با شعر توفيق زياد، شهردار کمونيست ناصريه، شروع می‌شود.

------------

• هودر: سوپاپه چون همه‌ی کارهاش توی خود اسراییل منتشر میشه و توی کانال‌های موزیک اسراییل نشونش میدن که بگن ببینین ما چقدر آزادیم و اینها. فکر می‌کنی اگه مثلا طرفداری از حماس می‌کرد عمرا بهش اجازه‌ی کار می‌دادن؟


:

I would like to recall here the situation of Palestine. Violations of human rights and humanitarian law are perpetrated daily in the Territories occupied illegally by Israel since 1967. The right of the Palestinian people to self-determination must be firmly reaffirmed. The situation can be solved only through a just and fair solution. There are people who want peace within the Israeli and Palestinian civil societies. In that regard, any peace initiative based on the UN resolutions should be supported. The international community should urgently send a UN interposition force, as requested by the Palestinian people, in order to provide a protection to the civilians. I deeply regret the absence of international initiative in that direction.

shirin ebadi acceptance speech for nobel prize. you cant be more jerk, can u?

-------------

• Hoder: That's almost five years ever since. I said she has been dead silent in the recent few years, after Gazans are being punished for electing Hamas in a fair and open election. Ebadi was almost a different person when she recieved the award and only after that she started to become the Israeli/American spokesperson in Tehran in her call for political sanctions against Iran, for suspension of enrichment, for international observation of the elections, for increased intervention by the Dutch government in Iranian civil society, etc. She was not like this when she got the award.



بحث درباره‌ی وبلاگ‌های فارسی در دانشگاه لندن


دو هفته‌ی پیش یک پانل کوچک در دانشگاهمان برگزار شد با حضور پرستو دوکوهکی، محمود عنایت و من با مدیریت استادمات درباره‌ی «وبلاگ‌های فارسی.» پرستو درباره‌ی وبلاگ‌های زنان حرف زد، محمود درباره‌ی پژوهشی کمیتی درباره‌ی نقشه‌ی وبلاگستان و روابطشان و من هم درباره‌ی وب ۲.۰ و دیکتاتوری اکثریت و تاثیرش بر اینترنت، بخصوص بر وبلاگستان فارسی که موضوع یکی از مقاله‌هایم بوده است و به زودی کلش را اینجا خواهم گذاشت.

صدای کل جلسه را (که به انگلیسی است) ضبط کردم که می‌توانید در همین وبلاگ گوش یا دریافت کنید:

بشنوید:

دریافت کنید:
- جلسه‌ای درباره‌ی وضعیت وبلاگ‌های فارسی در مدرسه‌ی مطالعات آفریقایی و شرقی دانشگاه لندن (MP3 File)


Excerpt: A panel discussion on blogging in Iran with Parastoo Dokouhaki, Mahmoud Enayat and Hossein Derqakhshan, at School of Oriental and African Studies, University of London.

نظرات ديگران
:

سلام فقط نمی دونم چرا به زبان انگلیسی درمورد وبلاگ فارسی صحبت کردید. اون هم با شرکت کنندگان فارسی زبان! عجب جریاناتی داریم ما..

-----------

• هودر: اولا که جلسه رسمی بود در دانشگاه و فقط برای فارسی‌زبونها نبود. بجز این بیشتر حاضران و مدیر جلسه هم انگلیسی‌زبان هستند.



  لينک‌دونی - May. 16

مستند «تولد اسراییل» در بی.بی.سی


هفته‌ی پیش بی.بی.سی یک مستند درباره‌‌ی ماجرای روز نکبت (یا سالروز تولد اسراییل) درست کرد به اسم «تولد اسراییل». سازنده‌اش جرمی باون است که سردبیر خاورمیانه‌ی بی.بی.سی است. از آنجایی که اسراییلی‌ها را عصبانی کرده باید مستند بی‌طرفی باشد و من هم که دیدمش به نظرم نسبتا و با توجه به محذورات بی.بی.سی خوب بود. شما هم اگر دوست داشتید آن را همین پایین ببینید. اگر هم خواستید می توانید کلش را به شکل یک فایل تورننت دریافت کنید.:


ویدویو: تولد اسراییل، بی.بی.سی


Excerpt: Watch BBC's rather balanced documentary, 'The Birth of Israel.'

نظرات ديگران
:

سلام حسین لینک دانلود رو به آدرس زیر تغییر بده: http://thepiratebay.org/tor/4180559/The_Birth_of_Israel_(2008)_DVBC___MVGroup سرعت دانلودش به مراتب بالاتره.


:

ما اگه ایران و اوضاع اسف بار ایران برامون مهم تر از فلسطین باشه کی رو باید ببینیم؟


:

Hi Hossein, this video was really great , I think IRIB most broadcast this or Press TV ! It is really nice


:

چند وقت پیش البوم closer than veins از outlandish رو شنیدم یاده حرفای تو در باره سکسی کردن مسیله اسراییل(و کلا ارزشها ) افتادم. اگه تا حالا کار این گروه رو نشنیدی شاید خوشت بیاد :-)


:

مادر قحبه تر از تو خودتی. این البته برای چل غوز بود



  لينک‌دونی - May. 15

چطور باید دفاع از فلسطین را در ایران جذاب‌تر کرد


وقتی که دیدم گروه کیوسک در یکی از آهنگهایش اصل ایده‌ی جمهوری اسلامی، یعنی ترکیب دین و دموکراسی را با تشبیه آن به پیتزا و قورمه سبزی مسخره می‌کند و بعد هم حمایت ایران را از مردم فلسطین و همینطور برنامه‌ی اتمی ایران را تحقیر و استهزا می‌کند، تقریبا حدس زدم که عاقبتشان به کجا ختم خواهد شد: عباس میلانی و موسسه‌ی هوور دانشگاه استنفورد

اشتباه نکنید. من هیچ مشکلی ندارم که «کیوسک» یا هر گروه درجه‌ی هشتی بیاید و مواضع وزارت خارجه‌ی آمریکا را در موزیک قلابی تقلیدی‌اش بگنجاند و صفحه‌هایش را حتی در ایران منتشر و پخش کند و آزادانه کنسرت بدهد و اینها. ولی از این عصبانی‌ام که جمهوری اسلامی با این همه پول و امکانات انسانی‌ای که دارد نمی‌تواند حتی از مواضع برحق خودش، مثل همین حمایت از مقاومت مردم فلسطین دربرابر حکومت استعماری و نژادپرست اسراییل، درست و حسابی دفاع کند و با همین ابزار کیوسک با تفکر آنها مبارزه کند.

البته نمی‌خواهم مثل دوست عزیزم معصومه ناصری، که در عمل دیدگاه بچه‌باحال‌های شمال شهری تهران را به کل مردم ایران تعمیم می‌دهد، بگویم که هیچکس در ایران دلش با فلسطین نیست و همه ته دلشان از آنها متنفرند و از روی این تنفر دلشان با اسراییل است. ولی متاسفانه در ایران هر چه آدم‌ها جوان‌تر، پولدارتر و درس‌خوانده‌ترند این نگاه را به مساله‌ی اسراییل و فلسطین دارند و این خطری بالقوه است.

جمهوری اسلامی خیلی خوب توانسته است اکثریتی بزرگ از مردم ایران را در این دیدگاه‌ها با خود همراه کند و تصادفی نیست که هنوز اکثریت مردم ایران دلشان با فلسطین است و از حمایت حکومت‌شان از این ستمدیده‌ترین مردم دنیا راضی‌اند. نباید یادمان برود که اتفاقا حمایت از فلسطین بر اساس قانون اساسی وظیفه‌ی جمهوری اسلامی است و این قانون اساسی هم تا حالا دوبار (پس از انقلاب و پس از جنگ در بازنگری قانون اساسی) از اکثریت قاطع مردم ایران رای آری گرفته است. (اصل دوم قانون اساسی می‌گوید که ایران موظف است با تمام امکاناتش سیاست خارجی‌اش را طوری تنظیم کند تا بتواند از تمام مستظعفان دنیا بی‌دریغ حمایت کند.)


پیدایش و گسترش اسراییل در این شصت سال تنها با نیروی نظامی ممکن شده است

مساله این است که بخشی از آن اقلیت کوچک که همراه با این اصول نیست بخاطر دسترسی بیشترش به ثروت و آموزش، در ده، پانزده سال آینده نفوذی چندین برابر آن اکثریت خواهد داشت و این خطری است برای جمهوری اسلامی که بخشی موثر از نخبگانش به اصول مبنایی‌اش بی‌اعتقاد باشند.

راحت بگویم: جمهوری اسلامی مواضع برحقش را، از جمله دفاعش از فلسطین، «سکسی‌تر» ارایه کند. نمی‌گویم که کل سیستم فرهنگ‌سازی‌اش را عوض کند، چون این سیستم فعلی برای اکثریت بزرگی از مردم جواب می‌دهد. ولی همین سیستم فعلی برای این اقلیت کوچک نخبه نه تنها جواب نداده و نمی‌دهد، بلکه تاثیر معکوس گذاشته و خواهد گذاشت. یعنی نه تنها در میان این اقلیت نتوانسته همدلی با فلسطین ایجاد کند، بلکه روش‌هایش نتیجه‌ی معکوس داده و همدلی با اسراییل ایجاد کرده است.

خود من با شرمندگی تمام سالهای سال جزو همین گروه اقلیت بوده‌ام و خوب می‌توانم این تاثیر معکوسی را که می‌‌گویم درک کنم. من تا وقتی که از آن فضای تبلیغاتی بیرون نیامدم و ندیدم که چقدر آدم‌های کاردرست و درس خوانده‌ی بقول ما خارجی و حتی یهودی هستند که صدها بار بیشتر از من مخالف اسراییل و مدافع فلسطین هستند، مثل بسیاری از هم‌نسلانم همدلی زیادی با فلسطین و موضع رسمی جمهوری اسلامی در قبال آن نداشتم.


راجر واترز: اسراییل از فلسطین زندانی بزرگ ساخته است

البته خواندن بیشتر و تفکر بی‌طرفانه‌ی بیشتر هم در این تغییر آرام بی‌تاثیر نبود، ولی، خودمانی بگویم، تا وقتی ندیدم که طرفداری از فلسطین در انحصار مردان ریشوی عصبانی و زنان چادری سبیلوی دنیا نیست، سراغ آن نوشته‌ها و تفکرات تازه نرفتم. تا وقتی در خود اسراییل ندیدم که چقدر جوان‌هایشان بیشتر از من از ظلم و نژادپرستی و جنایت‌های حکومتشان شرمنده و خشمگین‌اند، این تلنگر به ذهن من نخورد. تا وقتی ندیدم در قلب همین اروپا، دختران سکسی و اهل پارتی و خوش‌گذران برزیلی و انگلیسی و نروژی و ایتالیایی و فرانسوی و اتریشی و آمریکایی صدها مرتبه از من پر ادعا بیشتر با ضعیفان دنیا همدلی می‌کنند و با افتخار چفیه دور گردنشان می‌اندازند و به راهپیمایی‌های ضداسراییلی می‌روند و مثلا استارباکس نمی‌روند چون صاحبش صهیونیست است و میلیون‌ها دلار در سال به اسراییل صدقه می‌دهد، این تکان به من وارد نشد.

بهرحال ما همه انسانیم و انگیزه‌هایمان برای کارهای مختلف آن‌قدر که خودمان فکرمی‌‌کنیم عقلانی نیست و بسیاری از آن به چیزهای خیلی کوچکی مثل یک عکس، یا یک رنگ یا بو یا خاطره یا آهنگ و اصولا حس‌هایمان برمی‌گردد تا قدرت تعقلمان. این چیزی است که جمهوری اسلامی با اینکه می‌فهمد و خوب هم برای آن اکثریت اجرا کرده است، به دلایل مختلف نتوانسته برای این اقلیت جوان درس‌خوانده‌تر و اصطلاحا امروزی‌تر عملی کند.

همین پتانسیل خطرناک است که عباس میلانی و رفقایش در هوور یعنی لری دایموند (که از مهمترین آدم‌های NED هم هست) و رابرت مک فال -- که از مهمترین مشاوران حکومت آمریکا برای طراحی روش‌های سرنگونی غیرنظامی ایران هستند -- دنبال موزیک پاپ و وبلاگ‌ها و سکس و حقوق زنان و جامعه مدنی در ایران راه انداخته است.


جودیت باتلر: نقد اسراییل نه تنها بر اساس یهودیت ممکن، بلکه لازم است

مثلا همین هفته‌ی پیش یک آگهی در روزنامه‌ی هرالد تریبیون چاپ شد که در آن تعدادی از باحال‌ترین آدم‌های فرهنگی و هنری غیر مسلمان و غیر عرب دنیا به اسراییل بخاطر جشن شصت سالگی‌اش تاخته بودند و خلاصه گفته بودند که شصت سال رقصیدن بر گور هزاران هزار فلسطینی که شما مملکتتان را روی آن ساخته‌اید مایه‌ی شرم است، نه جشن. آدم‌هایی از راجر واترز (که بخاطر پینک فلوید در ایران این همه کشته و مرده دارد) و کن لوچ (فیلمساز یهودی و انگلیسی) و ایان پیس (موسیقی‌دان انگلیسی و یهودی موزیک کلاسیک) تا جودیت باتلر (فیلسوف یهودی آمریکایی و ضد صهیونیست و همجنسگرا و مدافع حقوق زنان) و جیانی واتیمو (فیلسوف همجنسگرای ایتالیایی) و نایومی والاس (نمایشنامه‌نویس یهودی آمریکایی). (نسخه‌ی پی.دی.اف آن را ببینید.)

چه می‌شد اگر مثلا شبکه‌ی سوم یا چهارم یا شبکه‌ی تهران تلویزیون شروع می‌کرد و مثلا در یک برنامه‌ی ده قسمتی با این جور آدم‌های مصاحبه می‌کرد یا نظراتشان را درباره‌ی دلایل‌شان برای دفاع از فلسطین و مخالفتشان با اسراییل پخش می‌کرد؟


سخنرانی ایلان پاپه درباره‌ی پاکسازی نژادی فلسطینیان توسط اسراییل

یا مثلا راجر واترز و دمیس رسوس (او هم بیانیه را امضا کرده است) و مارسل خلیفه را به تهران دعوت می‌کرد و در همین سالروز شصت‌سالگی اشغال فلسطین برایشان در سه شب در ورزشگاه آزادی به همراه چه میدانم محمد اصفهانی و محسن نامجو و علیرضا عصار و اینها کنسرت می‌گذاشت و میلیون‌ها جوان پاک‌دل ایرانی را که همیشه بر اساس فرهنگ ایرانی طرفدار ستمدیدگان بوده است با چهره‌ای دیگر از طرفداران فلسطین آشنا می‌کرد، و همزمان هم بطور مستقیم آن را در شبکه‌ی سوم پخش می‌کرد؟ یا اصلا خرج این کنسرت را می داد و در دوبی برگزارش می‌کرد و بعد از شبکه‌ی سوم مستقیم پخشش می کرد؟

یا مثلا ایلان پاپه‌، نویسنده‌ی اسراییلی شدیدا منتقد اسراییل و مدافع فلسطین را دعوت می‌کرد به ایران و برایش در دانشگاه‌ها تور سخنرانی می‌گذاشت و نشان می‌داد که چطور حتی خود اسراییلی‌ها هم از این ظلم ناراضی‌اند و حق را به فلسطینیان می‌دهند؟ چطور آمریکایی‌ها برای شیرین عبادی تور می‌گذارند که برود این طرف و آن طرف دنیا و بریند به جمهوری اسلامی؟ چرا ایران از این مقابله به مثل‌ها نمی‌کند؟

جمهوری اسلامی تنها کشور دنیا است که با گفتار و کردارش صادقانه پشت این ملت ستمدیده ایستاده است و میلیاردها نفر از مردم جهان ایران را به این دلیل می‌ستایند. آن وقت یکی، دو میلیون جوان ایرانی را در همین ایران نمی‌تواند قانع کند که چرا باید به این دفاع و مقاومت افتخار کنند؟

منظور من از سکسی کردن مقاومت بر ضد استعمار و سلطه‌ی آمریکا و اروپا و اسراییل همین است و یکی از اهداف من برای بازگشت به ایران نیز همین است.


Excerpt: While hundreds of millions around the world are proud of Iran for its stance on Israel and Palestinian rights, Iran has failed to convince and mobilize its young educated elite for this cause. They to need to make such cause sexier. That's what it lacks, not logical arguments.

نظرات ديگران
:

جواب نداری که بدی توهین میکنی. خوب غربزده ای دیگه چرا بهت برمیخوره. تو فکر میکنی ما بدون فوکو و لاکلاو و باتلر نمیتونیم مشکلات جامعه خودمون رو حل کنیم. من فکر میکنم که میتونیم. من در ضمن فکر میکنم که راه حل های تو خودشون مشکلات بزرگتری رو بوجود میارن. این مسائل تئوریک اصلا فرعی و پیش پا افتاده نیستن. و بدون حل اونها کار کردن روی پروژه های بزرگتر و بهتر امکان نداره. در ضمن تنها جوریکه میشه توجه تو رو گرفت اینه که مسائل رو اینجا مطرح کرد. برای اینکه صدها ایمیل من رو بی جواب گذاشتی. اینجا هم زر میزنی توهین میکنی اما جواب نمیدی. هیچکس نمیگه ما به مطالعه متون غربی و پست مدرنیستی احتیاجی نداریم، مشکل پرستش به اصطلاح متفکرینه که تو هر روز انجام میدی. شما اگه برای خودت مطالعه کنی و مطالب به درد بخور رو وارد فرهنگ ایرانی کنی حرفی نیست، اما تو دوست داری بیای جار بزنی که آره ما باید این مطالب رو وارد ایران کنیم و اینکه میخواهی ایران دانشگاه پست کولونیال راه بندازه و ستاره های محبوب شما رو بیاره ایران تا در کنار شما توی این دانشگاه، جدید ترین مدل غربزدگی رو به دانشجویان ایرانی درس بدن و بطرز نوینی نخبه های ایرانی رو شستشوی مغزی بدن. اینها راه حل نیست حسین. اینها فاجعه هستش. امیدوارم که این طرحهای شما هیچ موقع گوش شنوا در ایران پیدا نکنه.

----------

• هودر: دوست من، بگذار راحتت کنم. از نظر من اصلا «غرب» معنی ندارد که غرب‌زدگی بخواهد معنی پیدا کند. ساختن این جور جعبه‌های مفهومی و گذاشتن چنین اسم‌های روی آنها نتیجه‌ی نگاهی گوهرگرا یا اسنسیالیست است که اصولا مردود است. دیگر اینکه، چیزی که تو و امثال راجع به فوکو متوجه نمی‌شوید این است که فوکو امثال من و تو را از سلطه‌ی تفکر اروپامحور برآمده از روشنگری خلاص می‌کند، نه اینکه ما (ملت سرکوب‌شده یا استعمارشده یا خلاصه ساب‌آلترن) را وارد سلطه‌ای دیگر کند. تفکر فوکو موانع فکری ما را از بین می‌برد و به ما امکان تئوریک می‌دهد که خودمان بر اساس زبان و تاریخ خودمان بیندیشیم، نه اینکه ما را در بند تازه‌ای گرفتار کند. فوکو و اصولا پست استراکچرالیزم «امکان»‌هایی تازه و بی‌نهایت را میسر می‌کند؛ به ما اجازه‌ی حرف زدن می‌دهد، بدون اینکه بگوید چه باید بگوییم. این کل یک نکته‌ی کلیدی است که به نظرم تو خوب آن را متوجه نشده‌ای. این توهین نیست، بحث است.


:

بادیدن این نقشه اسرائیل میدونی چی را تصور میکنم روزی که بااسرائیل هم مرز بشیم هاها ها

-----------

• هودر: همین الان که پدرخوانده‌ی اسراییل یعنی آمریکا از چهار طرف همسایه‌مون شده و هیچ گهی هم نمی‌تونه بخوره.


:

هودر: آهان. خیلی ممنونم که بدون اینکه حق ویزیت بخواین من رو بطور مجانی معاینه کردین، استاد روان‌پزشک.

هودر: میذارم به حساب ایگوی ارضانشده‌ات و مشکلات اخیر کاری و زندگی‌ات.


:

واقعا باعث تاسفه که جنابعالی ( اقای حسین درخشان ) با شما هستم ، کامنتهایی که توش فحش و ناسزا هست رو به نمایش میگذارید و به نظر من این بدترین بی احترامی به خوانندگانی است که فرهیخته هستند واقعا متاسفم . شما هم در بی ادبی اونا دخیل هستید .


:

سلام حسين جان ارزو بر جوانان عيب نيست چه انتظارهاي تو داري چه چيزهاي عجيب و غريبي ميخواهي ما كه نه سر پيازم نه ته پياز كه برنامه ريزي داشته باشيم اصلا كي ازما ميپرسه چي دوست داريم چي نداريم من اول بايد ازاد باشم تا بفهمم كي بد كي خوب وقتي حتي دسترسي من به اينترنت محدود ميشه دادش تو كسي كه چشم ديدنت را نداره دوست داري يانه فكر نميكنم در طي اين چند ساله عمرم نفرت و ازاري كه از اعراب دريافت كرديم حتي يك سرسوزن از اسرائيل گرفته باشيم حالا ظاهرا درهرحال من يكي دشمن دانا را به دوست نادان ترجيح ميدهم البته اگه كسي ازمن بپرسه ؟ عمرا

--------------

• هودر: نمیتونی همه‌ی «اعراب»‌رو توی یک کاسه بذاری. همین الان رییس جمهور ایران سومین سیاستمدار محبوب در دنیای عربه. ایران در بین مردم عادی بیشتر کشورهای عربی کلی طرفدار داره. فقط عربستان و اردن و کویت هستن که اینقدر با ایران بد هستند. بقیه حتی دولت‌هاشون هم جرات ندارن با ایران زیاد دشمنی کنن. در ضمن، سوریه و لبنان هم عرب هستند و می‌بینی که ایران اونجاها خیلی هم محبوبه.


:

Looks like either you wont learn from youre past mistakes of false accusations, or you clearly have an agenda. Get a life man, stop the finger pointing and realize that the "you are either with us or against us" mentality only leads to more destruction and hate.

-------------

• Hoder: What are you exactly talking about in this post?


:

فکر میکنم اگه با چشم باز نه به شهرستانا و روستاهای دور افتاده اگه به اطراف همین تهران نگاه می کردی و یه سر به محله هایی مثل کوره پزخونه سمت ورامین می زدی و بدبختی مردمتو درک می کردی دیگه نمی تونستی دم از مظلومیت مردم فلسطین بزنی.مظلوم ماییم که داریم اینجا خفه می شیم.می بینیم و می سازیم و تو اونجا حال می کنی


:

I think majority of Iranians even those who accusing them that they do not sympathize with Palestinians understand what cruelty is happening there. but there is an issue that you overlook. This sacrifice that IRI is doing for the sake of Palestinians and from Iranians pocket and with the price of international isolation is not mutual. In fact Palestinans does not want it and it is interpreted as interfering in their affairs. and all Arabs believe that Iran is just following its interests to rule the region. I can never get over this fact that Palestinians were backing Saddam in Iran-Iraq war. Doesn't sound silly that we ruin our foreign policy and national interests by support who does not care for it and are even potentially our enemies in long run? Do not think emotionally, be wise.


:

گل أرا خانم بابا تو برو همون ایالات متحده اسلامیتو بچسب. سوادتت رو نمی خواد به رخ ملت بدبخت ایران بکشی. تو اگه عاشق همون ایالات متحده اسلامی خودت هستی به جای این که به مردم بگی برن دست اون ولی وقیح مادر جنده تو ببوسند خودت برو ایران و پاشو ماچ کن. چرا نشستی و دستور العمل میدی؟ برو اونجا استاد دانشگاهت می کنند و هر چی سال های دهه نود تو دانشگاه خوندی و افکار امپریالیستی اسلامی تو می تونی به ریشوهای بو گندوی مثل خودت درس بدی.


:

سلام. قصد زیاده گویی ندارم، فقط اینكه بین حمایت و عصبیت یك فرق بنیادی وجود دارد. ایا ایران فقط حمایت می كند یا اینكه قصد دارد به تمام ملت یك عصبیت جاهلانه را القا می كند؟


:

ببین اگه میخواهی وارد مسايل شخصی بشی دیگه تقصیر خودته. اولا من از تو بیشتر میفههمم نه بخاطر اینکه یه دانشگاه غربی به من مدرک داده. شما معیارت مدارکیه که میخواهی از دست خارجی ها دریافت کنی هنوز همون لیسانسش رو هم نداری دو ترم درس خوندی برادر به خودت مغرور نشو. من از تو بیشتر میفهمم بخاطر اینکه من به وزن جنابعالی کتاب خونده ام. اون موقع که شما از وارد شدن به مسائل تئوریک بویی نبرده بودی و فقط گاردین و نیویورک تایمز میخوندی رو میگم. بله من اصلا کتمان نمیکنم حسین، من از تو بهتر میفهمم. اما این فقط من نسیتم که از تو بهتر میفهمم. شما درکت از فلسفه غرب بسیار سرسری و ایدئولوژیکه. باید بجای جزوه های دانشگاهی برداری کتاب بخونی، که نمیخونی. حرف حساب من اینه که مدل فلسفی شما لنگ میزنه دوباره برمیگردی میگی ساختارها داخل دیسکورس هستند. آره عمو جان شما اگه جودیت بتلر و دریدا قرقره کنی همینطور میبینی. من ساختارها رو خارج از دیسکورس میبینم. تو اگه این نکته اساسی رو فهمیدی، دیگه احتیاج نداری غم و قصه زندگی منو بخوری. نخبه های ایران ماشالله اونهایی که خودی و اسلامی هستند به سکسی بودن فلسطین احتیاج ندارن. بدبختی امثال تو دمکراسی و چرت و پرتهای غربیه که هنوز اسیر و زندانی اونها هستی. دیسکورس شما فعلا دیسکورس اکادمیک مو بورهاست شما نمیخواد لطفا فلسطین رو سکسی کنین. بگذاریم فلسطین نکته وحدت مسلمانها بمونه و با راه دادن یه مشت تازه به دوران رسیده که هنوز هالاکاست رو ممتر از هر چیز دیگه ای میدونن نگداریم صهیونیستها از در عقب فلسطین رو از دست مسلمونها در بیارن. درباره زندگی سخصی ام بگم تا الان به این اندازه راحت و خوشحال نبوده ام. اصلا بحث های من رو به چیز های بی ربط ربط نده. مشکل من غربزدگیه نه حسین درخشان و نه شخص خودم.

-------------

• هودر: باشه، من غربزده و نفهم و تو غیرغربزده و فهیم‌ترین و باسوادترین آدم روی زمین. همیشه هم حق با تو است. آفرین که این قدر کارت درست است. من بیشتر از این به کامنت‌های پر از عقده‌ی تو جواب نمی‌دهم چون نمی‌خواهم مثل تو بشوم و کسی را که دوست خودم می‌دانم سر این اختلاف‌های ناچیز و احمقانه در عرصه‌ی عمومی ضایع کنم. تو هر چه می‌خواهی بگو، من سکوت می‌کنم، چون مشترکات زیادمان را خیلی باارزش‌تر از این دعواهای مسخره می‌دانم. راستی، با دوستانی مثل تو من به دشمن نیازی ندارم.


:

آقای درخشان، شاید نظر من ربط چندانی به این مطلب نداشته باشد، اما از آنجایی که در این نوشته به جنبه های انسانی مردم فلسطین و ظلمی را که به آنها رفته پرداخته شده است، می خواهم توجه شما را به ظلمی که به افغانها در ایران شده و می شود جلب نمایم. مقامات جمهوری اسلامی از هر فرصتی برای ضربه زدن به وجهه مهاجرین در نزد افکار عمومی ایرانیان استفاده می کنند، آیا فکر نمی کنید این کار جمهوری اسلامی نادرست است؟ برای مزید اطلاع توجه شما را به این مصاحبهء رییس کل امور اتباع و مهاجریت خارجی وزارت کشور ایران جلب می نمایم با برجسته کردن دو فراز از گفتار ایشان: « ... تاثيري كه حضور اين مهاجران در بافت جمعيتي سيستان و بلوچستان ايجاد كرده است ، حادثه خطرناكي است كه مي تواند تماميت ارضي و امنيت ملي ايران را نيز تهديد كند. بسياري از حرف ها و اطلاعات را نمي توان از طريق رسانه ها مطرح ساخت اما اگر بدانيم كه امروز در زابل بافت جمعيتي كاملا نسبت به 30 سال گذشته تغيير كرده است آن را يك فاجعه خواهيم يافت كه مي بايست همه مردم و مسئولان را بيدار نمايد.» و

"« ...اين مساله را نيز نبايد پنهان كرد كه هر بيگانه اي در كشور امكان بالقوه اي براي بهره برداري توسط سرويس هاي امنيتي خارجي مستقر افغانستان محسوب كرد زيرا آنها ديگر براي حفظ جان به ايران مهاجرت نمي كنند بلكه بخاطر كسب نان و درآمد است . ضمن اينكه اين اصل در تمام دنيا پذيرفته شده است كه هر بيگانه اي ميتواند يك دشمن محسوب شود. »

متن کامل این مصابه را در روزنامه جمهوری اسلامی تاریخ 22/ 2 / 1387 در صفحه گزارش آن می توانید در لینک ذیل بخوایند:

البته این را به قصد مخالفت با جمهوری اسلامی نیاوردم، بلکه فقط می خواهم توجه دولت شما را به این نکات متناقض در مبارزه جهانی برای عدالت، آمدن امام زمان و عدل گستری و ... و ظلم به انسانهای بی پناه، جلب نمایم. خواسته باشی در سواس می بینمت.

----------

• Hoder: Sorry, I don't have my Persian keyboard here. ut yuo're right. Iran has treated Afghans sometimes really nastily. Despite their general hospitality for them for over 20 years now, especially during Khatami, they did really terrible stuff to them. With those anti-immigiration policies, how does these reformists claim to be n the left? Actually, I'd love to find what is left abuot them?


:

کاملا با نظرت موافقم


:

با سلام خدمت جناب درخشان.تو خیلی چیزا باهات مخالفم ولی با قضیه اشغالگری اسرايیل فکر کنم هیچ آدم منصف و با منطقی نتونه مخالفت کنه. کمک سیاسی به فلسطین هم قاعدتا یه وظیفه اخلاقی برای جمهوری اسلامیه و همین کار هم تا به حال کمک زیادی به کسب وجهه بین اعراب و تحصیل کرده های دنیا برای کشورمون کرده . ولی یه مشکلی هست. تا وقتی که یه کشوری نمی تونه حد اقل رفاه رو حد اقل برای درصد بالایی از مردمش تامین کنه، منطقیه که حکومت اون کشور به یه کشور دیگه کمک مالی کنه؟ راستی جات خالی زمستون 2 سال پیش با هر بد بختی که بود رفتم 3 روز دبی برای کنسرت راجر واترز. تو کنسرت یه آهنگی اجرا کرد به اسم leaving beirut که چون جدید ام بود تمام متنشو روی دیسپلی پشتش مدل کامیک بوک ها گذاشته بود. آهنگ ماجرای سفرش به لبنان تو سن 17 سالگیه.بحث اصلیش البته اعراب و جنگ عراقه. یه تیکه هاییش: Oh George, Oh George That Texas education must have fucked you up when you were very small!

But now an Englishman abroad is just a US stooge The bulldog is a poodle snapping round the scoundrel's last refuge

Not in my name, Tony, you great war leader you Terror is still terror, whosoever gets to frame the rules حتما دانلودش کن


:

کدوم گوزی بود که رفته بود اسرائیل و چپ و راست فیلمهاشو روی یوتوب میگذاشت؟ تو واقعا مثل امامت، دجال و وطن فروش و خائن و جانی هستی. همین روزهاست که تو هم مثل رفیق شفیقت چراغ ها رو خاموش کنی، بیچاره!!!


:

آقای درخشان. موسسه هوور Hoover گرچه از نظر فیزیکی در دانشگاه استانفورد است (یعنی در campus دانشگاه واقع شده) از دانشگاه کاملا مستقل است مثلا اعضایش الزاما عضو دانشگاه استانفورد به حساب نمیایند گرچه تعداد خیلی کمی از استادادان استانفورد مثل بعضی از استادان سایر دانشگاهها با آن موسسه همکاری میکنند.

دوم آنکه قبلا گفته بودید هر چیزی که از استانفورد باشد خبیث هست (البته از لفظ دیگری استفاده کردین که من بیاد ندارم). خوب این از شما بعید نیست چون با ساده انگاری شدیدی همه چیز را به کل سیاه یا سفید بشمار میاورید. نمیتونین قبول کنین که فردی یا موسسه ای در یکی از این دو کمپ نباشد.

آیا استادان ضد اسراییلی استافورد هم خبیث هستند؟ استانفورد در بخش تاریخش History Department فقط یک استاد در ضمینه سیاست معاصر در خاورمیانه دارد. این استاد نامش جویل بینین هست و تاریخ معاصر خاورمیانه درس میدهد (و مساله اعراب و اسراییل رو تدریس میکنه). بدون تعارف هم مخالف صهیونیسم هست. این با وجود اینه که دانشگاه کلی دانشجوی یهودی طرفدار اسراییل داره و وجود همچین استادی میتونه برای یک دانشگاه خصوصی که مشتریهاش (یعنی دانشجویانش) کلی یهودی هستن موجب درسر باشه. البته استادان طرفدار اسراییل هم هستند ولی آنها موضوع جنگ اعراب و اسراییل رو درس نمیدن چون تخصصشون این نیست.

در ضمن اشاره به تناقض ظاهری (و در واقع غیر واقعی) مدرنیته و سنت در یک آهنگ به شیوه گروه کیوسک معادل مسخره دین و سنت نیست. این تعبیر جنابعالی بیش از حد بدبینانه هست. فکر کنم فقط بعد از اینکه این گروه به استانفورد آمد به فکرتون رسید که اینها لابد دارن سنت رو "مسخره" میکنند ولی آهنگ هاشون رو اگر آدم با انصاف بررسی کنه الزاما این رو نمیرسونه چون خیلی از به اصطلاح سنتی ها هم صحبت از تعامل سنت و مدرنیته میکنند. بنابراین اشاره به این تناقضات ظاهری معادل تمسخر نیست بلکه حداقل این فایده رو داره که به ما اجازه میده راجع به این موضوع بحث کنیم. تا اونجا که من از آهنگهای این گروه سر در آورده ام واقعا حرف زیادی برای گفتن ندارند.

--------------

• هودر: عباس میلانی عضو هوور و از مدیران پروژه‌ی «دموکراسی ایران» هوور است.


:

حسين عزيز، وقتي كاملا از بيرون بدون نظر و با ديد باز به مطلب كنوني نگاه مي كنم برداشت جالبي دارم. تو، چه آن موقع كه در ايران بودي و چه اكنون در اروپا، پيرو مد هستي. اينجا، پارتي بروهاي اسكي باز شمال شهري سكسي حالشان از فلسطين به هم مي خورد و آنجا دختران بلوند نرو‍ژي ضد اسراييلي هستند. موضوع اين است كه اسنوبيسم وجود تو فرملنرواي قدري است كه از خميني بزرگ بيشتر روح تو را تسخير كرده. تو صاحب نظر نيستي، تنها پيرو شريف يك عضو شريف هستي... --------------

• هودر: آهان. خیلی ممنونم که بدون اینکه حق ویزیت بخواین من رو بطور مجانی معاینه کردین، استاد روان‌پزشک. شما یک نابغه هستین و احتمالا می‌تونین همه‌ی دنیا رو هم به همین راحتی درمان کنین.


:

آقا حسین. حالا دیگه هرکی بچه بالاشهری شد سوسول شد. بعدم هرکس سوسول شد اخ شد. بعدم هرکی اخ شد دیگه آدم نیست باید خفه شه؟ اصلا یه عده دوست دارن ایران همه چیزایی به شده که تو با تنفر ازشون یاد کردی. یعنی این آدما حق ندارن اینجوری فکر کنن؟ حسین حالت خوبه؟ معلوم هست چی شدی؟

--------------

• هودر: من کی گفتم بالاشهری حق نداره حرف بزنه. گفتم هیچکس حق نداره جای همه‌ی مردم حرف بزنه. شماها هم فقط دنبال بهانه می‌گردین که بیان یه لگدی به من بزنین‌ها! انصاف هم خوب چیزیه والا. حرف من رو عوض می‌کنی و بر اساسش بهم فحش می‌دی؟


:

من همسن و سال خودتم. نه بچه بالا شهر بودم نه پینک فلوید گوش می دادم. بچه تهران نو بودم. این از بک گراندم. تو قضیه اعراب و اسرائیل هم بطور طبیعی هر دو طرف را مقصر می دونم. اما می خواستم بدونی واسه من و بسیاری از کسایی که من می شناسم روز نکبت ۲۲ بهمن ۵۷ ه. تا جمهوری اسلامی بساطش تو ایران بر پاست من طرفدار اسرائیلم. واسه من اسرائیل سمبل مبارزه با ایدئولوژی نفرت انگیز اسلامی تو خاورمیانه و آخرین سد در مقابل مفت خورهای لاشخور و گردن کلفتی مثل حسن نصرالله و خالد مشعل و محمود احمدی نژاد است با وجود تمام بدیهاش و حتی بعضی وقتها جنایتشهاش. وجود همین اسرائیله که خیالم راحت باشه که جمهوری اسلامی آرزوی بمب اتم رو به گور خواهد برد. در حکومت بعدی ایران و اسرائیل دو متحد اصلی در خاورمیانه خواهند بود و اونوقته که ایران می تونه رو اسرائیل تأثیر مثبت بذاره و راه حلی واسه صلح خاورمیانه پیدا کنه.


:

آقا، من چندين بار کامنت گذاشتم، و ممنون که پخش کردی، ولی هر بار با رندی از زير جواب دادن در ميری.

اگر ما نخوايم خودمونو فدای فلسطين کنيم چيکار بايد بکنيم؟ اگر اوناييکه سال 58 و بعد 68 رفتن به اين قانون اساسی رای دادن اشتباه کرده باشن، ما چرا بايد تاوون بديم. اصلا مگر همون آيت لله قهرمان شما خودش نگفت اگر پدران ما يکی رو قبول کردن به ما چه (نقل به مضمون از سخنرانی بهشت ز هرا در دوازده بهمن).

بعدشم آقای هودر خان...برای ما ادا اطوار در نيار! بگو کفگير خورده به ته ديگ، منم بايد برم ايران يک کم مطالبات معوقه از موئتلفه دارم بگيرم. ايران نه تنها که از هيچ مظلومی دفاع نميکنه، بلکه در بسياری از جاها ضعيف کشی هم ميکنه. اگر قراره بر اساس قانون اساسی هرکی از آرمان اون فلسطين کوفتی دفاع نکنه، خائن باشه، چرا هيچکس از ايران و منجمله شما منجی عالم پست کلنيال، از اينهه قتل در "دارفور" سودان نه اسم ميبرين نه اشاره ميکنين. تعداد تلفات جنگ اعراب با اسراييل در اين شصت سال، اگر هم روی هم بزارين به انجاه هزار هم نميرسه! در دارفور در کمتر از چهار سال، چهارصد هزار نفر کشته شدن. فقط مشکل اينه که در دارفور، مسلمونا دارن پدر هرچی صاحب بچه نامسلونه ميسوزونن، و نتيجتا با هيچ سريشمی نميشه به مبارزه جهانی عليه استعمار بستش.

حالا من وارد مسلمانان چچن، مسلمانان چين و بقيه نميشم که سيستماتيک سرکوب ميشن. اين همه سال طالبان تا جد و پدر جد همين همسايه های افغانی رو سوزوند، اين قانون اساسی ما کجا بود؟

دفاع از فلسطين فقط سرپوشيه برای پوشش بحران های داخلی. دولت و حکومتی که تو اداره مملکت خودش مونده، غلط ميکنه از فلسطين دفاع ميکنه. خود اونا هم دفاع ما رو نميخوان، نشونشم رای است که محمود عباس دادن! اينو ديگه نميتونی منکر شی. ادا در نيار. بگو ميخوام برم ايران. اينقدر هم از دهن مردم ايران حرف نزن. ما همه هم سن و ساليم، و هم اونجا رو خوب ميشناسيم و هم مردمشو.


:

حسین واقعا خجالت داره که تو میخواهی به من فرق بین دیسکورس با دیالوگ رو نشون بدی.عمو جان من این مسالب رو دست اول در دانشگاه سالهای 1990 خوندم. همون موقع اش هم نگاه انتقادی به پست استراکچرالیزم داشتم. تو واقعا فکر میکنی چون تو تازه به این مفاهیم رسیدی معنی اونها رو بهتر میفهمی؟ وقتی میگم که هم و غم تو طبقه غیر مذهبی داخل ایران و سفید پوستهاس خارج از ایرانه بهت برمیخوره. تو میخواهی حقانیت فلسطین رو با نشون دادن مو بور به ایرانی ثابت کنی؟ کدوم ایرانی؟ ایرانی مذهبی خودش «آلردی» طرفدار فلسطینه و به مو بور احتیاج نداره. برای من برعکس تو ساختهاار خارج از دیسکورس ها هستند . اصلا فرق فلسفی ما همینه که برای تو و بقیه پست استرکچرالیست های naive همه چیز توی دیسکورسه. درحالیکه برای من دیسکورس محدود به ساختارهایی هست که ماورای دیسکورس هستند و دیسکورس فقط تا حدی میتونه این ساختارها رو تحت تاثیر خودش قرار بده.

--------------

• هودر: این تویی که فکر می‌کنی از همه بیشتر می‌فهمی و می‌دانی و برای دیگران حقی قايل نمی‌شی. چند جور دیسکورس داریم و من نمی‌دونم تو بر اساس کدوم یکی از اونها داری حرف می‌زنی و قضاوت می‌کنی. چیزی که تو اسم رو میذاری ساختار توی بیشتر مدل‌های دیسکورس نفی نمی‌شه و اتفاقا دیسکورس شامل این ساخت‌ها که زبان و خاستگاه اجتماعی و روابط قدرت و... هم هست. مهم اینه که چی میخوای بگی آخر سر. دعوا سر اسم که نیست. اصل حرفت رو بگو. حالا تو اصرار داری بگی من نمی‌فهمم و تو می‌فهمی. باشه. تو با یک لیسانس هنرت فقط توی دنیا هستی که تئوری می‌فهمی و ایران رو هم بدون اینکه از بیست سال پیش دیده باشی از همه بهتر می‌فهمی، همینطور خاورمیانه رو بدون اینکه حتی یک دقیقه توی هیچکدومشون سپری کرده باشی. در ضمن، مطلب من رو اگه میخوای گیر بدی بهش لااقل درست بخون. من گفتم برای «جوانان نخبه‌‌ی امروزی» جمهوری اسلامی باید مواضعش رو یه جور دیگه فریم کنه. نه اونجوری که برای اکثریت مذهبی می‌کنه و خوب هم کار کرده همیشه. حالا تو اصرار داری حرف من تحریف کنی و بعد باهام مخالفت کنی. میذارم به حساب ایگوی ارضانشده‌ات و مشکلات اخیر کاری و زندگی‌ات.


:

Do you wanna know why they can convince educated people? The only country in the world with the title "Islamic republic" is Iran .after 30 years its clear that this system is not working, but they insist that this is the only way to heaven and Iranians are unique(i.e. Iran is in deep shit not because idiots are running the country because the enemy doesn't like us) You don't think such a system will lose its credibility? This system can not convince any body on any thing (even if its right),you and I are living in western countries with our health coverage and unemployment insurance ,if you go back to that shit hole and live there for a year then you wouldn't have so many questions with obvious answer! you act like you have never lived in that country. Those people you think government has convinced are just following the wind! (they have no opinion or education what so ever)


:

Hoder! Just reading the title I lost my interest in sex! Saying that, you could be on something here. Could it be that mullas find the Palestinian issue sexy? and that is why they are so drawn to that? Well, you never know what people find sexy when they are banned from doing the normal thing.


:

مشکل حسین اینه که فکر میکنه با دیسکورس بازی میشه شاختارهای واقعی رو یکشبه عوض کرد. دوباره بگم مشکل اینجا فلسفیه و برمیگرده به آموخته های جدید حسین. تبلیغات و پروپاگاندا و دیسکورس هاس جداب تا حدی موثر هستند و تمام این اعمال در داخل سیستم سیاسی روانشناسی اجتماعی امکان موثر بودن دارند. با دیسکورس نمیشه همه چیز رو عوض کرد. این یه مسکل. مشکل دیگه اینه که سکسی کردن مسئله ای مثل فلسطین خطر اینو داره که بعد از مدتی فلسطین از مد میفته. یادمون نره که چطور در پایان دهه ۹۰ سیاسی بودن و رادیکال بودن سکسی شد. از نوامی کلاین تا رادیوهد و بقیه همه شدند ضد کورپوریشن. بعد یه باره سیاسی بودن از مد افتاد و دوران vice magazine و غیر سیاسی و دست راستی بودن سکسی شد. مشکل سخصس حسین ایه که دوست داره این که از این موضوع ها برای جلب توجه در بین اقشار مدرن داخل ایران و دست چپی های مترقی در خارج استفاده کنه. مسکل حسین اسنه که هنوز برای اعتماد به خودش به کف زدن و جلب توجه سفید پوستها و آدمهای مدرن در ایران شدیدا نیاز داره. حسین نمیفهمه که یک تار ریش یه اخموی مسلمان ریشو به اندازه هزار تا دختر چفیه به سر برای فلسطین کاربرد واقعی داره.

-----------

• هودر: تو معنی دیسکورس رو خوب نفهمیدی انگار. دیسکورس معنی‌اش خیلی فراتر از دیالوگ است و اون چیزی رو هم که تو اسمش رو مذاری ساختار شامل میشه. در مورد سکسی کردن هم تو بهتره اول بعد از بیست سال یه سفر بری ایران تا بفهمی منظور من اصلا چی هست. ایران برای همراه کردن نخبه‌های جوونش باید یک سری خلاقیت به خرج بده و ظریف تر و خاص تر عمل کنه. تو امسال تابستون برو ایران تا بفهمی چی میگم. یه دختر آمریکایی موبور طرفدار حماس روی این قشر جوون ایران از تاثیر صدتا مرد ریشو بیشتره روی اون قشری که من می‌گم. اینا یه عمره صبح تا شب آدم ریشو دیدن که شدن طرفدار اسراییل. تو نبودی نمیدونی بابا جان.


:

بخش اول صحبت خنگ خدا رو چرا جواب ندادی؟ اینکه اندیشه و نوع بیانت شبیه شریعتمداری شده و هر کسی که چون تو نیاندیشد را مزدور و وطن فروش می نامی "اظهر من الشمس" است. لطفا کتمان نکن.

-------------

• هودر: من فقط کسانی را که مستقیما از طرف آمریکا و اروپایی‌ها برای ضربه زدن به کشورشان حمایت می‌شوند خائن می‌نامم. تازه نیازی هم به اسم گذاری من نیست. من فقط سند و مدرک پیدا می‌کنم و نشان می‌دهم. مردم خودشان هر اسمی می‌خواهند روی این کارهای می‌گذارند. اشکال کار کیهان این است که خیلی وقتها بدون سند و مدرک به آدم‌ها اتهامات گنده گنده می‌بندد. ولی همیشه هم حرفهایش غلط نیست. اصولا هیچکس همیشه حرفهایش غلط نیست. هیچ چیز سیاه مطلق یا سفید مطلب نیست.


:

Dear Hoder, I am totally against you, I beleive that less than 5% of iranian people even think about Palestine. In the country that more than 90% of people are under the line of poverty and very soon they wouldn't be able to buy basic food. If you want to make yourself famous there are lots of other way that you can use. Look at you blog from 2 years ago, you just turn yourself to a typical selfish person that just swear. No matter what you are with Ahmadinejad team. Your have problem whit anybody who get any reputation. Do you know wh nobody likes you? because you there is no logic in non of your word. You just swear. I am sorry to say that you don't know history, you have no idea about politics and mostof your analysis are totaly wrong and have no value at all. I came to your seminar in Vnacouver a few years back. You have nothing to say. You are desperately seeking for reputation but you can't find it. I am sorry to say that you have no understanding about political and economical situation in Iran. Your writing is fine and you are able to make implications. I am 100% diagree with standing to Israel and forget Palestinian people. They are human to but I think that Iran, Iranian and our national benefit has priority on everything. If I were you, I would forget writing for a period of time. I would go back and read my comments from 3 , 4 years ago. You are going down so bad.

------------

• Hoder: I have sourced my statistics. Where are yours for such incredible numbers about poverty and support of Palestine etc.? But even from the Iranian security point of view, apart from the ethical argument, Iran has helped its security by helping resistant groups against Israel, its closest enemy. Look how Israel is now scared of Hezbollah and Hamas.


:

من از بچه‌های هم‌سن‌وسال تو هستم. وقتی که ایران بودم در شمال شهر تهران زندگی می‌کردم. مشروب می‌خورم. به هیچ دینی هم اعتقاد ندارم. ولی هیچکدام از این‌ها هیچوقت باعث نشد که ظلم حکومت اسراییل به مردم فلسطین را نبینم. بی‌شعوری خودت را به دیگران تعمیم نده. مشکل تو این است که همیشه به همه چیز به طور سطحی نگاه می‌کنی. اگر دختران سکسی برزیلی چفیه به گردنشان نمی‌انداختند عقیده‌‌ات عوض نمی‌شد؟ برای همین است که دیگران را همیشه متهم می‌کنی به غربزدگی و نوکری «مردان سفید موبور». کافر همه را به کیش خود پندارد.

-------------

• هودر: من اتفاقا در یک محیط مذهبی و انقلابی بزرگ شدم و تا بیست و دو، سه سالگی هم آدم مقیدی به دین و مذهب بودم. برای همین خیلی بیشتر از امثال تو در معرض این تبلیغات زمخت و فرهنگ‌سازی رسمی جمهوری اسلامی درباره‌ی همه چیز بودم. نمی‌خواهم زیاد در دام ساختارگرایی بیفتم، ولی به هر حال تو هم اگر در شرایط من بزرگ شده بودی ممکن بود اینطوری نبوده باشی. آن دختر برزیلی اتفاقا نه مرد است و نه موبور. اصل حرف من این است که بر خلاف نگاه مدرن به سوژه (Subject) که آن را یک تمامیت خردمند فرض می‌کند، رفتار آدم‌ها بسیار تحت تاثیر تصادف و انگیزه‌های کاملا غیرعقلانی (شاید بشود گفت Contingency) است. خود تو هم برای بسیاری از علاقه‌ها یا تنفرهایتان نمی‌توانی دلایل عقلانی پیدا کنی، چون به احتمال زیاد آدم هستی، نه روبوت. مگر اینکه برای حال گیری از من آدم بودن و ذهن و حس داشتنت را هم نفی کنی.


:

fuck off baba.


:

میدونی چرا خارجیها خیلی راحت تر با این مساله کنار اومدند؟ چون قسمت زیادی از درآمدهای کشورشان که حق خودشونه به زور نمیدن به فلسطین. چون بحث ایدولوژیکی ندارند، طرف مظلوم رو میگیرند فارغ از دین و نژادشان، چون به بهونه حمایت از فلسطین دولتشون اقدام به تندوری و حرفهای بزرگتر از دهنشون نمیزنه... بله داداش من، هر جا افراط باشه، نتیجش همین میشه که در ایرانه.. من نه در شمال شهر زندگی میکنم، نه مرفهم نه بچه باحال، پس الکی دوباره انگ نزنی، من خودم معتقدم اسرائیل باید کنترل بشه و جنایتهاش محاکمه، اما از اون طرف هم حماس بخاطر جنایتهاش محاکمه بشه، من مثل تو سیاه سفید نگاه نمیکنم، تقصیر هر دو طرف هست و دولت بجای کمک به حماس از محل درآمدهای مردم کشورش که در بدبختی دست و پا میزنند، باید از شیوه های دیپلماتیک و فرهنگی به حمایت از "مردم" فلسطین بپردازه. در ضمن دست از اتهام زنی بردار، کیوسک حال کرده این آهنگ رو خونده و کلی هم طرفدار پیدا کرده تو ایران، گفتن حرف دل خیلی از مردم حتما وابستگی به آمریکا معنی نمیده...

-------------

• هودر: خاستگاه اجتماعی یک بخش از دیسکورس است، عقلانیت بخش دیگرش، و Contingency و تصادف هم بخش دیگرش. نمی‌شود کل یک دیسکورس (در این مورد یک آدم را) تقلیل داد به یکی از اینها. در ضمن، پولی که ایران به فلسطینی‌ها داده است یک هزارم پولی که عربستان و قطر و بقیه‌ی کشورهای عربی داده‌اند نمی‌شود. در مقیاس بودجه‌ی ایران هم رقمی نیست. مهم حمایت سیاسی و فکری‌ای است که ایران از فلسطین می‌کند و همه‌ی دنیا از این نظر از ایران عقب‌اند. براساس قانون اساسی ایران باید هم حمایت مالی بکند و هم سیاسی و معنوی و انواع دیگر. در ضمن، آلبوم تازه‌ی کیوسک که درآمد می‌فهمی که ماجرا طبیعی و اورگانیک است یا مهندسی‌شده و حمایت شده در آمریکا. من سندی از اینکه از اول این ار مهندسی‌شده بوده ندارم، ولی کلی شاهد هست که از یک جایی به بعد آمریکایی‌های دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی از این گروه حمایت کرده‌اند و استقبال و حمایت عباس میلانی از آن فقط یکی از این شواهد است. مطمئنا من اگر دسترسی به منابع مالی و خرج و دخل‌هایشان داشتم شواهد بیشتری پیدا می‌کردم. ولی صبر کن و ببین آلبوم بعدی‌شان چطوری و با چه محتوایی بیرون خواهد آمد.


:

جالب است که همزمان با نزدیک شدن نظرهایت به حکومت ایران ادبیات حکومت ایران را نیز بکار می‌بری! ادبیات تخریب دگراندیشان و خود را مرکز دنیا دانستن. نگاهی به نوشته‌های پیشینت بیانداز. بیشتر کسانی را که سرشان به تنشان می‌ارزد اگر با حکومت ایران موافق نباشند به راحتی مزدور و جیره‌خوار امریکا و اسراییل معرفی می‌کنی. همه خود فروخته و وطن فروش هستند مگر اینکه مانند شما فکر کنند. این ایده آدم را یاد حسین شریعتمداری و روزنامه‌ی کیهان میاندازد. من در سفرهایی که به ایران داشته‌ام و دارم نه تتها با به گفته‌ی تو بچه‌های باحال شمال شهر بلکه با مردم کوچه و بازار، با کاسب و راننده تاکسی، با پیرمردی که مسافرکشی می‌کند و با رفتگر محل هم گفتگو کرده‌ام. شنیده‌ام که مردم می‌گویند هنگامی که ما خودمان با هزار و یک مشکل دست و پنجه نرم می‌کنیم به ما چه در دعوای عرب‌ها و اسراییلی‌ها چه می‌گذرد. جوانی با لهجه‌ی لاتی می‌گفت: "عرب‌ها آنچنان از ما ایرانی‌ها متنفرند که وقتی تیم فوتبال ما به یکی از تیم‌های عربی می‌بازد همه‌ی عرب‌ها جشن می‌گیرند حالا به ما چه که اسراییل این ...ها را می‌کشد، به درک!". نکته‌ی جالب دیگر چگونگی خبررسانی رسانه‌های گروهی دولتی ایران است. اگر یک غیر نظامی بیگناه فلسطینی کشته شود تاکید بسیار می‌شود که غیرنظامی بود یا زن یا کودک بود. اما اگر یک زن یا کودک اسراییلی کشته شود خبر بصورت "یک صهیونیست کشته شد" پخش می‌شود! کشته شدن غیرنظامیان و بیگناهان بد و نادرست است چه فلسطینی و چه اسراییلی. نکته‌ی دیگر برخورد سیاسی حکومت ایران با این مساله است. اگر مسلمانان فلسطینی کشته شوند واویلا است و اسراییل و امریکا جنایتکار هستند ولی اگر مسلمانان چچنی به دست نیروهای کشور دوست و برادر! روسیه کشته شوند گوش‌ها سنگین می‌شود و کسی نمی‌شنود. البته به باور من تفاوتی وجود ندارد و کشته شدن غیرنظامیان بیگناه فلسطینی، اسراییلی، چچنی و غیره همه محکوم هستند بدون انتخاب گزینشی خبر.

-------------

• هودر: در زمخت بودن کلی تبلیغات جمهوری اسلامی شکی نیست و با تو موافقم. ولی فقط یک بخش از مساله مربوط به کشتار غیرنظامیان است. چون اگر اسراییل با آدمکشی و تانک و اسلحه این چند میلیون ساکن آن سرزمین را آواره نکرده بود و خانه‌هایشان را صاحب نشده بود خشونتی در مقابل آن وجود نمی‌داشت. ایران گاهی در این مورد اغراق کرده است، قبول دارم. کشتن غیرنظامیان اسراییلی را هم تایید نمی‌کنم، ولی قابل درک می‌دانم. در ضمن، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که مردم ایران با تمام این حرفها که می‌گویی باز هم با اکثریتی قوی پشت فلسطینی‌ها ایستاده‌اند. مردم ایران قر زیاد می‌زنند، ولی عملشان خیلی وقتها با این قرقرها فرق دارد. ما که دیگر خودمان را بهتر می‌شناسیم.


:

تو هم خوب بلدی آقای گودرزی رو به آقای شقايقی ربط بدی ها!! بابا جون پيتزای "قرمه سبزی" واقعا وجود داره!!!! يه ايرانی فکر کنم تو کاليفرنيا.... کلّی هم کارو بارش گرفت و معروف شد سر اين قضيه "پيتزای قرمه سبزی".آقای گودرزی رو به آقای شقايقی ربط نده!

-------------

• هودر: کانتکست شعر با چیزی که تو می‌گویی تفاوت دارد. لب حرف شعر همان دوگانه‌ی بی‌معنی و ساده‌انگارانه‌ی «سنت دربرابر مدرنیته» ‌است و می‌خواهد بگوید که این «تناقض» ها در نهایت باید از بین برود تا ایران مثلا به چیزی که آقایان بالاشهری سوسول ما می‌خواهند، برسد. «کیک زرد» را کنار بگذارد، دفاع از فلسطین را بی‌خیال شود، مذهب را ول کند چون دموکراسی دینی مثل پیتزای قورمه‌سبزی بی‌معنی و مسخره است، و... ویدیوی احمد کیارستمی هم همین تم را با یک سری نشانه‌های بصری تقویت می‌کند و فراتر می‌برد. دوباره ویدیو را ببین و شعرش را گوش کن.



فوکو هرگز از نوشته‌هایش راجع به ایران اظهار پشیمانی نکرد


می‌دانید که کمونیست‌های فرانسه شدیدا از میشل فوکو بخاطر نابود کردن دنیای سیاه و سفید و تقلیل‌گرایانه‌ی خود متنفر بودند. برای همین هم همیشه دنبال بهانه می‌گشتند تا یک جوری او را ضایع کنند. این بهانه با نوشته‌های ستایش‌آمیز فوکو درباره‌ی انقلاب ایران پس از مدتها به دست آمد و یکباره حملات شدیدشان به فوکوی بینوا شروع شد.

طبیعتا طبق معمول یک زن کمونیست کلنگی ایرانی و بر اساس رسم همیشگی با اسم مستعار (آتوسا) هم پیدا شد که بیاید و با استفاده از اعتبار ایرانی بودنش بریند به فوکو. استدلال این خانم هم هیچ فرقی با استدلال‌های نژادپرستانه‌ی امثال کمونیست کارگری یا نومحافظه‌کاران آمریکایی ندارد که همه‌شان کل انقلاب ایران را به یک جور خاص از اسلام و کل آن جور خاص اسلام را به مساله‌ی زنان و کل مساله‌ی زنان را به حجاب یا سنگسار تقلیل می‌دهند.

همان‌قدر که مضمون نوشته‌ی این زن را هزاران بار در این سالها دیده و خوانده‌ایم، جواب مختصر و مفید فوکو به او را هم می‌توان هزاران بار در پاسخ به هر کدام از این نوشته‌ها داد. حتی در پاسخ به آفاری و اندرسون که کل کتاب را برای خراب کردن فوکو و بی‌اعتبار کردن دفاعش از انقلاب ایران و خمینی نوشته‌اند و دقیقا از همین سبک استدلالی این آتوسای کمونیست ناشناس (معمولا این کمونیست کلنگی‌ها همه ناشناسند تا خودشان هر گهی خواستنند بخورند، ولی دست کسی به آنها نرسد.)

خانم آتوسا هـ. مقاله‌ای را که نقد کرده است [ظاهرا اصلا] نخوانده است. این البته حق ایشان است. ولی نباید این جمله را که «معنویت اسلامی جایگزین بهتری برای استبداد است» در دهان من بگذارند. وقتی کسی در حال سردادن شعار «دولت اسلامی» کشته می‌شود ما باید خود را ملزم به پرسیدن بدانیم که محتوای این شعارها چیست و چه چیزی آنها را برانگیخته است. در ضمن، من در نوشته‌هایم به نکاتی هم که زیاد امیدوارکننده نبوده‌اند اشاره کرده‌ام.

اگر نامه‌ی خانم آتوسا هـ. تنها از روی سوء تفاهم نوشته‌هایم بود این پاسخ نمی‌نوشتم. ولی در این نامه دو نکته‌ی غیرقابل تحمل هست: ۱) اینکه اول تمام جنبه‌ها، تمام فرم‌ها و تمام قابلیت‌های اسلام را در یک اظهارنظر کوتاه خشمگینانه خلاصه می‌کند و بعد تمام آن را به برچسب هزار ساله‌ی «فناتیسیزم» محکوم و رد می‌کند، ۲) اینکه گمان می‌کند کنجکاوی تمام غربی‌ها راجع به اسلام تنها بخاطر تنفر از مسلمانان است. درباره‌ی یک غربی بیزار از اسلام چه می‌توان گفت؟

مساله‌ی اسلام به عنوان یک نیروی سیاسی مساله‌ای اساسی برای زمان ما و آینده است. اولین شرط برای نزدیک شدن به این مساله، با حتی با کمترین هوش و ذکاوت ممکن، این است که با تنفر شروع نکنیم. [ح.د: به نظرم نکته‌ی دوم در نسخه‌ی انگلیسی را وارونه ترجمه کرده‌اند. ولی من چون اصل فرانسوی را ندارم مجبورم به همان واژه‌ی scorn انگلیسی که مترجمان آورده‌اند تکیه کنم.] (منبع: کتاب «فوکو و انقلاب ایران»، صفحه‌ی ۲۰۹)

فوکو بخاطر آن نوشته‌ها خیلی تحت فشار جو غالب کمونیستی روشن‌فکری اروپا قرار گرفت، ولی بر خلاف چیززی که در ایران به دروغ مشهور شده است او هرگز حتی یک جمله هم ننوشت که بتوان از آن معنی پشیمانی یا تغییر عقیده درباره‌ی نوشته‌هایش از ایران دریافت. آخرین مطلب او که درواقع دفاعی است از نگاهش به ایران بسیار مهم است، از این نظر که نگرش متفاوت و عمیق‌تر و کلی‌تر و تئوریکش را با کسانی که نگاه سطحی‌تر و نزدیک‌تر و غیرتئوریک‌تری دارند و فوکو آنها را «استراتژیست» می‌نامد نشان می‌دهد:

اگر کسی از من بپرسد که کارهای خودم را چطور می‌بنیم و درک می‌کنم، پاسخ من این است. کسی این دنبال این جور سوال است، [از نظر من] یک استراتژیست است: «چطور این مرگ یا شورش یا اعتراض از نظر رابطه‌اش با یک کلیت یا فلان اصل کلی در این موقعیت بخصوص که ما در آن هستیم اهمیت پیدا می‌کند؟»

برای من فرقی ندارد که این فرد استراتژیست [از نظر حرفه‌ای] سیاستمدار است، یا تاریخ‌دان یا انقلابی یا طرفدار حزبی شاه یا آیت‌الله [خمینی]. چون ضوابط اخلاقی من از نظر تئوریک با این نگاه فرق اساسی دارد. من بر اساس ضوابط اخلاقی‌ام «ضد استراتژیست»ام. [چرا که به نظرم] ما باید به اتفاق‌های منحصربه فرد احترام بگذاریم و وقتی یک حکومت قواعد جهانشمول را می‌شکند برای رام کردن آن تلاش نکنیم.

این یک انتخاب ساده است ولی عملی کردنش کار سختی است. [چرا که] باید به دقت چیزهایی را که تاریخ را تغییر می‌دهند و آشفته می‌کنند در زیر لایه‌های رویین آن تحت ظر بگیریم و همزمان باید چیزهایی را که در پشت سیاست آن را محدود می‌کنند ببینیم. در نهایت، این کاری است که من می‌خواهم بکنم. [طبیعتا] من اولین نفر یا تنها کسی نیستم که چنین قصدی دارم، ولی بهرحال این [نگاه ضداستراتژیستی] راهی است که برگزیده‌ام. (منبع: کتاب «فوکو و انقلاب ایران»، صفحه‌ی ۲۶۷)


Excerpt: Unlike what is falsely known among Iranians and else, Michel Foucault never regretted his writings and appraisal on the 1979 revolution in Iran. To him, it was a emerging singularity and a revolt against the universal which deserved much respect and attention.

نظرات ديگران
:

اصلاً لازم نیست آدم برود و بگردد ببینید فوکو چنین اظهار پشیمانی کرده یانه. (گرچه من هم تصدیق می کنم که هیچ جا این توبه نامه کذایی را ندیده ام) چون اگر کسی فوکو را بشناسد می داند که چنین آدمی با آن تفکر نمی تواند هرگز چیزی درتقبیح انقلاب و خمینی گفته باشد. ولی متاسفانه دوستان کمسواد و میانمایه ایرانی ما مثلاً در روزنامه کارگزاران و غیره که هیچ کتاب دست اولی از فوکو نخوانده اند به نقل قول از رفیق رفقا بسنده می کنند و می شود همینی که هست. حالا تازه خیلی هم ادعا دارند.


:

iaboo Focault only talked baout Islamic revoulotion right after th incident, after he didn't even mention it no more.At te time nobody knew what Khomeini has in mind, even Said supported the revolution at the time.


 
 




--
- Hossein Derakhshan
Weblog: http://hoder.com
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages